مطالب منتشر شده در «خرداد ۱۳۸۹»


سؤالات احتمالی گزینش!

چند تا سؤال قرص و محکم در مورد نماز جمعه طرح کرده‌ام که فکر می‌کنم بتواند معیار خوبی برای گزینش کارمندان در مراکز دولتی باشد. گفتم شاید کسی از شما دنبال کار دولتی باشد و دو روز دیگر همین‌ها به کارش بیاید، این شد که تصمیم گرفتم یک نسخه از سؤالات را در اختیار شما هم قرار بدهم.

و اما سؤالات طرح‌شده:

آیت‌الله جنتی موقع خواندن خطبه‌ها به یک سلاح تکیه می‌دهند، این سلاح چه نقشی دارد؟
الف) نقشش مثل مشت به دهان است، برای ترساندن استکبار به‌کار می‌رود.
ب) مردم شاید هزار تا چیز مختلف دستشان بگیرند، فضولی‌اش به من نیامده!
ج) آنجا را نمی‌دانم ولی نقشش در خیابان‌ها پررنگ است.
د) چه جالب، تا حالا فکر می‌کردم اسلحه به ایشان تکیه می‌دهد!

اصلاً تا حالا در نماز جمعه شرکت کرده‌اید؟
الف) شرمنده، جمعه‌ها با اهل و عیال می‌رویم کوهنوردی.
ب) به‌خدا از این به بعد شرکت می‌کنم.
ج) بله، یکبار با بچه محل‌هایمان رفتیم. آخرش حاجی با دست علامت می‌داد و ما به دلیل نامعلومی گریه می‌کردیم. به هر کداممان یک ساندیس هم داد که هنوز دارمش!
د) معمولاً هر هفته شرکت می‌کنم. در ضمن بنده غلامحسین الهام هستم و برای سیر کردن شکم زن و بچه‌ام واقعاً به این کار احتیاج دارم!

آیا در سؤال قبلی گزینه‌ی «الف» را انتخاب کردید؟
الف) خیر، علاقه‌ای به کوهنوردی ندارم.
ب) خیر، اهل و عیال ندارم.
ج) خیر، جرأت نکردم.
د) بله، اما حالا جوابم را تغییر داده و گزینه‌ی «ب» را انتخاب می‌کنم!

وقتی هیچ‌کس گزینه‌ی «الف» را انتخاب نمی‌کند پس چرا ما این گزینه را در بین جواب‌ها قرار دادیم؟
الف) چون می‌خواستید نشان بدهید که دموکراسی دارید.
ب) چون ائمه‌ی جمعه در طراحی سؤال‌ها نقش داشته‌اند.
ج) به همان دلیل که گزینه‌های دیگر را گذاشتید.
د) اتفاقاً این سؤال را من هم از شما دارم!

این آقایی که در صف اول نشسته، به ابروهایش چین و چروک داده و سرش را جلو آورده چه هدفی دارد؟
الف) آقای دوربینی خودمان است که سعی کرده ژست روشنفکرانه بگیرد.
ب) می‌خواهد صدای آقای صدیقی را بشنود.
ج) احمد خاتمی‌ست که تصویرش توی آینه افتاده، گویا مشغول خواندن خطبه‌ی دوم است!
د) احمد جنتی دارد حرف می‌زند، این آقا هم تلاش می‌کند که ایشان را پشت تریبون پیدا کند!

ویژگی بارز یک امام جمعه‌ی خوب چیست؟
الف) عمر دراز
ب) چشم درشت
ج) صدای ضعیف
د) واه و واه و واه!

امام جمعه‌ی موقت تهران همین چند هفته پیش گفته بود که زنا موجب زلزله می‌شود، چه نظری در این مورد دارید؟
الف) نه، باور نمی‌کنم، گفتن چنین چیزی از تریبون نماز جمعه ممکن نیست.
ب) بله، من هم با گزینه‌ی قبلی موافقم!

به هرحال حرفی‌ست که گفته شده، شما هم به‌جای این حرف‌ها نظرتان را بگویید.
الف) والله نظر خاصی ندارم، من که کار خودم را می‌کنم!
ب) فرد مسکوس (!) را از روی پایم بلند می‌کنم، قرار بوده خوش بگذرانم نه این‌که گور خودم را بکنم!
ج) انتظار داشتم منجر به سیل یا آتشفشان بشود!
د) نمی‌خواهم اذیتتان کنم اما هنوز باورم نمی‌شود، خداییش چنین حرفی زده؟

در همین رابطه چه حرفی با «کاظم تلنبه» و «آسیه لرزون» به‌عنوان دو تن از زناکارهای بزرگ شهر دارید؟
الف) من همیشه حرف‌هایم را با کاظم می‌زنم، مگر باید با آسیه هم حرف بزنم؟
ب) از آسیه می‌خواهم که دست یکی از دوست‌های دخترش را در دست من بگذارد.
ج) از کاظم می‌خواهم که دست از سر دوست‌دختر من بردارد.
د) خود کاظم را می‌خواهم!

این‌ها را که خودمان هم می‌دانیم، منظورمان یک حرفی‌ست که به درد فرم گزینش بخورد.
الف) آهان، خب خواهش می‌کنم که این دو گرگ پلید هرچه سریع‌تر به لندن صادر شوند.
ب) این دو بزرگوار خودشان بهتر از من می‌دانند که کارشان پسندیده نیست، امیدوارم آقا کاظم عزیز و آسیه خانم مهربان این کار را به‌طریق شرعی انجام بدهند.
ج) لطفاً یک فکری به حال من ناکام بکنند، پدر و مادرم هم قرار است تا دو روز دیگر بروند مسافرت!
د) اگر هزار بار دیگر بپرسید باز هم کاظم را می‌خواهم!

انگار نمی‌فهمید که حرف‌هایتان باید به درد فرم گزینش بخورد… اصلاً نخواستیم، حرف آخرتان را بزنید!
الف) سؤال‌های جالبی بودند، واقعاً لذت بردم.
ب) به فضل پروردگار و با تکیه به همین نماز جمعه‌ها چشم فتنه کور خواهد شد.
ج) بنده غلامحسین الهام هستم مجدداً مزاحم شدم. خواستم تأکید کنم که این قضیه بین خودمان بماند، فاطمه خانم بشنود پیش در و همسایه سرشکسته می‌شود.
د) از شما متشکرم که سؤال‌هایتان را تا این حد تخصصی و هوشمندانه طرح کردید، جداً خسته نباشید!

نوشته شده در دسته‌ی: طنزیحات


۱۳۲ دیدگاه موسیو گلابی | ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ساعت ۰۸:۱۰

  • صفحه 2 از 2
  • »
  • 1
  • 2


فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه