گزارشی از پرسپولیس و استقلال و خانه‎ی ما!

ـ داخل استودیوی شبکه‌ی سه حدود صد نفر نشسته‌اند. مجری برنامه می‌گوید پرسپولیسی‌ها دستشان را بالا ببرند، نود نفر این کار را می‌کنند. بعد می‌گوید حالا استقلالی‌ها، ده نفر دیگر دستشان را بالا می‌برند. اعلام می‌کند که طرفدارانشان تقریباً برابر هستند. اصولاً حدود چهار ماه است که ارائه‌ی آمار در کشورمان نقش کود شیمیایی را هم بازی نمی‌کند!

ـ استادیوم را نشان می‌دهند. کیپ تا کیپ پرسپولیسی‌ست و چهار نفر و نصفی هم با لباس آبی آمده‌اند. تعداد استقلالی‌ها واقعاً همین‌قدر کم است یا من این‌ها را ریز می‌بینم؟ پدرم می‌گوید جوجه را آخر پاییز می‌شمرند. جوجه‌ها را دوباره می‌شمرم. هم‌چنان همان چهار نفر و نصفی هستند!

ـ دکتر صدر توی استودیو نشسته و در حال تحلیل کردن است. آن‌قدر حرف‌هایش پیچیده است که مجری برنامه مجبور می‌شود سرش را همین‌جوری تکان دهد و تأیید کند. این دکتر صدر به گمانم قبل از این‌که مفسر فوتبال بشود، مسئولیتی توی اوین داشته. حرف‌هایش بدجوری دارد روی روح و روان مجری را تسخیر می‌کند، بدجوری! حتی پدرم هم کنارم نشسته و دارد سرش را تکان می‌دهد!

ـ بازی‌های بیست سال پیش دو تیم را نشان می‌دهند. تمام بازیکنان از سبیل کافی برخوردارند. همه‌شان شبیه علی دایی ده سال پیش هستند، منتها قدشان یکی دو سانت کم و زیاد است! آدم قیافه‌ها را که می‌بیند حظ می‌کند. یکی‌شان هم بگی نگی شبیه کریم باقری‌ست. آهان، گویا اصلاً همین کریم باقری خودمان است. آن زمان هم بازی می‌کرده یعنی؟ بله… این آخری را من نمی‌گویم، پدرم می‌گوید!

ـ می‌خواهند کم‌کم بازی را شروع کنند. تور دروازه‌ی استقلال را کنترل می‌کنند که سوراخ نباشد. این‌جوری بهتر است چون معلوم می‌شود که تمام سوراخ‌ها در طول بازی ایجاد شده و بعداً نمی‌شود زیرش زد!

ـ بازی شروع می‌شود و مزدک میرزایی گزارشش را شروع می‌کند. به افراد داخل استودیو سلام می‌کند و چند دقیقه‌ای در مورد حضور پرشور تماشاگران صحبت می‌کند. کلاً حضور پرشور را چیز خوبی می‌داند و در لفافه حضور چهل میلیونی مردم در پای صندوق‌های رأی را هم تحسین می‌کند. همین‌جوری به صورت لفافه‌وار در مورد مؤفقیت مذاکرات هسته‌ای هم صحبت می‌کند. آدم دلش می‌خواهد تصویر را قطع کند و فقط صدای او را بشنود!

ـ پرسپولیسی‌ها از سمت راست حمله می‌کنند. یک بار هم که درست و حسابی دارند به سمت دروازه‌ی حریف می‌روند، سر و کله‌ی یک کبوتر همان اطراف پیدا می‌شود و پاس این‌ها به مقصد نمی‌رسد. یار دوازدهم استقلال با این‌که دست و پا بسته است اما دفاع راست تیم را بهتر از مدافعانش سر و سامان داده. کلاً دارد کارهایی در حق استقلال می‌کند که برادر در حق برادر نمی‌کند!

ـ روی استقلالی‌ها در فاصله‌ی پنجاه متری از دروازه‌ی پرسپولیس خطا می‌شود. طرفدارانش داد می‌زنند این گله، این گله. توپ از سی متری دروازه عبور می‌کند. چند دقیقه بعد روی ضربه‌ی کرنر همین شعار را می‌دهند. این‌بار توپ حتی اوت هم نمی‌شود! معلوم نیست پیش خودشان چه فکری می‌کنند که این شعار را می‌دهند، ول‌کن هم نیستند. یکی هم نیست بگوید که اگر قرار بود با شعار دادن اتفاقی بیفتد حالا وضعمان این نبود!

ـ این خسرو حیدری خوب می‌دود. دو ساعت است که یک‌بند بازیکن برزیلی پرسپولیس را تعقیب می‌کند. خب چرا فوتبال بازی می‌کند؟ برود دونده شود. پدرم می‌گوید مردم به خاطر یک لقمه نان این‌طوری می‌دوند. آخر بازیکن برزیلی هم شد لقمه نان؟ باز اگر از این تماشاچی‌های برزیلی بود یک چیزی!

ـ نیمه‌ی اول در حال تمام شدن است. شیث رضایی کولاک می‌کند. وقتی توپ را می‌گیرد اول به آسمان نگاه می‌کند. بعد برای هواداران دست تکان می‌دهد. گزارشگر می‌گوید که با سیاوش اکبرپور هم خوش و بش می‌کند. اعتماد به نفس است که از این آدم به تیم تزریق می‌شود. با این وضعیت تا یکی دو دقیقه‌ی دیگر پرسپولیس حتماً گل می‌زند. حیف… نیمه‌ی اول تمام شد!

ـ نیمه‌ی دوم که شروع می‌شود پرسپولیس بارها به سمت دروازه‌ی حریف یورش می‌برد اما در همان اولی پنالتی می‌گیرد و احتیاجی به حمله‌های بعدی نمی‌شود. پدرم یک‌جوری داد می‌زند «دقت کن» که انگار داور صدایش را می‌شنود!

ـ پنالتی پرسپولیس را دروازه‌بان می‌گیرد اما توپ برگشتی را بازیکنان پرسپولیس به هر نحوی که شده وارد دروازه می‌کنند. توی خانه غوغایی برپاست. می‌خواهم پیراهنم را از خوشحالی در بیاورم. مادرم داد می‌زند در نیار در نیار، اخطار می‌گیری! گلزن پرسپولیس در راستای حرکت من یک‌قدری پیراهنش را بالا می‌زند. روی پیراهنش عکس یک آقای کراواتی‌ست. اگر بی‌طرفانه به قضیه نگاه کنیم باید به خاطر آن کراوات اخطار بگیرد اما داور کاری به کارش ندارد. می‌خواهد یک‌جوری بی‌طرفی خودش را نشان دهد!

ـ استقلالی‌ها حملات بی‌جانی انجام می‌دهند. یکی از حملات بی‌جانشان را دروازه‌بان به سختی دفع می‌کند و یکی دو بار هم به لطف خدا توپ‌ها به شکل میلی‌متری از کنار دروازه رد می‌شود. آن یکی هم به تیر دروازه می‌خورد. من هم که دارم تماشا می‌کنم بی‌جان می‌شوم!

ـ بازیکن پرسپولیس را له می‌کنند. داور یک نگاهی به او می‌کند و دستور ادامه‌ی بازی را می‌دهد فقط به این خاطر که او هنوز دارد نفس می‌کشد! استقلالی‌ها دارند رسماً سیزده نفره بازی می‌کنند. کم مانده داور روی کرنرهای استقلال جلو برود و هد بزند!

ـ یکی از بازیکنان پرسپولیس با مغز به زمین می‌خورد. همه منتظرند که بازیکنان استقلال توپ را به اوت بزنند اما آن‌ها شوخی شوخی توپ را سانتر می‌کنند و ضربه‌ی سرشان جدی جدی گل می‌شود. یکی باید صمد مرفاوی را بگیرد که تا نزدیکی‌ها خدا می‌پرد. غلامپور سر از پا نمی‌شناسد و وقتی می‌خواهد او را بگیرد از کنارش به سرعت رد می‌شود. حالا دو نفر هم باید او را نگه دارند! اصلاً همه‌ی این‌ها به کنار، سه نفر باید بیایند این پدر من را بگیرند. خانه را گذاشته روی سرش!

ـ تلویزیون یک جمعیت چندهزار نفری از استقلالی‌ها را نشان می‌دهد که دارند شادی می‌کنند. گفته بودم تعدادشان کم است، نگو آن طرف ورزشگاه را نشان نمی‌دادند!

ـ بیست دقیقه است که توپ از کنار دروازه‌ها می‌آید و می‌رود. دیگر این رفت و آمدها دارد مشکوک می‌شود. جمعیت یک‌صدا می‌گویند تبانی تبانی. گزارشگر که نمی‌خواهد این کلمه را تکرار کند دنبال کلمه‌ی دیگری‌ست که لایت‌تر باشد! بعد از کلی تفکر اعلام می‌کند که تماشاگران کلمه‌ای را می‌گویند با این مفهوم که این دو تیم با هم ساخت و پاخت کرده‌اند. کاش می‌دانستم در مدت فکر کردنش داشته به چه چیزی فکر می‌کرده. لابد دلش می‌خواسته کلمه‌ی بهتری به کار ببرد!

ـ توی ورزشگاه داد می‌زنند یاحسین و یک چیزی هم در ادامه‌اش می‌گویند که نمی‌شود شنید. یک‌دفعه صدایشان قطع می‌شود. آدم نمی‌تواند بفهمد ملت فهیم و بهترین تماشاگران دنیا چه می‌گویند! از پدرم می‌پرسم. اخم می‌کند و می‌گوید بچه این حرف‌ها به تو نیامده. یک‌جوری قیافه‌اش را ناراحت می‌کند انگار تقصیر من است که استقلال نمی‌تواند ببرد. خب به جای این کارها برود تیمش را قوی کند!

ـ بازی مثل همیشه با همان نتیجه‌ی یک یک تمام می‌شود. حوصله‌ی نشستن و دیدن ادامه‌ی برنامه را ندارم. موقع بلند شدن از جلوی تلویزیون، کارشناس داوری یک جمله‌ی قصار می‌گوید: «تفسیر صحنه‌ها از روی تصاویر آهسته‌ی فوتبال، از خواندن فیلم رادیولوژی در پزشکی سخت‌تر است». بعـــله، کنار دکتر صدر هم نشسته!

نوشته شده در دسته‌ی: طنزیحات


موسیو گلابی | ۱۴ مهر ۱۳۸۸ | ساعت ۰۲:۵۳

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. نگار در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۵

    اینقدر این بازی تکراریه و همین حالا هم بحثش توی نود تموم شده که نمی خوام دیگه بهش فکر کنم… موفق باشی

  • 2. *.♥مست و تنها♥.* در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۹

    سلااااااااااااااااامممممممممممممممممممم!
    خووووووووووووبییییییییییییی؟
    پست جالب و قشنگی بود!
    بدو بدو که آپم ۳ تا پست کردممم
    دیر نکنیییی هاااااا
    منتظرتم فعلاً بای بای
    آوریل

  • 3. پریسا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۲

    سلام
    خواستم هم بگم اول
    هم اینکه این ساعت ثبت این مطلب اشتباه نیست
    الان که دارم کامنت میذارم ساعت ۲:۱۱ دقیقه است اونوقت اینجا نوشته :نوشته شده در ساعت ۲:۵۳


    ساعت‎های بلاگفا هنوز تنظیم نشدند. مثلاً الآن اگه ساعت کامنت خودتون رو هم نگاه کنید می‎بینید که یک ساعت اختلاف داره!

  • 4. کدو تنبل در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۵

    سلام دوست من…
    اولم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دیگه از این فوتبالای سیاسی هم خسته شدیم به خدا…
    کدو تنبل

  • 5. آیلار در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۶

    خوب تقصیر خودتونه هر دفعه میشینین این فیلم تکراری رو تماشا می کنید

  • 6. نقش ونگار در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۲۴

  • 7. بابالنگ دراز پنج فوتی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۲۵

    پرسپولیس هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا موسیو تراپی گزارشت خیلی عالی بود این تراپی همون ادغام گلابی و پرسپولیسیه.جدی نگیر!
    لازمه پیرو این گزارشت چند نکته را عرض کنم
    ۱-اولا پرسپلیس سرور استقلاله
    ۲-دوما پرسپلیس سرور استقلاله
    ۳-سوما پرسپلیس سرور استقلاله
    ۴-خداییش خیلی خوب و بی طرفانه گزارش کردی.البته چهار ماهی هم میشه که بی طرفانه بود نقش کود شیمیایی که سهله نقش کود خر رو هم بازی نمیکنه!!!
    در پایان به عنوان یک همدانی غیور از پاس همدان به خاطر تقدیم کردن دو دستی امتیازها به حریفان و فرستادن یکی یکی آنها به صدر جدول تشکر میکنم باشد که سوراخ سوراخ شوند.

  • 8. استاذنا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۲

    سلام؛
    جزء کدام دسته هستیم؛ دوستان یا دشمنان خدا؟

    افرادی که مورد دوستی خدا هستند:

    ۱ – آن‏ها که کار نیک و احسان می‏کنند (بقره، آیه ۱۹۵)؛
    ۲ – اهل توبه‏اند (بقره، آیه ۲۲۲)؛
    ۳ – پاکیزه‏اند (بقره، آیه ۲۲۲)؛
    ۴ – اهل تقوا و پرهیزکاران از گناه (آل‏عمران، آیه ۷۶)؛
    ۵ – نیکوکاران (آل‏عمران، ۱۳۴)؛
    ۶ – صابران و صبرپیشگان (آل‏عمران، ۱۴۶)؛
    ۷ – توکل کنندگان بر خدا (آل‏عمران، ۱۵۹)؛
    ۸ – عدالت‏پیشگان (مائده، آیه ۴۲)؛
    ۹ – آنان که در راه او مبارزه می‏کنند (صف (۶۱) آیه ۴).

    اما افرادی که دشمن خدا هستند و خدا ایشان را دوست ندارد:
    ۱ – ظالمان و متجاوزان (بقره، آیه ۱۹۰) ؛
    ۲ – گناهکار و ناسپاس (بقره، آیه ۲۷۶)؛
    ۳ – کافران (آل‏عمران، آیه ۳)؛
    ۴ – ظالمان (آل‏عمران، آیه ۵۷)؛
    ۵ – متکبران و فخرفروشان (نساء، آیه ۳۶)؛
    ۶ – خائنان و گناهکاران (نساء، آیه ۱۰۷)؛
    ۷ – بلندکنندگان صدا به بدگویی (نساء، آیه ۱۴۸)؛
    ۸ – اسراف کنندگان (انعام، آیه ۱۴۱)؛
    ۹ – مستکبران و مغروران (نحل، آیه ۲۳)؛
    ۱۰ – سرمستان (قصص، آیه ۷۶)؛
    ۱۱ – مفسدان (قصص، آیه ۲۸).

  • 9. لیدی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۳


    آفرین.

  • 10. نقش ونگار در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۸

    لنگ سوراخ سوراخش قشنگه!!
    وقتی می نویسم لنگی ها در خواندن کری بی نظیرند . حق دارم
    ولی خوب می دانی که فقط در خواندن کری ..
    البته یک رکورد هم جدیدا در عوض کردن مدیریت لنگی !!! بدست آورده اند که مبارکشان باشد.

  • 11. یه پسر جوون در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۴۲

    منتظر این پست زیبای موسیو بودم
    کاملا بی طرف این پست رو نوشتی ! آفرین
    میخوامت

  • 12. ُِّSDF در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۵۶

    وای خدای من! خدا نکشتت موسیو گلابی… نصفه شبه و از صدای خنده ام صدای مامانم که احتمالا از خواب پریده در اومده… هیلیییییییی باحال بود+ وقایع اتفاقیه :)))

  • 13. شیدا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۴۸

    ـو تو واقعا خجالت نمی کشی اینا رو می نویسی

    فوتبال مزخرفات اون کتابای مزخرف پست قبلی که معرفی میکردن
    اینا چین


    نمی‎دونم درست متوجه منظورت شدم یا نه اما حس کردم که گفتی ادامه‎ی کامنتت رو حذف کنم، آره؟ اگه نه بگو!

  • 14. بابابرقی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۵۷

    سلام
    اول از همه بگم که من وقتی اولین شبکه اختصاصی پرسپولیس رو افتتاح کردم حتما تو رو به عنوان نمونه کامل یک گزارشگر بی طرفه پرسپولیسی در همه برنامه هام دعوت می کنم.نگاه تحلیلی ات به مسائل بسیار متفکرانه و به روز می باشد.
    .
    با این مساوی ها خیالمون اقلا راحته اگه جنازه هم بفرستیم تو زمین عمرا بتونن تلافی ۶ تا رو در بیارن.
    پرسپولیس هوراااااا………. اس تق لال سوراااااااااااااخخخخخخ

  • 15. آنی(دختر ترشیده) در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۰

    فکر می کنم “حوادث اخیر” به خوبی نشون داد هرچیزی که طرفداران بیشتری داشته باشه لزوما بهتر نیست بلکه ممکنه بسیار هم بدتر باشه!
    کلا استقلال رو عده ای هوادار فهیم می پسندن، حالا شما عوام هرچی دوست دارید بگین، به خصوص که در همون حوادث اخیر، رنگ قرمز به شدت خز و خیل شد!
    از طرف یک آبی سبز!


    فکر می‎کنم «حوادث اخیر» به خوبی نشون داد هر چیزی که طرفداران بیشتری داشته باشه بهتره، ولی ممکنه گاهی مظلوم واقع بشه!

  • 16. دختر پرتقالی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۳

    آدم با باباش فوتبال ببینه هم خیلی حال می ده ها

  • 17. بی نام در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۴

    تمام جذابیت بازی فوتبال به غیرقابل پیش بینی بودنشه
    کدوم ادم عاقلی ۹۰ دقیقه میشینه بازی رو که از قبل نتیجه اش مشخصه نگا میکنه؟
    تازه هیجان هم به خرج بده؟
    دیدن بازی بین پرسپولیس و استقلال مثل تماشای فوتبال تکراریه
    حالا ببین اونایی که میرن استادیوم، تازه از شهرهای دور و نزدیک میان، با اونهمه خفت و خواری چقدر حالشون بده

  • 18. بهروز در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۴

    گلابی جان من دو خط اول رو خوندم به نظرم رسید بهت بگم عزیزم برو بوق بزن!!اگه اون پنالتی رو نمی گرفتن که تیمت سوراخ سوراخ بود برادرمن!!اخه تیمی که کاپیتانش بشه شیث اصلا جای طرفداری داره؟!!!حالا نمی گم دوباره سلطان می خواد بیاد مربی بشه…به اندازه کافی قبلا بخاطرش خجالت کشیدین!!!!!!

  • 19. زنده باد غذای خوشمزه در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۵

    دمت گرم خوندن مطلبت خیلی حال داد

  • 20. رویا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۳

    سلام.بی نهایت بامزه بود.

  • 21. عادل در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۴

    دیگه حالم از مفاهیم بی اصالتی چون استقلال و پرسپولیس به هم میخوره! راستی اگه تو یه بازی استقلالی ها قرمز و پرسپولیسی ها آبی بپوشند تفاوتی می کنه!؟ نه! چون اصلاً استقلالی و پرسپولیسی دیگه یک هویت نیست که بازیکن اون رو تا همیشه با خودش داشته باشه؛ رنگ پیراهن؛ ساختار!!! باشگاه؛ مدیر عامل لرزان؛ بازیکنان متغیر …
    هیچ چی! اما این یک یک شدنها هم که مسخره تر از حد تصوره.

  • 22. ساعت شنی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۲

    با اینکه فوتبالی نیستم ولی برایم جالب بود .

  • 23. سید علیرضا سراجیان طهرانی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۳

    سلام به موسیو گلابی اون هم ار نوع پرسپولیسی!
    جالب نوشته بودی. دمت گرم
    سر صبحی یکم خندیدیم
    ولی استقلال باید می برد که با تبانی نذاشتن
    قبول نداری؟
    ——
    پ.ن: به پدرت سلام برسون بگو فقط آبی!


    این کری‎ها شیرینی فوتباله وگرنه خود من هم منتظر بودم که پرسپولیس ببازه!

  • 24. آرش در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۶

    چه تجزیه و تحلیل کردی

  • 25. شیوا.ن در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۱

    خیلی باحال بود …خوبه آدم تو خانواده اش حداقل یه استقلالی باشه ها !! حداقل کل کل می شه کرد !
    راستی فهمیدی این اقای کراواتی کیه حتما اطلاع رسانی کن !!
    خوش باش………………..همین.


    دو تا عکس بود، اون که کراواتی نبود گویا عموش بود … اما اون یکی که کراواتی بود رو نمی‎دونم!

  • 26. نگین در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۹

    ای پرسپولیسی کثیف
    خوبه که تو داور نشدی وگرنه اگزوز خاور می رفت تو…. همه.

  • 27. حسین ترابی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۶

    بعله.
    دیگه چی می‌شه گفت؟

  • 28. لیلا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۰

    به شدت مشتاقم کامنت های این پست رو بخونم :)

  • 29. دینا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۱

    سلام. :)) خونه ما هم دست کمی از خونه شما نداره! با این تفاوت که ما هیچگونه آبی در خانواده نداریم. حتی در انتخاب داماد هم این یکی از شروط اصلی میباشد :))
    به خیال خودشون میخواستند شیش تا به ما بزنند! چی فکر کرده بودن؟
    خداست این شیث! کولاکه این مرد!!! خدای اعتماد به نفس. اونجایی که میدوید بعد به استقلالی ها میخندید میزاشت توپ بره بیرون :)) نماد یه پرسپولیسی با غیرت!

  • 30. یلدا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۷

    نیازی نبود اینبار پرسپولیسیهارو ریز ببینیم چون ریز بودند

  • 31. هاله در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۸

    کاش تو رو می بردن گزارش میکردی
    اقلن این بازی بی مزه یه کمی طعم دار می شد

  • 32. کلاغ برفی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۹

    باعثه تاسفه واقعا

    تا الان میومدم مطالبت رو میخوندم حتی لینکت هم کرده بودم ولی شک نکن که هم لینکت رو بر میدارم هم دیگه عمرا طرفت نمیام !

    هم از خودت خیلی راضی هم از نوعه رفتارت …..

    همون به که خوب اسمی واسه خودت بر گزیدی !


    والا من که نفهمیدم چی شد الآن!

  • 33. ایوانف در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۵


    ایول
    هرچند جانبدارانه بود اما خوب بود.
    ما که بی طرف اما
    خدایی استقلال ۱۰ دقیقه بعد اینکه گل خورد، استقلال بود و دیدیم تو این ۱۰ دقیقه چیه …

  • 34. مریم در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۲

    جالب بود !

  • 35. الی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۶

    خوندن این پست از دیدن بازی بسیار بسیار لذت بخش تر بود
    مرسی

  • 36. مریم در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۶

    موسیوی عزیزم سلام
    بابا دستت طلا !! با یه تیر و چند نشون !!!؟
    فردوسی پور که هیچ !؟ الهام , صدر , قشقاوی … هم باید بیان پیشت شاگردی

  • 37. اراکده در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۰

    نیمه اول رو داشتم قسمت آخر لاست رو می دیدم نیمه دوم رو هم بانوی محترمه به همراه جوجو داشتند کارتون میدیدند از طبقه بالا صدای جیغ و داد داداشهای کوچولوم (انگوری انگوری) می اومد. دیشب خواستم نود ببینم بانوی محترمه تلویزیون رو به بهانه اینکه جوجو بدون تو خوابش نمی بره خاموش نمودند. ای خدا من دیگه نمی تونم فوتبال ببینم. سلام !

  • 38. عاطفه در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۸

    خدا رو شکر که شد یه پنالتی بهتون بدن
    ۲ دقیقه بعدش که دیدی چه گلی بهتون زدیم
    اصلا لنگیا محوطه ۱۸ مارو به غیر از اون پنالتی لمس کردید
    خودتم میدونی که پشم هم نیستند این لنگیا
    ببخشید الان تیمتون کجای جدوله؟؟

  • 39. میثم الله‌داد در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۸

    شما هم که ظاهرآ عینک تک رنگ زده‌اید. این‌طوری نمی‌شود دوست عزیز. نکند سبزها را هم در خیابان با همین فرمول نمی‌بینند؟ تمامی پاراگراف‌ها با مشکلات عدیده‌ی خلاف واقع همراه است. نمی‌شود یکی دو مورد را اصلاح کرد. این نوشته باید معدوم شود. و همین‌طور خود پرسپولیس. تا دیگر شاهد چنین اختلافاتی نباشیم. اتفاقآ مسولین پرسپولیس دستگیر هم شده‌اند و اعتراف هم دارد گرفته می‌شود.
    فقط ما می‌مانیم.

    ولی گلابی جدی مملکت هم داره به همین مسخره‌گی می‌ره جلو. الکی الکی. فکر کن مثلآ یکی از این دو تیم رو بردارن سرشون رو بذارن کنار جوب و بیخ تا بیخ ببرن. طرفدارانشون رو هم با مشت و لگد و باطون سیاه و کبود کنن. بعضی‌هاشون رو هم ببرن کهریزک و ادامه ماجرا…
    من به عنوان یه استقلالی اگه همچین اتفاقی برای پرسپولیسی‌ها بیافته حالم از هر چی استقلاله به هم خواهم خورد.
    نمی‌خواستم مثل «اسمش رو نبر، رئیس جمهور ما نیست»، تشبیه فوتبالی‌ای بکنم که بی‌ربط باشه. فکر هم می‌کنم که فرق می‌کنه داستانمون. اون بعد از انتخابات تشبیه فوتبالی می‌کرد، من بعد از فوتبال تشبیه انتخاباتی.
    موفق باشی. پرسپولیس سوراخه.


    با مثالی که زدی موافقم … تو که این‎قدر خوب می‎تونی موضوع رو بشکافی چطور می‎تونی جمله‎ی آخر رو بگی؟!

  • 40. لوکی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۵

    سلام گلابی!… یکطرفه قضاوت نکن… تکلیف صداقت و این چیزایی که آقای پرزیدنت احمدی نژاد میگه پس چی میشه؟…
    اولندش اینکه فوتبال ایران ارزش دیدن که هیچ! گلاب به روتون ارزش ر.ی.د.ن هم ندارد.
    دومندش خیلی متعصب بودن خوب نیست ، یه کم واقعیت ها رو ببین!
    سومندش تبانی در کار نیست فوتبال بلد نیستند بازی کنند!
    چهارمندش حیف آدم نباشد که وقتشو پای تلویزیون ایران بگذرونه! (هر چند من هم مثل شما این کارو کردم و بازی رو تا آخر دیدم و با علم به اینکه مساوی میشه دوست داشتم که یه نتیجه ای غیر مساوی رو ببینم ولی صد حیف! از اون وقتی که پای تلویزیون صرف کردم!)

  • 41. شب نویس در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۱

    مرسی… چسبید. همون بهتر که آدم برا این بازی فقط طنز بخونه! هر سال یه نگاهی مینداختم به تلویزیون موقع بازی ولی این دفه قشنگ خاموشش کردم نشستم کتاب خوندم. با اعصاب راحت!

    بی زحمت لینک خود مطلبت تو آی طنز رو هم بذار. یکی مث من گیر باشه پدرش در میاد تا اونجا پیداش کنه


    http://www.itanz.net/2009/10/post_101.php

  • 42. هرا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۰

    حیف تو نیست که هنوز به استقلالی های فهیم این مملکت نپیوسته ای؟ تا دیر نشده به خودت بیا…. توبه کن … ما آدم های با شعوری هستیم. اونهای که از قرمز بودنشون پشیمون هستند رو با آغوش باز می پذیریم !!

  • 43. 03031112 در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۸

    سیلام موسیو

    واقعا چی میشه گفت .؟ اون تیکش که مجریه سعی میکرده به جای تبانی یه چیزی جفت و جور کنه باحال بود!

  • 44. پرند در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۹

    دیدن داره آخه؟

  • 45. رز در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۳

    شما خیلی بی طرفانه گزارش می کنید هاااااا
    اگر موضع تبانی نبود می دیدید استقلال همون تعداد گلی که به ابومسلم می زد به شماهم می زد شاید هم بیشتر.


    یادش به خیر، زمان شاه که تبانی نمی‎شد تیم ما شیش تا گل می‎زد! تازه انقدر اتفاق معمولی‎ای بود که هیچ‎کس نمی‎گفت تبانی شده!

  • 46. آزاده فیروز در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۹

    فکر نمی کردم گلابی ها هم فوتبالی باشند
    خوب بابا این بازی رفت و برگشت بوده
    لابد پرسپولیس میزبان بوده که تعداد ش باید ۹ به ۱ باشه ولی به نظر من خیلی نزدیک به هم بودن که

    حالا مساوی کردن تو ناراحتی گلابی جونم
    بهتر از این بود که یکی می برد و بعد در و دیوار استادیوم و اتوبوسا بیشتر از این پیاده می شد

    اینارو ول کن
    یه گزارش از مراسم خرید روشنفکرانه کتاب بده

  • 47. آزاده فیروز در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۲

    یادم رفتم بگم
    که قرمزا می گفتن یا حسین
    ولی آبی ها هم می گفتن یا حسین
    چیز دیگه ای نبود به جان هر چی گلابی نطنزی هست
    تو دلشو بد نیار

  • 48. ماجراهای من و مادر شوهر جانم در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۶

    گلابی جان…. دلم از هر چه فوتبال است می گیرد
    یک هوای تازه تر نداری؟

  • 49. سالی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۹

  • 50. مینو در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۱

    بابا قرمزته!!! بی طرفی هم بد نیست. راستی تو امسال گلابی خوب خوردی همش از این گلابی های چینیه!!

  • 51. فاطیما در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۶

    خیلی مزخرف بود

    کلا لنگیا با اعتماد به نفسن!فقط شامل حال شما نمیشه!!!
    اون پایین جدول آب و هورا چطوره؟!

  • 52. سیما در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۷

    تو خونه من قرمز و ابی کنار هم بازی را دیدند و در صلح و ارامش

  • 53. گوگرد در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۱

    اییییییییییییییییییییول موسیو! یه دونه باشی…

  • 54. کامیار در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۸

    ممنون از اینکه کاملا بی طرفانه بازی رو نقد کردی !

  • 55. مهشید در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۳

    قبول نییییییییییست
    من از فوتبال و استقلال و پرسپولیس هیچی سر در نمیارم

  • 56. هویج در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۰

    اگه فردا پس فردا دیدید تو دانشگاه برای دانشجوهای پزشکی تفسیر صحنه های فوتبال گذاشتند تعجب نکنید!

  • 57. ماندانا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۲

    ایول به این بابای با کلاس !

    ایول به تو با این گزارش زیبا

  • 58. یاس در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۸

    خدا وکیلی نوشته هاتون همیشه جذابه . خوشحالم که فوتبال نگاه نمی کنم. راستی اسم واقعیتون چیه؟


    چه فرقی می‎کنه؟

  • 59. دختر بندری در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۶

    استقلال سرور پرسپولیسه
    آقا نمی دونی چقدر زیر پوستی خندیدم آخه سر کار خوندمش کلی هم دل درد گرفتم.
    مرسی که گزارش دادی آخه من بعلت مصائب وارده نتونستم ببینم.

  • 60. دختر دیوونه در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۹

    بازی مزخرفی بود
    مانده ام چگونه همیشه میتوانند یک یکش کنند

  • 61. سهیلا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۴

    سلام دفعه اولی بود که به وبلاگتون اومدم.خوب بود من قرمزم.

  • 62. مها(کلاغ) در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۴

    عالی بود پرسپولیسی عزیز.هرچند که چند ساله دیگه اینکه از اون ۹۰ نفر باشی یا از اون ۱۰ نفر فرقی نداره!آخرش هر ۲ دپرسن!

  • 63. وحیده در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۸

    بنده یک سوال داشتم
    گلابی مگه دیوانه هم می شه؟
    اصلا چطور می شه که دیوانه می شه؟


    پیش میاد دیگه!

  • 64. من در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۲

    سلام.
    یه مختصر اشاره ای تو پست قبل کرده بودین در مورد اینکه تعداد کسایی که فید پرشین بلاگ شما رو هنوز دنبال میکنن رو از چه طریق متوجه میشید
    کجای گوگل ریدر رو باید دید؟ مسیرش رو میشه محبت کنید بگید؟
    ممنونم


    داخل گوگل‎ریدر که تشریف می‎برین یه قسمتی داره تحت عنوان Browse for stuff. اون رو باز کنین و به تب Search برین … توی قسمت Search by keyword آدرس وبلاگ یا عنوانش رو بزنین تا تعداد مشترکینش رو ببینین. اگه مشکلتون حل نشد اطلاع بدین تا بیشتر راهنمایی‎تون کنم، در خدمتتون هستم! ـ اسمایلی یک فتحی

  • 65. مانیل(خانومی) در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۱

    این کارشناس داوری که اون روز این حرفو زد میخواستم پاشم برم اونجا یه عکس رادیولوژی بهش بدم بگم تفسیر کن حالا! مردم واقعا بعضی وقتها یه چیزایی میگن آدم میمونه! حالا اگه اون آقا کارشناسه که پزشکه ولی من اسمش یادم رفته این حرفو میزد آدم میگفت لابد یه چیزی میدونه که داره میگه. اما این آقا رسما پا تو کفش بزرگترها کرده!

  • 66. لبخند در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۲

    سلام موسیو
    خیلییییییییییییییییییییی قشنگ بود

  • 67. من و خودم در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۹

    استقلال سرور پرسپولیس

  • 68. سیاق در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۸

    فوتبال رو دوست ندارم چون دارم اوضاعش رو تو ایران میبینم.شماهم انقد قرمز و آبی نکنید چون واقعا هیچ هیچ فرقی باهم ندارند.
    درسته که گلابی هستی اما سعی کن ۱ گلابیه واقع بین باشی

  • 69. مِستر افشین در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۴

    عجب خونه ای . امیدوارم چنین خونه ای رو به دست بیاری .

  • 70. مِستر افشین در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۶

    فکر کنم نظر قبلی رو اشتباه دادم .

    عالی بود موسیو . واقعا عالی بود . اول از همه دمت گرم که قرمزی . البته قبلا هم میدونستم .

  • 71. سمیه در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۳

    بین همه تیمهای دنیا عشق است استقلال

  • 72. مجتبی ( وروره گیــــس ) در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۳

    طفلک کنار دکی نشسته دیگه ! جمله قصار می گه

    راستی تو چرا نرفتی گزارشگر شی ؟!

  • 73. شکیبا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۰

    خیلی جالب بود مرسی

  • 74. Ary@n در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۱

    پرسپولیسی از نوع خفنشیا.
    در هر صورت استقلال سرور پرسپولیسه.

  • 75. زودیاک در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۴

    معلوم نیست چرا ما اینقدر حرص و جوش می خوریم برای یک مشت آدمای نابلد که دارن چیزی غیر از آنچه که باید بازی کنند، بازی می کنند.
    چرا باید همه داشته هامون مث فوتبالمون مزخرف و بی کیفیت و آشغال و سیاستزده و …. باشه!!!
    می خوام صد سال سیاه از این داشته ها نداشته باشم!!

  • 76. فلانی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۰

    چه خبرته قرمز گلابی.استقلال همیشه سرور پرسپولیسه

  • 77. سایه در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۰

    سلام موسیو جان. ایول تو هم قرمزته؟
    داداش گل همه رو گفتی اینو نگفتی که کارگردان طرفدار اسثقلال بود درواقع اگه شیش تایی ها حین بازی کردن تلویزیون هم می دیدین می شده ۱۴ نفره.

  • 78. بهار (سلام تنهایی) در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۸

    سپهر استقلالی من دوست داشت استقلال ببره …با بابات هم عقیده بوده حسابی منم فقط صدای مزدک رو میشنیدم ..وقتی بازی تموم شد گفت مامان نمیشد استقلال سبز باشه رنگش …
    http://www.sepehr-bazigosh.blogsky.com این آدرس جدیدشه دوست داشتی برو ببین ..

  • 79. سیر ترشی متاهل در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۳۷

    از انجایی که نتیجه از قبل مشخص بود بنده از اول پای تی وی ننشستم که

    مجبور نباشم با اقایون خونه (پدر و پسر) کل کل کنم.

    ولی همچنان آبییییییییییییییییییییییییییییییییییییته

  • 80. متین در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۸

    سلام
    همیشه ی خدا کارمون همینه . میخوایم ابروی طرف رو درست کنیم { آخ گفتم ابرو داغ دلم تازه شد ! } میزنیم چشم طرف رو در میاریم . مثلن میخوان یه موقع اگه مثلن استقلال باخت یا استقلال باخت ! یه هو مثلن درگیری پیش نیاد . به خاظر همین بازی رو مساوی تموم میکنن . ولی دیگه نمیدونن بابا ، این وسط یه واژه شناخته شده ای به نام تابلو وجود داره ! بعضی موقع ها این قدر فکر ملاحظات رو میکنیم که اصل ماجرا رو فراموش میکنیم . دقیقن مثل انتخابات . مثلن میخواستن بگن فلانی میمیرد ، جنبش نمیپذیرد !! ولی دیگه فکرشو نکردن که بابا ۲۴ میلیون آخه !
    شده قضیه بنده خدا مدرس که گفته بودن تو حتی یه رایم نیاوردی . اونم گفته بود پس اون یه رایی که من خودم به خودم دادم چی شد !!

  • 81. شبلی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۸

    شما که از کبوتر گرفته تا خواندن فیلم رادیولوژی را در مطلب مبسوطتان از قلم نینداخته اید بد نبود اشاره ای هم به وضعیت جدول بعد از این مسابقه میکردید تا دیگر مو لای درز مغرضانه نوشتنان نرود!

  • 82. تبسم در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۹

    وای من عاشق این کل کل کردناماااااا. با دوستم کل کل میکنم سر فوتبال بیا و ببین(ولی در کل تو عمرم فقط یه بار فوتبالی رو کامل دیدم اونم بازی ایران و غربستان چن سال پیش بود. فقط هم به عشق تخمه افتابگردون داغش دیدم تازه ایرانم باخت)
    ولی با این وجود که از فوتبال سر در نمیارم:
    استقلالو عشقه

  • 83. مرحومه مغفوره در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۱۳

    واقعا نمیفهمم توی این بلبشو چطور میشه نتیجه یه بازی فوتبال مسخره برای یه عدم مهم باشه. البته به نظر من که اکثریت قاطع تماشاچی های این بازی در پی مسائلی دیگر بودن که بماند!

  • 84. مها(کلاغ) در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۰

    موسیو کامنت منو پاک کردی؟!بابا با همه آره با پرسپولیسی ها هم آره؟!یا شاید هنوز تاییدش نکردی؟
    اون آقا کرواتی و اون یکی هم ظاهرا پدر و برادرش بودن.گزارشگر گفت!


    راستش اون موقع داشتم هلی‎کوپتری می‎زدم، حواسم به گزارش نبود!

  • 85. علیرض ض ض ا در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۲

    این دکتر صدر هم ، بسیار آدم با شخصیت و فهمیده ای هستن

    ایشون علاوه بر اینکه دکترای شهر سازی دارن از انگلیس و مفسر و تحلیل گر فوتبال (خصوصا فوتبال جزیره ) هستن ، یه تسلط جامع و کاملی هم نسبت سینما دارن

    کتابی هم دارن به نام against the wind درباره تاریخچه سینمای ایران ، البته به زبان انگلیسی


    یه کتاب دیگه هم داره که اسمش یادم نیست … بین خودمون بمونه، از معدود آدم‎هاییه که می‎تونم تحلیلش رو با اشتیاق تحمل کنم!

  • 86. هاD در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۰

    هی میخوام به پرسپولیسی‌ها هیچی نگم ، نمی‌ذارن که . پیرو اون مثلی که میگه …. ( باقیش رو خودت باید بدونی ، نگفتم ، شما حذفش نکردی ) :))

  • 87. وحید در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۸

    اقا این جسیکا البا چی شد؟
    چند وقتیه خبری نیست ازش؟
    جن ماداشتی بی ربطیرو

  • 88. رزا تهرانی در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۱

    ……

  • 89. papary در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۵

    منکه اصلا فوتبالی نیستم اما این بازی رو دیدم از اول تا آخر. بخدا طنز بود تا فوتبال.

    راستی! کبوتره منو یاد “از اون بالا کفتر میاید” رها انداخت
    پدر چطورن؟

  • 90. روتین های مجهول جان در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۴

    اتفاقن منم تو مهمونی دیدم
    صدای خونه ی میزبانمون
    از صدای ورزشگاه بیشتر بود
    شاید چون بستنش اینجور به نظر اومد

    همه چی سیاسی شده
    دین
    فوتبال
    مرگانفولانزا

  • 91. خانم صورتی در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۱

    خوچ به حالت موسیو!حداقل تکلیف خودتو میدونی!میدونی که پرسپولیسی هستی!من بدبخت بین خانواده و آبی گیر کردم!مجبورم تظاهر کنم!پیش اینا میگم اس اس سوراخه!پیش اون میگم ایول اسی!!:|

  • 92. نهال در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۵

    سلام
    ۱- از دقیقه ۳۰ تا ۴۵ رو دیدم
    ۲-تابلو بود مساوی می شن
    ۳- به قول خواهرم یعنی ما داریم فوتبال می بینیم همش در مورد بازیکن ها و اینا تحلیل کردیم مثل شما فنی به قضیه نگاه نکردیم
    ۴- تو خونه ما ۲ به ۱ پرسپولیسین
    ۵- همین که دیدیم یه دوربین دیجیتال جایزه میدن افتادیم به جون گوشی ها
    ۶- یه مو از خرس کندن غنیمته
    ۷- یاد پسر هایی افتادم که وقتی الف ن اومد بود شهرمون اب معدنی های داغ می خوردن و می گفتن مفت باشه کوفت باشه
    ۸- بعد از پنالتی دراز بودن طالب لو تنها نکته مورد شماتت این پرپولیسی های خونهمون بود جوون به اون رعنایی
    ۹- بعد بالا بردن پیرن گلزن خواهرم داد زد میر حسینه وای میکشنش الان و من هی اروم میکردمش بابا کچل طرف کلا تو جامعه الان نرخ توهم بالا رفته
    ۱۰-بعد از گل تیم شما این دوتا جوجه خونه ما داد و بیدادی کردن که نگو نپرس
    ۱۱- نیمه دوم پست قبلیتون رو خوندم
    ۱۲-گل استقلال زده شد
    همسایه اظهار شادی کرد
    ۱۳- درجواب کری های چند دقیقه پیش جوجه ها گفتم دماغ سوخته می خریم
    ۱۴- از این ادمای توی استودیو بدم میاد یعنی که چی
    ۱۵-می بینم هر کی باحاله استقلالیه مثل انی
    ۱۶-من یه استقلالیم

  • 93. رامین در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۱

    حیفه اون وقتی که واسه دیدن این بازی گذاشتیم
    بازی بعدیشونم میگن لغوه که نتیجه لو رفته اخه

  • 94. چه فرقی می کنه؟ در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۳

    آخه کچل هم شد بازیکن؟
    گلتون اگه درست حسابی بود که همون اول از رو نقطه پنالتی گل می شد!!..

  • 95. سینا در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۱

    گذشته از سوراخ شدن پرسپولیس تو این بازی باید گفت که با این رویه تا صد سال دیگه هم بازی های این دو تیم مساوی میشه

  • 96. دریا در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۷

    ای بابا گلابی جان این حرفا رو ول کن . بگو ببینم کتاب مورد نظرتو پیدا کردی؟ در ضمن خودتم اگه یه کتاب خوب و عامه پسند می شناسی معرفی کن ( نه از این کتابهای فلسفی که هر جملشو باید چندبار بخونی تا بفهمی چی می گه ) . ممنون


    جوابم به کامنت‎ها رو بخونین، شاید جوابتون رو بگیرین!

  • 97. سیندرلا در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۳

    خودمونیما چرت نوشتی

  • 98. matin در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۱

    نه قرمز نه آبی فقط سبز گلابی.
    کلک ، فکر کنم خودت تبانی کرده بودی که تو ورزشگاه اینو بگن.

  • 99. مریم(مامان آوا) در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۶

    ما که از فوتبال هیچ لذتی نمی بریم ولی از خوندن نوشته های شما ، خیلی…

  • 100. مریم عزیز در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۰

    استقلال و پرسپولیس هم گذشته ها تیم بودن نه الان قاطی سیاست و مصلحت و هزار تا رنگ دیگه
    معنی و مفهومی برای این تیم نمونده وقتی هر روز می تونن بازیکن هاش رنگ پیراهنشو رو عوض کنن

    اینقدر جوش نزن گلابی
    رنگ رویاهای من آبیست اما نه آبی استقلال
    استقلال رو بخاطر برادرم علی دوست می دارم

  • 101. جودی ابوت در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۱

    منت خدای را عز و جل
    دورود و هزاران سلام و بدرود
    به آوردگاه ادب پارسی ،! ببخشید به آوردگاه رزم آن نشانه ی همیشه جاودان ایرانی ، آن یادآور آن نیکو صفت ، کورش بزرگ ، آن یادآور مردان تیر داریوش عزیز و غیور ، آن پرسپولیس زلزله خوش بیامدید.
    آورده اند که (ما هیچ ندیده ایم) که چون ا ن شاه بگشت ، عنان از کف بداد و این چونین صورت مسئله را پاک همی کرد که ای ملت ، ای عدالت دوستان بنگرید که چوگونه عدالت را برپای همی داریم . باشد پندی برای آیندگان !
    و ایشان (ا ن ) ادامه همی دادندی که ای جوانان ، این پرهیجانان ، ای پرشوران ، شورتان را برای انتخابات پس انداز همی کنید، این شورها الکی بودست! یعنی همی چه جیغ و واغ؟
    حیف که دگر بار نوبتمان نشدی، یا شاید قانون را نیز اینگونه تغییر همی دادی به عدالت!!!!
    القصه
    به قلبم بنگرم رنگ ته وینم
    به خینم بنگرم صحرا ته وینم
    ته تمه نبشت:
    زنده باد هر چه یادآور نام ایرانست!
    (یکی منو نگه داره!!!!!)

  • 102. هانیه!! در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۰

    عالی بوددددددددددددددددددددد .
    فوتبال سی یا سی نمیخوایممم !!! نمی خوایممم !!!!

  • 103. لیلا در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۶

    بازی های فوتبالمون مسخره – مصاحبه ی هنری شبکه ی خبری امریکایی با مثلا رئیس جمهور مسخره – همه چیمون شده مسخره بازی توهم زده ی تهوع آور

  • 104. بهار در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۷

    من کلا ازفوتبال باشگاهی ایران بیزارم، خجالت نمیکشن بازیکنایی که چن صدمیلیون پول بی زبون حروم خریدنشون شده یه پاس ساده نمیتونن بدن انگاردارن یه قل دوقل بازی میکنن.یکی روهم که توعمرش یه لگددرک..یه گربه نزده میارن میذارن مدیر مهم ترین باشگاه یه مملکت!خوب باید هم شرایط ورزش کشورانقدر درخشان باشه.
    ولی پستی که درمورداین تراژدی گذاشته بودین درخور تحسین بود.
    من بااجازه لینکیدمتون.

  • 105. مهندس پنگول جونی در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۲

    اگه زنگ نمی زدن و بادامکی بازی میکرد ما حتما می بردیم.
    حالا حدس بزنید من پرسپولیسی هستم یا استقلالی.


    خب معلومه، استقلالی دیگه!

  • 106. بهار در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۱

    سلام
    خودمنونیم موسیو خیلی بی مزه بود
    ببخشید می گم آخه معمولا عادت دارم بیام اینجا نوشته های با مزه بخونم ولی هر چی تلاش کردم این دفعه اصلا خوشم نیومد یه لبخند کوچولو هم نزدم

  • 107. غزل میس در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۵

    وای اینجا چه باحاله

  • 108. حامد در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۱

    پرسپولیسیم

    اما این بازی

    ببین دقیقه ۹۰ پشت محوطه جریمه وقت داره تموم میشه هیچکس شوت نمیزنه همه بهم پاس میدن یعنی چی؟

    سال پیش دقیقه ۹۰ استقلال جلو افتاده یا قانونا باید دفاع یا هافبک اضافه کنند یا اگر مهاجم میارن تو باید مهاجم پتبه توپ باشه و تکنیکی اما علیزاده که اصلا با پا بلد نیست کار کنه میاد تو

    مستقیم انگار که هدفی داره میدو میره تو محوطه جریمه بلند میشه خیلی عادی با دست توپ رو میزنه و وظیفه اش رو ایفا میکنه پنالتی میده بازی ۱ ۱ میشه و اون چیزی که باید انجام میشه – بهمین سادگی

    بای

  • 109. یاسمن (چند قدم نزدیکتر به خدا) در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۲

    خدا رو شکر هیچ کس تو خونه مون اهل فوتبال و نود نیست!

  • 110. ثلج در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۶

    خدایا شکرت که طرفدار هیچ کدومشون نیستم. یه تیم شهرستانی داریم که از دستش به اندازه ی کافی حرص می خوریم ، دیگه انرژی واسه حرص خوردن از این دو تا تیم رو ندارم.
    میگم دقت کردین خیلی وقته از این مسابقه های پیش بینی نتیجه نمی ذارن؟ چه حالی می داد واسه بازی استقلال و پرسپولیس از این مسابقه ها می ذاشتن. به نظرت چند تا برنده داشت؟

  • 111. ردپا در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۰

    والا ما که فوتبال نمیبینیم!
    اما طنز شما جالب بید. یعنی اگه جالب نبود جای تعجب داشت.

  • 112. خانمی در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۳۹

    تو ایران چی تبانی نیست این روزا…؟!
    حتی ورزش هم به لجن کشیدن اینا

  • 113. جهان سومی در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۵

    خشنگ بود … خیلی … مرسی

    به منم سر بزن … یه بحثی راه افتاده تو وبلاگم … می خوام نظر تو رو هم بدونم !!!

  • 114. گلامور در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۳

    ولی من استقلالیم موسیوو

  • 115. نیلوفرانه در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۸

    واقعا نمیشه نگفت دستت درد نکنه با این پستی که نوشتی .
    عالی بود …
    به هر حال هر اتفاقی هم که بیافته بازم پرسپولیس سروره استقلاله D:

  • 116. ساناز در ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۴

    دوست داشتم

    حالا بیشتر ای لاو یو

  • 117. سارا در ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۰

    من بی صبرانه منتظرم که جواب اون کامنت که تست روانشناسی قرآنی گذاشته و بدی و بگی واقعا جز کدوم دسته ای!!!
    looooooooooooooooooool

  • 118. دختر حاجی در ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۰

    حیف که احمدی نژاد به دادتون رسید و گرنه سوراخ میشدین اونوقت دیگه کری هم نمیخوندی اینجا کوچول !

  • 119. من در ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۴

    خیلیییییی ممنونم! اما اگه خجالت بذاره میگم که همون Browse for stuff اول کار رو پیدا نکرده بودم که پرسیدم…

  • 120. صادق در ۱۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۹

    سلام
    من موندم چطوری صدای اون ۴ نفر و نصفی که می گفتن : این گله این گله ! ، به گوش تو رسیده ؟

  • 121. بابک در ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۰

    سلام من اولین باره که به شما سر می زنم و از اینکه لنگی هستید خیلی متاسف شدم! به هر حال مطلبتون جالب بود خوشحال می شم به من سر بزنید و نظر بدید.

  • 122. تارا میرکا در ۱۹ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۸

    به رضا گفتم تیمتون خیلی درپیته که با این وضع ِ بازی کردن پرسپولیس نمی تونه ده تا گل بزنه!
    گفت دلمون براتون می سوزه زشته واسه پرسپولیس!
    گفتم از خطاهایی که می کنین روی ما واضحه چه قدر دلتون می سوزه!

    این کری خوندنا همیشه خیلی زیاد بینمون جریان داره و من عاشق این کل کل های همیشگیم و خوشحالم که استقلالی نیستم!



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه