وقایع اتفاقیه (شماره‌ی هشتم، دی ۸۸)

۱ دی: رئیس جمهور دولت نهم در میان جمع میلیونی حدود چندهزار نفر از مردم شیراز حاضر می‌شود و تلویزیون دارد سخنرانی‌اش را پخش می‌کند. پدرم نگاه تلخی به تلویزیون دارد، مادرم هم زیر لب یک چیزهایی می‌گوید. گویا با سخنرانش مشکلی دارند!
وسط‌های سخنرانی این جمله شنیده می‌شود که «شما با تأسی به امام حسین (ع) و تحقق آرمان‌های حسینی قیام کردید و با شعار یا حسین حرکت خود را آغاز کردید.» وقتی می‌گوید «یا حسین» پدرم می‌گوید «میرحسین»، مادرم هم قاه قاه می‌خندد و یک موج مکزیکی می‌آید… بین خودمان بماند، یک وقت‌هایی چهارتایی (خودمان و سخنران را عرض می‌کنم) خس و خاشاک می‌شویم!

۶ دی: امروز عاشوراست. حدود ۱۴۰۰ سال است که مردم برای شهیدان عاشورا گریه می‌کنند. یک تعدادی از دوستان با خودشان فکر می‌کنند شاید موضوع این گریه‌ها قدیمی شده باشد. این‌طوری می‌شود که تصمیم می‌گیرند تعدادی شهید جدیدتر به جمع شهدای عاشورا اضافه می‌کنند. البته کم‌کاری می‌کنند و نمی‌توانند تعداد را به ۷۲ نفر برسانند. مادرم صحنه‌ها را می‌بیند و زار زار گریه می‌کند. به‌خدا مادرم تعادل روانی دارد، آن‌ها ندارند ولی!

۷ دی: نیروی انتظامی اعلام می‌کند که از این به بعد برخوردهایش شدیدتر و بدون اغماض خواهد بود. اولش چند ساعت فکر می‌کنم چه برخوردی شدیدتر از شکنجه و تجاوز وجود دارد. بعد به این نتیجه می‌رسم که ممکن است جهت تجاوز تغییر کند یا جهت باتوم و یا شاید هر دو… چرایش را نمی‌دانم اما وقتی به این چیزها فکر می‌کنم ناخودآگاه کمربندم را سفت‌تر می‌کنم. باید به مادرم بسپرم که چند تا کش محکم هم به دور شلوارم اضافه کند!

۸ دی: مصادیق محتوای مجرمانه‌ی قانون جرائم رایانه‌ای اعلام می‌شود. اسمش یک قدری طولانی‌ست، متنش هم همین‌طور. احتمالاً کمیته‌ی تعیین‌کننده‌ی مصادیق با خودشان گفته‌اند حالا که اسمش این‌قدر است نمی‌شود که متنش کوتاه باشد. البته من اگر عضو این کمیته بودم یک چیزی بیرون می‌دادم به اسم محتوای غیرمجرمانه، چیزی هم تویش نمی‌نوشتم. خواندنش احتیاج به وقت نداشت، نتیجه‌اش هم همان می‌شد!

۱۱ دی: فدراسیون فوتبال ایران سال نو را به فدراسیون فوتبال اسرائیل تبریک می‌گوید. دو ثانیه بعد سرپرست روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال با کمال میل استعفا می‌دهد. مدتی‌ست که آب مسئولیت‌پذیری دوستان دولتی در حال جوشیدن و حتی سرریز شدن است. البته نهادینه شدن این فرهنگ که هر کسی اشتباه می‌کند بلافاصله استعفا بدهد خوب است، منتها اشکالش این‌جاست که چنین مسائلی فقط در سطح کارمندان جزء نهادینه می‌شود!

۱۴ دی: روزنامه‌ها یکی بعد از دیگری اخطار می‌گیرند. بعضی از روزنامه‌نگاران پایشان را از گلیمشان بیرون گذاشته‌اند و جدی جدی خیال می‌کنند که این‌جا آزادی مطلق دارند. نمی‌دانند آزادی در حدی‌ست که بشود فونت مطلب را عوض کرد یا رنگش را به رنگی غیر از سبز تغییر داد! در همین راستا یک آقایی به اسم «محمدعلی رامین» را معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد کرده‌اند که ضربه‌هایش به روزنامه‌ها و روزنامه‌نگارها توی مایه‌های مشت‌های «محمدعلی کلی» است. به‌گمانم از اثرات اسم کوچکش باشد!

۲۰ دی: سعید مرتضوی به‌عنوان متهم اصلی اتفاقات کهریزک شناخته می‌شود. گزارش مجلس چنین چیزی را می‌گوید ولی خود ایشان این حرف‌ها را قبول ندارد. با این‌که مجلس در رأس امور است اما حرف خود مرتضوی مورد استناد قرار می‌گیرد و کارکرد گزارش مجلس در حد کاغذ ساندویچ است! چند خط بالاتر در مورد نهادینه شدن یک چیزی حرف زده بودم، حتماً یادتان هست!

۲۲ دی: یکی از اساتید دانشگاه تهران به‌نام مسعود علی‌محمدی ترور می‌شود. مثل همیشه خبر می‌رسد که این ترور توسط کروبی و موسوی و خاتمی صورت گرفته به‌این صورت که کروبی موتورش را جلوی خانه‌ی ایشان پارک کرده، موسوی سر صبح رفته و زنگ خانه را زده تا استاد بیرون بیاید، خاتمی هم مثل همیشه مشغول گفتمان با همسایه‌ها بوده اما شرایط را از دور زیر نظر داشته. فقط می‌ماند هاشمی که لابد رویشان نشده بگویند دگمه‌ی بمب را زده! چند ساعت می‌گذرد و چون این سناریو جواب نمی‌دهد اعلام می‌شود که این ترور به‌دست ایادی استکبار صورت گرفته است. آخرش هم معلوم نشد این استکبار چند تا دست دارد و سیستم تولید مثلش چطور است که به‌ازای هر دستی که قطع می‌شود چهار تا اضافه می‌شود!

۲۲ دی: مناظره‌های تلویزیونی در مورد اتفاقات بعد از انتخابات برگزار می‌شود. آدم چیزهایی را می‌بیند که تا حالا در عمرش ندیده است. مثلاً حسین شریعتمداری با خودش کاغذ و یادداشت می‌آورد و خودکار به‌دست چیزهایی را یادداشت می‌کند، البته خودکار را بر حسب عادت شبیه چوب توی دستش نگه می‌دارد! یکی باید ایشان را روشن کند که وقتی می‌گویند با قلم باید به جنگ دشمن رفت منظورشان این نیست که نحوه‌ی استفاده‌اش در جنگ با دشمن مشابه چوب است. به‌هرحال قلم کوتاه‌تر و شکننده‌تر است و احتمالاً باید یک فرق‌هایی با چوب داشته باشد… این را عمو پورنگ هم می‌داند!

۲۴ دی: فرمانده‌ی نیروی انتظامی رسماً اعلام می کند که ایمیل‌ها و اس‌ام‌اس‌ها در حال کنترل است. شعار «هیچ‌کس تنها نیست» بدجوری قرار است اجرایی شود. از آن روز با خودم درگیرم و نمی‌دانم لازم است در متن ایمیل‌ها و اس‌ام‌اس‌هایم به کنترل‌کنندگانش هم سلام کنم یا نه! می‌دانید… راستش حس خوبی نیست که آدم مجبور باشد اول پیام عاشقانه‌اش به یک نفر دیگر هم سلام کند. البته شاید یک‌وقت‌هایی بسته به اهمیت موضوع به آخر حرف‌هایم یک «خسته نباشید» آن‌هم از نوع جانانه‌اش اضافه کنم!

۳۰ دی: «زلزله‌ی هائیتی را آمریکا با استفاده از سلاح مخربی به‌نام هارپ به‌وجود آورد.» این جمله جزو طنز مطلبم نبود. کیهان این را نوشته است و دیگر چیزی نمانده که بگویم تا بار طنز این جمله بیشتر از اینی که هست بشود. سرعت حرکت بعضی از دوستان در زمینه‌ی طنز آن‌قدر زیاد شده که آدم ترجیح می‌دهد برود کنار بوق زند تا هم نشان بدهد که لنگ انداخته است، هم اعتراضات مدنی‌اش را این‌طوری ادامه داده باشد!

نوشته شده در دسته‌ی: طنزیحات، وقایع اتفاقیه


موسیو گلابی | ۲ بهمن ۱۳۸۸ | ساعت ۱۰:۱۸

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. hadi در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۹

    اول

  • 2. بهار در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۵

    اوووووول آیا؟

  • 3. کامیار در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۷

    این دو تا پست اخیرت رو بیشتر پسندیدم موسیو
    توی اینکه طنز نویس قهاری هستی شکی نیست ولی حس میکنم گاهی وقتها که حس نوشتن نداری هم میخوای واسه خواننده هات بنویسی… اونجاها یکم کارت خراب میشه ولی در کل پستهات حرف ندارن

  • 4. بهار در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۲

    مجلات که پیشرفت می کنند و مخاطب زیاد میشه از ماهنامه به دو هفته نامه تغییر می کنن

    شما هم هر ۱۵ روز یه بار وقایع بذار

  • 5. بت در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۹

    چسبید در اوج ضد حال امتحانات

    آمریکا یه روز از شوخی های اینا از خنده میمیره
    هدف نهایی شون همینه اصلا

  • 6. شیما در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۰

    واقعا عالی می نویسی
    مرسی

  • 7. پسر بالغ در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۱

    یادت رفت بگی .
    استقبال باشکوه از رییس جمهور یه کشور ۸۰۰ هزار نفری ، کشوری به اسم (( گویان )) .
    در مورد (( گویان )) تو وبلاگم نوشتم .

  • 8. تک درخت در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۷

    واقعا موسیو برای طنز پردازی باید کیهان دوره ببینی

  • 9. سمیرا در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۹

    محشر بود

  • 10. بابالنگدراز پنج فوتی در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۰

    بازم طبق معمول عالی بود
    قسمتهای «تغییر جهت باتوم» و اون قسمت «محمد علی کلی» و «در کار بودن دست ایادی بیگانه و قطع شدن آنها» و «قوانین جرائم رایانه‌ای» به نظرم جزو نقاط قوت این پست بود

  • 11. پناه در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۱

    نمی دونم کامنت ها رو هم چک می کنن یا نه؟ به هر حال می خوام از همین تریبون یه سلام مخصوص به گلابی عزیز و یه سلام هم به دیده بان(!) های مهربون بکنم.
    یه خسته نباشید هم مختص موسیو

  • 12. یاسی در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۳

    یا حسین…

  • 13. تنها در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۹

    عالی بود.

  • 14. ذهن ِآشفته در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۷

    صراحت لهجه‌ی ۷ دی از تو بعید بود و کیف کردم و خندیدم!

    خلاقیت ۸ دی فقط از تو انتظار می‌ره و کیف کردم و خندیدم!

    متلک ۱۱ دی ظریف و مختص خودت بود و کیف کردم و خندیدم!

    حرف بی‌ناموسی ۲۴ دی زیرپوستی بود و کیف کردم و خندیدم!

  • 15. زاغچه زیر بارون مونده در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۲

    قاه قاه و مخلفات!

    از مضرات این “تایید نظرات”اینه که چهل نفر اول،دسته جمعی فکر می کنند که اول شدن و پز میدن!

  • 16. ایده در ۲ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۳

    سلام
    این سری خیلی سیاسی بودا

  • 17. لاغر در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۱

    دمت گرم.
    این ۸ دی نکته ی کاربردیی بود خداییش.

  • 18. دوشیزه (متولد اسفند) در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۸

    مستفیض شدیم موسیو

  • 19. مهدی نامور در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۸

    موسیو جان، تو چه کرده ای که ما همه ی تعلقات خاطرمان را ول می کنیم و دودستی می چسبیم به مطالعه ی وقایع اتفاقیه ات!
    به گمانم یک آقایی به اسم دادکان هم وقایعی ساخت که قابل دیدن بود!

  • 20. SDF در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۹

    سلام
    موسیو دستت درد نکنه! قشنگ نوشتی مثل همیشه! دکمه بمب و خوب اومدی!
    بابت سلام هم خودتو زیاد ناراحت نکن، بچه ها دلشون عین دریاست..این بی توجهی های ما رو به دل نمی گیرن!

  • 21. SDF در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۷

    راستی قضیه اختلالات چیه؟


    لابد قراره بعداً بگم دیگه!

  • 22. پروازه در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۹

    برادر من میدانی وقتی می آیی با صراحت نهفته ات از مملکت گل و بلبل مینویسی چه به روز افکار من جوان می آوری؟!!!
    وقتی فکر میکنم میبینم همچین بیراه هم نمینویسی!!!
    گاهی دلم برای خودم و خودمان میسوزد بدجوری!!!
    واقعا حق ندارم؟!!
    حق ندارم از فشار عصبی بروم پشت بام و بزنم سیم ماهواره کوفتی را له کنم یا بیایم برای خودم خزعبلات سیاسی سر هم کنم و بکنم شعر و بعد بیایم و ببینم به رحمت مهربان خانه پودر شده توی سطل آشغال؟!!
    باز هم حق میدهم به تو و گاهی به خودم که همچین دیوانه میشوم که میخواهم عالم و آدم را نابود کنم!!!!
    واقعا گاهی زورم می آید وقتی میروم توانبخشی و خط کش چوبی دست مربی میبینم و بعد توی مترو جوراب فروش و وسایل آرایشی فروش و توی خیابان گل فروش و فال فروش و آن طرف تر هم جوان مچاله شده گوشه ی جوی آب را و کمی آنطرف تر نمادی از هنر هفتم وبا موهای سیخ سیخ و مانتوی فلان رنگ و موهای بهمان رنگ!!!
    و باز هم چند قدم آنطرف تر روان پریشی مرد و زن را که از ناتفاهمی همدیگر را جویده ان!!و باز هم کمی آنطرف تر دختر تن فروش و پسر مواد فروش و و باز هم آنطرف تر!!!!نه!بی خیال!دنیا و این مملکت باز هم زیبایی دارد!!!توی خیابان را ببین!آ باریکلا!دیدی؟!!!عینک دودی چنصد هزارتومانی زده و لم داده به در خودروی چند صد میلیونی و دارد اس ام اسهای موبایل چند میلیونی اش را چک میکند!آخ!خاک بر سرم کنند و ایشالا که زبانم لال شود که این همه بد میگویم و اصلا ولش کن!بریم توی پارک و روی نیمکت بنشینم ببینم گل ها چه زیبایند و دست های چروک و پینه بسته باغبان و … و دروغ های شاخدار دختر و پسر نیمکت بغلی به هم!!!
    اه!میروم خانه راحت ترم!
    نمای زیبا و دل انگیز جلوی تلوزیون:
    “سال اصلاح الگوی مصرف!!!”
    و باز صدای دل انگیز مهربان خانه که دارد میگوید گوشت فلانقدر شده!!!و…!!!
    زیباست نه؟!
    ما اصلاح الگوی مصرف و آنها اعلام الگوی مصرف!
    (این است طرز فکر من جوان نیمچه هنرمند ۱۷ ساله!)
    باز هم بنویس و بسوزان و راحت کن مارا!!!!

  • 23. حسن در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۰

    خانوادگی خوش هستید به خدا هااااا.

    از جوجو و … ننوشتید انگار

  • 24. ملیح در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۱

    عالی … جامع …. مفید … ” خسته نباشید ” می گم خدمت دوستان !

  • 25. آقای زیپ در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۶

    وای که چقدر دوست دارم من!

  • 26. آنارام در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۷


    آخرشو خیلی خوب اومدی

  • 27. پروازه در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۰

    . . .
    چه کسی می گوید که گرانیست اینجا ؟ دوره ارزانیست!
    چه شرافت ارزان ! تن عریان ارزان !و دروغ از همه چیز ارزانتر !
    آبرو قیمت یک تکه نان ! وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان!

  • 28. پروازه در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۲

    واقعا گاهی زورم می آید وقتی میروم توانبخشی و خط کش چوبی دست مربی میبینم و بعد توی مترو جوراب فروش و وسایل آرایشی فروش و توی خیابان گل فروش و فال فروش و آن طرف تر هم جوان مچاله شده گوشه ی جوی آب را و کمی آنطرف تر نمادی از هنر هفتم وبا موهای سیخ سیخ و مانتوی فلان رنگ و موهای بهمان رنگ!!!
    و باز هم چند قدم آنطرف تر روان پریشی مرد و زن را که از ناتفاهمی همدیگر را جویده ان!!و باز هم کمی آنطرف تر دختر تن فروش و پسر مواد فروش و و باز هم آنطرف تر!!!!نه!بی خیال!دنیا و این مملکت باز هم زیبایی دارد!!!توی خیابان را ببین!آ باریکلا!دیدی؟!!!عینک دودی چنصد هزارتومانی زده و لم داده به در خودروی چند صد میلیونی و دارد اس ام اسهای موبایل چند میلیونی اش را چک میکند!آخ!خاک بر سرم کنند و ایشالا که زبانم لال شود که این همه بد میگویم و اصلا ولش کن!بریم توی پارک و روی نیمکت بنشینم ببینم گل ها چه زیبایند و دست های چروک و پینه بسته باغبان و … و دروغ های شاخدار دختر و پسر نیمکت بغلی به هم!!!
    اه!میروم خانه راحت ترم!
    نمای زیبا و دل انگیز جلوی تلوزیون:
    “سال اصلاح الگوی مصرف!!!”
    و باز صدای دل انگیز مهربان خانه که دارد میگوید گوشت فلانقدر شده!!!و…!!!
    زیباست نه؟!

  • 29. پلاک 13 در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۷

    سلام .
    من شما رو برای خوندن یک پست سیاسی کاملا متفاوت به وبلاگم دعوت میکنم دوست عزیز !
    خوشحال میشم اونجا ببینمتون …

  • 30. میثم الله‌داد در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۲

    آقا واقعاً می‌شه ایمیل‌ها رو چک کرد؟ نه. خداییش. می‌شه؟

  • 31. .. در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۴۹

    سلام. خسته نباشید

  • 32. قزن قلفی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۲۰

    جدا چرا ما قدر این کیهان رو نمیدونیم ؟

  • 33. احسان در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۲۱

    شریعتمداری که طنزش تمام جهان رو گرفته. به قول ع.ر.ن.ز!!!!!! کیهان شده جک روز من. وقتی بازش میکنم اول میرم سرمقاله حسین بازجو رو میخونم!!!!!!!!

  • 34. مهربان در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۳۳

    بنده مرده وقایع الاتفاقیه شما هستم موسیو جان….

  • 35. محمد در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۳۵

    خیلی جالب بود

  • 36. اراکده در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۰۰

    سلام گلابی خان (به سبک مربی های استقلال گفتم)
    قلمتان مستدام قدومتان تا ابد سبز….
    دمتان تنوری

  • 37. 55 در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۰۳

    این هم از اون متنایی بود که با خوندنش علاقه ی شدیدی به گفتن این ژیدا می کنی که :
    “خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است …” و این صحبتا….

  • 38. تخته شاسی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۴

    یا اون بخش مربوط به شریعتمداری خیلی ی ی ی ی ی ی ی ی ی حال کردم . خودت ببین چقد دیگه

    راستی دیروز این آقای خاتمی تقلبی در نماز جمعه فرمودند که: “آمریکا با ارسال نیرو و هواپیما به هایتی، قصد تصرف این کشور استراتژیک را دارد که از این طریق جلوی قیام عدالتخواهانه مردم آمریکای جنوبی را بگیرد”

  • 39. تنها در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۲۴

    سلام موسیو.
    مثل همیشه زیبا مینویسی.
    طنز تلخت دل آدمو میلرزونه.
    ولی کار ما از گزیه گذشته که گاه لبخندی میزنیم.

  • 40. ترلان در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۱

    تو بند “۲۲ دی” ترجیحا به جای “سیستم تولید مثل” بنویس “سیستم ترمیم”!


    ترمیمش همراه با تولید مثله آخه!

  • 41. فاطمه در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۶

    سلام بر موسیو گلابی
    عاشق وقایع اتفاقیه هاتون هستم.
    مثل همیشه دقیق عالی جذاب.
    ولی از همه جاش قشنگتر ۲۲ دی بود. مرسی

  • 42. رویا در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۱

    سلام .واقعا کیهان این رو نوشته؟


    شاید باورش سخت باشه اما بله!

  • 43. عرعری در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۱

    جذاب و قشنگ بود. دست مریزاد.

  • 44. نگاه در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۳

    دی در یک نگاه…..و بعدش چی؟
    به قول یک ادمی که خودش را طنز نویس میداند: بیاید نفری ۱۰۰تا ای میل بسازیم که خواهر و مادر جناب کنترلچی رو هی ببریم صفا بعد ببریم مروه… بعدم تو صفا نگهشون داریم…

  • 45. شنگول بانو در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۰

    این را حتما در وقایع الافاقیه روز ۱ بهمن ماهت بنویس ……….. روبفردا هم فرتتتتت……. دلم می خواست می توانستم ……. آی دلم میخواست دستم به خرغامی میرسید…………………………………………… اونوقت بود که .؟!

  • 46. masi در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۰

    اصلا هیچ با این سیستمی که به آدم ای میل می زند که فلان وبلاگ به روز شده حال نکردم ها! من اینطور آدمی هستم که دوست دارد تو خونه ی خود طرف نوشته هایش را بخواند…

  • 47. بهار مهرگان در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۸

    مثل همیشه عالی . مرسی…

  • 48. یاس در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۸

    مثل همیشه قشنگ .

  • 49. ali در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۲

    آقا سلام…شما فکر میکنید ما بیکاریم هر چی‌ سر می‌زنیم به بلاگ شما آپدیت نکردی…..الان یک ماه شده….یعنی چه؟


    خوبی علی جان؟ مطمئنی سر می‎زنی به این وبلاگ؟!

  • 50. مادمازل در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۸

    راجع به بازیهای تیم ملی فوتبال هم بنویس والا بهتون میگیم مادمازل گلابی!

  • 51. fatima در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۴

    خوشم میاد اسمی از ۹ دی نیاوردی!!! براتون صرف نداره؟!


    فکر می‌کنم خوبه یک‌بار برای همیشه در مورد وقایعی که انتخاب می‌کنم بنویسم:
    یک. خیلی از وقایع رو به‌خاطر طولانی نشدن پست‌ها نمی‌نویسم. برای نمونه «برنامه‌ی نود»، «اعلام عدم مرجعیت آیت‌الله صانعی»، «زلزله‌ی هائیتی» و چند مورد دیگه می‌تونست جزو وقایع دی‌ماه باشه.
    دو. مطالبی که هر ماه تکرار بشن جایی در پست‌ها ندارن. مثلاً تعطیلی روزنامه‌ها به یک امر عادی برای دوستان تبدیل شده و نوشتن ازشون در هر ماه آدم رو به‌شدت دچار فرسایش می‌کنه!
    سه. به‌لطف قوانین منعطف و آزادی مطلق موجود، شوخی با بعضی مسائل جرم به‌حساب میاد. فکر نمی‌کنم لازم باشه توضیح بدم که تظاهرات خودجوش و مردمی ۹ دی هم جزو همین مسائله!
    چهار. بعضی از موارد رو قبل از انتشار پست، با توجه شرایط موجود جرخ و تعدیل می‌کنم. قطعاً برای شما راحته که با یه اسم الکی و حتی بدون آدرس ایمیل (هرچند الکی!) هر چی که دوست دارین بگین اما من محدودیت‌های خاص خودم رو دارم که خوانندگان وبلاگم متوجه اون‌ها هستن…
    خوش باشید!

  • 52. مهدی استاداحمد در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۶

    سلام و عرض ادب

  • 53. سعید در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۶

    ۹دی کجا رفت ناقلا؟

  • 54. مریم-آوای زندگی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۷

    گلابی جان
    کاش ماجرای لوگوی تهران امروز رو هم می گنجوندی ….
    گرچه در مورد طنز و طنازی کیهان باید بیاد پیشت لنگ بندازه….امت نمی دونم چرا این چند ماهی بعد از پست های طنزت هم بغضم می گیره

  • 55. وارش در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۰

    موسیو نوشته هات منو کشته !!!

  • 56. حامد اویسی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۰

    موسیو جان تا یه اتفاقی میفته فردای همون روز انواع و اقسام طنزها و کنایه ها در وبلاگها پر میشه. تعداد وبلاگهای مینیمال هم که سر به افلاک کشیده. این یه خورده کار نوشتن این گونه پستها رو سخت میکنه. ولی در کل وقایع اتفاقیه یه چیز دیگست!

  • 57. سین سین در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۱

    سوال پیامکی نود به همه اعلام کرد، مدیران نه تنها هیچ ضعفی ندارند، بلکه درصد تاثیرشان بر افت فوتبال هم بیست است. ستاره ها سه برابر ونیم مقصرند
    تاریخش یادم نیست. فکر کنم ۲۱ دی

  • 58. یاسمن (چند قدم نزدیکتر به خدا) در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۵

  • 59. مژده در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۱

    سلام .مثل همیشه بسیار زیبا بود .دستت درد نکنه موسیو جان

  • 60. مهین در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۲

    بی نظیر در نوع خود کم نظیر.

  • 61. خرمگس معرکه در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۳

    آخ جون
    ساک ساک
    اول
    اول
    اول
    اول
    اول
    اول
    !!!!!!!!!!!!!!!!

  • 62. بانو در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۹

    زلزله هاییتی دست امریکا بوده؟؟؟
    کنار گوشم یه جوش چرکی زده..تقصیر امریکاست
    مرگ بر امریکا

  • 63. تبسمــــ در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۳

    دارم به این فکر می کنم که در اینده چه اتفاقاتی قراره اینجا بیوفته؟ (ایکون فکر کردن و اینا)
    یادت رفت “رنگی شدن عددهای محافظتی کامنتینگ بلاگفا” رو بنویسی!

  • 64. بابک ( آوای خزان) در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۵

    . به نظر من باید سلام کنی . آخرشم باید دوبار بگی خداحافظ .
    این جوری می فهمن ما چقدر با شعور و ادب هستیم . (!)

  • 65. محیا در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۹

    تلخ بود… خیلی تلخ…

    دیگه جایی برای تاسف خوردن هم وجود نداره …

    مرسی موسیو.خیلی خوب نوشته شده بود….

  • 66. دختر طلاق در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۶

    این وبلاگ در روزهای آینده دچار اختلالاتی خواهد بود، لطفاً آرامشتان را حفظ کنید!
    _____________
    موسیو این یعنی چی؟؟ اختلالات مثبت یا منفی؟؟ از همین الان آرامشمون از بین رفت که!!


    مثبته ایشالا!

  • 67. بهار در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۷

    این آخری که جدا محشر بود. واقعا باید اینها رو به عنوان نوابغ قرن به دنیا معرفی کرد یکی یکی!

  • 68. هویج در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۰

    ۹ دی کوش پَ؟
    اصلن یادم نبود وقایع اتفاقیه رو

  • 69. آفتاب پرست در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۷

    مثل همیشه جالب بود . در مورد اتفاقات ۷ دی ، سفت کردن کمربند و اضافه کردن کش به تنبان ، مشکلی رو حل نمی کنه ! بهتره کمی وازلین همراتون داشته باشین .

  • 70. پرند در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۷

    مثل همیشه عالییییی…

  • 71. علی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۷

    شونصدو چلو( چهل) هشتم؟

  • 72. الهام در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۷

    جناب موسیو سلام

    میتونم بپرسم آرشیو خرداد تا آذرتون کجا رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    یه سوال دیگه اگه ممکنه یه دفعه دیگه فید بلاگفا و پرشین بلاگ و بلاگ اسکای رو بگید
    پیشاپیش یه دنیا تشکر


    در جواب سؤال اولتون اون بالا در مورد اختلالات یه چیزایی نوشتم!
    و در مورد سؤال دوم اگه توی فیدخوان آدرس وبلاگ مورد نظر رو وارد کنین کفایت می‎کنه اما به‎هرحال فیداش هم اینا هستن:
    yourblogname.blogfa.com/rss.aspx
    yourblogname.persianblog.ir/rss.xml
    youblogname.blogsky.com/rss

  • 73. little girl در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۲

    باز مثل همیشه عالی! البته یه چیزی در مورد این هارپ باید بگم ، البته اطلاعات آنچنانی ندارم ، ولی تکنولوژیه که با استفاده از اون بلایای طبیعی رو به صورت مصنوعی ایجاد می کنن ، مثل زلزله و سیل و طوفان و … امکان این کار هست ولی اینکه آمریکا واسه چی بخواد واسه مردم بیچاره هائیتی زلزله بفرسته جای سؤال داره ! اگه از این کارا بلده یه دونه اشو نصفه شب بفرسته خونه ا.ن ! چه حالی می ده ها!

  • 74. لیلا در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۹

    حماسه خودچوش ۹ دی چی؟؟؟؟

  • 75. سیما در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۵

  • 76. جاسم در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۲

    < سلام > …………<خسته نباشید > !!!

  • 77. موسیو قلابی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۷

    نمی دانم که نمی دانی یا خودت را زدی به ندانی
    ۶ دی ماه:امروز عاشوراست نه ببخشید جشن تولد ننه جون موسوی،تو هم اون روز رقصیدی!

  • 78. بی کران در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۵


    خیلی باحالی می دونستی؟

  • 79. سیما در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۵۱

    جریان اس ام اس های نود رو نگفتی گلابی

  • 80. سهیل در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۵۴

    لوس بود.

  • 81. ازی در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۸

    سلام همه اش خوب بود ولی ۲۲دی عالی بود و ۶دی حتی اگه طنز هم بیان بشه باز هم غم انگیز است مرسی

  • 82. مِستر افشین در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۰۱

    عالی عالی عالی

    موسیو واقعا حرف نداری …..

    نمیدانم چه رازیست که همه دوست داشتنی ها از جمله خودت سبز هستند !

    در مورد اختلالات وبلاگت هم من حدس میزنم داری از بلاگفا میری و احتمالا آدرس بعدی http://www.golabi-life.com خواهد بود ! البته این یک حدسه و ممکنه نادرست باشه !


    حدست نادرسته!

  • 83. فرشته در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۰۷

    عالی….ظریف….طنازانه….خواندنی….تفکر بر انگیز!…….وهمه چیزای خوبی که میشه گفت به یه نوشته……..مثل همیشه….شایدم بهتر از همیشه…

  • 84. بهار(آبی احساس...) در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۷

    سلام موسیو
    درسته کم کامنت میذارم اما خاطرجمع باش حداقل روزی۲بار من وبلاگتو باز می کنم چون به روزشدن وبلاگای دیگه رو هم از اینجا پیگیری میکنم
    راستش احساس میکنم متنهات به جون داری و قشنگی قبل نیست ، یعنی از وقتی ۲باره شروع کردی به نوشتن اینجوری شده چرا ؟؟؟


    والله نمی‎دونستم این‎طوریه… یه راهش اینه که دیگه ننویسم، شاید بد هم نباشه!

  • 85. نیکادل در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۷

    سلام
    ۳بهمن: خسته وکوفته از یک دوره کاری فشرده برگشتم خونه و در جستجوی یک آرامش بخش قویتر از کدئین میگردم میام پای کامی و وصل میشم به نت وبعد وبلاگ موسیو خان گلابی…معجزه رخ داده بعد از شونصد بار چک کردن برای شونصدو یکمین بار چشمام در حال ترکیدنه از ذوق مرگی. میخونم و میخندم و … با خودم میگم کاش نوشته های موسیو رو تو داروخونه ها بجای داروهای مسکن می فروختن.
    ناگفته نمونه همیشه پس از خوندن وقایع … پس از ریسه رفتن ها خنده تلخی دنباله اونه که دلم بحال خودمون میسوزه!
    موسیو جان تخیل و طنز نویسی و تشبیه سازی بسیار قوی داری. بی نظیری!
    اگه میشه بیشتر از خودت بگو. این کمالات اکتسابیه یا وراثت اونو ساخته؟ البته قبلا گفته بودی که بدلیل حرفه پدریت فرصت کتابخوانی… داشتی . درست ولی بازم از خودت بیشتر بگو. دوست داریم موسیوی مستعد رو بهتربشناسیم . مرسی بابت نوشته هات و لحظات خوشی که برای ما فراهم میشه. میدونم خودخواهیه بگیم زود بنویس آخه شماهم برا خودت مشغولیتهایی داری و باید سوژه بیابی . البته این روزا سوژه ها دم دستی اند دیگه…


    ممنون از لطفتون. راستش از موقعی که این وبلاگ رو شروع کردم تقریباً خیلی از خودم گفتم. اطلاعاتی که خواننده‎هام از من دارن به‎نظرم کافیه… چیز خاص دیگه‎ای هم هست که لازم باشه بگم؟!

  • 86. مجید در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۳

    فوق العاده یود. منو از گوگل ریدر کشوند اینجا تا بیام تشکر کنم.

  • 87. علیرض ض ض ا در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۴

    گابون کجاست به نظرت ؟

    شرمنده من سوادم اینقدرا نیست آخه !

    چند روز پیش دیدم نمایندشون ، رئیس جمهورشون .. خلاصه یکیشون …

    با معظم له دیدار کردن ، آقا هم تاکید کردن بسیار که ما از این رابطه ها با این کشورا داشته باشیم

    من که نفهمیدم این گابونه کجاست ، اما احتمال دادم شاید تو وقایع اتفاقی این ماه برامون تفسیرش می کنی!


    متأسفانه مجبور شدم علامت تعجب‎های کامنتتون رو حذف کنم!

  • 88. paramin در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۹

    سلام. امیدوارم که خوب باشید!!! بعد از ماه ها که دلم از دست شخص گلابی گرفته بود گفتم بذار یه جمله هم من بگم!! هنوز هم کار گلابی رو از یاد نبرده ام. کاری که خودم رو همیشه یه تیکه از اون می دونم… هر وقت کشوی میزم رو باز می کنم یه نسخه از اون رو می بینم و گاهی اون رو ورق می زنم!! در هر حال ماه هاست که این جا هم سر می زنم ولی خودت بهتر می دونی چرا سکوت می کنم!!! بهتره که ادام


    والله من چیز خاصی از حرفاتون نفهمیدم… شاید به‎خاطر اینه که یهو نصفه تموم شد!

  • 89. zizo در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۱

    اول از همه ((((=
    ۲۲ عالی بود… ولی باورش سخته که روشون! نشده بگن دکمه بمبو زده…. این موجودات؟ رو؟ چه کارا!

  • 90. ghobad در ۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۴

    دستت درست

  • 91. خرمگس معرکه در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۹

    ما که کف بالمون رو بو نکرده بودیم که نظر رو از این ور بندازیم تو , ۲ روز طول می کشه از اون ور بیاد یبرون
    ۱ ام نشدیم
    شصت و ۱ ام که شدیم!!!


    آقا شرمنده به‎خدا… چند ساعت طول کشید تا من بیام و کامنتا رو تأیید کنم.

  • 92. مریم در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۴۹

    سلام دوست عزیز…

    جدا از باقی نوشته ها آخر هر ماه من منتظر خوندن متن ها و برداشت های شما هستم.
    لبخندی همراه با درد میاد سراغ هر ایرانی هر جای دنیا که باشه.
    در مورد زلزله هایتی… فقط این و بگم که گاهی احساس شرمندگی میکنم به عنوان یک مسلمان وقتی می بینم مردم آمریکا اینقدر متاثر می شن و اشک می ریزن و می خوان که حتما بچه ای رو از هایتی به فرزند خوندگی بگیرن…
    امیدوارم موفق باشی…

  • 93. صدف کدر ( همسایه دریا ) در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۲

    سلام. ممنون بابت این پست خوبت. میدونی چون خیلی مشغولم بعضی وقتها خبرها رو دیر میشنوم و بعضی وقایع اتفاقیه که مینویسی برای من جدیده!
    از زیبای طنزت هر چی بگم کم گفتم…یه لحظه تصور کردم دارم پیام عاشقانه مینویسم و اول و آخرش به بعضی ها عرض ادب میکنم خیلی خندیدیم.
    بازم مررررررررررررسی که وقت میذاری می نویسی

  • 94. دوست ابی در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۳

    سلام. کلا خیلی خوب بود جز آخرین مطلبت مربوط به ۳۰ دی. یه چیزی به اسم هارپ واقعا وجود داره. و می تونه ایجاد زلزله کنه. تو آلاسکا قرار داره و …. داستاش طولانیه. گرچه کیهان نوشته، اما احتمالش ضعیف نیست که ماجرای هائیتی کار هارپ باشه

  • 95. زهرا در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۸

    واقعا عالی بود…!همشون فوق العاده بودن…
    اولی رو خیلی دوس داشتم!

  • 96. ---- در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۷

    داشتم یه سری از کامنت های پست قبلی رو میخوندم، اتفاقی دیدم گفتی تولدت ۸ بهمنه.
    پیشاپیش تولدت مبارک موسیو


    ممنون!

  • 97. هدی در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۲

    ای بابا… تو هم که آخر هر ماه بدبختی هایمان را یادآوری کن… باز هم مرسی…
    من شنیدم کیهان یک دوره کلاس طنز نویسی گذاشته… اسم مینویسی؟!

  • 98. بهنام در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۶

    ۴ ماهی هست دارم وبلاگت را میخونم ولی اولین کامنتی که میذارم… واقعا عالیه!
    درباره تظاهرات مردم ۹ دی و ساندیس و اینا ننوشتی!!!
    (اما فقط ۷ دی!!!!!)

  • 99. نازخاتون در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۳

    اااااااا، نمی دونستم اونی که مال فوتبال بود استعفا داد. مناظره ها رو نگفتی چرا پخش می‌شن؟ ایمیل ها هم واسه امنیت ماست که چکشون می کنن دیگه. نمی دونین مگه!!

  • 100. Selina در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۰

    کیهان هم شادمانه ها !
    کیهان اگه می تونست می نوشت : امام حسین رو همین آمریکایی های جنایتکار کشتند !

  • 101. paramin در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۷

    بله شاید هم یه موقع لازم باشه که نفهمی که دیگران چی میگن!!! شاید این جوری به نفعت باشه…یه دوست قدیمی… امین!!!

  • 102. تنها در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۶

    سلام.
    ممنون از راهنمائیتون.
    موفق باشید.

  • 103. عمو تپلی در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۷

    سلام موسیو. بابا نوکرتم خیلی باحالی . شرمنده دیر به دیر سر می زنما ولی شما بدون ما مخلصتیم در بست. ولی قبول کن دیگه تو طنز نویسی به کیهان نمیرسی خودت اعتراف کن. ولی این ۷ دی خیلی توپه جون تو کلی باحاش حال کردم.

  • 104. سمیرا جووووووووووون در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۰

    خدمتشان بفرمایید سلامون علیکوم جان برادر
    خوب هستین؟ چرا سوتین نبستین؟؟؟

  • 105. شازده خانوم در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۰

    اینجا یکی از بهترین وبلاگهاییه که همیشه سر میزنم.
    مرسی

  • 106. فرزانه در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۹

    ۹ دی هم اتفاق مهمی نیفتاد که قابل عرض باشد…

  • 107. مجید در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۸

    سلام تبریک میگم وبلاگ تو در اتاق آخر به عنوان وبلاگ منتخب ایرانیان در بهمن ماه انتخاب شد

  • 108. میثم معتمدنیا در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۴

    سلام دوست عزیز
    با مطلب (مهار افکار شرط دیدار با خانواده )به روز هستم.
    خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم.

  • 109. فاطمه در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۲

    با کش شلوار هستم شدید

  • 110. یاس خاکستری در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۵۶

    ای معاند، چرا از تظاهرات عاشوراییان ۹ دی و کیک و ساندیس چیزی ننوشتی؟

    چشم نداری ببینی داره اتحاد برقرار میشه

    گلابی جان به خدا آقای رضایی همین الان توی ۲۰ و ۳۰ گفت تظاهرات ۹ دی باعث ایجاد “وحدت” بین مردم شد!

  • 111. نیکادل در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۴

    موسیو خان عزیز
    همین خوشمزگیهات که حقایق تلخ رو برامون شیرین میسازه مارا بس. خیلی باحالی. چیکار کنیم دلمون میخواد هی ازت بتعریفیم دیگه.

  • 112. mina در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۸

    مرسی

  • 113. ---- در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۲

    یه چیزی
    شما از لینکدونیِ ویولت حذف شدی یا من سِنم رفته بالا؟! کارم سخت شده!


    راستش الآن که گفتین رفتم و دقت کردم! وبلاگ‎ها مثل ملک شخصی آدم‎ها هستن و از نظر من اشکالی نداره که لینک‎هاشون کم و زیاد بشه… کاملاً طبیعی هم هست.

  • 114. SIAH MASHGH در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۲

    salam akhavi !!!gholamam!!!doostam az vaghti linket kardam bad talabeye webet shodan!!!akh oon shariat madario ke nagoo oon shab ta kojahaye man ke dard nagereft!!!!migam ba in eftezahe 4 ta goli ke khordim che konim???har chand ke kamakan sarvare esteghlalim

  • 115. شازده خانوم در ۴ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۴

    امیدوارم هیچوقت از شاخه چیده نشوید.
    ترجمه به زبان امروزی: امیدوارم هیچوقت فیلتر نشوید.

  • 116. نسرین در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۴

    جنابعالی با چه جسارتی مطالب قوی و پر از قدرت روزنامه ای چون کیهان را میخوانی و ذهنت توان کشش این مطالب را می یابد ؟ ( آیکن یک ببسوات عقب مانده از مطالب علمی روزنامه ی وزین کیهان )

  • 117. قاصدک در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۰

    مثل همیشه عالی بود…مرسی

  • 118. دودماهی در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۵۸

    هارپ کلیدی ترین نکته دی بود

  • 119. فائزه در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۸

    خیلی بلاگت قشنگه
    خیلی روان وساده مینویسی
    از بس روانه حتی بلاگهای طولانی تم زود تموم میشه خوندنش

  • 120. مارگارت در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۹

    موسیو ی عزیز فک کنم بعد ازین دیگه کمربند و کش شلوار جواب نده.باید که به یه جاهایی سپر بست و رو یه جاهایی هم زره پوشید!! تازه شاید افاقه کنه! بعله!

  • 121. زمزمه در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۸

    چرا در مورد ۹ دی ماه این روز بی شکوه و راهپیمایی اش چیزی ننوشتی
    شما با این راهپیمایی چه خصومتی داری … ها ها ها

    سبز باشی

  • 122. صبا در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۰

    عاااااااالی بوووووود

  • 123. جودی ابوت در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۲

    سلام

    چی بگم والله

    ××××
    شاید روز تولدتون یه تغییرهایی ایجاد بشه درسته ؟؟

    من اصلا متشنج نیستم که
    این همه اتفاق هم اصلا رو اعصابم اره نمی کشه
    اصلا ها

    ××××

    تولدتون مبارک

    ولی به نظرم بذار روز ۱۲ بهمن تولد بگیر!

  • 124. صنم در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۶

    به وبلاگ منم بسر
    ما یه دسته گلابی خوشمزه ایم

  • 125. مهربان در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۴

    سلام علیکم برادر گلابی!
    راستی لنگت رو کجا انداختی بریم ورش داریم!

  • 126. لیلا در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۴

    ۲۲ و ۲۴ و ۳۰ دی خیلی باحال بود!!

  • 127. عاشق آس و پاس در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۷

    موسیو جان!من تازه عضو فید برنر شدم…الان اگه بخوام شما رو از طریق فید دنبال کنم باید چی کار کنم؟راهنماییم می کنی؟؟یه چیز دیگه :اگه بخوام آمار بازدیدکننده ها رو داشته باشم باید چی کار کنم؟شرمندم می کنی اگه جوابمو بدی…میام همین جا می خونم


    برای دنبال کردن وبلاگ من که باید فیدش رو وارد فیدخوان (برای مثال گوگل‎ریدر) کنین، فیدش هم اینه: http://feeds.feedburner.com/golabi

    منظورتون از آمار بازدیدکننده‎ها رو نفهمیدم. اگه منظورتون آمار مربوط به وبلاگه می‎تونین از یه آمارگیر استفاده کنین و اگه منظورتون آمارهای مربوط به فیدبرنره از صفحه‎ی اصلی فیدتون در همون سایت فیدبرنر استفاده کنین.

  • 128. سهیل در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۴

    موسیو دیشب خوابتو دیدم!


    خیره ایشالا!

  • 129. سیاق در ۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۴

    موسیو گلابی گویا شما دوست جناب شبگیر هستید.ازشون خبری ندارید؟؟؟
    چرا پیداشون نیست؟


    یه مقدار گرفتارن… و ایشالا به‎زودی میان.

  • 130. qq'un pas comme les autres در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۹

    Salam/Bonsoir/hi
    chie?? tavagho dari chiziam benevissam vaghti to inghadrrr shahkari?? valla, che tavaghoati daran mardom !!! (agha ma baz bi ejaze in matlabo mail mikonim, albate ba zekre refrence)

  • 131. ایران بران در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۴

    یک سایت جالب به زبان فارسی برای خرید اینترنتی از آمریکا در ایران، حتما یک سر بزنید
    http://www.iranbaran.com

  • 132. کسی که وجود خارجی ندارد در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۵

    به سخنان روزنامه ی کیهان التفاتی نیست. در نظر ما هیچ کدام از حرفهایشان محلی از اعراب ندارد. کسی هم که این روزنامه را نمی خواند. البته بجز خیاط ها!

  • 133. حالا در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۰

    موسیو خیلی باحالی

    مخاطبات از خودت باحالتر

  • 134. مهرناز در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۲

    خیلی عالی بود مخصوصا این جمله ی “آخرش هم معلوم نشد این استکبار چند تا دست دارد و سیستم تولید مثلش چطور است که به‌ازای هر دستی که قطع می‌شود چهار تا اضافه می‌شود!”

    نه همچینی طنزت باقلواستا!!

  • 135. گمنام مفقودالاثر در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۵

    مناظره حسینیان و بروجردی تو این بازه زمانی شما قرار نگرفته حتما . ایشالا توی وقایع اتفاقیه بعد حتما به این موضوع بپردازید ! و تعریف جدیدی که این دو از مناظره ارائه دادند !
    بنده هم آپ کردم

  • 136. یک عدد جوجه در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۷

    جالب بود مثل همیشه و از اونجایی که دارم خودم و خفه می کنم که چند تا خواننده واسه وبلاگم پیدا کنم اگه اجازه بدی لینکت می کنم ذوق زده ام دیگه. و خوشحال می شم بهم سر بزنی.

  • 137. نادر در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۸

    سلام ؛
    وبلاگتون رو یکی از دوستان معرفی کرد. وقتی بازش کردم یاد توصیف مزه ی گلابی افتادم که تو فیلم the angel city میگه : شیرینه ، آبداره ، رو زبان نرمه ولی دون دونه ، مثل شنهایی که تو دهن آب میشن.
    شما هم همچین مزه ای دارید. لذت بردم از پستتون. و چقدر غبطه خوردم به اینکه گلابی قصه ما ، راهی رو انتخاب کرده که به ادامه اون راه ، مصمم و مطمئنه.
    لینکتون کردم. به این امید که روزی ، یه خسته و درمونده ای مثل من ، با خوندن پستهای طنز شما، زنده بشه.

  • 138. من سیاسی نیستم در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۳

    آنقدر کامل و جامع نوشتی که ما ترجیح می دهیم خفه خوان مرگ بگیریم.

  • 139. متین در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۶

    جالب که اگه بابا خبر نداشت که “مسعود علی محمدی” از اون سبزهای تند و انقلابی بوده و جزء ستاد میرحسین، که سر کلاس هم روی بچه ها تاثیر داشته، با این تبلیغاتی که تلویزیون کرد و اینقد گفتن شهید علی محمدی، راستی راستی من هم فکر می کردم که ایشون از اونوری ها بوده، که دارن اینقد تو تلویزیون ازش اسم میبرن !!!
    نگو اینم جزء نقشه ها شونه !!

  • 140. فاطمه در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۴

    سلام موسیو
    میگم جدای از این پستی که گذاشتی شما از شب گیر خبر نداری؟ خیلی وقته ننوشته


    حالش خوبه، خیالتون راحت!

  • 141. غم شیرین در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۸

    سلام. خیلی از مطالب آرشیو رو خوندم
    واقعا عالی می نویسی

    از انتخاب برترین ها در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ خیلی خوشم اومد
    پاینده باشی

  • 142. نهال در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۰۶

    این طور که بوش می یاد پس فردا اینجا تولده،آره؟!
    اگه یادم رفت هشتم بیام تبریک بگم از الان تولدتون مبارک:)


    آره… مرسی!

  • 143. روشنک در ۶ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۸

    و اما وقایع اتفاقیه‌ی موسیو گلابی نوشته‌ی دیگری است که هر چقدر هم دیگران سعی کنن اداشو دربیارن باز هم نمیتونن.
    حدس می‌زنم این اختلالات به تولد و اینا بی ربط نباشه.
    از اونجایی که هشتم احتمالن نیستم بیام شادی کنم اینجا پس پیشاپیش تولدت مبارک. روزهای شاد و موفقیت آمیزی در پیش داشته باشی


    تشکرمندم!

  • 144. SDF در ۷ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۵

    چقدر بچه ها باهوشن! موندم چه جوری به مغز خودم خطور نکرد !!خیلی عجیبه ها!! اختلالات خیر مربوط به تولده پس

  • 145. ژاله در ۷ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۳

    سلام.مبارک ها باشه!
    اول از همه تولدت که فرداست.
    دوم خونه ی جدید که دوست داشتنی تر از قبل شده.

  • 146. ابله خاتون در ۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۴۱

    تو بی نظیری!بوتو نیستی ولی بی نظیری!به جونم مامانم!

  • 147. دانشجوی... در ۱۰ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۳

    ۲۰!!!!!!!!!

  • 148. ..........afarin......... در ۱۱ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۱

    mikhastam begam faaliateto tuye utube edame bedi movafaghtari
    ahan rasti tohin nabashe vali khahare man harvaght mikhad fosh bede mige golabi:)))looooooooool byebye

  • 149. مریم در ۱۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۸

    گلابی جون. ۲۲ دیماه بی نظییییییییییییییییییییییییییییییییییییر بود. موفق باشی.

  • 150. شاغلام بازیافت شده در ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۰

    تو رو من چشم در راهم …

    گلابی عزیزم سلام.ردت را از پرشین بلاگ تا اینجا زدم
    تو {…} داری که اینقد جابه جا می شی
    یه پا مارکوپولویی واسه خودت.
    من مدتها مطالبت رو از طریق گوگل ریدر دنبال کردم
    راستی عجب دم و دستگاهی واسه خودت راه انداختی مرد !

    این :

    یادداشت‌های یک تارای بی‌پروا
    ابراهیم رها
    گلامور
    روزانه‌های زیپ‌زاگ
    Opium
    سیب‌زمینی‌خورها
    توهمات یک آمیب ۴۵ کروموزومی
    اسپایدرمرد
    گفت و چای
    آنالی در سرزمین شگفت‌انگیزها
    یک مهندس خسته
    دختر نارنج و ترنج
    شب‌گیر
    یادداشت‌های یک دختر ترشیده

    آدمای خوشبختی هستن که تو لینکشون کردی.می دونی چقدر خوب می شد که من رو هم قابل می دونستی.این دوست قدیمی تو واسه بیشتر خوانده شدن به تو نیاز داره
    کمکم می کنی؟

  • 151. استوانه در ۲۷ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۰

    خیلی عالی بود. خصوصا در مورد برخورد شدیدتر نیروی انتظامی



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه