ما زنده به آنیم که آرام نگیریم!

پست قبلی را که نوشتم بعد از یکی دو روز بلند شدم رفتم مسافرت، وقتی که برگشتم اول از همه یک نگاهی به تعداد لایک‌هایش انداختم. هزار مرحبا، حدوداً چهارصد تا بود. «ما بی‌شماریم» و «استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم» و «هر شهروند یک رسانه» را برداشتید گذاشتید روی انگشت شستتان و همه را در قالب یک پکیج استثنایی نشانشان دادید! دست مریزاد، مشت محکمی به صورتشان زدید، خوبشان شد. تا این‌ها باشند که نوشته‌های من را زیر سؤال نبرند.

نه این‌که فکر کنید با همین چندرغاز لایک دُم درآورده‌ام و خدا را بنده نیستم، نه به حضرت عباس! این چیزها برای من از آب بینی بز کم‌ارزش‌تر است. الآنم را نگاه نکنید که این از خدا بی‌خبرها فیلترم کردند و پر و بالم را چیدند، قبل‌ترها ظرف یک روز دویست تا کامنت توی وبلاگم می‌گذاشتند. آن موقع‌ها شما اسمم را که می‌آوردی، نصف جماعت مجازی تمام‌قد جلوی کامپیوترهایشان بلند می‌شدند… به‌هرحال دست تقدیر از آستین فیلترینگ بیرون آمد و زد پس کله‌ی ما، از آن به بعد هم دلخوشی ما شد همین لایک‌های محبت‌آمیز رفقا!

بگذریم… چه خبر از گوشه و کنار ایران؟ شنیدم توی نماز جمعه بلوا شده و «مرگ بر موسوی» گفته‌اند. به‌خدا اگر من جای سیدحسن بودم می‌زدم زیر خنده، می‌پرسیدم شما چطور همه چیز را به هم ربط می‌دهید! تازه این‌هایی که توی نماز جمعه می‌بینید آدم حسابی‌های طرف مقابلند، چهار کلاس سواد دارند، پلاکارد را برعکس دستشان نمی‌گیرند! چماق‌دارهایشان زمین تا آسمان با این‌ها فرق دارند، من از نزدیک باهاشان برخورد داشته‌ام. بعضی‌هایشان از اساس نمی‌توانند چماق را درست توی دستشان بگیرند، یعنی بیشتر از این‌که ضربه‌هایشان به طرف مقابل بخورد می‌رود توی چشم و چال خودشان؛ یک بخش دیگرشان هم کلاً چماق را برمی‌دارند می‌برند خانه و جای وردنه استفاده می‌کنند! لابد می‌پرسید پس این‌ها که چماق را درست وسط صورت معترضان می‌زنند کی هستند؟ خب این‌ها همان‌هایی هستند که توی نماز جمعه شعار می‌دهند. اصلاً یکی از مهم‌ترین ضعف‌های طرف مقابل این است که نیروهای متخصص کافی ندارد، چماق به‌دست ماهر و شعاردهنده و بازجوی حرفه‌ای و نویسنده‌اش یک نفر است! حالا اگر یک وقت فرصت شد در مورد دار و دسته‌شان بیشتر می‌نویسم…

گفتم می‌نویسم یاد یک چیزی افتادم. تصمیم دارم علی‌الحساب و برای دستگرمی از این ماه دوباره وقایع اتفاقیه را بنویسم، یک ایده‌هایی هم برایش دارم. نمی‌دانم نسبت به قبل چقدر بهترش می‌کند اما حال و هوایش را تا حدودی عوض می‌کند. شما پیشنهادی چیزی ندارید؟ پیشنهاد درست و حسابی‌ها، یک چیز اجرایی که سرم را بالای دار نبرد!

البته همزمان با مطرح کردن ایده‌هایتان می‌توانید تجمع مسالمت‌آمیز هم انجام بدهید، خبررسانی هم بکنید، فیلترشکن هم باشید. باور کنید اگر این چند روز از حجم فعالیت‌های زیرشکمی‌تان هم کم بشود راه دوری نمی‌رود. این‌طور هم نباشد که فقط پای کامپیوتر بنشینید و برای هم لایک بزنید، به‌جایش یک سر به کتابفروشی‌های انقلاب بزنید و همان‌طور پیاده بروید تا میدان آزادی و کنارش عکس یادگاری بگیرید، آخر خرداد بهترین وقت برای این کارهاست… خلاصه که من روی نیروهای متخصص طرف خودمان حساب کرده‌ام!

نوشته شده در دسته‌ی: سخنی با خوانندگان، طنزیحات


موسیو گلابی | ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ | ساعت ۰۶:۲۲

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. پوریا در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۴۴

    آقا حالا درسته ما بیشماریم، ولی حالا اینقدر نگو که پس فردا بیان بشمارنمون تعداد کم شه!
    ضمن اینکه واسه من یکی قیلتر بودن یا نبودن وبلاگت اهمیتی نداره. چون در هر صورت میتونم بی دردسر وبلاگتواز ریدر بخونم.
    راستی یه بنده خدایی (که یادم نیست اسمش چیه) یه جایی خوندم که میگفت: «به لایک زدن توی گودر اکتفا نکن. بایستی مث مرد بری جلو و بهش بگی که دوسِت دارم!» حالا منم میگم: دوسِت دارم!

  • 2. Helen در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۰۵

    :دی!
    به به. دارم اینجا کامنت می ذارم. اینو به اون پکیج استثنایی اضافه کنید!

  • 3. زهرا در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۳۰

    موسیو…لحن نوشتنت عوض شده…مطمئنی خودتی؟!

  • 4. وارش در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۳۱

    به جان مادرم تو الان فیلتر نیستی فکر کنم معجزه شد روشون رو کم کردیم من الان تو رو باز کردم بدون فیلتر دیدی امتحان کن

  • 5. وارش در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۳۳

    وبلاگ موسیو رو لایک آزاد کرد

  • 6. فریبا در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۳۹

    تو که فیلتر نشدی! چی چرت و پرت میگی؟؟

  • 7. لیمونویس در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۱۲

    دیدگاه میدگاه نداریم گلابی جان، سریع باش! لازم نکرده عوضش کنی. اگه شانس ماست تغییرشو تو قلع و قمعش اعمال میکنی … .

  • 8. وارش در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۳۲

    نمیدونم نظر گذاشتم چی شد ؟ موسیو وبلاگت برای من فیلتر نیست خوشبحانه وبلاگ آزاد شد تبریک میگم

  • 9. محمد در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۲۵

    هم توی گودر لایک میدیم ، هم اینجا کامنت میذاریم ، تا چشمشون دربیاد !!!

  • 10. آنارام در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۰۱

    موسیو جان
    حساب ما بیچاره های رو هم بکن
    امتحان داریم بخدا

  • 11. setareh در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۰۵

    به هر حال ما که از رو نمیریم…

  • 12. آنارام در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۱۸

    من میخوام یه نظره طولانی بفرستم برات . اینجا نمیشه . کجا بفرستم؟

  • 13. آنارام در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۱۸

    ما بیچاره ها دانشجو 

  • 14. مهدی صالح پور در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۰۹

    اولین پستی بود که اینجا می خوندم… البته باید ذکر کنم که یک گوگل ریدری ام! یعنی از اونجا میام!

    باحال می نویسی ها! تا الان کجا بودی؟ ندیده بودمت!!!

    + این تیکه آخر رو خیلی حال کردم. فقط نگفتی که بهترین فرصت برای خرید کتاب، شنبه ساعت ۱۶ از کتاب فروشی های امام حسین تا آزادیه! فقط دوستان انتشارات کیهان نرن که شر میشه!

  • 15. شفته در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۱۲

    اینا چه جوری میگن فیلتر نیست آزاد شد ؟من هنوز با فیلتر شکن میام….

    ————————-
    برای خودمم فیلتره!

  • 16. هرا در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۲۶

    روی منم حساب کنم! هرچی نباشم حسابدار خوبی ام…

  • 17. مشت محکم در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۴۲

    خیلی خوشحالم که وقایع اتفاقیه دوباره راه می افته
    راستش قبلا فقط ماهی یک بار می اومدم وبلاگت و فقط برای خوندن وقایع اتفاقیه
    همون مدل خیلی خوب بود
    مراقب باش تغییراتت خرابش نکنه
    مراقب خودت باش
    یه گلابی بیشتر نداریم!

  • 18. mojesoda در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۰:۱۸

    اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند،

  • 19. آقای زیپ در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۱:۳۲

    یعنی عاشقتم …

  • 20. مارکوپلو دم کشیده در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۴۳

    مام که امتحان کردیم دیدیم فیلتر نیستی
    ولی علی ایو حال! پیشنهادم میدیم. به نظر من بهتره که بیشتر شخصی کنی اتفاقا رو. یعنی نظر خودتو قاطیش کنی و حتی پیش بینی کنی. من حتی پیشنهاد می کنم یه وقایع اتفاقیه داشته باشی یه وقایع اتفاق خواهد افتادیه!! بعدش میشه خودت ببینی چقدر اونا که گفتی درست از آب در اومده. کل ایده رو که نمیشه اینجا رو کنم که. گاسم خودم خواستم تو وبلاگم پیادش کنم. آدم عاقل که نمیاد همه دار و ندارشو هوا کنه که!
    اون وقتا که فیلتر شدی تو یه پست نوشتم که احتمالا به چی رو میاری. ظاهرا اشتباه فهمیده بودم!!

  • 21. Farzad در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۵۶

    گلابی جون برا منم فیلتر نیستی.
    امیدوارم دیگه برات کار از کار گذشته باشه و به همین نوع نوشتن ادامه بدی.
    راستی لحن نوشتنت هم کاملاً عوض شده! اما مث همیشه خوندنی
    آی لایک

  • 22. Farzad در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۱۱

    راستی موسیو جون میخوام برم به زادگاه گلابیت، یعنی همون پرشین بلاگ ولی دامینت رو وصل کردی بهش و یه راس میاد اینجا! نمیشه یه کاری کنی برم بخونمش؟
    یاده اون پست هات افتادم در مورد ا.ن مینوشتی :دی، یادش بخیر…
    مر۴۰

    ————————-
    ایشالا به زودی پست‎هاش رو میارم همین‎جا که بتونی راحت بخونیشون!

  • 23. دختری از نسل اریا در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۰۸

    in roza har harfe dorost hesabi baes mishe sare adam bala dar bere

  • 24. سه ملاقه دار در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۲۳

    من رو هم جزیی از نیروهای متخشش طرف خودت بدون…به حضرت عباس

  • 25. عادل در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۳۵

    به هر حال هر دسته ای کارآیی خودش رو داره … این هم کارکرد و ابراز مخالفت کمی نیست؛ توقعی هم نبود که تیم فیلترکننده رو ترور کنیم یا ساختمون وزارتخونه رو بمبگذاری کنیم … همین لایکها کما چوب نیم سوخته ای که از سمت خشکش روی زمین قرار گرفته! ….
    در ضمن موسیوی عزیز … مواظب خودت باش!

  • 26. beniamin در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۱۰

    گلابی جان مسافرت چیکار کردی که طرز نوشتنت عوض شده
    قبلنا ساده تر می نوشتی
    ناقلا نکنه فعالیت های زیر شکمیت زیاد شده

  • 27. معین در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۵

    به نظرم درستش همینه

  • 28. محیا در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۹

    خب وبلاگ از فیلتری در اومده گویا! هفته پیش برای من فیلتر بود ولی الآن نیست…

  • 29. اسپایدرمرد در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۵۳

    گلابی جان من خودم از وقتی که فیلتر شدی هر روز بهت سر می‌زنم (به من هم سر بزن و ا ینا) برای اینکه یه وقت فکر نکنی خواننده‌هات بی‌عرضه‌اند و نمی‌تونن از جوب فیلترینگ بپرن اونور!
    خود من یکی بی‌شمارم حتی :دی

  • 30. کامیار در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۵۶

    فیلترینگ که سهله… اینترنت هم قطع کنن من و بقیه ی پیروانت میشینیم حلقه میزنیم دورت و اونجوری از نصایح و طنزیحاتت بهره مند میشیم!
    دوست داریم موسیو!

  • 31. فرناز در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۴۳

    آقا کلا من اطمینان دارم ما بی شماریم
    اما امان از اون جزئا ا ا

  • 32. مستر افشین در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۵۴

    موسیو همیشه همراهت هستیم عزیزم

  • 33. مستر افشین در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۵۶

    بالاخره به کمک آلت قبیحه فیلترشکن تونستم وارد وبلاگت بشم

  • 34. مستر افشین در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۵۸

    نمیشه بیش از یه خط کامنت داد.فقط خواستم بگم همیشه میخونیمت …

  • 35. مریم در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۰۰

    یعنی انقدرمعروف بودی قبلنا؟
    راستی از یکی شنیدم متولد ۶۵ ی !! واقعا انقدر سنت کمه؟انقذر خوب می نویسی ؟من فکر میکردم ۳۰ رو داشته باشی
    آفریییییییییییییییییییین

    ————————-
    اگه متولد ۶۴ بودنم چیزی رو بهتر می‎کنه باید بگم یه سال بزرگ‎تر از اونی هستم که گفتین!

  • 36. رامونا در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۰۶

    یهو کشف کردم که می تونم با فیلترشکن بیام اینجا. تا امروز به عقلم نرسیده بود و فکر می کردم چیزی که فیلتر شد یعنی دیگه تموم
    راستی مگه سایتی که فیلتر شه می شه رفت تو مدیریتش ؟

    خب … خدا رو شکر که خودت سالمی
    استرس گرفته بودم

    ————————-
    با فیلترشکن می‎شه رفت تو مدیریتش دیگه!

  • 37. SDF در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۵۰

    سلام عرض شد موسیو!
    ما نیرو های متخصص(!) قول میدیم روسفیدت کنیم !
    گرچه حتی اگه قرار باشه کتاب نخریم و عکس نندازیم،یه راهی برای روسفیدی موسیو گلابی وبلاگستان فارسی پیدا می کنن بچه ها D:
    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

  • 38. ژول در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۴۴

    تو قسمت کامنت لایک نداره؟!
    آخ جون وقایع اتفاقیه!

  • 39. فووئولا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۰

    جداً آزاد شدی انگار..
    چون از من بی امکانات تر فکر نکنم کسی باشه. من با کامپیوتر نفت سوزم و اینترنتی که مطالبشو دست به دست میگیرم تونستم اینجارو باز کنم!

  • 40. زهرا - ن در ۲۱ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۱۹

    گلابی جان خدا حفظت کنه.

  • 41. مورچه در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۳۲

    موسیو گلابی عزیز سلام
    البته من الان ایران نیستم و وبلاگ شما رو بدون هیچ مشکلی باز کردم . نمی دونم هنوز فیلتر هستین یا نه . اما اگر هنوز فیلتر هستی و اون پست ها ی مورد نظر حضرات رو حذف نکردی و اسم و آدرس خودت رو هم برای رفع فیلتر دو دستی تقدیمشون نکردی ! به احتمال قوی بزودی کل وبلاگت رو حذف می کنن و مدیریتت رو هم از دست می دی ):
    مسلما شما خودت فکر اینجاهاش رو کردی اما اگه به فکر نبودی حتما حتما هرچه سریعتر همه ی پست های پابلیش شده و نشده و هر چی که توی مدیریت داری یه جا سیو کن و یا انتقال بده یا هر چی ….
    اینا یه مشت عوضیه ….. رعایت وبلاگت رو می کنم که فحش خواهر مادر نمی دم بهشون والا که …

  • 42. milad در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۸

    سلام گلابی جان
    تو هم که فیلتر شدی
    هههه
    یه هفته نبودیم هااا
    همه سایتای مورد علاقه مان فیلتر شد!!!
    تا بحال خودمان هم نمیدانستیم اینقدر مبتذل تشریف داریم
    والا چه بگوییم
    جز خجالت!!!پ
    بهخر حال موفق باشی

    Sent from my mobile using FeedM8

  • 43. مریم در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۷

    موفق باشی…………………….

  • 44. نیلوفر در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۳۱

    تو چرا از وقتی فیلتر شدی درجه ی بامزگی و تو دل بروییت رسیده به خدا؟! :)
    گلابیه لپ کشانی :))

  • 45. نئو در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۵۱

    دعوت را اجابت می کنیم

  • 46. رویا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۰۵

    سلام موسیو. همین الان هم که اسم شما رو بیارن جماعت وبلاگ نویس تمام قد به احترامتون می ایستن!

    همچنان خواننده نوشته های نازنینت هستیم!

  • 47. 'گلبرگ در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۴

    البته که ما بیشماریم موسیو گلابی عزیز

  • 48. نشاط در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۹

    فیلتر شدنت مبارک موسیو.

  • 49. وارش در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۰

    ما هم فیلتر شدیم مبارک است

  • 50. پچ پچ در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۴۲

    ما بلاگت رو چه با فیلتر چه بی فیلتر می خونیم….

  • 51. هایدی در ۲۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۲۱

    مرسی مثل همیشه خوب بود

  • 52. فاطمه گ در ۲۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۶

    به نظر میاد فیلتر کردنشونم دزست و حسابی نیست چون منم می تونم وبلاگ رو بدون فیلتر باز کنم….!!!!!

  • 53. ناشناس در ۲۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۱

    درود بر گلابی سبز

  • 54. درنین در ۲۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۴۲

    سلام

    به نظرم ، شما را هم خدا آزاد کرد.

    بهترین ها

  • 55. بابالنگدراز پنج فوتی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۱۰

    آقا میگم بهتر نیست پستای جدیدت رو تو وبلاگت تو بلاگفا هم بذاری؟ واسه اونایی که فیلترشکن ندارند؟
    آقا من خیلی از فیلتر میترسم :((((((((((((

    ————————-
    چرا می‎ترسی؟ فیلتر که ترس نداره، فیلتره دیگه!

  • 56. بابالنگدراز پنج فوتی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۱۳

    آقا فیلترشکنمو فعال کردم که برات کامنت بذارم.مرورگر فایفاکسم خراب شد…یکی طلبت :))))

  • 57. بابالنگدراز پنج فوتی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۱۴

    جون موسیو بیا یه دامین دیگم بذار که فیلی نباشه.مثل بلاگنوشت ….!

  • 58. شیما در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۲۴

    همچنان سبز باشی جونه داداچ !:)

  • 59. آقای دال در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۱:۱۰

    مع السلام
    موسیو جان بنده همانیم که اولین بار ارتباط شتر با وبلاگ را مطرح کردم. نمی دانم یادت باشد یا نه. دیدی که همانی شد که گفتم. حالا هم آمده ام خدمتت عرض کنم که دخول شتر همان و دخول یک سری چیزهای بدتر از شتر هم همان!
    نکن برادر من . بیخودی جوگیر نشو . خیال نکن قانون جرایم رایانه ای را برای شوخی و خنده نوشته اند . .
    خلاصه یک وقت دیدی آمدند آزادی مطلقت را مطلق تر کردند ها!
    به هر حال ما نصیحت به جای خود کردیم …

  • 60. رضا206 در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۳۵

    ها ها ها!!
    با فیلتر شکن وارد شدم!
    همیشه نوشته هاتون رو با گوگل ریدر دنبال می کنم و براتون لایک می ذارم!
    خدا لعنت کنه اونی که فیلتر رو اختراع کرد

  • 61. به روایت یک زن در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۳

    وبلاگتونو زیرو رو کردم ..اما اثری از فیلتر شدن ندیدم :متفکر:

    میگم نکنه یه وخت خودتون ….:اوه اوه :

  • 62. دوستدار نوشته هاتون در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۰۳

    انگار بازم فیل… شدید. اگه خدای نکرده همچنان فیل بمونید دیگه نمی نویسید؟ اگرچه ناچاریم با همین آلت قبیه بخونیمتون ولی ار هیچی که بهتره!:(

  • 63. بابالنگدراز پنج فوتی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۲

    اجی یه وی پی ان مجانی گیر آووردیم
    امدیم کامنت پر پر و پیمون بذاریم.
    بذا بینم :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
    بیا موسیو…حالشو ببر :)

  • 64. شاهین دلنشین در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۰:۱۵

    ماتلی‌مدال: من مدال رهبری‌یه جنبش سبز سیدی و توحیدی و منادی‌یه اسلام و قرآن رحمانی را به‌ گردن آقای موسوی می‌اندازم

    و میروم و میرویم به سراغ تعیین رهیری‌یه بقیه‌ی جنبش سبز. به این می‌گن تقسیم کار!

    اژدها وارد می شود (۳٫۵)

    وقتی که ندا به ندا رسید و اژدهایی جواد را بلعید و ندا جیغ کشید و از کما بیرون پرید، آیا جیغش بدون معنی بود، یا حرفی را به صورت جیغ، کشیده یا تصویر کرده بود؟

    ندا: هاآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآعاآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآدی کجایی که ندا روُ کشتند!

    جواد به ندا: احمق بی‌شعور! تو کما هم که رفته، رفته توی رویا! هِی! از رویا بیا بیرون. تو اصلن می‌دونی چرا به کما رفتی؟

    آقتاب‌لب‌بوم: دست‌بردارید از این اژدهابازی‌تون. من آخر می‌میرم و به آرزوم نمی‌رسم

    ندا: ای فریبنده سلام. حیف نیست نگاهی نکنی بر سر و پام؟

    فریبنده: امیدوارم خدا مریضایی مثل تو روُ شفا بده جواد جون!

    جواد به فریبنده: از خدا برام تقاضای شفا کردی و ندانستی اگر خواست خدات این بوده‌ست، عقل او هم به خدا بیشتر از اینها بوده‌ست، که یعنی از عقل تو. تو با اون تقاضایت، در واقع ریدی به اراده و عقل اون خدات. توهین به خدا، بدتر یا بهتر از این نمی‌شد و اگر اون لبایی که علف باید به دهن بزی مزه بده روُ آب می کشیدی، چه می‌شد؟

    ندا: غنچه‌ی لبان زیبا را آب کشیدی؟ نازی نازی، اخماشو ببین…

    آقتاب‌لب‌بوم: آآآآآآآی هوار، یکی نیست بیاد این حرفای برندگان انتخابات پارسال روُ تفسیر کنه و مقصر را شناسایی؟

    ندا: عزیزم چیه؟ چرا انقدر خودتو می‌خوری؟ حالا اونا گفتن راه‌پیمایی لغو شد، نگفتن که مردم راه پیمایی نکنند. مردم خودشون ترسیدن و نیومدن.

    جواد که به دنبال مدرک است تا حال ندا را بگیرد، رو می‌کند!: وقتی موسوی و کروبی گفتند که : «اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد. بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم، از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند» کل اطلائیه
    عزیز جان! اینا تو اینجا نقش پیغامبر را بازی کرده‌اند و از طرف حکومت به مردم پیغام رسانده‌اند که عزیزان! فهمیده‌ایم و به ما خبر رسیده و ما هم به شما خبر می‌دهیم که افراطیون و سرکوبگران بدجوری سازماندهی کرده‌اند و بدجوری سرکوب خواهند کرد اگر بخواهید راه پیمایی راه بندازید. پس به‌خاطر جان و مال خودمون و خودتون هم که شده، خواسته و مطالبات به حق خودمان و خودتان را از مجاری کم‌هزینه‌تر (از راه‌پیمایی) دنبال کنیم و کنید. خودشون ترسیدند، مردم روُ هم ترسوندند. نکنه اینا واقعن رهبر مردمند و مردم به حرفشون گوش دادند و نیومدند و حماسه بی حماسه شد؟!

    بامزه‌علی‌رضا: «برای حفظ “جان و مال” ؟ بامزه بود ! اگر به این نصف و نیمی که برایمان مانده می‌گوئید جان ، اگر به تمام آنچه که نداریم می‌گوئید مال ، اگر موقع صدور این بیانیه یک نگاه کوچک به عزم مادران عزادارانداخته‌اید ، اگر یاد آنهمه زندانی سبز افتادید که گرفتندشان تا این مناسبتها برگزار نشود ، اگر حرفهای قربانیان تجاوز را بخاطر می‌آورید ، اگر به زندگیهای آواره در گوشه و کنار دنیا نگاه کرده‌اید که همه چیزشان را گذاشتند و آمدند فقط برای اینکه حرفشان را بزنند ، اگر این چند شب گذشته صدای مردم را روی پشت بامها شنیده‌اید ، اگر …..
    اگر تمام اینها را دیدید و شنیدید و دانستید و با اینحال این بیانیه را صادر کردید که دم شما گرم ! ولی اگر فقط یکی از این اگرها را به حساب نیاورده‌اید برای ما هیچ اشکالی ندارد که دو ساعت دیگر بخوانیم تمام سایتهای شما هک شده ، تمام این بیانیه‌ها دروغ بوده و راهپیمائی شنبه بی هیچ تردیدی برگزار خواهد شد . اگر هم فقط خواسته بودید که مسئولیت “جان و مال” مردم با شما نباشد که باز هم دمتان گرم . فقط یک سوال : در این مدت کی مسئولیت جان و مال ما با شما بوده ؟»

    ندا: ببین عزیز من. معلمان، دانشگاهیان، دانشجویان، نویسندگان، احزاب سیاسی، طنازان و وبلاگ‌نویسان، چند ماه بود که داشتند برای ۲۲ خرداد، تبلیغات گسترده می‌کردند. موسوی تا دو روز قبل از راه‌پیمایی، می‌خواست راه‌پیمایی راه‌بندازه. یعنی واقعن این همه تلاش و تدارکات و تبلیغات، اگه خالی‌بندی نبود، با یک اشاره‌ی موسوی می‌شد نابود؟ و واقعن فکر می کنی که موسوی عددی بود که باعث ترس یک میلیون…

    خروس‌بی‌محل: راستی مگه قرار نبود که تو خیابون راه پیمایی بشه؟ پس چرا این دانشجوها رفتند تو دانشگاه؟

    دوستِ اسپینوزا: « کلیه راهپیمایی های بعد از انتخابات از هوشمندی های مردم بوده است، اگر چه دعوت رهبران جنبش نیز در این تصمیم ها موثر بوده است. کروبی و موسوی در مصاحبه های قبلی بر برگزاری شکوهمند ۲۲ خرداد تاکید داشته اند. اکنون نیزاز معترضین نخواسته اند که راهپیمایی را برگزار نکنند،…»

  • 65. جودی ابوت در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۳

    سلام
    یادداشتهای یک تازه به فیلتر رسیده

    البته خیلی خوب است که آدم اهل فیلتر شکن و اینجور چیزها نباشد

  • 66. جودی ابوت در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۴

    اما باور کنید خیلی مزه میدهد و خیلی خوب تر است که داشته باشد .
    حیف که الان در محل کارم نشسته ام و دیگران هم می بینند وگرنه یک دو عدد بشکن که اشکالی ندارد ! .

  • 67. جودی ابوت در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۵

    و دیگران هم می بینند وگرنه یک دو عدد بشکن که اشکالی ندارد ! به خاطر داشتن فیلتر شکن .
    اصلا دلم هی می خواهد بگوید فیلتر شکن ! فیلتر شکن چه چیز خوبی است .

  • 68. جودی ابوت در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۶

    نمی دونم چی بگم
    ولی خوب منم یکیشو پیدا کردم.
    .راستی امیدوارم از ناراحتی تون بابت اون مسئله حل شده باشه.

    ————————-
    خواهش می‎کنم… گاهی پیش میاد دیگه!

  • 69. Angella در ۲۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۳۲

    دوستان
    من در اینجا یک سایت معتبر
    رو به شما معرفی میکنم که میتوانید در این سایت عضو شوید . به ازای هر
    کلیک
    که شما انجام میدید ۱۰دلار پرداخت میکنند که در وبلاگم در مورد نحوی
    عضویت به شما توضیح میدم. دقت کنید هر کلیک ۱۰ دلار است یعنی معادل
    تقریبا ۱۰۰۰۰
    تومان. سایت های مشابه خیلی هنر کنند به ازاء هر کلیک ۱ دلار می دهند،
    یعنی ۱۰۰۰
    تومان.
    http://www.angel86.blogfa.com/post-171.aspx

  • 70. درخت بی سایه(مریم) در ۲۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۸

    سلام به نازنین ترین گلابی روی زمین. سفر حال و هوا را بهتر کرد قربان؟ خوشحالم که وقایع اتفاقیه را از سر می گیری…دلتنگش بودم….ما به خرداد پز ار حادثه عادت داریم. همانطور که گفتی اینها که مرگ بر موسوی می گویند همان نیروهای متخصص طرف مقابلند وای به عوامشان…پیروز باشی…

  • 71. بانو در ۳۱ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۲۷

    فعلا شدیدا احساس خوشبختی می کنم..بعدا رو نمی دونم…
    در ضمن موسیو جان شما بیا من گوسفند می کشم براتون…
    شیرینی که چیزی نیست……



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه