این روزا با ده هزار تومن چی می‌شه خرید؟!

تازگی‌ها دچار فراموشی عجیب و غریبی شده‌ام. نمی‌دانم به آلودگی هوا ربط دارد یا به پارازیت‌هایی که ارسال می‌کنند یا این‌که اساساً آدم در این سن، دچار نوع لایتی از آلزایمر می‌شود. به هر حال چندان طبیعی نیست!

یادش به خیر! کلاس اول دبستان که بودم شماره‌های دفتر تلفنمان را مثل آب خوردن حفظ می‌کردم. این موضوع باعث شد که کم‌کم پدر و مادرم شروع کنند به استفاده‌ی ابزاری از من! دیگر هر موقع می‌خواستند به فک و فامیل زنگ بزنند، یقه‌ی من را می‌گرفتند و شماره می‌خواستند. حالا را نگاه نکنید، آن موقع‌ها همین‌طور به این و آن شماره می‌دادم!

این حافظه‌ی برتر ذره ذره آب رفت و به این‌جایی رسید که الآن می‌بینید. تازگی‌ها آن‌قدر شدت پیدا کرده که یک وقت‌هایی نصف جمله را می‌گویم و بقیه‌اش یادم می‌رود. بدجوری احساس پیر بودن می‌کنم! بعضی شب‌ها وقتی دراز می‌کشم به این فکر می‌کنم که تا همین چند سال پیش شیری بودم با این هوا یال و کوپال (این هوایش قابل نشان دادن نیست اما اطمینان داشته باشید چیز بزرگی‌ست!) که هم نعره می‌زد، هم از خانواده‌اش محافظت می‌کرد و هم خرگوش‌ها مثل سگ از او می‌ترسیدند… با تمام این اوصاف باز هم می‌توانست شب‌ها روی یک پایش بایستد و با ماده‌شیرش شطرنج بازی کند. حالا نه در این حد، اما به هر حال چیزی توی همین مایه‌ها بودم!

آن روزها گذشته و احساس می‌کنم از شیر مذکور (!) فقط نعره‌های گاه و بی‌گاهش یادگار مانده که تازه این‌جور وقت‌ها هم خرگوش‌ها اعصابشان خرد می‌شود و تمام عناصر مؤنث خاندانش را مورد عنایت قرار می‌دهند، راسوها محض خنده دُمش را انگولک می‌کنند و روباه‌ها در اوقات فراغتشان مچلش می‌کنند!

از این حرف‌ها بگذریم رفقا. می‌دانم که حوصله‎ی خواندن یک مقدمه‎ی طولانی را ندارید…

قضیه این است که تا همین چند روز یادم بود که وبلاگم در چنین روزی یک‌ساله می‌شود اما از بد حادثه، روح همان شیر پیر در من حلول کرد و یادم رفت که امروز ۲۴ مهر است! دلم می‌خواست صبح کله‌ی سحر بیایم و از شما کادو بخواهم که قسمت نشد… البته از نظر من اشکالی ندارد، فدای سرتان! اصلاً پول‌هایتان را جمع کنید و همه‌اش را در روز تولدم خرج کنید!

نوشته شده در دسته‌ی: شخصی‎نوشت‎ها، طنزیحات


موسیو گلابی | ۲۵ مهر ۱۳۸۸ | ساعت ۱۲:۰۲

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. سروش در ۲۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۶

    سلام دوست عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه دوست عزیز من توی وبلاگم یه جشن تولد برای دوستم گرفتم خواستم ازتون دعوت کنم که به وبم بیاین واقعا خوشحال میشم این دوستم بهترین دوست تمام زندگیمه و این تنها راه قدر دانی از خوبی هاش بوده
    خوب منتظرتون هستم خدا نگهدار

  • 2. دافی نگار در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۶

    زیبا بود. موفق باشید

  • 3. دختر حاجی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۶

    دیگه خیلی پیر شدی ! کم کم میدونو بده به جوونا !
    یه بار دیگه پست خداحافظی افتادیم انگار !

    تولد یه سالگی گلابی شدنت مبارک !

  • 4. SDF در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۱

    به جون خودم نباشه این دفعه اولم…تازه تولدد وبلاگتتتتتتتتت مبااااااااااااااارک شیر لوتی!!!!

  • 5. بانوی نقره ای در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۷

    شیرینیِ تولد رو چطوری تحویل بگیریم؟!

  • 6. رها... در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۷

    سلام!
    مثلا من اول!!!
    از استرس زیادیه!!!

  • 7. SDF در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۸

    خوب اونو زود فرستادم که اول شم گرچه معمولا این جور مواقع که آدم فکر میکنه اول شده هیچ کوفتی نمیشه و سر از قعر جدول در میاره …اما من شانسمو امتحان کردم …درست و درمون تولد وبلاگت مبارک! ایشالا هی بنویسی و هی بنویسی و هی بنویسی و هی بنویسی ، ایشا تولد خودت ایشا تولد مادام! ایشالا تولد عروسیتون! ایشالا… دیگه داریم به خرج میفتیم…ما یه مهندسیم که چندر غاز هم حقوق نمی گیریم… اما دلی داریم به وسعت دریا که براتون آرزوی خوشبختی میکنه!
    حال میکنی خیالم راحته که هول اول شدن نزم می خوام تا کله سحر بنویسم! در کل هدف کلی این کامنت این بود که بگم: تولد وبلاگت مبارک … خیلی خیلی خوشحالیم که اینجا هستی و می نویسی رفیق!

  • 8. بانوی نقره ای در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۸

    هنوز هم شیره گلابی!

  • 9. رها... در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۱

    حالا امشب ما ذوق زده شدیم اومدیم برات کامنت بزاریما!!! و حتی اول هم بشیم مگه این کامنت دونی جواب میده؟!!:|
    تولد وبلاگتم مبارکا باشه. آدم باید به یه تبریک قناعت کنه!!!
    اگه اون کامنتمم اومده باشه نوشتم از استرسه!!
    شاد باشی

  • 10. نوشین در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۲

    امیدوارم روزهای قشنگی رو این جا به ثبت برسونی …

  • 11. بهاره در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۲

    همین بازگشت غیورمندانه تان خودش کلی کادو هدیه است دیگر
    در پایان : اوقات خوشی را برایتان آرزومندم

  • 12. ربولی حسن کور در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۹

    سلام
    مبارک است آقا شیره
    امید که هر چه سریعتر صد ساله شوید!!

  • 13. مینو در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۲

    یماری فرا گیره

  • 14. تد در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۲

    موسیو گلابی !
    خودم را آماده کرده بودم که از لای جمعیت این بار خودم را به شما برسانم و مراتب تبریک و تهنیتم را نثارتان کنم ! اما گویا هنوز تجمع آنقدرها زیاد نیست و می‌شود عرضم را به آرامی به حضورتان برسانم.
    راستش یکی از معدود بلاگ‌هایی هستید که از خواندنش نشاط حاصل می‌شود. به قول فرنگی‌ها: کیپ ایت آپ مای فرند!

  • 15. یک طرفدار در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۲

    وبلاگت خیلی داره زرد می شه .یه فکری به حالش بکن .
    انگار تعاریف دوستان داره از راه خارجت می کنه.
    یه بار واسه سالگرد وبلاگت مراسم عزا راه می ندازی.
    بعد می گی نه گریه نکنید .
    بعد میای توضیح می دی.
    حالا هم که به مناسبت سالگرد وبلاگت مراسم لهو ولعب راه انداختی.

    الان هم حتما می خوای توجیه کنی

  • 16. یه پسر جوون در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۷

    گلابی جان تبریک میگم . تو این یکسال خیلی حرفای قشنگی زدی . درسته که از اولش باهات نبودم ولی وقتی که پیدات کردم با تمام قدرت اون نبودنم رو جبران و همه پستهای وبلاگت حتی اون پرشین بلاگی ها رو هم خوندم و لذت بردم . خیلی هم ازین موضوع خوشحالم . مرسی به خاطر بودنت !

  • 17. سیدخندان در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۰

    گلابی جان دارم کادو میخرم. گفتم مزاحم بشم ببینم چیز دیگه ای نمیخوای سر راه بخرم بیارم؟؟؟
    فک کن. اگه نبودی الآن و دیگه نمی نوشته چه بلایی سر این همه کادو میومد! :|
    مادام خیلی دوست داریم. ایشالا تولد مادام جبران کنیم

  • 18. معترض در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۲

    پس کو کادوی خودتون به وبلاگ؟!! ما که دستمون بستس نمی تونیم چیزی بهش بدیم. هممم… البته کادو منظورم بود!

  • 19. م ی ل ا د در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۷

    موسیو جان ماله پارازیته الان شمار اظرفیانی که مقطوع انسل شدن به عدد ۲ رسیده حالا شما شانس آوردی زده به حافظه ات پس تا سالمی حالتو بکن که ممکنه همین روزا بشی آغا محمد خان

  • 20. آسمون در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۰

    و ربط عنوان با متن چی بود آیا؟!


    این‎که کادوتون بیشتر از ده هزار تومن بیارزه و بهتره پولاتون رو جمع کنین و سر تولدم یه جا خرجم کنین و اینا!

  • 21. گیتی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۶

    ده هزار تومن رو بی خیال… اینقدر ذوق کردم دیدم یه نفر این موقع شب بیداره و وبلاگش رو آپدیت کرده…. اونم نه هر نفری … مسیو گلابی

  • 22. papary در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۱

    نگران آلزایمرت نباش. بجای اینکه تو پیری آلزایمر بگیری الان گرفتی که تو پیری راحت باشی

    تبلد! وبلاگت هم هواااااااارتا نوبارک! باشه…کی بیاییم کیکش رو بخوریم؟

  • 23. توهمات یک آمیب 45 کروموزومی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۱

    مبارکه :)

  • 24. گیلاس در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۹

    با ۱۰ تومن؟؟…۵ تومن میدم به آژانس و تا مرزداران میام و تولد وبلاگت رو تبریک میگم…. ۵ تومن هم میدم به آژانس و برمیگردم خونمون
    به هر حال مبارک
    تو کاسب خوبی میشدیا!! خوب بلدی بازار گرمی کنی

  • 25. بابالنگ دراز پنج فوتی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۰

    یکسالگی وبلاگت مبارک

  • 26. شاهد مجلس! در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۳

    بابا شیر گلابی!

  • 27. اطلسی! در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۱

    سلام بر مسیو گلابی
    من اطلسی! هستم….همون که کتاب “ماندم تا روایت کنم” رو بهتون معرفی کردم…نفهمیدم خونده بودینش ، خریدینش یا …..
    به وبلاگ تازه تاسیس من اگه میتونی یه نگا بندازین….راستش چون دلم نخواسته آدرسش رو به هیچکدوم از دوستانم بدم،نتونستم نظرشون رو هم بدونم و چون شما رو قبول دارم! خواستم نظرتون رو بدونم….
    درسته که من برای دل خودم می نویسم اما مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد، به هرحال!

  • 28. اطلسی! در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۵

    آخ گمونم یادم رفت تبریک بگم بابت تولد وبلاگ ارزندتون….انشالله تولدتون که خدارو شکر نمیدونم کی هست! جبران کنیم! تولدش مبارک….

  • 29. علی (ذهن ِ آشفته) در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۲۱

    مساله اینه که قبلن حس می‌کردی شیری و شیر بودی. حالا یک ساله حس می‌کنی گلابی هستی و ….

    ارادتمندم ها موسیو

  • 30. روزبه در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۴۷

    گلابی عزیز تولد پر شکوهت مبارک

    راستی اگه از شیر اسکلت تاکسیدرمی شده اش هم مونده باشه بازم شیره

  • 31. لوکی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۴۹

    به هر حال من دقیق اطلاع ندارم که تولدته یا نه! ولی اگه امروزه یا این که در روزهای آتی خواهد بود مبارک باشه!
    اون بحث آلزایمر رو بد جوری پایتم… چون خودمم طی این یکی دو ماهه همین مشکل رو دارم و این قدر در طول روز تکرار میشه که بعضی وقتا عصبی میشم و بعضی وقتا هم به خودم میگم نکنه پیر شدم و خودم خبر ندارم…

  • 32. گلامور در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۲۰

    میگما… اون عنوان پست رو من هرچی خوندم منظورت رو نفهمیدم و اینکه ربطش با خود پستت چیه؟؟!!! یعنی منظورت اینه که کادومون باید بالای ده هزار تومن باشه؟؟ یا اینکه منظورت اینه که این روزها فقط ده هزار تومن توی جیبت داری؟؟ یا اینکه کلا بی ربطه؟؟؟ یا اینکه…!!!!


    منظورم اینه که کادوها بالای ده هزار تومن باشه لطفاً!

  • 33. زندگی سگی- مت در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۴۴

    تولد وبلاگت مبارک …

    احتمالا وبلاگ ما هم یه همچین روزایی تاسیس شده ولی ما واسه خودمون تولد نگرفتیم چه برسه به وبلاگمون :دی … ولی خب جشن تولد زیاد رفتیم اگه خواستی تولد بگیری مجلس گرم کن نداشتی خبرمون کن

  • 34. آریا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۰۲

    خیلی قشنگ می نویسی.
    من خوشم اومد.
    ولی یه سوال دارم. عنوان مطلبت چه ربطی به متنت داشت؟ راستش من واقعا نفهمیدم. منظورت این بود که قیمت کادوهای تولدت ده تومن باشه؟


    نه، منظورم این بود که با ده هزار تومن نمی‎شه چیزی خرید … پول‎هاتون رو ذخیره کنید و وقتی بیشتر شد یه کادوی درست و حسابی بهم بدین یهویی!

  • 35. دریا(کافهء زیر دریا) در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۲۷

    من الان سردمه و گشنه هم هستم.خوابم هم میاد بعد اومدم نشستم وبلاگ تو رو میخونم که بگم مبارک باشه یک سالگیه اینجا.ایشالا صد ساله…خب فکر نکنم تو تا صد سال دیگه حوصلهء نوشتن داشته باشی اما امیدوارم حالا حالا بتونیم هر سال بهت تبریک بگیم

  • 36. شیوا.ن در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۱

    تولد پست شما مبارک !!(البته حتما با ضمه روی پ بخوانید نه با فتحه )

  • 37. هاله در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۲

    تولد وبلاگت مبارک
    با این تفاسیر مشخصه که روز تولدت هم یادت می ره…

  • 38. عادل در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۴

    موسیو مبارکه … امیدوارم قلمت پر انرژی و نوشتنت مستدام باشه …
    در مورد حافظه هم، یادآوری جالبی کردی! اما من از ترس پیری حافظه دیجیتالم رو سعی کردم حفظ کنم و از دست ندم …. البته صرفاً سعی کردم؛ زیاد موفق نشدم!

  • 39. تنها در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۴

    سلام موسیو عزیز
    میگم یعنی هدیه کمتر از ده هزارتومن قبول نمیکنی دیگه؟!
    خب پس با این حساب فقط تولد یکسالگی وبلاگت مبارک. انشالله ۱۰۰ سال دیگه نوه ام بهت تبریک بگه.
    همیشه شاد و سلامت و موفق باشی.


    صد سال دیگه؟ من هم امیدوارم!

  • 40. روزانه های یک دوشیزه در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۶

    عجب شیر توانمندی… رو ی یک پا می ایستد و … !!!

    این روزها همه تغییر هویت می دهند و عجیب نیست اگه دیگه خرگوش ها ازت حسابی نمی برند و روباه ها مچلت می کنند

    همین که هنوز شیر ماندی و نیامدی اعتراف کنی من یک موش خاکستری ام، جای شکرش باقیست. حالا پیر و کم حافظه شدی بماند..

  • 41. رویا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۰

    سلام.مبارکه.چشششششششششم!!

  • 42. zizo در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۷

    اصولا شماره حفظ کردن اقتضای سنت بوده برادر کوجک ما هم از این حرکات انجام میدهد و ما را بسی مفتخر میکند.
    من باب تولد یکسالگی وبلاگت هم دس دس شله شله وبلاگ که نمیتونه برقصه حداقل اونجا که نشستی یه تکونی به خودت بده تا دلخوش باشیم که تولده..
    مرسی بابت همه ی خنده هایی که این یکسال به این جامعه ی مجازی دادی..

  • 43. مهرنوش در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۰

    شمام که مثه پوریا شدین…چرا اینقدر تیترتون بی ربطه؟!

    تولد وبلاگتون مبارک.تولد خودتون کی بود؟!بهمنی بودین؟!

  • 44. زری در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۵

    به سلامتی

  • 45. پریا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۱

    مبارکه:)
    ولی این خیلی بده که آدم تولد وبلاگش یادش بره. الان تولد وبلاگت یادت میره، فردا تولد مادام گلابی! اونوقت بیا و درستش کن. نچ نچ نچ
    من به شما علاقه دارم که این چیزا رو خواهرانه بهت گوشزد میکنم!

  • 46. گل ونوشه در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۵

    ده هزااااااااااااار تومن؟!
    یه شاخه گل کافیه دیگه؟ نه؟

  • 47. سید علیرضا سراجیان طهرانی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۳

    مبارک باشه
    ان شاالله ۱۰۰ سالگی وبلاگ رو ببینیم.

  • 48. فرزانه در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۷

    می گم که اقا من هر چی فکر کردم نفهمیدم این عنوانش چه ربطی به متنش داشت؟؟؟
    یعنی کادوی بیشتر از ده هزار تومن می خوای؟؟؟!!!!!!!!

  • 49. م.پارسا(4ساله از تهران) در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۱

    سلام عمو گلابی
    من هنوز باور ندارم که کنترل بلاگت دست خودته
    پس برای اطمینان اگه میشه بگو توی کامنت هفته پیشت که برام گذاشتی درباره تصمیمت برای ادامه تحصیل در مالزی چی گفتی
    اگه درست جواب دادی توی نت برای دوستان می نویسم که قلابی نیستی


    من در مورد ادامه‎ی تحصیل در مالزی کامنتی نذاشته بودم. درست گفتم دیگه، مگه نه؟!

  • 50. استاذنا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۳

    اگه کمی نگاهمان را نسبت به محیط اطراف بهتر کنیم خواهیم دید که بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیاد. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم … در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید …

    ۱- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
    ۲ -سعی کنیم بیشتر بخندیم.
    ۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
    ۴ – با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
    ۵ -گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
    ۶ – بیشتردعا کنیم.
    ۷ -در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت کنیم.
    ۸- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
    ۹- هر روز چند آیه از قرآن را تلاوت کنیم و در معنای آن بیندیشیم.
    ۱۰- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
    ۱۱- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. (لبته کار مشکلی است!)
    ۱۲- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
    ۱۳- گاهی به آسمان نگاه کنیم.
    ۱۴- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
    ۱۵- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم.
    ۱۶- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
    ۱۷- در جلوی آینه بایستیم و خدا را به خاطر همه چی شکر کنیم.
    ۱۸- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
    ۱۹- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
    ۲۰- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
    ۲۱- گاهی از درخت بالا برویم.
    ۲۲- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوییم.
    ۲۳- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!
    ۲۴- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم.
    ۲۵- زیر باران راه برویم.
    ۲۶- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم.
    ۲۷- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.
    ۲۸- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.
    ۲۹- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.
    ۳۰- …

    درضمن لینک خود در “استاذنا” را چک کنید. متشکریم

  • 51. عماد در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۶

    بدین وسیله یک سالگی وبلاگتان به شدت تبریک می گویم. چیزی نمی شود خرید با ده هزار تومن اما من قبول می کنم

  • 52. لیلا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۱

    هه. این که خوبه من می خوام یه چیزی سرچ کنم میرم یه صفحه دیگه وا میکنم یادم میره چی می خواستم سرچ کنم. در هر حال تولد وبلاگت مبارک. ایشالا تو مادام گلابی این وبلاگ به پای هم پیر بشین

  • 53. ماجراهای من و مادر شوهر جانم در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۶

    به به … چشم ما روشن
    چقذر خوشحال شدم گلابی جون

  • 54. بهار (سلام تنهایی) در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۵

    یک سالگی وبلاگت مبارک ..از زمانی که میخونم یادم نمیاد برای پستی کامنت نذاشته باشم ..همه ی کامنتام به عنوان هدیه به وبلاگت ….


    از نظر من و جدای شوخی، صد در صد همین‎طوره.

  • 55. کلاغ در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۰

    مبارکه!ایشالا به قول خودت سالگرد ۵۰ سالگیش!(فقط میشه کیبوردتو بدی من بفروشم؟!یا مثلا موس رو؟!بابا به درایو سی دی هم قانعیم.عجبا خب بابا یه تیکه رو هم بده ما بفروشیم یه پولی گیرمون بیاد سر پیری!)
    نگران فراموشی نباش.همه مو دچار شدیم!

  • 56. زودیاک در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۱

    ۱) تولد موسیو مبارک (دیروز باید میگفتم! شرمنده!)
    ۲) پس سی و سه ساله هستی!!!؟ (منبع: اساساً آدم در این سن، دچار نوعی لایت از آلزایمر می‌شود)
    ۳) به جان موسیو که خیلی برایم عزیز است مورد شماره ی یک را قبل از خواندن پست نوشتم!(حالا می خواهی باورش کن میخواهی هم نه!)
    ۴)بعد از آخرین مطلبی که نبشته بودی دیگه نیومده بودم! باور نمیکنی چقدر از سست بودن تصمیمت خوشحال شدم!

  • 57. خانوم زیگزاگ در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۶

    ببین احیاین منظورت از این عنوان پستت این نبوده که ما باید ده تومن خرج کنیم واسه کادوی تولد وبلاگت؟!!

    تولد وبلاگت مبارک. به امید اینکه مادام گلابی بیشتر بنویسه تا بتونیم وبلاگ تو رو هم مثل خودم جز وبلاگ های بانوان جا بزنیم و برنده شی!

  • 58. خانوم زیگزاگ در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۹

    اون نوشته یی که اولین لینک پیشنهادات روزانه ست رو دوست داشتم. تا حالا اینجوری به قضیه نگاه نکرده بودم. مرسی از پیاده رو و مرسی از تو برای اینکه باعث شدی من اون لینک رو بخونم.


    خوشحالم که از اون لینک خوشت اومده … راستش رو بخوای سعی می‎کنم پیشنهادات روزانه‎م رو از بین پست‎هایی انتخاب کنم که حدس می‎زنم برای خواننده‎ها جالبه یا ممکنه به دردشون بخوره …

  • 59. شب نویس در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۹

    تولدش مبارک!
    اتفاقا منم تولد وبلاگم یادم رفت. هشت روز بعدش یادم افتاد! پس به خودت امیدوار باش هنوز اونقدرا آلزایمر نگرفتی

  • 60. مریم در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۱

    (یادداشت های یک گلابی دیوانه ) تولدت مبارک
    ایشالله حالا حالاها پا برجا باشی
    هر سال بهتر و پرخواننده تر از سالهای قبل

  • 61. سوسک کثیف در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۲

  • 62. مهدی یار در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۵

    سلام
    به قول فرهادصفریان :

    ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود
    طفلکی لالایی این برکه خوابش کرده است

  • 63. آنارام در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۵

    قرار بود به من یه سری راه نشون بدیا!

  • 64. پرند در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۰

    خیالی نیست موسیو… یحتمل حواست به چیزهای مهمتر معطوف بوده…

  • 65. هویج در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۷

    این روزها با ده هزار تومن هر چیزی میشه خرید الا یال و کوپال و نعره و خرگوشهای ترسو!

  • 66. مانیل(خانومی) در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۳

    ااااااا مبارکه. خب شما باید شیرینی بدی که وبلاگت ۱ ساله شده.

  • 67. ! در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۶

    اخییییی!
    تفلدت مفالک منظوم تولده وبلاگت بود
    ایشالا ۱۲۰۰ سال دیگه هم برامون بنویسی !!!!!!!!!!!!!!
    موفق باشی عزیز
    و باز می گوییم که منتظر حضور سبزتان هستیم در وبلاگمان و با تبادل لینک هم بسی خوشحال می شویم!!!!

  • 68. یهار مهرگان در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۹

    چشم . فقط تو به ما زور نگفته بودی که تو هم گفتی …

  • 69. آزاده فیروز در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۶

    جریان ده هزارتومنو که نگرفتم
    ولی خوب شیرپیر و درب و داغون بودن بهتر ازگلابی بودنه یا من اشتباه می کنم ؟
    شایدم شیرگلابی بودن بهتر باشه
    نمی دونم
    راستش
    هرچی که هست
    بودنت بهتر از نبودنته
    دیگه نزار کسی هکت کنه گلاب

  • 70. دختر دیوونه در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۹

    روز تولدتان که جداست
    اصلا ما کادویمان را خریده ایم و میخواهیم شخصا بیاییو درب منزلتان تحویلتان دهیم
    پست مست هم قبول نداریم
    ادرس و نام و نام خانوادگیتان را فقط نیازمندیم

  • 71. فرزانه ر در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۶

    اگر حدود ۲۴ سالتان باشد، دچار فراموشی شدن در این سن طبیعی است. تا حدود ۲۶ سالگی ادامه پیدا می کند، نگران نباشید. ما هم چنین مرحله ای را طی کرده ایم.

    راستی اگه خوانندگانتون هر کدوم ۵۰،۰۰۰ تومن بذارن، احتمالا بتونیم کادوی تولد براتون یه آپارتمان بخریم. ولی باید تو تولدامون جبران کنید!

  • 72. reza در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۵

    میتونم بگم تولد یکی از بهترین وبلاگهای فارسی رو تبریک میگم و امیدوارم حالا حالاها بنویسی

  • 73. خانومی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۵

    کادوی تولد و وبلاگ نویسیتو یه جا میدیم خوفه ؟


    بله بله، خود منم در پستم به خوف بودن این موضوع اشاره کردم!!

  • 74. ساسان افسری در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۸

    مبارکا باشه ! راستی می دونستی تولد وبلاگت و فاطمه رجبی تو یه روزه !


    جدی؟ چه خوب!

  • 75. مهندس پنگول جونی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۳

    عجیب داری عقبگرد می کنی آقا . عجیب.

  • 76. میشکا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۹

    با ده تومن این روزا فحش هم به کسی نمیدن:D

  • 77. کدوتنبل در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۹

    سلام دوست من…
    میشه آدامس خرید
    کدوتنبل.

  • 78. خودم در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۰

    شیر مذکور یا شیر مذکر!!؟؟؟

  • 79. رضا 206 در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۸

    این رو از لوگوی بی بی سی فارسی الهام گرفتید..نه؟جون من؟


    خب کاملاً مشخصه که عنوان پست رو از همون‎جا برداشتم!

  • 80. رضا 206 در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۰

    مبارک باشه فرا رسیدن یک سالگی وبلاگ ارزشمند موسیو گلابی!!چی گفتم!!

  • 81. برای شادی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۳

    با ده هزار تومن هیچی نمیشه خرید ، اما با ۱۰۰۰ میشه به بچه ها کمک کرد !
    تولدتونو! که قبلا تبریک گفته بودیم ، باز هم مبارک باشد گلابی جان.
    راستی من شماره های دوستامو تو فون بوک ، سیو نمی کنم ، الان کلی شماره حفظمه!

  • 82. محمد در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۸

    ببخشید
    عنوان به متن چه ارتباطی داشت ؟

  • 83. رز در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۶

    دقیقا من هم به این بیماری یا هر چیزی که هست دچار شدم. حالا تا این اندازه حافظه ام خوب نبود ولی دیگه اینطوری نبود که اسم همکلاسیامو یادم بره. به دکتره می گم آقای دکتر من حافظم خیلی افتضاح شده. همه وسایلم و جا می ذارم و گم می کنم می گه همینی که تو این جامعه دیونه نشدی خیلیه

  • 84. لیلی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۸

    موسیو جان…به نظر من سن وسال وبلاگ مهم نیست…مهم اینه که وبلاگ دوست داشتنی باشه که وبلاگ شما هست…ولی با اینحال یکسالگی وبلاگت مبارک…
    در مورد چیزهایی که در مورد خودت گفتی…موسیو جان جوون هم جوونهای قدیم

  • 85. fench در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۳

    سلام.من از وقتی ۹ ماهت بود می شناسمت.تولدت مبارک

  • 86. اِلی در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۶

    برا اصفهانی جماعت خیلی چیزا میشه با ۱۰ تومن خرید.. دیگه ببخشید این رگ ما اجازه نمی ده دست به جیب شیم.. به یه تبریک خشک و خالی بسنده می کنیم. باشد که الطاف شما شامل حالمون بشه و زیاد ناراحت نشوید..

  • 87. رامونا در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۶

    کاش عمر آدمم به سرعت یه ساله شدن وبلاگامون می گذشت

  • 88. ثلج در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۵

    دوباره مبارک
    خوشحالیم که هنوز می نویسین.
    راستی اون شعر یادتون هست: در جوانی به خود می گفتم /// شیر شیر است گرچه پیر بود
    چون به پیری رسیدم دانستم //// پیر پیر است گرچه شیر بود
    ولی خداییش شما نه شیری نه پیر.
    گلابی جان شما برای ما گلابی دوست داشتنی همیشگی هستی. بنویس.

  • 89. سها در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۵

    سلام عمو گلابی….مبارک……مبارک……..مبارک……یک سالگیه وب لاگت مبارک…..

  • 90. مرحومه مغفوره در ۲۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۶

    آقا این فرمایشات چیه؟ شما جون بخواه. کادو چیه؟
    سالگردش مبارک! ایشالا که نمیره و نوه و نتیجه هاش رو ببینه.
    اون شیر اوژن احیانا حالش خوبه الان؟ من نگران مادام هستم بیشتر!!

  • 91. یکی در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۹

    اول!

  • 92. آوامین در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۲

    درد مشترکه ! اما پیری مهم نیست جونتون سلامت !

  • 93. مورچه در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۳

    دلم گرفته
    دلم عجیب گرفت ست و هیچ چیز
    نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج میشود خاموش
    نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
    نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند
    و فکر می کنم، که این ترنم موزون حزن تا به ابد ،شنیده خواهد شد…..

  • 94. روژانو دلجو در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۴

    کمرم شکست…
    جریحه دار شدیم رفت داداش…

  • 95. Niloofar در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۲

    Vay golabi fekr konam manam dochare piri shodam!ta hamin hafteye pish ke bahse bastane weblogeto ina bud 24 mehr yadam buda ama aman az in ruzegar!
    Yek salegiye webloget binahayat mobarak.fekr konam in bachat kam kam vaghte rah raftano davidaneshe,unvaght miterkune hameja ro!
    Rasti man vaghean shiram vali bahman mahiya ke shir nemishan!

  • 96. مهدی در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۷

    گلابی جون سلام
    ۱٫ تولدت مبارک
    ۲٫ بقیه شو یادم رفت!!!!!!!!!!!!!!!

  • 97. سوگل در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۹

    سلام

    من تازه به این وب اومدم زیاد در جریان نیستم

    ولی بهرحال تبریک میگم مسیو گلابی

    هدیه تولد سیخی چن

    همین که بهت تبریک میگن کلاهتو بنداز بالا

  • 98. عرعری در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۹

    گلابی جون، تولدت مبارک باشه.
    منم تقریبا همزمان با اولین تولد تو، وبلاگ جدیدم رو راه انداختم. ببینمت…

  • 99. م.پارسا(4ساله از تهران) در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۶

    چقدر خوشحال شدیم موسیو که
    قلابی نیستی گلابی هستی
    توی یه پست اینو میارم

  • 100. یاسی در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۰

    باورت میشه اگه بگم از پست اولت… اره دقیقن از اولیش نوشته هات رو خوندم. ……. نگران نباش منم از اوون الزایمرا دارم چون هر چی فکر میکنم که چجوری اومدم تو وبلاگت یادم نمیاد… خلاصه برات بگم که اولین باره واست کامنت میزارم. یه بار وقتی داشتی امار خواننده هات رو میگرفتی از شون سن و سال و اسم میپرسیدی میخاستم کامنت بزارم که دیر رسیدم و دیگه کامنت ش رو بسته بودی. بسی لذت میبریم از نوشته هات اما اعتراف میکنم که وقتی گفتی دیگه نمی خوای بنویسی خیلی راحت با این مسئله کنار اومدم یعنی با خودم گفتم دیگه حوصله کشیدن ناز این یکی بلاگر رو که تا دیدیه بیننده زیاد شده داره کلاس میزاره رو ندارم.
    ولی الان خوشحالم که برگشتی و اینا.
    ببخشید زیاد شده خب شما حساب کن یه سال من هیچی نگفتم.

    قلمتان ….. نه ببخشید …….. کیبردتان مستدام.

  • 101. اراکده در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۵

    شماره ۳۰ این کامنت بالایی رو من مینویسم:
    هیچوقت وبلاگ یک شیخ را نخوانید
    ولادت با سعادت قطب عالم میوه گان مبارک

  • 102. سما در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۲

    مبارکه شیر گلابی
    از اینکه قرار شده بنویسی واقعا خوشحالم

  • 103. پرند در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۷

    بی معرفت نشدی به نظرخودت!؟ شدی؟ نشدی؟ چرا شدی بابا !

  • 104. آنارام در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۲

    من همچنان رویه آنتنم . امیدوارم مادام زودتر یه راهی پیشنهاد کنه . خداییش خوب نیس آدم اینقد فضول باشه ها موسیو
    بذار بفرستم بعدا اگه خودش دلش خواست بهت میگه چی بوده
    البته اگه قبل از خودش کسی بسته رو باز نکرده باشه

  • 105. hana در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۹

    حالا من دقیقآ این سوالو از شما دارم این روزها با ده هزار تومن چی میشه خرید ؟؟/ حالا نمی خواد شرمنده شید بگید هی چی تازه اگه هم میشد من نمی خریدم . روز تولدتان را برعکس برگزار کنید برای خوانندگان وبلاگ پول جمع کنید با خانوم بچه ها بروید جایی از دنیا حالش را ببرید انگار که ما حال کرده ایم بعد بگویید جای همشان خالی

  • 106. فاطیما حاتمی در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۹

    مشغله زیاده و پیری …
    مبارک باشه تولد بلاگت .

  • 107. ردپا در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۱

    کرابم تدلوت نوج یبالگ

    فهمیدین چی نوشتم؟؟؟؟
    معلومه که میفهمین.
    درسته که گلابی هستین ولی نه در این حد دیگه

  • 108. مهراوه در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۹

    یک سالگی وبلاگت مبارک
    بابت هک وبلاگت کلی ناراحت شدم چه طوری پس گرفتی وبلاگتو ؟؟؟؟؟؟؟
    با ۱۰ تومنم میشه یه سری سریال جومونگ خرید (حالم داره به هم میخوره هر دفعه یه صفحه بلاگفا باز میشه عکس جومونگ هم گوشش است که نوشته فقط ۶۰۰۰ تومن )

  • 109. تبسم در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۸

    اولش که تیترو خوندم فک کردم واسه کودکای سرطانی داری تبلیغ میکنی بعد یادم افتاد که اون هزار تومن بود نه ده هزار تومن
    تولد این گلابی کوچولو مبارک

  • 110. نقش و نگار در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۰

    سلام
    می گن شیر که پیر می شه سگه بهش می خنده!!!
    من خانه سالمندان خوب سراغ دارم ولی قبل از آن بگویم داری مرد می شوی .
    چون مرد ها استادند در فراموش کردن سالگرد ها و مناسبات روز ها . حتی اگر مربوط به خودشان باشد تولد یک سالگیت مبارک.

  • 111. کم در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۴

    گگ

  • 112. سیب دو رنگ در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۱

    موسیو گلابی خداییش انقدر که با تو حال می کنم با خودم حال نمی کنم !

    در ضمن تفلد یک سالگیت مبارک .

  • 113. خانم در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۵

    یعنی یه کادوی ۱۰ هزار تومنی برات بخریم؟؟

  • 114. آنی(دختر ترشیده) در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۶

    حالا این بار واقعا پسوردتو بده ببینیم!!

  • 115. روتین های مجهول جان در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۶

    هیه
    چه جالب

  • 116. فاطمه در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۴

    سلام موسیو جون خوبی؟یک سالگی وبلاگتون مبارکه
    ایشالا ما نظردهندگان و شما و وبلاگ تون همگی به پای هم پیر بشیم
    موفق باشی

  • 117. مهشید در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۶

    پیر شدی موسیو جان ! شدی حاج موسیو !

  • 118. تبسم در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۹

    تولدشششششششششششششششششششششششش مباااااااااااااااااااااارکککککککککککککککک

  • 119. حامد (تک نوشت) در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۶

    کادو رو کجا باید ارسال کنیم؟

  • 120. فاطمه در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۲

    سلام .می خواستم بگم اگه وبلاگ من قابلیت اینو نداره که تو پیونداتون قرار بگیره عوضش وبلاگ شما جزو پیوندهای روزانه ی وبم قرار گرقت
    موفق باشی


    اختیار دارید، ممنون!

  • 121. نسرین در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۹

    بعد من میگم این سوتی های من کار پیریه … قبول نمیکنند !! پیر شده ایم برادر !!
    ایشالا تولد یک سالگی نبیره های وبلاگت رو جشن بگیریم !!

  • 122. مودیبا در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۶

    ببین چه حالی میده وقتی میفهمی تولدت ۱ روز و فقط و فقط یک روز با آدم جالبی مثل تو فاصله داره
    ۲۳ مهر تولد من و ۲۴ مهر تولد موسیو

    مهری ها همه باحال اند … این قضیه اثبات شده است


    البته تولد من نیست، تولد وبلاگمه!

  • 123. سانتا در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۲

    آخی مبارک باشه فقط دو دقیقه دیر اعلامش کردی… میگویی نه نگاهی به ساعت ارسال مطلبت بنداز موسیو:
    ۰۰:۲ که احیانن ۰۰:۰۲ باشد! کمی زودتر میجنبیدی کسی نمیفهمید آلزایمر لایت ات را :-))
    به هرحال من یک کادوی ده هزارتومانی بلکم بیشتر برایت درنظر دارم به شرطیکه قول بدهی با بلاگفا قسمت کنی نا سلامتی تولد اوست

  • 124. بهروز صمدی در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۸

    http://visiongroup.blogfa.com/

  • 125. ماه مون در ۲۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۶

    موسیو یکمی تحویل بگیر

  • 126. فلورا در ۲۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۶

    سلام
    فراموشی از عوارض بالا رفتنه سنه پسر جان
    تولد وبلاگت مبارک آقا گلابی دیوانه ایشالله که با خودت صدو۲۰ ساله شه
    تولد بدون کیک وشمع وفوت کردن که دیگه کادو نداره حتی جبران کردن هم نداره.داره به نظر شما؟
    امیدوارم سال به سال وبلاگتون طناز تر،پر معنا ومفهوم تر و بی غرضتر بشه.
    موفق باشید

  • 127. سینا در ۲۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۵

    تولد یکسالگی وبلاگت مبارک .
    الان دندون در آورده ؟
    راستی نگفتی بلاخره هک شدی یا همش الکی بود

  • 128. رهگذر... در ۲۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۱

    جدا از بازگشتتان مسرورم تولد یکسالگی گلابستان مبارک

  • 129. شهروز در ۲۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۸

    تولدتتتتتتتتتت مبارک «اوقات خوشی را برایتان آرزومندم»

  • 130. ع.س.ل در ۲۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۳

    سلام .خیلی عالی بود پستتون.موفق باشید مثل همیشه….بای

  • 131. neg در ۲۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۷

    تولدش مبارک.ایشالا هی باشیو هی بنویسیو هی بخونیمو هی شاد شیم

  • 132. فلانی در ۳۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۰

    اول بابت اینکه یه مدت تصمیم گرفتی ننویسی یه فووووووووحش بت بدهکارم(بی شعور)چون تازه امروز۳۰مهر فهمیدم داری دوباره می نویسی و اونم از وبلاگ شب گیر فهمیدم.بعدش مرسی که دوباره می نویسی و آخر هم مثل اینکه طبع طنزت بعد از این رفت و برگشت حسابی شارژ شده هاااااااااا

  • 133. دختر نارنج و ترنج در ۳۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۵

    آخی.. پس تو هم؟؟؟؟ تولد یک سالگی وبلاگت مبارک موسیوی عزیز. ما که برای کادو دادن دستمون تو جیبه….. منتها مسافت طولانیه!!!!!



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه