مطالب منتشر شده در «سخنی با خوانندگان»


اولین خانه‌ی ابدی!

داماد سر خانه بودن هم خوب است، هم بد. از طرفی مفت و مجانی بودنش یک‌جورهایی لذت‌بخش است، از طرف دیگر آدم مدام باید به ساز خانواده‌ی زنش برقصد… وبلاگ‌نویسی هم یک چیزی توی همین مایه‌هاست. نوشتن توی فضای رایگان خوب است، پرشین‌بلاگ و بلاگفا و وردپرسش هم فرقی ندارد. منتها نوشتن در این‌ها یک اشکال اساسی دارد: آدم حتی باید تبلیغات جومونگ کنار وبلاگش را هم تحمل کند!

راستش شب‌گیر چند هفته پیش زنگ زد و گفت که می‌خواهد برای تولدم یک خانه‌ی مجازی درست و حسابی بخرد، با تمام مخلفاتش! (ضمناً تولدم فرداست و پیشاپیش از همه تشکر می‌کنم!) موقعی که این‌را گفت از شدت ذوق‌زدگی یادم رفت بگویم که چقدر با این کارش خجالت‌زده‌ام می‌کند اما حالا اعتراف می‌کنم آن لحظه از معدود لحظاتی بود که یک آدم کچل را در زندگی‌ام دوست داشتم!

بگذریم، بقیه‌ی حرف‌ها را بعداً به خودش می‌گویم. فقط خواستم اطلاع بدهم که از امروز بار و بندیلم را جمع کرده‎ام و آمده‎ام این‎جا، سر خانه و زندگی خودم…

پی‌نوشت:
۱ـ اگر به وبلاگم لینک داده‌اید و از این کارتان پشیمان نیستید می‌توانید آدرس جدید را جایگزین کنید و از این به‌بعد نوشته‌هایم را در یک جای باکلاس‌تر بخوانید!
۲ـ درآمدن وبلاگ به‌شکل و شمایل فعلی حاصل زحمات چندتا از دوست‌های خوبم است که بارها و بارها مزاحمشان شدم. اول از همه امین عزیز که هاست و دامین و بقیه‌ی مقدمات کار را در زودترین زمان ممکن آماده کرد. مرتضی، دوست قدیمی دوران دانشگاه، که راهنمایی‌هایش تأثیر زیادی در بهتر شدن قالب وبلاگ داشت. شروین جان فتحی و مهرداد عزیز که غرغرهایم در مورد قالب را تحمل و تا جایی که می‎توانستند کمکم کردند. وب ۳ که زمینه‌ی انتقال آرشیو وبلاگ‌های قبلی به این‌جا را فراهم کرد و از همه مهم‌تر مادام گلابی که صد بار سربرگ وبلاگ و آیکون فیدم را تغییر داد تا آن‌طوری بشود که دوست داشتم… یک‎بار دیگر از همه‎شان تشکر می‎کنم.

نوشته شده در دسته‌ی: سخنی با خوانندگان


۳۷۰ دیدگاه موسیو گلابی | ۷ بهمن ۱۳۸۸ | ساعت ۰۲:۵۳

فصل‌الخطاب!

یک‌وقت‌هایی فکر می‌کنم (بله، گاهی از این‌جور کارها هم می‌کنم!) بعضی از خوانندگان وبلاگم انتظار دارند فقط برایشان طنزهای سیاسی ناز و نارنگی و جینگول و قشنگی بنویسم که از خنده پاره شوند… بعدش هم همان‌جا کنار کامپیوترشان بیفتند و آن‌قدر بخندند و دست و پا بزنند که بی‌هوش شوند تا پست بعدی!

نتیجه‌ی این فکر همین می‌شود که تا یک پست نسبتاً شخصی می‌نویسم فوری ناراحت می‌شوند (دارم در مورد همان بعضی‌ها صحبت می‌کنم) و شروع می‌کنند به انتقاد کردن که چی شده؟ تب داری؟ با مادام گلابی دعوا کردی؟ چرا به خودت استراحت نمی‌دهی؟

مگر دارید ستون طنز روزنامه را می‌خوانید که انتظار دارید برایتان مسائل جامعه را به‌رشته‌ی نقد در بیاورم؟ اصلاً به من می‌آید که کار دهان‌پرکنی مثل رشته‌ی نقد را انجام بدهم؟! جدی جدی پیش خودتان فکر کرده‌اید که یک گل‌آقا این طرف مانیتور نشسته و دارد طنز می‌نویسد؟ خب اشتباه فکر کردید، من حتی رحیم مشایی هم نیستم!

یک زمانی به‌شوخی گفته بودم روزی می‌رسد که چند میلیون نفر وبلاگم را می‌خوانند و پست‌هایم به چندین و چند زبان زنده‌ی دنیا ترجمه می‌شود… در این لحظه‌ی روحانی اعلام می‌کنم که غلط کردم. شوخی کرده بودم تا یک قدری دور هم بخندیم. فکر نمی‌کردم این‌قدر بی‌جنبه باشید و انتظارتان از وبلاگم این‌قدر بالا برود!

راستش تازگی‌ها وقتی بعضی از کامنت‌هایم را می‌خوانم، احساس می‌کنم که یک‌جایی گیر افتاده‌ام و همه دارند رسماً به‌من تجاوز می‌کنند. بعد هم قاه قاه می‌خندند و دور می‌شوند… توی دلشان هم می‌گویند حقش بود.

خواهر من، برادر من! این‌جا هم یک وبلاگ است مثل بقیه‌ی وبلاگ‌ها که گاهی بعضی از پست‌هایش از بد حادثه یک‌قدری بامزه می‌شود، فقط همین! جوابم هم به آن‌ها که می‌خواهند برای نوع نوشته‌های وبلاگم تصمیم‌گیری کنند این است که من شاید هر چند وقت یک‌بار هوس کنم که توی خانه‌ی خودم شلوارم را پایین بکشم. این قانون من است و به کسی اجازه نمی‌دهم برای من قانون تعیین کند. شورای نگهبانش هم خودم هستم، مجمع تشخیص مصلحت هم ایضاً… و از همه مهم‌تر این‌که فصل‌الخطابش هم خودمم. والسلام!

نوشته شده در دسته‌ی: سخنی با خوانندگان


۱۸۰ دیدگاه موسیو گلابی | ۲۴ آذر ۱۳۸۸ | ساعت ۰۵:۵۵

پنج‌گانه‌ی روشن‌گرانه!

این وبلاگ برای مدت کوتاهی هک شد. بعد من رفتم اعتراض کردم که رمز منو دزدیدن، دارن باهاش پز می‌دن! دوستان هم لطف کردند و نگذاشتند وبلاگستان به اغتشاش کشیده شود. درست برعکس دنیای واقعی که هم پزش را می‌دهند، هم کار به اغتشاش کشیده می‌شود و هم معلوم نمی‌شود که آخرش چی به چی شد … البته هم‌های دیگری هم هست که الآن جای گفتنشان نیست! این یک مورد.

مورد دوم این‌که در همین فاصله از قول من نوشتند که قرار است از این‌جا کوچ کنم و بروم یک جای دیگر که چنین چیزی را تکذیب می‌کنم. دیگر لازم به گفتن نیست که آن پست را اساساً من ننوشته بودم!

سوم این‌که الآن کنترل وبلاگ دست خودم است و من واقعاً موسیو گلابی هستم، منتها نمی‌دانم چطور باید این را به شما ثابت کنم! امیدوارم که خودتان با زبان خوش قبول کنید… جان؟ چی؟ نشنیدم؟ بله، مثل این‌که تهدیدم مؤثر بود و قبول کردید!

چهارمین چیزی هم که می‌خواهم بگویم، توضیحی درباره‌ی یکی از کامنت‎های پست قبل است. میثم الله‎داد در اولین کامنت پست قبل نوشته: «احسان دوست داریم. خداییش شاه‌کار بود احسان.» حالا بعضی از دوستان فکر می‌کنند که اسمم احسان است و توی کامنت‌های خصوصی و عمومی‌شان گیر داده‌اند و من را احسان صدا می‌کنند! همه‌ی آن‌ها را به خواندن خط یکی مانده به آخر پست قبلی دعوت می‌کنم تا قضیه‌ی احسان برایشان روشن شود… شما که نباید پست‌های وبلاگ من را همین‌طور سرسری بخوانید. این پست‌ها پشتش یک دنیا حرف است، یک دنیا نکات ارزنده و آموزنده است، سبد سبد راز است، دسته دسته پند است، بعله! خیلی چیزها پشت این نوشته‌های من است که نسل‌ها باید بیایند و بروند تا این‌ها را کشف کنند و بفهمند که موسیو گلابی کی بود و پشتش چی بود!

فعلاً همین‌ها بود که به ذهنم می‌رسید، اگر چیز دیگری هم بود در آینده‌ی نزدیک عرض می‌کنم خدمتتان! آهان، تازگی‎ها یک جمله‎ی باکلاس هم یاد گرفتم که هی دلم می‌خواسته یک جایی استفاده کنم. فکر می‌کنم همین‌جا بهترین فرصت باشد… «اوقات خوشی را برایتان آرزومندم»!

دوستان اشاره می‌کنند که مطابق عنوان پست گویا باید پنج مورد روشن‌گری انجام می‌دادم که این‌ها را هر جور حساب کرده‌اند چهار تا شده، تازه با ارفاق! واقعیت این است که همه‌ی حقایق روشن شده و چیز خاص دیگری نیست که بگویم؛ جز این‌که الآن جای شما خالی، دارم چس فیل می‌خورم و ازشان صدای ترق ترق در می‌آورم. خیلی هم حال می‌کنم برای خودم! شما هم یک بار توی سکوت و ترجیحاً در شب امتحان کنید، صدای قرچ و قروچش کل خانه را می‌گیرد! این موضوعی که گفتم را هم شما به عنوان مورد پنجم در نظر بگیرید!

و ختم کلام این‌که به هر حال من هستم، شما هم که هستید، چس فیل هم که می‌خورم، شهر هم که امن و امان است، پس اوقات خوشی را برایتان آرزومندم!

نوشته شده در دسته‌ی: سخنی با خوانندگان، شخصی‎نوشت‎ها


۸۸ دیدگاه موسیو گلابی | ۲۱ مهر ۱۳۸۸ | ساعت ۰۱:۴۱



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه