برای خودم!
شاید احمقانه باشد اما در شرایطی شروع به نوشتن این پست کردهام که هیچ موضوع مشخصی برای نوشتن ندارم. راستش را بخواهید اصلاً حوصلهی فکر کردن هم ندارم. فقط دلم میخواهد یک چیزی نوشته باشم تا خوابم بگیرد. شب جمعه است و بیخوابی عجیبی زده به سرم. البته فکر میکنم این از خاصیتهای شب جمعه باشد… متأهل باشی یک درد داری و مجرد باشی هزار درد! بیخوابی هم یکی از همان هزار درد امشب من است!
چند دقیقه پیش در راستای بیخوابی، نشستم به چلچراغ خواندن. همینجوری که داشتم ورق میزدم یکدفعه احساس کردم پولم را رسماً دور ریختهام. یک زمانی به خاطر وجود آدمهایی مثل ژوله و رها و شرفالدین دوستش داشتم اما حالا به شدت اعصابم را خرد میکند. امیدوارم حسن غلامعلیفرد به عنوان یکی از نویسندگان چلچراغ و پپری ـکسی که احساس میکنم یکی از فنهای پرشور چلچراغ استـ من را ببخشند ولی تازگیها حس میکنم چلچراغیها دارند به شعورم به عنوان خوانندهی نشریهشان توهین میکنند. خلاصه انداختمش گوشهی کمد که جلوی چشمم نباشد!
بعد رفتم یک چرخی توی دنیای خبرها و وبلاگها و فرندفید زدم. دیدم حوصلهی هیچ کدامشان را ندارم. کامپیوتر را خاموش کردم و بلند شدم چند تا کاغذ برداشتم برای نوشتن این حرفهایی که الآن دارید میخوانید. این اولین باریست که دارم یکی از پستهایم را روی کاغذ مینویسم.
اینجوری نوشتن خوب است و در عین حال سخت. به خاطر اینکه توی همین چند خطی که تا الآن نوشتم تعداد زیادی فلش زدم برای جابجا کردن کلمات و جملهها. وقتی توی کامپیوتر تایپ میکنی اصلاً متوجه انجام دادن این کارها نمیشوی. بگذریم…
دارم به این فکر میکنم که هفت هشت سال پیش، شبهای جمعهام چطور میگذشت و آخرش چطوری خوابم میبرد. یادم نیست چه اتفاقی میافتاد اما این را میدانم که وبلاگی و چلچراغی در کار نبود. هیچ چیز قابل ذکری نبود تا یک کمی تحمل اینجور شبها را آسانتر کند. فقط یک چیز بود، کتاب!
آره، خاتمی هم بود، عابدزاده هم بود، احتمالاً چیزهای خوب دیگری هم بودند اما منظورم چیزیست که این وقت شب به دردم بخورد!
چی میگفتم؟ آهان، کتاب! تا حالا بهتان گفتم که چند سال پیش یک خورهی کتاب واقعی بودم؟ مثلاً دزدکی «مسیح بازمصلوب» را میگذاشتم لای کتاب فیزیک که خانواده فکر کنند دارم درس میخوانم و پزم را به فامیل بدهند اما خودم وسط آدمهای داستان گم و گور میشدم! نه اینکه آدمحسابی باشمها، نه! اقتضای محیط بود. یک زمانی پدرم کتابفروشی داشت. مغازهاش را که فروخت تمام کتابها را آورد خانه و اینها شدند وسیلهی بازی ما! مثلاً ما توی خانهمان هیچ وقت توپ چهلتیکه نداشتیم اما چهار جور چاپ مختلف از «دن آرام» داشتیم. حالا اینکه چرا در چنین محیط مساعدی من، این شدم (!) بحث جداییست. اتفاقاً شبگیر همیشه میگوید با شرایطی که تو داشتی باید حداقلش آدمی در حد محمد قوچانی میشدی!
دردسرتان ندهم، من آدم کتابخوانی بودم. آدمی بودم که سرانهی مطالعهی کشور را چند ثانیه به تنهایی زیاد میکردم اما بدون اینکه بفهمم، کتاب از زندگی من بیرون رفت. از آخرین کتابی که خواندم دو سه ماه میگذرد. اسمش «همنام» بود، نوشتهی «جومپا لاهیری». از آن کتابهاییست که باید حداقل یک بار خواند. البته دو سه روز پیش یک کتاب دیگری میخواستم بخوانم به اسم «اصلاحات در برابر اصلاحات» اما دو خط اول از نوشتههای سعید حجاریان را که خواندم، احساس کردم این آدم باسوادتر از آن است که یکی مثل من بتواند حرفهایش را بفهمد؛ ولش کردم.
به هر حال از من به شما نصیحت! کامپیوتر و فیلم و چیزهایی شبیه این، هر چقدر که قشنگ باشند باز هم به اندازهی اینکه بروی روی تخت دمر بخوابی و کتاب مورد علاقهات را ورق بزنی دلچسب نیست…
ای آقا! از کجا به کجا رسیدم. هر چند از اولش قرار نبود انتهای مشخصی داشته باشد اما فکرش را هم نمیکردم که اینمدلی تمام شود. البته هر فایدهای که نداشت لااقل باعث شد یک نیمچه خمیازهای بکشم و آمادهی خوابیدن شوم! الآن هم بهتر است تا خوابم نبرده، بروم اینها را جهت ثبت در تاریخ تایپ کنم!
پینوشت:
اگر رمان به درد بخوری توی ذهنتان است که فکر میکنید سرش به تنش میارزد، بدم نمیآید که به من هم معرفی کنید. میخواهم هفتهی بعد بروم انقلاب و به شکل روشنفکرانهای تعداد زیادی کتاب بخرم!
نوشته شده در دستهی: شخصینوشتها
موسیو گلابی | ۱۰ مهر ۱۳۸۸ | ساعت ۰۵:۱۴




دیدگاهتان را بنویسید
بازتاب این پست | اشتراک دیدگاههای این پست از طریق فید
1. حیاط خلوت در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۵۴
با این جور پست نوشتنا حال می کنم. اتفاقاً دقیقاً یک هفته پیش همین موقع منم ناخودآگاه همچین پستی گذاشتم ولی به همه توصیه کردم نخونن چون ته ش هم چرند بود مثل سرش
در مورد تفریخات خیلی موافقم!.. هیچ چیز کتاب خوندن نمی شه اونم تو یه جای دنج و راحت و کتابی که عطش خوندنش به هزار دلیل نامعلوم و یا معلوم راهت نمی کنه . خوشبختانه اومدن کامپیوتر و فیلم و گیم و این چیزا هیچ وقت به طور کامل علایقمو تغییر نداد طوری که هیچ وقت نتونستم وب خون پایه یا ایبوک خون بشم و یا کلید به گیم .. فقط شاید یک دو سالی خوره ی نت گردی بودم که الان دیگه مدت هاس تعدیل شده. ولی درد از یه جای دیگه س . . حالاشم تا یه چیکه وقت پیدا کنم کتابه دستمه البته منهای این ۳ ۴ ماهی که تا کنکور ارشد مونده که لذتش محدود شده به پشت سرهم ردیف کردن کتابایی که می خوام به ترتیب بخونم بعد از کنکور…
علی ای حال چند تا کتاب به نظرم می رسه الان که احتمالاً خودتون شنیدید اما اینا ازونایی بودن که تا حالاش یا بهم خیلی چشبیده یا اساسی سفراش شدم به خوندن
(ترتیب اتفاقیه)
کوری – ژوزه ساراماگو ( ۱جلد )
ژان کریستف – رومن رولان ( دو جلد )
جان شیفته – رومن رولان ( ۴ جلد )
کلیدر – محمود دولت آبادی ( ۱۰ جلد !!)
زمین نو آباد – شولوخوف ( ۲ جلد )
خرمگس – اتیل لیلیان وینیچ ( ۱جلد )
آنها که زنده اند – ژان لافیت ( ۱جلد )
داستان پداگوژیکی – ماکارنکو ( ۲ جلد )
ابله محاه – کریستیان بوبن ( ۱۰۰ صفحه )
شور زندگی ( زندگی ونگگ) – ایروینگ استون ( ۱جلد )
بیگانه – آلبر کامو ( ۱جلد)
**
اووو چقد نوشتم .. منم بیخوابی زده بود به سرم فکم گرم شد
در کل پاینده باشید
اینها رو خوندم به جز کلیدر که حوصله نکردم و بیگانه که حوصلهی نویسندهشو نداشتم! به هر حال ممنون از کامنت طولانیت در این وقت صبح!
2. بابالنگ دارز پنج فوتی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۵۴
سلام موسیو جان مثل اینکه تو هم مثل من خفاشی و شبا بیداری و روزا خواب منم مثل تو به خوندن کتاب مخصوصا از نوع رمانش علاقه ی زیادی دارم.البته از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون بابت کتاب سعی میکنیم پول ندیم و از اینترنت دانلود میکنیم تا توشه ی اخرتمان را سنگینتر کنیم.و احیانا به خاطر پایمال کردن حقوق مولفین هم چندین عدد حوری بهشتی به علاوه ی جسیکا آلبا به من خواهند داد القصه کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون رو بهت پیشنهاد میکنم از اون دسته کتاباییه که هم بیناموسیه و هم ساعتها میخکوبت میکنه!!!
به جان خودت قسمت جسیکا آلبایش رو شوخی کردم خوش ندارم خونم به دست تو ریخته بشه!
یک. مرسی که در معرفی کتاب سعی کردی به بیناموسی بودنش هم توجه کنی!
دو. من اغلب کتابهای فسیل جهان (اون هم کتابهایی تا این حد معروف) رو خوندم. دنبال کتابهای جدیدتر یا ناشناختهترم از نویسندههایی شاید گمنامتر.
3. سینا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۱۳
کتاب..همون یار مهربان و اون جور چیزا
خوب چیزیه واسه پر کردن اوقات بی کاری
حداقلش اینه که سواد نوشتن رو میبره بالا
وبگردی هم بد نیست.اطلاعات مربوط به زمان حال رو میبره بالا.
4. بابابرقی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۱۴
سلام
من همیشه یه کتاب بغل دستم هست. وقتی که خوابم نمیاد فقط کافیه حداکثر ده دقیقه بخونمش. اینجوری چنان چشام داغ داغ می شه و و پلک هام به هم می چسبه که از اونور صبح به بدبختی بیدار می شم.
پیشنهاد اینکه دمر بخوابی و کتاب بخونی مال بچه های سایز ۴۰ به پایینه!اینو حتما بنویس که یه وقت خدایی نکرده بچه های سایز بالا نرن این مدلی مطالعه کنن که بسی خطرناک خواهد بود
5. بادصبا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۴
سلام بر رییس بزرگ!اقا کتاب جدید جعفر مدرس صادقی”توپ شبانه” و همینطور کتاب قبلیش بیژن و منیژه رو حتما بخون!یه کتاب هم هست “لاتاری, چخوف و چند داستان دیگر” اینم مدرس صادقی ترجمه کرده!از دست ندیشا!فعلا همینا جدید یادمه!مثلا شما که غریبه نیستید ۳ سال پیش در اومد خوندیش؟
اگه همونیه که هوشنگ مرادی کرمانی نوشته، خوندمش …
6. علیرضا سراجیان در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۴
سلام
شبها خوب می خوابم و صبحا بیدارم برعکس شما دوستان عزیز!
منم کتاب خورم! یعنی تا شبی کتاب نخونم نمب خوابم!
من سران و سلاطین رو پیشنهاد می دم. باید از کتاب فروش های زیرزمینی (کار درست) گیر بیاری. ان قلاب نداره.
شما هم اگه کتاب خوب گیر آوردی خبر بده. صواب داره
موفق و پاینده باشی
7. دختر پرتقالی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۷
عذاب وجدان: آلبادسس پدس
رویای تبت: فریبا وفی
من عاشق آدم های پولدارم: هوشنگ گلشیری
مون پالاس، شب پیشگویی، کشور آخرین ها، کتاب اوهام، دیوانگی در بروکلین: پل استر
مهمانی خداحافظی، جهالت: میلان کوندرا
تکه های گمشده: جوی فیلدینگ
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم، فرنی و زویی: جی دی سلینجر
مایا، راز فال ورق، زندگی کوتاه است: یاستین گوردر
از مصطفی مستور هم هرچی گیر ات اومد بخون
تو که کتابهای گوردر رو معرفی کردی چرا کتاب «دختر پرتقالی» رو پیشنهاد کردی؟ به خاطر ریا نشدن و اینا بود دیگه؟!
8. مِستر افشین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۴
رمان جدیدی برای پیشنهاد نمی شناسم !!
همشون قدیمیه .
9. خانم در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۰
سلام
تبریک می گم تو این سرویس آن اَویلبلی ٍ بلاگفا خوب تونستی آپ کنی
واقعا هیچ چیز جای کتاب رانمی گیره.راستی دیشب که حوصلت سر رفته بود خوب اون کاری که گفتی لطف می کنی برای من انجام بدی را انجام می دادی
.فکر کنم یادت رفته
یادمه، چشم!
10. دروغگوی خوش حافظه در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۱
من کلی کتاب نخونده ایران جا گذاشتم!
11. سوری در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۲
متأهل باشی یک درد داری و مجرد باشی هزار درد؟؟؟!
برعکس گفتی .مجردها یه درد دارن و متاهلها هزار درد .
با این اوصاف وقتی که متأهل شم حدود یه میلیون درد دارم!
12. X در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۱
منم اون موقع ها که خیلی نت نمیومدم و با فضای مجازی حسابی قاطی نشده بودم، بیشتر کتاب میخوندم!
13. لیدی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۸
گذر از رنج ها……الکسی تولستوی
جنگ و صلح………لئو تولستوی
آنا کارنینا……..لئو تولستوی
راز فال ورق……یوستین گوردر
کتاب های آلبا دسس پدس…..از طرف او-عذاب وجدان-دفترچه ممنوع
کتاب های کی دی سلینجر……ناطور دشت-فرانی و زویی-یادداشت های یک کهنه سرباز
کتاب زیاد بود…نصفیش رو تو نظر اول دیدم خوندی…بقیه هم بمونه برا بعد.
راستی هری پاتر هم بد نیست.ترجمه ی ویدا اسلامیه.من دوست دارم.اصلا هم بچه گانه نیست. هری پاتر کتابیه که بزرگ ها رو هم میتونه دیووونه کنه و تب جادوگری بندازه تو جونشون…اصلا هم با فیلماش مقایسه نکن…فیلم ها اصلا در حد کتاب ها نیستند.
حتی یه لحظه هم نمیتونم تصور کنم که دارم کتاب هری پاتر رو میخونم!
14. میتل در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۴
این دفعه اگه خوابت نبرد گوسفند بشمار……خوب جواب میده.
15. niki در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۶
بعدا کتاب از نظر شما یعنی فقط رمان؟؟؟
قطعاً نه، اما فعلاً میخوام چند تا رمان بخونم … همین!
16. روزانه های یک دوشیزه در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۱
هر کتاب فسیلی که به ذهنم میرسه رو مطمئنم خوندید
دیگه چی میشه گفت موسیو …؟!
17. محیا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۱
راستش به نظر من یک عالمه کتاب خیلی خیلی هیجان انگیز تر از یک توپ چهل تیکه ست…
کتال هم…بادبادک باز! :) البته احتمالا” خوندیش اما من دوستش دارم… و هزار خورشید تابان.نوشته ی خالد حسینی ه و جفتش در افغانستان اتفاق افتاده! یعنی کلا” نویسنده افغانیه…
18. هویج در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۵
صد سال تنهایی و خاطرات روسپیان سودازده من – گابریل گارسیا مارکز
خاک آشنا – جومپا لاهیری
فعلا همینها رو داشته باش تا بعد!
19. تنها در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۶
سلام. موسیو عزیز.منم یه زمان واقعا کتاب خوندن برام لذت بخش بود. ولی در حال حاضر فقط ورق میزنم و حتی یک جمله هم متوجه نمیشم. راستی ممنون که این پست را نوشتی تا بقیه کتاب بدرد بخوری معرفی کنن.منم دنبال همچین پستی بودم منتها حال نوشتنش نبود. من متاسفانه اهل رمان نیستم. مگر اینکه واقعا یک شاهکار باشه.موفق باشی.
20. نانی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۹
خانوم .نوشته ی مسعود بهنود.
جدیدا جین ایر رو خوندم به غایت زیبا بود.فیلمشم تلویزیون خودمون نشون داده.کتابش عااااااااالی بود.ناقوسها برای که به صدا در می ایند هم فوق العاده بود.
موسیو !ببخشید اون سینوها ای که من خوندم جای بی ناموسی نداشت چرا؟
راستش به نظر منم بیناموسی نبود!
21. حوا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۳
کوری
اتش بدون دود نادر ابراهیمی
هزار خورشید تابان خالدحسینی
22. papary در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۱
گلابی جان. چرا عذر خواهی کردی از اینکه نظرت رو در مورد ۴۰ نوشتی؟ هر کسی نظری داره که برای من یکی خیلی محترم هست.
اما منم موافقم که از موقعی که رها و ژوله و بزرگمهر و ….رفتن دیگه این ۴۰ اون ۴۰ قبلی نیست. اما بازم خدارو شکر میکنم که منصور ضابطیان هنوز هست و میشه یه نیمچی امیدی هر هفته به مجله داشت.
اما در مورد کتاب! کتابهای اریک امانوئل اشمیت رو شدیدا بهت پیشنهاد میکنم. نمی دونم خوندی یا نه. اما منکه شیفتشون هستم و همشون رو (اونایی که تا حالا ترجمه شده تو ایران) بطور عجیبی خوردم بجای اینکه بخونم. مخصوصا خرده جنایت های زنا شوهری و مهمانسرای دو دنیا. اینا عایلترنشون هست.
بادبادک بازم خوبه نوشته خالد حسینی.
رمان تاریخی سلطانه نوشته کالین فالکنر هم خوبه. یا بهتر بگم منو جذا بخودش خیلی کرد و نمیشد زمین بذارم.
کتابهای ریچار باخ هم عالین. مخصوصا اوهام که حالا جدیدا یه اسم دیگه روش گذاشتن.
23. ماهی سیاه کوچولو در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۳
من اخرین کتابی رو که خوندم پیشنهاد می کنم ” راسپوتین “
داستان کشیشی است که نماد شهوت ! شرارات و شهرت است که انقلاب روسیه را در هم پاشید
24. امیر در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۹
سلام
من توصیه می کنم کتاب “شازده حمام” نوشته “دکتر حسین پاپلی یزدی” رو که البته رمان نیست و خاطرات کودکی تا تقریبن حال ایشان است، که به هیچ وجه از یک رمان جذاب کم نداره رو بخون.
این کتاب ۲ جلد داره و جلد سومش هم در حال آماده شدنه.
خاطرات کودکی این فرد تا به الان، سرنوشت دوستان آن زمانش که بیشترشان الان هم هستند، و نتیجه گیری هاش بسیار جالبه.
25. نسترن در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۰
من پیشنهاد خاصی برای رمان و داستان ندارم چون به نظرم وقت تلف کردنه.خودم این اخری گول تبلیغات را خوردم و کتاب دا را گرفتم و حیف پول!مزخرفتر از این نمیشه.کتابهای تاریخی بخون.
26. تبسم در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۰
خوب امم همنام که خودت گفتی به نظرم:

سمفونی مردگان(عباس معروفی)
موسیو ابراهیم و گلهی اسمانی(اریک امانوئل اشمیت)و زمانی که من یک اثر هنری بودم
پس از تاریکی(هاروکی موراکامی)
ناتور دشت(سلینجر)
کتاب”مورخ” هم زیاد ازش شنیدم و لی از تنبلی هنوز نخوندمش. البت اینو بگم که سلیقه ها توی کتاب خونی خیلی متفاوته.
اهان “عقاید یه دلقک ” هم قشنگه. ولی فک کنم خوندیش
27. کامیار در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۰
در مورد کتاب نظری ندارم ولی فک کنم راجع به “پیرهن صورتی “بتونم کمکت کنم
http://www.mp3raid.com/search/download-mp3/2043326/pirhan_soorati.html
پیداش کردم همون موقع، به هر حال مرسی!
28. ساهی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۰
با سلام به شما دوست عزیز
وبلاگ قشنگی داری
چند تا از مطلبهات رو خوندم قشنگ بودن
سعی می کنم بازم به وبلاگت بیام
به من هم سر بزن
راستی اگه مایلی بهم بگو تا با هم تبادل لینک کنیم فعلا بای
29. رزا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۴
درود …
مدتی هست که به شما سر می زنم البته خاموش!
چون خودم برای خریدن کتابهایم زیاد جستجو میکنم ترجیح دادم این دفعه کامنت بگذارم:
-دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد -آنا گاوالدا
-پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد -ریچارد براتیگان
-مردی که گورش گم شد – حافظ خیاوی
- فرزند پنجم -دوریس لسینگ
-بازی آخر بانو -بلقیس سلیمانی
-خاله بازی – بلقیس سلیمانی
-مترجم دردها -جومپا لاهیری
-کسی می آید – فوسه (نمایش نامه)
امیدوارم لیستم تکراری نباشه و به دردتون بخوره!
ایام به کام باشد …
ممنون از وقتی که گذاشتی …
30. نسرین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۶
خب از آنجایی به اینجا رسیدی که یک زمانی مینوشتند و تو میخواندی … حالا مینویسی تا بخوانند .
اصولا برای کسی که خودش خوره ی کتاب بوده معرفی کتاب کار سختیه … ولی برو اینجا رو هم ببین شاید به دردت خورد .
http://b4adam.blogfa.com/post-124.aspx
31. رز در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۸
یک احساس همدردی شدید باهات کردم. انگار اینا دردل های من بود. یکی از افتخاراتم کتاب خوندن های زیاد بود اما الان خیلی کم کتاب می خونم یا کتاب ها به من نمی چسبه. وبلاگ کتاب های عامه پسند و یه نگاهی بهش بنداز.
کتاب های اوریانافالاچی هم خوب هست. در ضمن اگر می خوای کتاب های سیاسی بخونی و دارای متن سنگین هم نباشه کتاب های زیبا کلام خوب هست.البته اگر تا به حال نخونده باشیش.
در ضمن بیگانه رو بخون خیلی قشنگه.من اگر بخوام شروع کنم به کتاب خوندن در اولین فرصت سراغ کتاب های شریعتی و بعد سروش می رم. البته اگر بتونم هضمشون کنم
32. رزا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۸
راستی این کتاب رو فراموش کردم :
-مرد بی وطن -کورت ونه گوت
33. 1900 در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۹
سگ ولگرد – هدایت …

فربه تر از ایده ئولوژی – دکتر سروش (البت رمان نی ولی به دردت میخوره با این روحیه و اوضاح خرابت)
عالیجنابان سرخ پوشو عالیجنابان خاکستری – ا.گنجی (اگر خوندی دوباره بخون ارزش داره )
و اینو که خودم هم دارم میخونم : افسون زدگی جدید – دکتر داریوش شایگان
به نام خدا .. (هههه)
راستی : جامعه شناسی خودمانی – احمد نراقی فکر کنم !! کتابی که ترکوند از اشکالات و عیوب ما ایرانی ها …
خوب باش میدونم سخته ..
34. کاکتوس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۲
من تازه ۲ هفته پیش فهمیدم از آخرین کتابی که درست و درمون خوندم ۱ سال میگذره همشم تقصیر این نت بود .
تو کتابای خوندنی هم(البته فکر میکنم اینارم خونده باشی دیگه) اینا رو فکر کنم خوب باشن:
۱٫مرکور(امیلی نوتومب)
۲٫میرا
۳٫دل ِ سگ(بولگاکف)
۴٫مالون میمیرد(بکت)
۵٫شازده احتجاب(میدونم خوندیا جاش خالی بود ولی اینجا)
نماشنامه هم چند تایی هستن که فوق العاده این به امتحانش میارزه
۱٫ کالیگولا (کامو)
۲٫مهمان ناخوانده.
۳٫داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد.
۴٫کرگدن(یونسکو)
راستی من برام عقده شده مسیح باز مصلوب رو بخونم هی نمیشه.
35. فرزانه ر در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۳
سلام
من رمان “بخشنده” اثر لوئیس لووری رو معرفی می کنم. البته بگم که خودم هنوز پیداش نکردم ولی خلاصه ش رو خوندم خیلی جالبه. جایزه هم گرفته.
36. لوکی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۶
نمی دونم به نوشته ات نظر بدم یا به استراتژیت برای خواب ؟ ولی به هر حال میخوام یه کتاب نه سه کتاب بهت معرفی کنم بری بخونی (البته اگه نخونده باشی ! )
۱ – مرشد و مارگیتا (میخائیل بولگاکف)
۲ – دل سگ (همان)
۳ – برف سیاه (همان)
برو اگه حالشو نبردی قبلاً حالا حالشو ببر !
37. رضا 206 در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۷
سلام….یلدا،یاسمن و کلا کتاب های جناب مودب پور رو پیشنهاد می کنم
38. فرامرز در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۲
رمان “بیژن و منیژه ” مدرس صادقی رو هم بخون. خوبیش اینه که هیچ ربطی به اون بیژن و منیژه ی اسطوره ای نداره. از این حال و هوا هم میای بیرون. اگرم خواستی دوباره بری تو این حال و هوا باید “دیدار در حلب” مدرس صادقی رو بخونی.
39. روزبه ثنایی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۳
من هم کتاب خوندن رو دوست دارم. ضمنا توصیه میکنم به جای ترجمه رمان خود رمان رو بخونی حس کاملا متفاوتی بهت میده. البته اولش یه ذره دیکشنری به دست میشی ولی فصل اول رو که بخونی بعدش خیلی لذت بخش تره. مترجم اغلب نمیتونه مفاهیم رو کامل منتقل کنه. مثلا همون کتاب مسیح باز مصلوب اصطلاحاتی که درش هست نمیدونم چی جوری میشه به فارسی برش گردوند. من اولین که یه رمان رو به انگلیسی میخوندم تقریبا به اجبار بود. ولی الان به شدت به ترجمه ترجیح میدم. ولی در مورد کتابهای تحلیلی سعید حجاریان بیشتر حوصله میخواد تا سواد.
40. محمد در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۵
پدر گرامیه ما هم مدام متذکر میشود که اینترنت نون و آب نمیشه و جای کتاب خواندن را نمیگیرد، ما هم گوش میدهیم البته !
کتابهایی که الان به ذهنم میرسه:
آیین دوست یابی – آیین زندگی – آیین سخنرانی از دیلکارنگی
جادوی فکر بزرگ از دکتر شوارتس
من شیوه ی نگارششون رو خیلی دوست دارم چون فقط با مثال زدن پیش میره. البته آنقدر معروف هستند که نیازی به تعریف و توضیح نداشته باشند. شما هم اگر کتابی تو مایه این ۴ تا سراغ داشتید به بنده معرفی کنید چون از وقتی اینها تا رو خوندم کتابه دیگه ای بهم مزه نمیده!
41. رامسس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۶
شما که موقعیت خوبی داشتی که بتونی کلی کتاب بخونی چطوره بعضی هاشو اینجا برای دوستان معرفی کنی.
چشم!
42. بهار (سلام تنهایی) در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۸
چه عجب اینجا باز شد برای کامنت نگاشتن !!!

فکر کنم باید از اینجا هم کم کم اسباب کشی کنی ..بلاگفا کفر آدم رو در میاره ….
بعد از مدتها پستی ازت خوندم که کلی کیف کردم دوباره مثل همون اولا که وبلاگت رو میخوندم اینجوری نوشتن ساده و معمولی شیرین تره .منم زدم تو خط ساده نوشتن احساس میکنم بیشتر می تونیم خود واقعیمون رو نشون بدیم ….
سیاست این روزا همه رو گیج کرده حق و باطل گم شده اصلا آدم نمیدونه حق کجاست.اینه که فقط دوست دارم این سالها بگذره و تموم بشه .
کتاب اصلا به کسی معرفی نمیکنم چون سلیقه ی من تو کتاب خوندن متفاوت و شاید چیزی که من دوست دارم شما دوست نداشته باشی .اصرار هم نکن عمرا معرفی کنم
در آخر هم گلابی جان آدم که مجرد یه درد داره وقتی متاهل شدی هزار درد .الان دردت بی خوابیه و وقتی متاهلی دردت کلا …بی خیال ..
وقتی به مدد الهی متاهل شدی میفهمی چی میگم …
چه کامنت طولانی یکی بیاد منو بیرون کنه …
43. ایوانف در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۳
آقا نظرت چیه کتاب به اشتراک بگذاریم ؟؟؟
به بسته پیشنهادیم فکر کن
من کلاً با بستهی پیشنهادی مشکل دارم اما با پیشنهادت موافقم! اصلاً نظرت چیه یه جیزی شبیه به سایت آمازون راه بندازیم؟ جدی میگما.
44. محیا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۵
سلام موسیو
کتاب ناطور دشت نوشته جی.دی.سلینجر کتاب جالبیه…
45. وبلاگ خوان در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۵
سلام
وبلاگتون رو همیشه پی گیری می کنم ولی اولین باریست که نظر میدم
اولا مجرد باشی یه درد داری و متاهل هزار درد
اهل کتاب های مهدی شجایی هم هستید ؟ مصطفی مستور چی؟
شما هم خودتون چند تا کتاب معرفی کنید,
حالا من یه چیزی گفتم، شما جدی نگیر اون قضیهی مجرد و متأهل رو!
اهل کتابهای مصطفی مستور هم هستم!
46. احمدرضا توسلی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۰
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری… اگه نخوندیش بخون!
عقاید یک دلقک رو هم که فکر کنم حتما خوندی…
47. ... در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۲
استخوان های دست داشتنی
ویران می آیی
همنوایی ارکستر شبانه چوب ها
بادباک باز
وردی که بره ها می خوانند
یازده دقیقه
48. مرحومه مغفوره در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۶
سلام موسیو!
به ترتیب: در مورد شب جمعه (از هر دو نوعش) موافقم باهات. در مورد همنام هم ایضا!
من به شدت احساس میکنم سرانه کتابخوانی در کشور به خانواده ما وابسته است. البته یه چند ثانیه ای که کم بود همیشه برام جای سوال بود. خوشحالم فهمیدم که اونم تو دست بروبچ خودمونه!
در مورد توصیه ها: من سمفونی مردگان رو خیلی دوست دارم. شاید به خاطر خاطرات شخصی خودم. اما هر بار هم که سعی میکنم بیطرفانه قضاوت کنم میبینم کتاب خوبی بود. البته این رو بعد از دفعه سومی که خوندمش فهمیدم. کتابی نیست که دفعه اول همه سوراخ سنبه هاش رو بشه دید. به هر حال اگه تا حالا نخوندیش حتما بخر. باور کن میارزه.
سری کتابهای مری هیگنرکلارک (یه کمی زنونه اس!)
کتابهای جوی فیلدینگ (رمان روانشناسی جنائی) بینظیرن
کلا کتابهایی که با ترجمه نفیسه معتکف باشن (از نوع رمان البته) معمولا کتابای خوبی از آب درمیان.
برات آرزو میکنم که شبهای جمعه دونفری بشینید کتاب بخونید.
49. اطلس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۶
سلام
کتابی که الان دارم می خونم و دو روزه دارم تمومش می کنم اینه :
جایی برای پیرمردها نیست از کارمک مک کارتی
اما کتابایی که بهت پیشنهاد می کنم :
50. اطلس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۸
کتابایی که بهت پیشنهاد می کنم :
سرود سلیمان = تونی موریسون
مردی بدون وطن = کرت ونه گوت
این یازده تا = ویلیام فارکنر
خاک غریب = جومپا لاهیری
اپرای شناور = جان آپدایک
گزارش یک مرگ = گابریل گارسیا مارکز
51. اطلس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۸
آهان ؛ یه کتاب هم خوندم که اسمش این بود : روی ماه خداوند را ببوس
واقعا قشنگ بود ؛ یه جورایی بود که به دل می شست ؛ فقط اسم نویسنده ش یادم نیست
فعلا همینا تا بعد
معمولاً اسم نویسندهها یادم نمیمونه اما این بار چون نویسندهی مشهوری داره یادم مونده: مصطفی مستور!
52. زهرا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۳
ناتنی “مهدی خلجی” اینجا چاپ نمیشه !!
با بی خود شدن ۴۰چراغ سخت موافقم. یه زمانی فهرست مطالب ش هم قابل خوندن بود!
53. شب نویس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۴
سلام بعد از مدتها
کتاب حشاشین رو خوندی؟
اگه از کتابای پیچیده و پر از ماجرا که حسابی ببردت تو یه دنیای دیگه خوشت میاد بخونش. با اینکه پیچیده ست اما جذابه.
نویسنده : تامس گیفورد
مترجم: جواد سید اشرف
انتشارات ققنوس
قیمت : فکر کنم تا حالا رفته باشه بالای ۱۰ هزار تومن!
دیگه هیچ بهانه ای برات نموند که از خریدنش فرار کنی.
چون اطلاعات کامل بود
البته قیمتش بهونهی خوبیه! گذشته از شوخی ممنون از پیشنهادت، اتفاقاً نخوندمش …
54. مرضیه در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۰
من هنوز هم ۴۰ چراغ می خواهم چون فکر می کنم تنها مجله ای که حتی اگر افت کنه باز هم بیشترین ظرفیت رو برای بهتر شدن داره. در هر حال موافقم با این که ۴۰ چراغ توی این چند شماره به شعور آدم بعضی وقتها توهین می کنه
55. رویا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۱
سلام.اومدم تا از کتابهایی که به شمامعرفی شده استفاده کنم.
پست خوبیه . برای من که عاشق کتابم.
56. ناشناس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۲
گلابی جان واسه خودت فیلسوفی هستیا!!!بابات چرا شغل به این خوبی رو رها
کرد وگرنه تو الان سوپر فیلسوف شده بودی؟؟؟!!!!
من کتاب عشق در زمان وبا رو تازه تموم کردم از گابریل گارسیا رمان مبتذل ولی قشنگه
57. مانیل(خانومی) در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۴
کتاب عطر سنبل عطر کاج خیلی قشنگه. فکر کنم اینو نخونده باشی. بادبادک بازو خوندی؟ دختر مغول رو چطور؟ فکر میکنم دختر مغول از او کتابهای قشنگیه که ناشناخته مونده. اگه نخوندی بگو اسم نویسنده شم بگم.
اون دو تای اول رو مگه میشه نخوند؟ اما دختر مغول رو نخوندم … مشخصات بده!
58. سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۴
وبلاگ نویس محترم
با سلام
به اطلاع می رساند سومین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال از تاریخ ۸۸/۷/۸ الی ۸۸/۷/۱۸ در مصلای امام خمینی از ساعت ۱۰ صبح الی ۲۰ برگزار می گردد.
لذا از شما دوست عزیز دعوت می شود از بخش های مختلف نمایشگاه بویژه سالن پایگاه های اینترنتی و وبلاگ ها بازدید نمایید.
سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتیال
59. توهمات یک آمیب 45 کروموزومی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۴
۱-موسیو جان…من خودمم شدیدا باهات در مورد چلچراغ موافقم….اکثر بچه های قدیم رفتن..اما خوب الان هم مجله خیلی مشکلات داره….از تذکرات کتبی و شفاهی گرفته تا دلسرد شدن بچه ها و غیره…..من الان خودم چند وقته که هرچی مینویسم یا به ممیزی میخوره یا به پیچ!!!!………خلاصه که بد وضعیه…..شاید اگه نوشته های توکا نبود مجله دیگه چیز خاصی برای گفتن نداشت….اما باز بچه ها خیلی دارن سختی میکشن..کافیه یه روز بری دفتر تحریریه تا احساسشون کنی…
۲-در مورد معرفی کتاب هم خیلی ماشاله هزار ماشاله بهت کتاب معرفی شده..من دوتا کتاب که تازه تمومشون کردم به همه معرفی میکنم تا بخونن..خیلی شاهکارن..مخصوصا طنزی که دارن خیلی فوق العاده اس….اولی “طبل حلبی” و دومی “خاطرات پس از مرگ براس کوباس”…..برای تغییر روحیه کارسازن!
امیدوارم چلچراغ هر چه زودتر به جایگاه قبلیش برگرده …
60. رها از جزیره در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۱
مجموعه داستان مردی که گورش گم شد…حافظ خیامی
یک روز قشنگ بارانی…. اریک-امانوئل اشمیت
قلعه حیوانات … جورج اورول
مسخ…کافکا
کرگدن…اوژن یونسکو(هم داستان کوتاه هم نمایشنامه)
استخوانهای دوست داشتنی
کتابهای کریستین بوبن
و از همه مهمتر و خیلی مهمتر و بسیار مهمتر و مهمه مهمتر که بخون و به خواننده هات پیشنهاد کن بخونن:” خاکسترهای آنجلا” نوشته ی فرانک مک کورت که جلد دومش با اسم ” خاکسترهایت را به خانه برمی گردانم ” می باشد.
کتابای شریعتی هم ….
و خیلی مرسی بابت اموزش ژانگولر بازی!
61. رها از جزیره در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۲
آهان یادم رفت بگم که اشعار قیصر و محمد جوشانی رو هم یادت نره هرچند داستان و رمان نیست!
62. sinsin در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۹
سلام. من از خواننده های بدون کامنت وبلاگ شما هستم. وبلاگ من به تقلید از آنی دالتون “یادداشت های دختری در آستانه ترشیدگی” است. که امیدوارم بزودی یکی از پیوندهای وبلاگ شما باشد
63. ستاره در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۵
یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی
فراتر از بودن کریستین بوبن
بال هایت را کجا جا گذاشتی؟ عرفان نظرآهاری
ها کردن پیمان هوشمند
ِhttp://iranianbookworm.blogspot.com/
این وبلاگم فکر کنم به کارت بیاد!
موفق باشی
مرسی! راستی من تا دو سه سال پیش فکر میکردم عرفان نظرآهاری اسم یه آقاست!
64. زودیاک در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۷
سلام
“دستکش قرمز” نوشته ی سپیده شاملو!!!
65. امین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۰
برای وبلاگ
شما و امثال شما…هم پالگی هایتان…
حتما بخوانید
http://www.amincu.blogfa.com/post-100.aspx
بعدش اگه وقت داشتین این پست رو هم بخونین، جالبه!
66. ترگل در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۴
خب موسیو فکر نکنم بتونید همۀ این کتابارو اخونید…
هرکس سلیقش فرق میکنه، مثلاً من از کتاب ناتور دشت اصلاً خوشم نیومد اما خیلی محبوبه یا بعضیا رمان های عاشقانه رو ترجیح میدن ولی شاید شما خوشت نیاد اونوقت بدون اینکه بدونین موضوع کتاب ها چیه میخرید بعد خوشتون نمیاد…
به هرحال بادبادک باز داستان قشنگی داره البته اگه فیلمشو ندیده باشین، نویسندش یه افغانیه خیلی هم قلم خوبی داره
«پازل عاشقانۀ آقای کا» هم بد نیست از مانا نیستانی(تصویرگری هم کرده واسه همین من دوستش دارم)
یه کتابی هم هست که من تازه فهمیدم خیلی قشنگه: دنیای کوچک دن کامیلو نوشتۀ جووانی گوارسکی(داستان کل کل کردن یه کشیشه با یه کمونیست،نه خیلی طنزه نه خیلی جدی)
67. شمس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۹
سال بلوا ازعباس معروفی!مطمئنا خوندید!گفتیم که پُزی داده باشیم!!
68. روشنک در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۶
از وقتی چلچراغ دیگه چلچراغ سابق نیست خوندنم نمییاد، بعداینکه قیمتشم شد ۷۰۰ تومن دیگه رسمن نمیخرمش. کاش تو همون اوج لااقل متوقف میشد تا اینکه باشه و حتی به اندازه نصف اون موقعها هم چلچراغ نباشه.
اونقدر کتاب پی دی اف دارم اما حتی یک دهمشم نخوندم چون نمیچسبه. کتاب رو باید لمس کرد و بوی صفحاتشو بلعید و خوند اینجوری کتاب خوندن حس خوبی به ادم میده نه از این الکترونیکیا.
وقتی اسم کتاب مییاد واسه من یعنی کتاب: شرق بهشت
کتابایی رو مینویسم غیر از کتابایی که خیلی خیلی زیاد معروفن اما خوندنی هستن:
عشقهای خندهدار: کوندرا
سمت تاریک کلمات:حسین سناپور
بازی عروس داماد:بلقیس سلیمانی
سیاهاب:جویس کارل اوتس
برای یک روز بیشتر: میچ آلبوم
تاکسی نوشت۱و۲:ناصر غیاثی
قلندران پیژامه پوش:علی میرفتاح
کیمیا خاتون:سعیده قدس
قلندر و قلعه: سید یحیی یثربی
صحرای تاتارها:دینو بوتزاتی
با اخرین نفسهایم،خاطرات لوئیس بونوئل: ترجمه علی امینی نجفی
استخوانهای دوست داشتنی: الیس سبالد
شهر بیگناه: نورا رابرتز
میرا: کریستوفر فرانک
میرامار:نجیب محفوظ
اعترافات ژان ژاک روسو
عصر بدگمانی:ناتالی ساروت
الف:بورخس
حکم اعدام: بلانشو
من قهرمان نیستم:پییر اتن گرونیه
آسمان در میان ۲ دنیا:شهرنوش پارسی پور
آویشن قشنگ نیست:دکتر حامد اسماعیلیون (از بچههای وبلاگنویس )
البته یکی دوتاش قدیمیه
ضمنن موسیو اگه کتابی لازم داری از نمایشگاه تهیه کنم پست هم هست اونجا بفرستم. واسه کتابای گرون تخفیفاش هم خیلی منصفانه درمیاد
مگه تاکسینوشتها دو جلده؟ من یه جلدش رو خوندم و واقعاً کیف کردم! به بقیه هم توصیه میکنم بخونن، به خصوص توی تاکسی خیلی میچسبه خوندنش!
69. بانوی ارغوانی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۹
وقتی دیدم درخواست کتاب پیشنهادی کردی، اومدم کامنتا رو باز کردم از جوابای سوالی که تو پرسیدی بهره مند شم مفتی مفتی!!! من یک سال و نیمه کتاب نخوندم… غیر از ۴۰- چهل و خرده ای کتاب برای امتحان ارشد!!! یعنی رسما از دنیای ادبیات جدا شدم… اما اینجا رو که خوندم و همه کامنتا رو زیر و رو کردم تازه فهمیدم علت اینکه چیزی نخوندم نبود وقت و شعور و حوصله در من نیست، بلکه نبود کتاب است! از همه کتابای اینجا دو تا کتاب خانوم سلیمانی! و دو تا کتاب تولستوی رو نخوندم… اولی رو اصلا نمیشناسم و خوندن آثار تولستوی رو هم اصولا شکنجه خودم میدونم!… به هر حال توی این لیست چیزی نیافتم… الان که کتابامو نگاه می کنم می بینم کسی بیژن نجدی رو پیشنهاد نکرده بهت: “خواهران این تابستان”، “داستانهای ناتمام”،”مجموعه اشعار منتخب”،”یوزپلنگانی که با من دویده اند” اینا واقعا زلزله میکنن توی روان آدم. کتابهای میلان کوندرا هم توصیه می شه شدیدا… شعرای نزار قبانی خصوصا اگه عربیت خوبه به زبان اصلی… شعرای حسین پناهی… راستی کتابای قدیمی و خوشبوی اوریانا فالاچی رو هم چک کن شاید بهت بسازه!… راستی سلوک و جای خالی سلوچ دولت آبادی هم برای تندخوانی مناسبند! ورق که بزنی به جمله های تکان دهنده ای میرسی که ارزش خواندن دارند…
موفق باشی … بازم اینجا رو سر می زنم ببینم کتابی پیشنهاد شده یا نه…
فقط دو تا از اینا رو نخوندی؟ بهت تبریک میگم جداً!
70. فاطمه در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۷
سلام جناب موسیو گلابی .

خوش به حالتون که توی چنین محیطی بودید و باعث شد کتاب خون بار بیاین والا من چندان اهل کتاب خوندن نیستم اما بیشتر کتاب های تاریخی می خونم که رمان نیستند پس به دردتون نمیخوره.
من توی وبلاگم یه مطلبم نوشتم که همشو از خودم بیرون دادم .یعنی اولین بار بود که از این چیزا می نوشتم خیلی دلم می خواد نظر شما رو در مورد مطلبی که نوشتم بدونم .خیلی برام مهمه .اگه وقت ندارید بیاین کافیه یه جوابی اینجا برام بذارید تا کل مطلب رو تو قسمت نظرات و به صورت خصوصی براتون بفرستم.
اگه نظرتونو بگید واقعا” خیلی خوشحال میشم.
منتظرتونم
71. نوشین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۵
از مصطفی مستور :عشق روی پیاده رو – روی ماه خداوند را ببوس – حکایت عشقی بی شین بی قاف بی نقطه و کلن همه ی کتاباش
بار دیگر شهری که دوست می دارم (نادر ابراهیمی)
عقاید یک دلقک (هانریش بل)
مردی که می خندد (ویکتور هوگو)
و بادبادک باز …
که البته من فکر می کنم احتمالا شما همه ی این ها رو خونده باشید!
راستی این مصاحبه ها چی شد بالاخره؟!
قول میدم تا آخر مهر یکی دو تاش رو انجام بدم اگه خدا بخواد!
72. رامونا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۵
من که می گم کل کتابای مسطفی مستورو بخون
البته آدم احساس می کنه پسرا اعصابشون نمی کشه رمان بخونن و همش می خوان مسخره کنن!
چه احساس عجیبی!
73. لیلا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۶
کتاب “در رویای بابل” ریچارد براتیگان و ترجمه پیام یزدانجو نشر چشمه. حرف نداره. عالی… البته اگه هنوز نخوندین.
نخوندم هنوز!
74. نهال در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۲
سلام
با اجازه از اطلاعات دوستاتون که بهتون داده بودن استفاده کردم
به نظر من هم هر کتابی برا هر کسی حرف خودش رو داره تو خوب یا بد بودنش فرقی نداره
البته خودم کتاب های مستور رو دوست دارم
جدیدترینش من گنجشک نیستم
75. نهال در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۴
صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند :
شاهنامه – فردوسی
خسرو و شیروین – نظامی گنجوی
کلیات سعدی شیرازی – سعدی
ربهکا – دافنه دو موریه
بامداد خمار – فتانه حاج سید جوادی
محاکمه – فرانتس کافکا
آرمان نامه ارد بزرگ – امیر همدانی
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد – پائولو کوئیلو
زارا عشق چوپان – پرویز قاضی سعید
خانه ارواح – ایزابل آلنده
میهن پرست – صادق هدایت
پاییز پدرسالار – گابریل گارسیا مارکز
تاوان عشق – فهیمه رحیمی
سیمای زنی در میان جمع – هاینریش بول
سووشون – سیمین دانشور
مرشد و مارگاریتا – میخائیل بولگاکف
زمستان – مهدی اخوان ثالث
دکتر ژیواگو – بوریس پاسترناک
امیرارسلان نامدار – میرزامحمئ علی نقیب الممالک
دالان بهشت – نازی صفوی
ارباب حلقهها – جی. آر. آر. تالکین
آخرین وسوسه مسیح – نیکوس کازانتزاکیس
یاسمین – م . مودب پور
سلام بر غم – فرانسواز ساگان
مرد پیر و دریا – ارنست همینگوی
شب سراب – ناهید . الف پژواک
طاعون – آلبر کامو
جان کلام – گراهام گرین
دن کیشوت – سر وانتس
لبه تیغ – ویلیام سامرست موام
کلیدر – محمود دولت آبادی
بیگانه – آلبر کامو
خوشههای خشم – جان استاینبک
اورازان – جلال آل احمد
زنگها برای که به صدا در میآیند – ارنست همینگوی
پریچهر – مرتضی مؤدب پور
زنان کوچک – لوئییز می آلکوت
داش آکل – صادق هدایت
چشمهایش – بزرگ علوی
بر باد رفته – مارگارت میچل
دیوان حافظ – حافظ
وداع با اسلحه – ارنست همینگوی
گرگ بیابان – هرمان هسه
دلاور زند – نصرت ناظمی
در جستجوی زمان از دست رفته – مارسل پروست
چراغها را من خاموش میکنم – زویا پیرزاد
قصر – فرانتس کافکا
قصه های مجید – هوشنگ مرادی کرمانی
سیذارتا – هرمان هسه
پایبندیهای انسانی – ویلیام سامرست موام
روزالده – هرمان هسه
پاشنه آهنین – جک لندن
مادر – ماکسیم گورکی
مامور سری – جوزف کنراد
سفرهای گالیور – جوناتان سویفت
شوهر آهو خانم – علی محمد افغانی
رابینسون کروزوئه – دانیل دفو
نبرد من – آدلف هیتلر
ماشین زمان – هربرت جورج ولز
تس – تامس هاردی
تصویر دوریان گری – اسکار وایلد
ژرمینال – امیل زولا
ماجراهای هاکلبری فین – مارک تواین
گرداب سکندر – رضا رهگذر
76. نهال در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۵
جزیره گنج – رابرت لوئی استیونسون
تولدی دیگر – فروغ فرخزاد
برادران کارامازوف – فئودور داستایوسکی
میهن پرست – صادق هدایت
بازگشت بومی – تامس هاردی
ثریا در اغما – اسماعیل فصیح
آنا کارنینا – لئون تولستوی
دور دنیا در هشتاد روز – ژول ورن
همسایه ها – احمد محمود
جنگ و صلح – لئون تولستوی
تربیت احساسات – گوستاو فلوبر
موش و گربه – عبید زاکانی
جنایت و مکافات – فئودور داستایوسکی
آلیس در سرزمین عجایب – لوئیس کارول
بینوایان – ویکتور هوگو
امثال و حکم – دهخدا
پدران و پسران – تورگنیف
گلی در شوره زار – نسرین ثامنی
مادام بواری – گوستاو فلوبر
هزار و یکشب – عبداللطیف تسوجی تبریزی
کلبه عمو توم – هریت بیچر استو
موبیدیک – هرمان ملویل
دیوید کاپرفیلد – چارلز دیکنز
بلندیهای بادگیر – امیلی برونته
77. اریو در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۵
برو تمام کتابهای مصطفی مستور بگیر عجیب جواب میده!
78. گیلاس در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۵
حس و حال ندارم کتاب معرفی کنم چون سلیقه ات رو برای معرفی کتاب نمیدونم!!
اما می خوام بگم از تک تک کلماتی که مینویسی کاملا مشخصه که آدم اهل مطالعه ای هستی! مطالعات اون زمان توی ذهنت رسوب کرده و خواه نا خواه توی فکر و بیانت بروز میکنه! فکر میکنم قبلا هم گفته بودم بهت!…به هر حال از نوشته هات علاوه بر تحصیلاتت، مطالعاتت هم مشهوده و وبلاگت رو از وبلاگهای در پیت متمایز کرده!!!
این یک کامنت تشویقی و تشکرآمیز بود ! ( در راستای هزینه بیشتر برای کتاب!)
ای بابا!
79. ردپا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۱
زیباترین کتابی که خوندم “بادبادک باز” بود
الانم که یه کتاب دیگه ازش دستمه “هزار خورشید تابان” اما نمیدونم چرا تنبلیم میشه شروعش کنم!
کتاب “پدر آن دیگری” هم قشنگ بود و “سهم من”
“عطر سنبل عطر کاج”
“دزیره”
این چند کتاب خیلی توی ذهنم حک شدن
حتما همه اینا رو خوندی.
چند تا کتابم بهم معرفی میکنی؟
علیالحساب پیشنهاد میکنم همون کتاب «هزار خورشید تابان» رو بخونی اگه از «بادبادکباز» خوشت اومده …
80. نغمه در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۷
شایدم یه روز بشه دمر رو تخت خوابید و کتاب یادداشت های یک گلابی دیوانه رو خوند!!!
کتاب پیشنهادی:
برنده تنهاست(پائولو کوئلیو)
وای نه! به شکل عجیبی نسبت به پائولو کوئلیو آلرژی دارم … دست خودم هم نیست!
81. مهدیه در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۸
رمان های امیرخانی معرکه هستند…
من او آخرشه اگه نخوندی بخونش من اینو سر کلاسای دین زندگی دوم دبیرستانم خوندم…چه کیفی میکردم….
من هم کلی کیف کردم وقتی خوندمش …
82. شادی باقی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۱
سلام
۳ ماه بی خوابی مطلق باعث شد کمی ره به جنون ببرم
اما حالا خوبم
امیدوارم ازدواج کنی و ببینی وقتی متاهلی بی خوابی خیلی سخت تره
من کتابهای لویی فردینان سلین رو پیشنهاد میکنم
سفر به انتهای شب واقعا شاهکاره
همینطور مرگ قسطی و دسته ی دلقک ها
شب یک، شب دو رو خوندی؟
ناخمن هم نوشته ی مایکلز که من عاشقشم
میشه شما هم کتابی یهم معرفی کنی؟
فکر کنم با یک دور چرخیدن توی کامنتهای همین پست بتونی به کلی کتاب خوب برسی … اما اگه فرصت شد سعی میکنم خودم هم چند تا کتاب خوب معرفی کنم، البته امیدوارم به مذاق بقیه هم خوش بیاد!
83. عادل در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۱
موسیو کتاب برای معرفی زیاد هست؛ اما به گمانم که همه ش رو خونده باشی؛ در ضمن لیستی دارم از کتابهایی که باید بخرم و البته بعد از خرید بخوانم؛ ان شاءالله آن لیست را برایت فردا می نویسم؛ شاید به کارت آید …
در ضمن امتحانات که تمام شد، چرا سراغ موضوعات یک کم پر حاشیه تر نمی روی! نکند محافظه کاری اختیار فرمودید!؟
خیر، فعلاً تقیه میکنیم قربان!
84. لیتیوم در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۴
من ۲تا قدیمی میگم…یکی سری بنیاد اثر آسیموف و اون یکی هم راما از سی کلارک.البته اگه تو انقلاب یافتی به ما بگو.
85. آبتین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۹
سلام موسیو من دوقدم این ور خط احمد پوری رو پیشنهاد میکنم.واقعا از خوندنش لذت بردم.
86. حسین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۵
نه به اون ۲تا کامنت نه به اینکه این صفحه رو باز میکنی و میبینی ۶۱ دونه گلابی واست فرستادن… عجا لحلم الله… .
87. لیلی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۰
سلام
اینم چند تا کتاب:
بی گناه(ژول ماری)
حرمسرای سلطان(جولیا فیتس جرالد)
دریاچه ی شیشه ای ۳ جلد(مائیو بنچی)
دختر مرلین(ادنا اوبراین)
زن سفیدپوش(ویلکی کالینز)
ژوزف بالسامو ۳جلد(الکساندر دوما)
مهاجران(هوارد فاست)
معشوقه ی لویی پانزدهم ۴جلد(الکساندر دوما)
مرغان شاخسار طرب(کالین مک مالو)
نفرین دختر افتاب(کالین فالکنر)
یاقوت کبود(ژیلبر سینوئه)
کویین(الکس هیلی)
عشق پایدار(دوروتی گالاک)
شاهزاده خانم محکوم یه حلقه اهنین(داریا الویه)
جای خای عشق(هارواد رابینز)
پسر ایرانی(ماری رلونت)
پر(ماتیسن)
به دور از مردم شوریده(تاماس هاردی)
یه جفت چشم ابی(تاماس هاردی)
بازگشت بومی(تاماس هاردی)
من او(رضا امیر خانی)
اخگر پردیس(ماری رنولت)
88. !!!!!!!!! در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۳۴
سهم من قشنگه.
89. ر د ک در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۶
اولا طنز نویسی سخته چون نمیشه از ممیزی ایران رد بشه پس مجلات طنز درو میشن مثل گل آقا.
دوما اصولا خوب نوشتن هم سخته چون بازم از ممیزی رد نمیشه.
به نظرم تا همین جا هم خوب پیش رفته که مجله بازم چاپ میشه. شاید بگی چاپ کردن یه مجله به هر شرطی فایده نداره ولی به هر حال بازم خیلی سخته که بشه مجله ای رو چاپ کرد. من توی دانشگاه بودم همینطوری هر سال یه مجله چاپ میکردم که بعد از چن شماره بسته میشد.
من جدیدا دیگه چلچراغ رو نمیخونم ولی تنها مجله های که همیشه دوس دارم و منتظرم که یک بار دیگه بخونم شهروند و گل آقا بوده و هست.
در مورد معرفی کتاب
سالهای ابری علی اشرف درویشیان
از ندارد تا دارا علی اشرف درویشیان(مجموعه داستان کوتاه)
فریدون سه پسر داشت عباس معروفی
کارنامه سپنچ محمود دولت آبادی(مجموعه داستان کوتاه)
ابشالوم ابشالوم ویلیام فالکنر
هزارتوی بورخس(مجموعه داستان کوتاه)
شیطان وخدا ژان پل سارتر
میزری استیفن کینگ
دنیای تئو کاترین کلمان
حالا بازم هست من خودم هنوزم خوره کتابم ولی یه مشکلی دارم با نویسنده های جدید آبم توی یه جوب نمیره…
سربلند باشی
وقتی بچه بودم مجلهی ایران حوان رو دوست داشتم که ربطی هم به سن و سال من نداشت! طنز و کاریکاتور رو همیشه میخریدم، پدرم هم گلآقا رو میخرید … ای روزگار!
90. خانوم جیغ! در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۸
گاهی که تنها می خواستم کتاب بخرم تنها می خریدم و نه به توصیه. اینطور میلم بیشتر می شد برای خواندن.
91. بهار در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۴
کاخ اشکها -نوشته میشل دوگرس
بادبادک- باز نویسندش یادم نیست اما یک رمان مربوط به زندگی مردم افغانستانه
نویسندهش هم خالد حسینیه … کلاً من هم توصیه میکنم دوستان این کتاب رو بخونن!
92. رامین در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۶
ننوشتی بالاخره خوابت اومد شب جمعه ای؟…..
بله، خوابم برد آخرش!
93. spiral mind در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۳
سال بلوا عباس معروفی
94. خانمی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۷
مت تا دل بخواد کتاب و رمان خوندم..اما خب کتاب سلیقه ایه..من چند تا میگم شاید نخونده باشی..البته این کتابها مال یه کتابخونه تقریبا قدیمیه..من پی دی اف همه اینایی که نوشتم رو دارم..خواستی بهت میدم..البته اگه اهل پی دی اف خوندن هستی..

شیطان کیست؟؟…رمان جذاب و زیباییه
یازده دقیقه
آمنه
عارفی در پاریس
داستان عاشقانه
بهارک
دم سیاه
عشق باز ناپلئون
الهه ی شرقی..ای خیلی زیباست
حریم عشق
قبیله عشق
جام نحس
جوانی
خانه اهریمن
خاطرات روسپیان سودازده
لیدی ال
میرا….این بیشتر عجیبه تا جالب
اسکار
در امتداد حسرت
هم خونه…خیلی قشنگه
ستون های کج و….
بازم یادم اومد میگم بهت..
راستی من عاشق کتاب و کتاب خوندنم..اگه کتاب جالبی به نظرت اومد به منم بگو اگه نخوندم بخونم..
مرسی…
95. مداد رنگی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۲
اصلا احمقانه نیست که هیچ موضوع مشخصی واسه نوشتن نداشتی. عقاید یک دلقک نوسنده اش هانریش بل.
96. ماجرا های من و مادر شوهر جانم در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۹
جهان هولو گرافیک
عنوان کتابیه که دید جالبی بهت از محیط اطرافت می ده نوشته مایکل تالبوت و ترجمه داریوش مهرجویی
به خوندنش می ارزه
97. دخترکوچولوی یاغی در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۶
شرمنده برای من کتاب چیز تعریف نشده ایه وگرنه بهت پیشنهادای خوبی میدادم
98. oOKii|-|$ در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۸
سلام
من همیشه اول روی کاغذ می نویسم و بعد تایپ می کنم…این طوری بهتر می تونم روی چیزی که می نویسم تمرکز کنم…
خوش به حالتون…من همیشه دوست داشتم که بابام یا کتاب فروش باشه یا مانتو فروش…ولی خب هیچ کدومش نیست…
حتما از شما کتابای کمتری خوندم…پس پیشنهادی ندارم…
بدون اجازه لینکتون کردم، اشکالی که نداره؟!
صد در صد نه!
99. یلدا در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۶
حوصله ندارم بنشینم همه ی کامنت ها را بخوانم ببینم کسی روح پراگ را بهت معرفی کرده یا نه. بنابر این اگر معرفی شده که به حرفش گوش کن که حتما با او آشناتری تا با من که گاهی می آیم وبلاگت و سالی یکبار هم کامنت می گذارم. و اگر کسی معرفی نکرده که به حرف من گوش کن تا مثلا تجربه ی جدید و هیجان انگیزی داشته باشی و بعد که کتاب را می خوانی بگویی عجب دختر با فهم و شعور و وقت شناسی است این غریبه !
100. مهرنوش در ۱۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۶
پست خیلی خوبی بود.کلی از کامنتها استفاده بردم.
من که آخر نتونستم تمومش کنم.
نمی دونم چرا خیلی ها ناطور دشت رو پیشنهاد کردن
من کافه پیانو رو پیشنهاد می کنم.نوسنده اش فرهاد جعفری بود اگه اشتباه نکنم.
الانم دارم سمفونی مردگان رو می خونم ۳۰-۴۰ صفحه اولش خیلی خوشم نیومد ولی تازه جالب شده فکر کنم ارزش یه بار خوندنو داشته باشه نویسنده اش هم عباس معروفی ه.
کاش می گفتین چه مدل رمانی می خونین؟!.اونوقت راحتتر می شد راهنمایی کرد.
کتاب دالان بهشت از نازی صفوی و همخونه از مریم ریاحی هم قشنگ بود ولی فکر نمی ک
کامنتت نصفه رسید … به هر حال راستش من همه جور رمانی میخونم!
101. مهرنوش در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۳
راستی یه جایی خوندم نوشته بود کتاب رو حتما در حالت عمودی بخونین نه افقی!
یه جای دیگه ام خوندم گفته بودم کتاب نخونین که خوابتون ببره کتاب بخونین که خوابتون بپره.
کتاب گوسفند نباشید هم باحاله.
102. مهرنوش در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۶
کامنت قبلم اومد؟!در مورد اینکه نخوابین موقع کتاب خوندن؟!
کتابهای آنتونی رابینز رو هم به شـــــــــــــــــــدت توصیه می کنم.
همون عمودی و افقی دیگه؟! آره اومد!
103. مهرنوش در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۷
کتاب های مرد نخستین و استاد عشق هم کتابهای جالبی اند برای عذاب وجدان گرفتن!
من که تا چند هفته افسردگی گرفتم بعد از خوندنش!
104. لیلا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۵
خب من می خواستم سمفونی مردگان عباس معروفی و یه کتاب دیگه که الان هر چی فکر می کنم اسمش یادم نمیاد(!!!!) رو معرفی کنم که خب دیدم دوستان زحمتشو کشیدن!
الان رفتم یه نگاه به کتابخونه م انداختم و اینا رو پیشنهاد می کنم:
۱- رگتایم – نویسنده: دکتروف- مترجم: نجف دریا بندری
۲-پاگرد- نویسنده: محمد حسن شهسواری (ازون جایی که خواننده ۴۰چراغی شاید اینو خونده باشی چون معصومه ناصری معرفی ش کرده بود قبلنا!!!)
۳- تنهایی پر هیاهو- نویسنده: آرابال
.
ببین انقلاب نرو- برو کریم خان- نشر چشمه یا ثالث… هم فروشنده هاش کمک می کنن.. هم اینکه پر فروش های هفته رو می زنن!
مم آها اون کتابه یادم اومد- دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد آنا گاوالدا!
یه آشنایی هست توی انقلاب که وقتی میخوام زیاد کتاب بخرم کلی تخفیف میده، واسه همین گفتم انقلاب!
105. مها در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۶
“به اندازهی اینکه بروی روی تخت دمر بخوابی و کتاب مورد علاقهات را ورق بزنی دلچسب نیست …”
آی گفتی…..منم مثل شما دلم برای اینکار تنگ شد!با اجازتون منم از از پیشنهادات دوستاتون استفاده میکنم!
106. مها در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۰
با اجازه لینکتون میکنم.اجازه هست؟!
خواهش میکنم …
107. هاD در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۹
هیچ زمان از کتاب خوندن لذت نبردم . نمیدونم چرا ! شاید از این به بعد بردم .
108. سمانه در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۳
کتاب میرا عالیه ۱۰۰ برابر حجمش مفهوم داره
109. نارسیس در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۹
سلام گلابی جان…آقا یه خواهش.آخر سر که لیست کتاب ها رو خوندی هر کدوم رو که خریدی به ما هم معرفی کن البته می دونم یه کم آدم راحت طلبیم ها…اما هر کار کردم نتونستم اسم همه کتاب هایی که دوستان نوشته بودنو بخونم…منم دلم لک زده واسه رمان قشنگ…
راستی به اون بخش تفریحات بچگیت و موضوع کتاب فروشی خیلی حسودیم شد…
110. آریانا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۴
یه کتاب خیلی خوب بینایی ژوزه ساراماگو ست اگه کوری رو خوندید و این کتاب را نخوندید حتما هر چه زودتر بخونیدش.
111. استاذنا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۴
سلام؛
از حضور شما در “استاذنا” و نظرات ارزشمندتان متشکریم.
اگر ما اهل عمل به دستورات خداوند باشیم و بعد از عمل سعی کنیم معارف دین را نشر بدهیم و دیگران را هم نجات بدهیم و کمک کنیم تا هدایت شوند و … به امام زمان (ع) کمک کردیم چون امام زمان انسانها را دوست دارد و هدایت آنها را می خواهد.
در ضمن شما می توانید هر روز در “استاذنا” صفحهی اول ۳۸ روزنامهی ایران را با زدن کلمه ی “END” بر روی صفحه کلید خود ببینید.
112. یه پسر جوون در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۰
همیشه به حال خودم متاسف بودم که زیاد کتاب نخوندم !
113. دختر حاجی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۲
فکر کنم جور من رو هم در بالا بردن سرانه ی کتابخوانی تو کشیدی ! ممنونم موسیو !
114. پریسا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۳
یه سری کتاب گروه سنی الف بگیر ۱۰۰ یاز هم ورقش بزنی خسته نمیشی
اتفاقاً همین یکی دو ساعت پیش داشتم برای برادرزادهم «جن پینهدوز» رو میخوندم!
115. طوطی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۲
اگه قول بدی که عصبانی نشی میگم “کافه پیانو” ای بابا خب من خوشم اومده و البته طوفان دیگری در راه است اثر سید مهدی شجاعی.
چرا باید عصبانی شم؟ چون نویسندهش فرهاد جعفریه؟ خب خیلیها هستند که خوب مینویسند اما عقیدهای بر خلاف من دارن، اشکالی نداره که!
116. میزان در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۷
کاری کردی که ما هم بی نصیب نموندیم و از این همه پیشنهاد فیض بردیم.احتمالا الانه که فیوضمون بپره
117. نقش ونگار در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۴
سلام گلابی . یعنی نیم ساعت برات نوشتم. پرید

حتما همان کتابها را که من نوشته ام دیگران دوباره برات می نویسندو
فقط جمله برجسته نوشته ام را تکرار می کنم
چرا؟……. چرا صد سال تنهایی را نمی خوانی؟
زهیر و یازده دقیقه از پالئو کولیو
خانه ادریسیها از غراله علیزاده
کتابهای حاج خانم تختی بقول شبگیر سور رئال قشنگی دارد. (منیرو روانی پور)
شاد وسبز باشی به مادام سالم برسان
آهان
این گلابی قبل از شما گلابی بوده از سال فک کنم اول دبیرستان. امروز رفته جلو آینه می گه شدم شبیه گوجه فرنگی!!!
118. مینو در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۱
وای چه فدر کتاب معرفی کردن. من هم باهات درمورد چلچراغ موافقم. در ضمن شما همیکآقایقوچانی باالقوه ای به فکر سردبیری باش.
119. گوجه سبز در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۰۸
واقعا چقدر ذهنمون تکنولوژاید! شده. منم اولش اون “فلش” هایی رو که گفتی تو متن دستنویس گذاشتی /flash/ خوندم!
کتاب های “عذاب وجدان” و “دفترچه ی ممنوع” از نویسنده ی ایتالیایی آلبا دسس پدس با ترجمه ی بهمن فرزانه را توصیه می کنم.
120. اتی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۲۷
زندگی در پیش رو رومن گاری ترجمه لیلی گلستان
121. میثم در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۰
خر نشی مردی که گورش را گم کرد رو بخری ها…! از مستور هم همون روی ماه خداوند را ببوس فقط ارزش خوندن داره. اما ها کردنو اگه نخوندی که نصف عمرت بر فناست موسیو..
122. هلندی سرگردان در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۲۷
من اگه جای شما باشم میرم الان سراغ کتاب های آلبرتا مورایا و ونه کورت و البته برایتگان.با وجود اینکه این دو تا آخری تو یه مقطعی خیلی مد! شده بود اما برای یه کتاب خون حرفه ای هم خوندنی هستند.وودی آلن هم یک کتاب داره به اسم “مرگ در نمی زند”.اریک امانوئل اشمیت رو هم دیدم پیشنهاد کردن بهتون!!همم و در آخر اگه واقعا هنوز کافه پیانو رو نخوندین پیشنهاد می کنم که به همراه بیوتن امیرخانی بخرینش!چون تنها کتاب های قابل توجه و پرفروش از نویسنده های معاصر! بودند.
123. احسان جوانمرد در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۳۲
مشترک وبلاگتان شده ایم و از طریق ایمیل می خوانیمتان.
سرتان شلوغ تر از آن است که برایتان کامنت بگذاریم و شلوغ ترش کنیم. (چی شد؟ خودم که نفهمیدم معنیشو ولی منظورمو رسوندم به نظرم)
چندباری ناپرهیزی کرده ایم البته و کامنت گذاشته ایم. آدم حسابیانه که بلد نیستیم کامنت بگذاریم. اهل روشنفکرانه کتاب خریدن هم نیستیم. رمان خوب هم تازگی ها کیمیا شده (برایاینکه ریا نشه لازمه بگم از بر و بچ شنیدم. خودم خبر ندارم) و تازه کیمیا هم که نشده باشد ما هم به درد بی درمان شما دچار شده ایم و لپ تاپمان جای کتاب را بدجوری گرفته.
چرا آمدم اینجا؟ آها…
تعریف نمی کنیم که لوس شوید ولی تازگی ها داریم پخته تر شدن نوشته هایتان را حس می کنیم به طرز بد. همچنین کاشف به عمل آورده ایم که به طرز خزنده و نامحسوسی دارید بزرگ می شوید. بزرگتر از سنتان. این هم اتفاق خوبیست و هم اتفاق خوبی نیست. (خسته شدم. بعدن میام و مفصل برات توضیح می دم)
دو شخصیته بودن ما را می بینید؟ توی پرانتز لحنمان پسرخاله منش ناک می شود و بیرون پرانتز یک تبختر ابلهانه ای توی جملاتمان هست که نشئه ی مان می کند.
خوشحالم که از قبیله خفاشانید مثل ما. یک ربع مانده به ۵ تازه سر شب ما لات هاست نه؟
124. pegah در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۲۸
salam
sorry baraie pinglish bodan
az eric emmanuel eshmit har chi tonesti bekhon chon toie jadidha khili ‘ khobe khososan ‘enjilhaie man va golhaie ghoran va aghaie ebrahim
az ghadimi ha ham nemidonam chera hich kas az 2 ta nevisandeh ali yani jean paul sartre va bertolet brecht chizi nagoft ke ehtemalan khodet khondi vali agar nakhondi shaitan va khodaie sartre ro az dast nade
125. مودی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۸
سلام
کلا کتابهای سیمون دوبوار پیشنهاد می کنم بخون پسرم برای آینده ات خوبه
126. بهار مهرگان در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۶
سلام . راستش کتاب که زیاده اما تو ماه گذشته من این چند تا کتاب رو خریدم و به تو هم توصیه میکنم …
پس از تاریکی : هاروکی موراکامی
جنگل نروژی : هاروکی موراکامی
خرده جنایتهای زن و شوهری : امانوئل اشمیت
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد : آنا گاوالدا
127. جودی ابوت در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۴
سلام
می دونم که خنده داره اما خوب کتابهای دخترونه ای رو که خوشم بیاد شاید دوبار بخونم.
مثلا یکی از داستانهای سیدنی شلدون که اون خانومه دزد قهاری میشه رو دوبار خوندم
و کتابی از زهرا اسدی که کاملا دخترونه است به نام راز نیاز رو بیش از دوبار خوندم(روم نمیشه تعداد بارش رو بگم)
و کتاب یازده دقیقه رو فقط ۶۰ صفحه ی اولش رو دانلود کردم که خیلی بی ناموسی بود و البته ترجیم میدم تا تموم شدن امتحانم به رمان فکر نکنم.
فعلا اول صبحی بیشتر یادم نمی یاد
128. شهرزاد در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۴
اینجور مواقع به وبلاگ من بیا حالت خوب میشه
کامنت خصوصی!!: ببین این پیام بالاییه فقط تبلیغ بود چون ازت خوشم میاد راستشو بهت گفتم
129. بانو در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۳
خنده در تاریکی
عطر سنبل بوی کاج
عاشق مترسک
130. ایرن در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۳
سیاهاب=جویس کرول اوتس
شاید=لیلیان هلمن
در انتظار بربرها=کوتری
بیابان=لوکلزیو
آفریقایی=لوکلزیو
مرد معلق=سال بلو
مثلا برادرم=اووه تیم
اپرای شناور=جان بارت
زن در ریگ روان=کوبو آبه
کافکا در ساحل=موراکامی
مرد در تاریکی=استر
خداحافظی طولانی=ریموند چندلر
زمانی یک اثر هنری بودم=اشمیت
زمان لرزه=ونه گات
قول=دورنمات
131. بانو در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۵
موسیو جان حالا نمیشه شما چند تا کتاب خوب معرفی کنی به ما ؟؟
من الان دارم ابله رو میخونم خیلی زیاده..خوندیش؟
یادت نره..نظرت واسم مهمه..مخصوصا الان که در دوران نقاهت عاطفی بسر میبرم.دلم ۳ یا چهارتا کتاب خوب و کاردرست میخواد..
ممنوننننننن.
قربون دست و پنجولت.
«ابله» داستایوفسکی؟ چند صفحهی اولش رو خوندم و ولش کردم!
چند تا کتاب خوب و کاردرست هم از بین این نظرات و کتابایی که خودم خوندم انتخاب میکنم … البته من یه ضعف بزرگ دارم و اونم اینکه کتابا رو جوری میخونم که بعد از یکی دو سال تمامش از ذهنم میره و توی معرفیشون نمیدونم چه ژانری داشته!
132. هویج در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۴
دریاچه شیشه ای رو خوندی؟ الان نویسنده اش یادم نمیاد. یه رمان دوجلدی بود که تو یه هفته مونده به امتحانات نهایی با ضرب تخت خواب و حموم و باقی زمانهای پرت خوندم! چقدر کیف کردم! توصیه میشود!
133. فرنوش در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۵
یه رمانی هست به اسم آداب بی قراری فکر کنم خوشت بیاد از یعقوب یاد علی
در فاصله دو نقطه هم خاطرات ایران درودی هست خوبه
جوان خام داستایوفسکی هم که محشره که حتما خوندیش
134. نازی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۸
سلام
من گنجشک نیستم
اجتمالا من گمشده ام
امیدوارم خوشت بیاد
135. سمیه در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۱
سلام
خیلی ممنون بابت این پست و نظراتی که بچه ها گذاشتن ! چون این روزا می خوام واسه فوق درس بخونم این کتابا خیلی به دردم می خوره..خیلیاشونو فراموش کرده بودم !
می دونی تو نظراتی که دیدم تو سه چیز وجه اشتراک داریم : نخوندن هری پاتر و آلرژی به پائولوکوئیلو و خریدن دائم طنز و کاریکاتور

ولی به نظر من هزار خورشید تابان قشنگ و قوی نبود
فکر میکنم کمرنگ شدنش به خاطر وجود «بادبادکباز» بود … از نظر من اگر این کتاب رو نویسندهی دیگهای مینوشت خیلی بیشتر در موردش بحث میشد!
136. علی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۴
خدای چیزهای کوچک: یه نویسنده زن هندی که اسمش یادم نیست اما اگه نخوندی حتما بخون.
سالهای سنگی و جشن بز نر: ماریو بارگاس یوسا
دنیای کوچک دن کامیلو
مرشد و مارگریتا رو که باید خونده باشی طبیعتا. اگه نخوندی از دستش نده.
گتسبی بزرگ : اسکات فیتزجرالد
بازمانده روز و منظره پریده رنگ تپه ها: کازئو ایشی گورو
اقا اگه اینا رو خونده بودی یا باز خواستی بگو. الان حافظه م بیش از این یاری نمی کنه!
137. آنی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۹
گلابی خان یه لطفی بکن و لیست کتابهای خوب رو به صورت یه پست جدید بگذار البته اگه خوندی و خوب بودن.
کتابهای سهم من و پدر آن دیگری از خانم پرینوش صنیعی
138. سالی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۲
کتاب”یازده دقیقه” پائلو کوئیلو رو پیشنهاد می کنم تا یکم هم از این حال و هوا بیای بیرون… البته اگه سبک نوشتنش رو می پسندی.
راسی اگه بعدا بتونی نظرات همه رو دسته بندی کنی خیلی عالی می شه و به ما هم معرفی کنی.
139. مهدیس در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۳
۱٫ من از حدود دو ماه پیش در مورد چلچراغ همین حسو داشتم… واسه همین دیگه نخریدمش تا همین هفته… رو کیوسک دیدمش و نتونستم طاقت بیارم که نخرمش
خیلی سخته مجله ای که چند ساله هر هفته داری می خونیش به این روز بیفته… لعنتی ترک کردنشم سخته… اسیریه
۲٫ عطر سنبل عطر کاج ( فیروزه جزایری دوما )
مترجم درد ها ( جومپا لاهیری )
هزار خورشید تابان ( خالد حسینی )
ناطور دشت ( جی دی سلینجر )
140. دریا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۸
سلام خوبی
دو کتاب بهت معرفی می کن البته شاید خونده باشی متاسفانه اسم نویسنده هاشونو یادم نیست ولی اگه خواستی برات پیدا میکنم :
۱- استخوانهای دوست داشتنی
۲- چراغها را من خاموش می کنم .
نیازی به اسم نویسندههاش نیست، جفتشون رو خوندم!
141. سحر در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۰
سلام
ما هم دن آرام و داشتیم و کتاب های دیگه ای مثل انگیزیساسیون ( دادگاه تفتیش عقاید ) چقدر وقتی می خوندمش دل آشوبه می گرفتم . ولی الان حوصله هیچ کتابی را به جز کتاب های بعضن درسی را ندارم .
شاید دارم پیر می شم .
موفق باشین
142. زهرا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۰
خاک غریب- جومپا لاهیری
143. گلهای کاغذی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۰
سلام
بهترین پیشنهاد اینه که کتاب شنگول و منگول و بخونی
شوخی کردم …
من تا حالا هزار بار رمان پنجره فهیمه رحیمی رو خوندم اگه نخوندی بخون
خوب فعلا
آها راستی یادم رفت بگم از کجا اومدم یه دوستی نقدتون کرده بود گفتم ببینم چه خبره خوشحال شدم
رمان فهیمه رحیمی؟ آخه دیگه سنی از من گذشته!
144. الی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۲
سلام موسیو اصلا فک نمیکردم همچین آدم با فرهنگی باشی

به هر حال فک میکنم کتاب خوندن مثل فیلم دیدن بستگی به سلیقه شخصی هر آدمی داره ممکنه اونیکه من میگم قشنگه تو بگی افتضاحه
به هر حال ترجیح میدم کتابی معرفی نکنم یه وقت فک نکنی کتاب خون نیستما اصلا
در ضمن شما که اینهمه کتاب خوندی میشه یه چندتایی از عالیش رو به بنده حقیر معرفی کنی برم بخونم
بنده هم مدت مدیدی افتادم تو مود مطالعه ناجور
یادت نره منتظر پیشنهاداتت هستم
در ضمن من سلیقه شما رو قبول دارم
حتماً … راستی به نظر میرسید که آدم بیفرهنگی باشم؟!
145. ژول در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۰
پستت خیلی نوستالژیک بود موسیو

“مسیح بازمصلوب” از اون کتابهایی بود که من توش حل شدم. شاید بخشی از این سردرگمی که بهش دچار شدم همین فقدان کتاب باشه.
146. مهرنوش در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۴
اون کامنتی که نوشته بودین نصفه اومده یه توصیه دوستانه بود:
می خواستم بگم بهتره خودتون برین کتابها رو زیر رو کنین و بعد انتخاب کنین.چون من یه بار همچین کاری کردم،به شدت پشیمون شدم چون سلیقه ها تو کتاب خوندن خیلی متفاوته و بعضی از کتابها باعث میشه ادم از کتاب خوندن زده بشه و تا مدت ها دلش نخواد هیچ کتابی بخونه!
من خودم یه کتابخونه نسبتا بزرگ تو خونه دارم ولی هر وقت کسی ازم نظر می خواد واقعا نمی دونم کدوم کتابو پیشنهاد کنم؛خیلی از کتابهایی که به نظرم خیلی قشنگ بوده از نظر خیلی ها مزخرف بوده و بر عکس!
دالان بهشت و همخونه از اون رمانهای جدید ایرانی ای بود که ندیدم تا حالا کسی از خوندنش پشیمون شده باشه.
منم از خوندنشون پشیمون نشدم، به خصوص «دالان بهشت»!
147. مهرنوش در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۶
یه چیز دیگه،موقع خرید کتاب به تعداد چاپشون دقت کنین حتما”.خیلی کمک می کنه.
معمولا کتابهایی که تو دو سه سال ۱۰-۱۵ بار چاپ می شن قشنگتر در میان.
148. مریم-آوای زندگی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۴
اینها رو اگه نخوندی بخون برادر: دختری با گوشواره مروارید، بادبادک باز، عشق سالهای وبا
149. یاس در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۹
مثل همیشه قشنگ بود.
150. سال صفری در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۵
ببخشید من کامنت ها رو نتونستم بخونم که ببینم کتاب هایی که میخوام بگم بهشون اشاره شده یا نه . در نتیجه معذرت اگه تکراریه
مرگ بازی ” پدرام رضایی زاده “
استخوان خوک و دست های جذامی ” مصطفی مستوری “
151. دختر بندری در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۸
یه جورایی دلم برات سوخت هزاران کتاب بهت معرفی شد . امیدوارم گیچ نشده باشی. حالا چکار می کنی؟ کدوم رمان رو برای خوندن انتخاب کردی؟
تعداد زیادیش رو که خوندم … در مورد بقیه هم اول مشترکاش رو جدا میکنم، بعد کمکم میخونمشون دیگه!
152. تینا میرمحسنی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۳
سلام.چقدر فرهنگی بود این پست.آقا بیگانه ای با من است خیلی قشنگه.استخوان های دوست داشتنی هم که محشره.البته سلیقه خیلی تاثیر داره ها ولی این رمان ها رو عموما می پسندن.راستی من یکی از کتابای هری پاتر رو خوندم.سبک نوشتنش خیلی جذاب بود.واقعاً آدم رو تو موقعیت قرار می ده.به داستانش کاری ندارم ولی سبکش واقعاً قشنگه.
153. خانم در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۵
چشمتون بی بلا




154. a در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۱
اگه تونستی گیر بیاری «چنین کنند بزرگان» نجف دریابندری ، ازاخلاق الاشراف عبید هم غافل نشو که این روزها وصف حال است و می توانی نسخه امروزینش را بنویسی !
155. اٍلی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۱
من هر شب بی خوابی میزنه به سرم شب جمعه و شنبه هم نداره!!! خیلی وقتم هستش که کتای جدیدی نخوندم یعنی بعد از دبیرستان ولی دوران دبیرستان رمان خوان قهاری بودم(مخصوصا” از نوع عشقولانه اقتضای سنم بود دیگه!) اما الان تنها سرگرمیمم شده نت همین!
واقعا” وقتی گفتین دمر روی تخت بخوابی و کتاب بخونی خیلی دلم کتاب خواست باید برم چندتایی کتاب بگیرم.
156. زارامینو در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۸
راستش یه مدته که همه با کتاب قهر کردن یا شاید من اینطوری فکر میکنم. ولی چند تا کتاب هست که واقعا کتاب هستن.
۱- نوشته های آرش حجازی.
۲- زهیر پائولو.
۳- طاعون آلبر کامو
۴- کوری ساراماگو ( البته اگه بتونی فیلمش رو ببینی خیلی عالیه. محشره)
البته اینا همه قدیمین. همنام خیلی جدیده برام جالب بود که انتخابش کردی.
راستی بادبادک باز و خاکستر آنجلا هم خیلی خوبن. راستش میدونم اینا کتابایی هستن که اغلب خوندی ولی اگه نخوندی با توجه به نوشته هات به روحیاتت میخوره.
همین آرش حجازی خودمون رو میگی؟!
157. هایدی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۵
رمان ” به خاطر یک فیلم بلند لعنتی ” نویسنده داریوش مهرجویی..گیرا و روون و پرکششه
158. زهرا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۵
“شاهدخت سرزمین ابدیت” را پیشنهاد میکنم.نویسنده “آرش حجازی”
159. رضا 206 در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۳
راستی گفتید چلچراغ! آقای نیستانی هم در اون مجله قلم میزنند..از ایشون هم حالتون بهم می خوره مگه؟ خوب می نویسند که
چرا حرف توی دهن من میذارین؟ کِی گفتم که حالم از نویسندههای چلچراغ به هم میخوره؟
160. رضا 206 در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۶
میگم شما این همه کتاب رو کی وقت کردید که بخونید؟بابا ایول…دست ما رو هم بگیرید!
161. ماندا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۵
یک عاشقانه ی آرام رو خوندی ؟
میدونی یکی از بزرگترین آرزوهای من چیه ؟ اینه که زمانی بیاد که حس کنم وقتم الان مال خودمه و برای صرف کردنش بمونم که چکار کنم!
آره، هرچند کلاً با نوشتههای نادر ابراهیمی نمیتونم ارتباط برقرار کنم!
162. حنا دختری در مزرعه در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۹
به به موسیو گلابی چه پست با فرهنگانه ای نهاده اند…
163. روژان در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۰
سلام
-اخرین کتابی که من خوانده ام “سه شنبه ها با موری” بود نوشته میچ البوم که ارزش بارها خواندن را دارد.
کتاب “جهان هو لوگرافیک” ترجمه مهرجویی هم فوق العاده برام جالب و جدید بود.
شاد باشید.
این «جهان هولوگرافیک» اولین کتابیه که باید بخرمش از لیست پیشنهادات، چون هر کی معرفیش کرده یه جور خاصی ازش تعریف و تمجید کرده!
«سهشنبهها با موری» رو هم خوندم … به بقیه هم توصیه میکنم بخونن.
164. ساعت شنی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۹
165. HamiX در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۰
با سلام
خیلی از دوستان “بادبادک باز” رو پیشنهاد دادن. من هم خیلی دوستش دارم. ولی مطمئنم خوندیش
166. غزل خونه در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۴
سلام
تعریف این پستتون رو در وبلاگهای مختلف زیاد شنیدیم، گفتیم بیایم بخونیم و سلام و عرض ادبی بکنیم و بریم…
167. بهار (سلام تنهایی) در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۷
چه کتابخونه ایی شده اینجا کیف کردم از خوندن اینهمه کتاب همون جور که تو کتاب خونه میرم تمامه عقل و هوش از سرم میژره و اصلا ساعت رو گم میکنم الان هم که دارم این کامنتها رو میخونم برای اولین بار خسته نشدم از خوندن اینهمه کامنت ….
در کل فهمیدم سلیقه ات تو کتاب خوندن بهم نزدیکه ..
سه شنبه ها با موری رو من تو سفر اخیرم خوندم تو هواپیما که چند ساعتی بودم و اصلا نفهمیدم که چرا تو همون چند ساعت یکدفعه تموم شد خوشم اومد …
“جهان هولوگرافیک ” معرکه ست از اون کتابایی که تو ذهنت نقش میبینده …
168. الی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۹
اختیار دارید هرکی بگه شما بی فرهنگی الهی الهی ……
من هی موقع همچین جسارتی نمیکنم فقط بهت نمیومد وقت بزاری واسه خوندن کتاب
اما از حالا به بعد بهت میاد خیالت راحت
169. بابالنگ دارز پنج فوتی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۹
راستی موسیو اون کتاب سینوهه پر بود از نوشته های بی ناموسی نکنه کتابشو از کتابفروشیهای مجاز خریدی
راستی کتاب ارابه ی خدایان رو هم خوندی
ولی عجب کتابایی اینچا پیشنهاد شده بالاخره تو هم یه کار مفید کردی هاااااااا!!!
170. آزاده فیروز در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۵
یه پیشنهاد


واسه گلابی های آبدار
دنبال اسم کتاب نباشین
برین تو کتابفروشی – مخصوصا کتابفروشی هایی شهرداری – اسمشون چیه
آها شهر کتاب
بعدش کتابای خوبی به چشمتون می آد که خیلی هاشونم از این جدید مدید ها و روشنفکردوستاست
فقط جیبت رو پر پول کن پسر
کتابی ۷ تومن میانگین
حالا ببین چند مرده حلاجی گلابی
171. آنارام در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۶
ای بابا






از کی میپرسی
من که رسما از دو سال پیش فاتحه کتاب خونی رو بستم و فقط هی رمان خریدم گذاشتم تویه کتابخونه ام که بعد از کنکور بخونم که تابستونه کنکورم هم انقدر قاطی پاطی گذشت ریختشونو هم ندیدم
ولی چند تا کتاب معرفی میکنم . نمیدونم خوندی یا نه
ترجمه هایه جواد سید اشرف
مثه :
حشاشین
سلطانه
دختره مغول
مفتش و راهبه
شیطان در کشتی
حکیم
گورستان اهل فرنگ و …
خداییش مترجم فوق العاده ایه . سلیقه اش هم حرف نداره . من ندیده ام کسی کتاباشو بخونه و لذت نبره . کتاب که تموم میشه خودت بابته خوندن این کتاب به خودت آفرین میگی و دعا میکنی بجونه نویسنده و مترجم
اگه هم خواستی واسه امتحان یکی رو بخونی توصیه میکنم با حشاشین شروع کنی
آنارام باشی
172. مرجان در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۸
من آخرین کتابی که خوندم ۱۰ جلدی ۳ تفنگدار بود اگه خواستی بخون
و ممنون که همچین پستی گذاشتی دارم اسم کتابایی که نخوندمو یادداشت میکنم در یه فرصت مناسب که درس نداشتم بخونم
173. هرا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۶
سلام. کتاب که زیاده اما من کلا نوشته های مسعود بهنود، احمد محمود، اسماعیل فصیح، نادر ابراهیمی و بزرگ علوی رو بهت پیشنهاد میکنم. می دونم بیشترشون رو خوندی. می دونم الان غر میزنی میگی کتابهای قدیمی رو خوندم، اما اگه حتی یکی از هرکدوم رو هم نخوندی برو بخون.
در جواب یک کامنت دیدم نوشتی کلیدر رو حوصله نکردی بخونی. من دارم برای دومین بار کلیدر رو میخونم. الان وسطهای جلد ششم هستم. بهت دوستانه اصرار می کنم که بخونش. حیفه. می دونم توصیف زیاد داره اما حتی اگه شده توصیفات و تفسیرهای زیادش رو جا بندازی، کل رمان رو بخون، چون از هر نظر شاهکاره. یک جلد که بخونی؛ با شخصیتها که آشنا بشی، باهاشون زندگی میکنی و میمیری. اگه خواستی من بهت فرض می دم نمی خواد بخری.
راستی همنوایی شبانه ارکتسر چوبها رو هم یکی بهت پیشنهاد داده بود. پیشنهادش رو جدی بگیر. واقعاً کتاب قشنگیه.
یکی نه، چند نفر پیشنهاد کرده بودند … اتفاقاً من هم خوندمش و به دوستان دیگه توصیه میکنم!
174. بابالنگ دارز پنج فوتی در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۴
راستی از کجا آمار فید خود پرشین رو داری چون منم دوست دارم آمار فید کسایی رو که به طور مستقیم آدرس وبلاگ رو وارد کردند داشته باشم و رسواشون کنم
خیلی راحت از بخش Browse for stuff گوگلریدر میتونی ببینی!
175. جودی ابوت در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۱
موسیو شکایت نامه اثر جودی ابوت رو هم باید بخونید
اصلا هیچوقت کامنت های من جواب ندارند تا خودم نگم
تازشم یه کتاب یادم رفت معرفی کنم باید بخونید خیلی جالبه
(((((بابالنگ دراز اثر جین وبستر با بازیگری بانو جودی ابوت)))))
ارادتمندیم اصولا

آخه سؤال نمیپرسی که!
176. 1900 در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۵
”
“
!)
آخه برادر من نه تو رو خدا یه نیگا بنداز !! خوب نیگا کن … (الان میگم به چی؟)
الانی که من اومدم اینجا یه چیزی حدود ۱۷۳ تا نظر هست یعنی فعلن که حالا شاید بیشتر هم شد !! گیرم که هر کدومشون ۳تا کتاب معرفی کنن که قطعا از این عدد متجاوز میشن (!) ۱۷۳ × ۳ = با یه حساب سر انگشتی یه چیزی در حدود ۵۰۰ خورده ای کتاب معرفی شد آخه یکی نیست بگه گلابی جان تو باید زندگی تو بفروشی برای این همه کتاب … یا نه باید عمری تو انقلاب کار کنی تا پولاشونو بدی !! البت میدونم نمیخوای همش بخری ولی باز هم با این کار امیدوارم کتاب مورد نظرتو پیدا کنی ..
در ضمن هیچ کس به غیر خودت نمیتون کتاب بخره چون خودت روحیاتتو میدونی ولی ما فقط با روحیه خیالیت سر و کار داریم پس بهترین فرد برای انتخاب کتاب خودتی !۱
(! البته یکی دیگه هست مثله جی افی یا همچین چیزی .. خوب چیه گفتم شاید هم جنس باز باشی .. هیچم بد نیست
فعلن …
بعد اونوقت کتاب مشترکی بین اینا وجود نداره یعنی؟! خب اول میرم سراغ پیشنهاداتی که چند بار تکرار شده دیگه!
177. هستی شمال در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۴۳
معلومه کتابهای درستی میخوندی با این اوصاف باید اطلاعات عمومیت خیلی بالا باشه
من بهترین کتاب رمانی که خوندم
همخونه
دالان بهشت
178. سیما در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۴
چراغها را من خاموش میکنم نوشته زویا پیرزاد
هر صفحه ان درسی است از تی ای
179. گل ونوشه در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۳
منم مثل شما بودم ….همیشه قبل از تحت هر شرایطی خواب باید کتاب می خوندم….بانور چراغ مطالعه…حتی موقع امتحانت ترم هم حتما باید یکی دو ساعت کتاب می خوندم
کتابای پیشنهادی من هم:
دنیای سوفی(داستان فلسفی جالبیه خودم چند سال پیش خوندمش)
جنگ با مارمولک ها ( اثر کار چابک… طنزه وجالب)
بیگانه (خب از نویسندش خوششتون نمیاد ولی کتابیه که من دوسش دارم ولی خب یه خورده پوچ گرایی شاید هم واقع گرایی داره)
خاک خوب( پرل پارک)
180. happy در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۱۷
گلابی جان با اینکه به شدت خزعبل(شایدم خذعبل) نوشتی ولی نمیدونم چرا نوشته هاتو دوست دارم!
بعدشم نمی دونم حادثه ای در لیوونی ژول ورنو خوندی با نه ؟ من که هشت سال پیش خوندمش. فوق العاده درگیر صحنه هاش شدم.
181. مرحومه مغفوره در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۴
موسیو جان
یادم رفت بگم: همسایه ها- احمد محمود رو اگه نخوندی در اسرع وقت بوخون!
جواب ندی آرزو میکنم فصل گلابی بگذره و قحطیت بیاد!
خوندم، مرسی!
182. noori در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۰
بهتره نویسنده خوب پیدا کنی و آثارش را بخوانی مثل: ناباکوف, منیرو روانی پور, گلشیری, عباس معروفی, ابوتراب خسروی, مسعود بهنود و خیلی های دیگر. خارجیهای معروف را هم که میشناسی از جمله سلینجر و کافکا و غیره. سال بلوای عباس معروفی محشره!
183. سارا در ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۸
تبریز مه آلود ( محمدسعید اردوبادی، رحیم رئیس نیا (مترجم) )
ظاهرا ترجمه دیگه ای هم داره من با این مترجم خوتدم
این آخرین کتابی بوده که که دو ماه پیش خوندم
موضوع درمورد دوران مشروطه هست
با حس و حال این ماههای اخیر برای من جور بود و فوق العاده کمکم کرد
پیشنهاد میکنم بهت
___
در مورد توپ شبانه دوستی که پیشنهاد دادند : من خیلی نپسندیدم بنظرم فقط خوب بود همین
184. اِلی در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۹
چقد تازگیها بلاگرا از خواننده هاشون می خوان کتاب بهشون معرفی کنن!! این چندمین پسته که می بینم درخواست معرفی کتاب داشته.
از اونجایی که غیر از من بقیه ی اعضای خانواده هم خواننده ی پر و پا قرصند، احتمالا اونا بهت کتابایی معرفی می کنن. در غیر این صورت خودم میام بهت می گم چه کتابایی تو خونه ی ما پیدا می شه که جون می ده واسه دمر خوابیدن روی تخت و خوندن…
والا من کلی حرف زدم تو پستم، یه جمله هم گفتم اگه کسی دلش میخواد کتاب معرفی کنه! اما کلاً از نظر روانی جملهی اول و آخر پست روی مخاطب تأثیر بیشتری میذاره …
185. یه پسر جوون در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۰
معجزه ی هزاره ی سوم رو خوندی ؟ اگه نخوندی حتما برو سراغش
186. بهناز در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۱
سلام علیکم. شب شما به خیر. آقا من این وبلاگ ِ شما رو خیلی وقته می خونما، هی هم می خونما، تازه رفتم اون یکی قبلی رو هم خوندم مستفیض شدم برا خودم ها… اینا همه ش در سکوت بود! ولی یهو همین چند دقیقه قبل دیدم چقد دلم واسه اینجا تنگ شد ناگهان. دلم خواست یه چیز تازه نوشته باشین بیام بخونم… درسته مطلب ِ جدیدی نبود ولی گفتم حالا که اومدم هم سلام کنم هم اسم ِ چهارتا کتاب بگم لااقل یک حرکت مثبتی هم کرده باشم.
موسیو گلابی خان! من مطمئنم از خوندن ِ کتابای ِ رضا قاسمی -چاه ِ بابل، وردی که بره ها می خوانند، هم نوایی ِ ارکستر شبانه ی چوب ها- و عباس معروفی -سمفونی مردگان، سال ِ بلوا- (اگه نخونده باشین) ضرر نمی کنین. نمایشنامه های جناب بهرام بیضایی حتماً حال ِ مبسوطی به شما می ده، “خداحافظ گری کوپر” ِ رومن گاری هم حتماً راضی تون می کنه، نمایشنامه های “داستان خرس های پاندا” و “پیکر زن همچون میدان نبرد” ِ ویسنی یک هم خیلی خوبن، دیگه… “اسفار ِ کاتبان” ِ ابوتراب خسروی عالیه! “سلینجر” و “براتیگان” و “مدرس صادقی” هم که خوبن دیگه…
امیدوارم این اسامی به دردتون بخوره. موفق باشین.
حتماً به درد میخوره، ممنون!
187. شهرزاد در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۱
رمان سرچشمه نویسنده راند که من خیلی خوشم اومد .
اگر هم می خوای یک رمان سر گرم کننده بخونی اجاق سرد انجلا نویسنده فرانک مک کورت ، حکایت کودکی نویسنده هستش
این دو تا اخرین کتابهایی هستش که خوندم.
188. عالیه در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۲
این به نظر من خوب بود
مورچه آرژانتینی( ایتالو کالوینو) اگه خوندیش بگو بازم یه کتاب خوب دیگه بهت معرفی کنم..معنی نداره چند تا چند تا!!!!!! آفرین!
189. روشنک در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۲
نه، تاکسی نوشت ۲ جلدی نیست. اینم یه کتاب دیگهاس از غیاثی با عنوان “تاکسی نوشت دیگر”.
آره موافقم. منم لذت بردم از خوندنش. نوشتههای غیاثی رو هم مثل تاکسی نوشتهاش دوست دارم
190. گل ونوشه در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۵
کتاب های دیگه هم:
بادبادک باز(خالد حسینی)
داستان یک شهر(احمد محمود)
بالتازار وبلموندا(ژوزه ساراماگو)
از طرف او
عقاید انیشتین
191. احمد شریفی در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۶
کتاب متاب رو بی خیال!
به این وبلاگ سر بزن:
آموزش کفتربازی توسط بابک ارباب خسروی!
http://www.babak-arbabkhosro.blogfa.com/
خوراک خودته!
192. راحیل در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۷
قبول دارم چلچراغ زیاد بالا و پایین شده و الان هم چندان بالا نیست! جای بزرگمهر شرف الدین هم بدجوری خالیه!! کاملاَ نبودش محسوسه!! ولی با همه ی اینا هنوز تنها نشریه تو کل ایرانه که ارزش خوندن داره!!
انقدر کتاب همنام رو دوست دارم که یه ۱۰ باری از سر تا ته ( و بالعکس!) خوندم!!
کتابایی که من پیشنهاد می کنم:
مون پالاس: پل آستر
نگران نباش: مهسا محب علی
راز فال ورق: یوستین گوردر
چون کتابخونه م جلوی چشمم نیست در حال حاضر چیز دیگه ای یادم نمیاد!!
193. شهرزاد در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۸
رمان ژان دو فلورت و دختر چشمه قشنگه. ترجمه روان و خوبی داره موضوعش هم اجتماعیه که کمی مایه های عشقی و طنز هم چاشنیشه.
نوشته ی مارسل پانیول ترجمه سروش حبیبی
194. فروغ در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۲
زندگی کوتاه است
و
زندگی در پیش رو
و
از عشق و دیگر اهریمنان
و
فساد در کازابلانکا
195. سرگیجه در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۵
من لو را دوست داشتم :انا گاوالدا
یک روز قشنگ بارانی :اریک امانویل اشمیت(کلن همه متابای این نویسنده)
دختری با گوشواره مروارید
سه شنبه ها با موری-
دفترچه خاطرات
پرنده اسرار امیز
سری کتابای نیکولا کوچولو و رامونا
پنه لوپه به جنگ می رود: اوریانا فالاچی
جنس صعیف: اوریانا فالاچی
کل کتابای گوردر و کریستین بوبن مخصون حضور ناب بوبن
عادت می کنیم پیرزاد
خاطرات گیشا
….
دیگه فعلن حضور دهن ندارم
196. روتین های مجهول جان در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۸
به به عجب وبلاگ خوبی به پستمون خورد.داری منو؟میام بازم.لینکیدمت
197. من در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۵
سلام .وبلاگت هی بدک نیست!
خوب کتاب بیشنهادی من: “مانولیتو ” از “الویرا لیندو” در فرع این کتاب مال کودکان و نوجوانانه ولی در اصل مال من و شما ست.
اگه تونستی یه صفحه ازش رو بخونی و دیگه نخونی یه سرم بزن به ما و هرچی خواستی بگو…
یه مجموعه کتابه از نمایشگاه کتاب خریدم. بری انقلاب داره.بای
198. مریم در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۸
«داستان یک شهر» از احمد محمود- «خاک سوخته» از احمد محمود- «همسایه ها» از احمد محمود (این آخری ممنوعه و سخت گیر میاد ولی واقعن ارزش گشتن رو داره، تازه بی ناموسی هم هست
)
«زندگی سگی» از ماریو بارگاس یوسا- درخت زیبای من (که احتمالن خوندیش)
مثل آب برای شکلات (اسم نویسنده یادم نمیاد٫ یه خانم مکزیکیه)
و یک کتاب بسیار فان و جالب «بوی سنبل، عطر کاج» از فیروزه جزایری دوما
199. خانم هویج در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۰
سلام موسیو
با نظرت در مورد چهلچراغ کاملا موافقم.من کسی بودم که از شماره ی ۱۳ این مجله رو میخریدم و تمام و کمال میجویدمش. اما الان یکی ۲ ماهیه دیگه دست و دلم به خوندنش نمیره.
در مورد مسیح باز مصلوب و همنام هم کاملا موافقم.
پیشنهاد منم ایناس: عشق بدون شین و قاف و نقطه از مسطفی مستور
عادت میکنیم از زویا پیرزاد
سمفونی مردگان از عباس معروفی
ماهی ها در شب میخوابند از سودابه اشرفی
شازده احتجاب از هوشنگ گلشیری
کارت پستال از روح انگیز شریفیان
نگران نباش از محسا محب علی
200. علی مساوات در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۹
سلام داداش
چطوری؟
خیلی عالی بود
آره چلچراغ دیگه اون چلچراغ قدیم نیست قبول دارم یعنی نمی تونه باشه
همنام هم خیلی عالی بود
۳ تا کتاب بهت میگم بگیر نه نگو خداااااان
۱٫بیابان از ژان ماری گوستاو لوکلزیو که نوبل ادبیات ۲۰۰۸ رو گرفت
۲٫خاطرات پس از مرگ براس کوباس از ماشا دو د آسیس جزو صد رمان برتر تاریخ به انتخاب خیلی ها
۳٫ مترجم دردها از جومپا لاهیری برنده جایزه پولیتزر
پیش ما هم بیااا

201. سنگدون در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۳
لینکت میکنم موسیو امیدوارم راضی باشی
202. سمیه در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۵
میدونم کامنتم بی ربطه ولی این رو ببین جالبه
http://links.p30download.com/archives/15616.php

203. بت در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۳
شب است و فیلم و کتاب و لذت شب زنده داری. حتی اون مواقع که آدم وحشتناک احساس خسته گی میکنه اما خوابش نمی بره و فکرها اجازه نمیدن, البته به شرطی که قرار نباشه ساعت ۴ صبح بیدار بشی که ۶ برسی به سرویس.
من این کامنت دونی رو به عنوان مرجع رمان استفاده خواهم کرد و در موقع لزوم خواهم خواند.
کتاب های اروین یالوم پیشنهاد می شود. من که خیلی خوشم اومد. البته شاید خوانده باشی.
204. هانیه!! در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۲
سلام.
من اومدم که بگم …
که بگم….
دیگه نمی خوام خواننده ی خاموش باشممممممممممممممم
آخیش
205. مهشید در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۲
همه رو با هم می خونی ؟
به نظرت میشه چنین کاری کرد اصلاً؟!
206. سارا (صدگل) در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۵
اولین کامنتم را برایت می گذارم گلابی جان. اسم چلچراغ را آوردی گفتم بگویم که مدتهاست بد شده. شاید به همان دلیل ها که گفتی .
.
ببین. گلابی دیوونه میشه چه جوری میشه یعنی؟
207. دوره 13 در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۶
salam
bebakhshid vali man azatoon rahnemaaii mikham, avval az moosio qolabi va bad az hamatoon.!
ye nafar hast ke 33 sale rafte faranse(ye jooraaii messe madare mane) man mikhastam besh chantaa ketab beferestam , ketaabaaii ke nevisandash HATMAN IRANI bashan, ketaabaaii ke sargarmesh kone o az oon zendegie mashini biaratesh biroon… mamnoon misham chantaa ketaab moarrefi konin, qadim ya jadid boodanesham assan mohem nis
omidvaaram ke javabe in comment ro bedin :)
خب بچهها این همه کتاب معرفی کردن دیگه! من خودمم اون وسطاش یه چیزایی که به نظرم واسه عموم کتابخونا میتونه جالب باشه، اشاره کردم!
208. پرهام در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۹
سلام

بعد از خوندن انتقادی که از شما و آنی و اسپایدرمرد خوندم، برای اولین بار تصمیم گرفتم از “خواننده ی خالی” بودم در بیارم.
نمی دونم شاید هم برای اون پست مصاحبه با وبلاگ نویس ها هم نظری گذاشته باشم.
“پپری” که پر شر و شوره!!!
ولی جدای این چیزهایی که نوشتید نبود، کسانی هم بودند و نبودند!!
خب خدا رو شکر این ۴ سال نوع کتش رو عوض کرده…
چقدر زود یک شهردار، رئیس شد و یک رئیس، دشمن!!
209. مهرنوش در ۱۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۷
سلام
“یازده دقیقه” پائولو کوئلیو هم گزینه خوبیه واسه خوندن
این سایت هم مکان جالبیه در مورد بحث وگفت و گو در مورد کتاب
http://www.goodreads.com
واسه مجله هم من “همشهری جوان” رو پیشنهاد می کنم که بخونی
210. خواننده’ یادداشت های یک گلابی در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۶
۱- من او را دوست داشتم ( آنا گاوالدا) نشر قطره
۲- بازی عروس و داماد (بلقیس سلیمانی) نشر چشمه
۳-کاناپه’ قرمز (میشل لبر ) نشر چشمه
۴- ناتور دشت (سالینجر )
۵- عقاید یک دلقک (هاینریش بل) نشر چشمه
و البته باد بادک باز خالد حسینی
البته معرفی و توصیه کتاب به این طریق چندان ساده نیست چون سلیقه ها بسیار متفاوته.
به هر صورت امیدوارم تا حدودی منطبق بر سلیقه تان باشد.
موفق باشید
211. اسما در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۶
ده دفعه اومدم اسم چند تا کتابو براتون بگم نشده…..۹ دفعه اش وقت نداشتم و فقط یه سر به نت زدم و رفتم.یه دفعه اش هم یهو چیزایی که تایپ کرده بودم پرید
حالا هم دیر وقته.برم بخوابم.انشاالله فردا خدمت میرسم.
212. (وبلاگ آبی تیره) در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۰
«آبی تیره» فقط یک رنگ نیست.
213. سمیرا در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۴۸
سلام یک سری به یخش معرفی کتاب وبلاگم بزن شاید به دردت خورد
214. حامد در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۳۱
اومدم بنویسم دیدم اینهمه کامنت کی حال داره بخونه اما تو به من سر بزن
سر جمع ۱۰ تا کامنت دارم از ۱۰ تا یار صمیمی و همراه- دوست داری بیا تو جمع ما – اینجا خیلی شلوغه
وای اقا من گم شدم اطلاعات کدوم طرفه
نمی دونم باور میکنی یا نه؟ اما هیچ وقت نمیخوام وبلاگم اینجوری باشه-
یک بازدید کننده که حرف آدم و بفهمه بهتر از اینهمه آدم هست که اکثرا کامنت های خزو خیلی گذاشتن – ایی
کامنتهای به قول شما خز و خیل وبلاگم خیلی کمه اتفاقاً، البته اگه کامنتهای شما اجازه بده!
215. نگین در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۴
بادبادک باز: خالدحسینی
کافه پیانو(اگر به نویسنده اش فکر نکنی کتاب خوبیست )
استخوان های دوست داشتنی
216. ماه مهربون در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۷
سلام !
اینجا توی سرزمینی که من زندگی می کنم کتاب بیشتر به مثابه ابزاری است که برای شکنجه انسان ها استفاده می شود اما با این همه گاهی ما نیز چون همه انسان های دیگر به شکنجه خود می پردازیم و کتابی می خوانیم از جمله کتاب هایی که این اواخر خوندم کتاب بادبادک باز بود.
برای شما که کتاب خوانی راهی یا ابزاری است برای پیشرفت کتاب بادبادک باز رو معرفی می کنم. نمی دونم نظرت در مورد افغانستان و افغانی ها چیه ولی مطمئن باش که خوندن این کتاب یه دیدگاه جدید رو در مورد افغانستان و افغانی ها برات به وجود می آره.
فرصت کردی بخون.
217. لبخند در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۲
موسیو گلابی سلام
واقعاَ ممنون بخاطر پست خوبت
چون باعث شد کلی همه کتابای خوبی رو که خوندن معرفی کنن
بازم ممنون
218. آنته در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۶
سلام. من مدتی هست که اینجا رو می خونم. ولی بار اوله که کامنت می زارم. زیاد نمی شناسمتون و سلیقه تون رو تو انتخاب کتاب نمی دونم. ولی اینها دو رمانی هستند که خیلی دوستشون دارم:
۱- شرق بهشت/ جان اشتاین بک
۲- پرنده ی خارزار/ کالین مک کالو
پیشنهاد می کنم بخونیدشون اگه تا حالا نخوندین البته.
219. عسل بانو در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۲
چه جالب منم موقع مدارس وقتی میخوام کتب غیر درسی بخونم میزارمشو لای کتب درسی هیچ کس متوجه نمیشه وفکر میکنن دارم درس میخونم
پس کی کتابهایی که انتخاب کردید رو معرفی میکنید؟
کتابهایی که من میخونم رو شاید شما نپسندید ولی غزال خییلیی قشنگه
گندم.پریچهر.رکسانا.هفت اسمان عشق.بامداد خمار.دالان بهشت.دایره قسمت
اینا بهترین رمانایی بود که خوندم وهمچنین می پرست که خیلی ازنظر من عالیه و ۲جلده فک کنم.مرد تکثیر شده هم برنده جایزه ی نوبل ادبی شده ولی موضوش جالب نیست اصلا
220. عسل بانو در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۴
چه جالب منم وقتی میخوام کتب غیر درسی رو بخونم میزارمشون لای کتب درسی کسی هم متوجه نمیشه و همه فکر میکنن دارم درس میخونم
رمان هایی که من میخونم را شاید شما نپسندید
ولی غزل خیلی خیلی نایسه
دایره قسمت.گندم.پریچهر.رکسانا.بامداد خمار.دالان بهشت.هفت اسمان عشق.مرا درک کن.الهه ی شرقی ومی پرست اینا کتابهایی بودن که وقتی میخودنم فقط اشک میریختم
شاید مسخره باشه ولی دست خودم نبود خودم رو جای نقش های اول میذاشتمو پا به پاشو غصه میخوردم ومیخندیدم
راستی کی دیگه کتابهای منتخب رو معرفی میکنید
221. عسل بانو در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۳
پس چرا هر چی مینویسم ثبت نمیشه
ثبت شده، ممنون! قرار هم نیست من کتابها رو دستهبندی و معرفی کنم … فقط قراره یه سریشون رو خودم بخونم، همین!
222. روزگار الی در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۴
ااا به کتابمعرفی کنه الکترونیکی خوش آمدم
223. کتایون در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۷
خب من دیر رسیدم……
من شدیدا ” مرشد و مارگریتا ” رو توصیه می کنم.
” فرهنگ بر و بچه های ترون” داستانی نیست ولی خیلی جالبه همین طور ” کهنه های همیشه نو” هر دو نوشته ی مرتضی احمدی هست.
من به توصیه ی دوست بسیار کتابخوانی ” سیدارتا ” ی هرمان هسه رو هم خریدم ولی هنوز نخوندم.
224. می نا در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۰
این چور نوشتن رو دوست دارم
وقتی یه نفر تقریبا هر چی تو دلشه میاره وسط !!!!
در مورد کتاب !
معبد سکوت
بردتامس اسپالدینگ، فریده مهدوی دامغانی
البته اگه نخونده باشی

225. Maryam در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۳
http://ahejazi.persianblog.ir/
to yeki az comment ha dar morede Arash Hejazi va in ke ketabi dare porside boodin..albatte age doros motavaje shode basham
in address lnke weblogesh e va ketabaee kl minevise ham toosh moareffi mikne
ممنون. البته میدونستم مینویسن و وبلاگشون رو هم قبلاً دیده بودم اما فکر نمیکردم کتاباشون در سطحی باشه که یه عنوان کتاب خوب پیشنهاد بشه …
226. سانتا در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۸
کتابهای سلینجر را گمونم سخت بپسندی
زوربای یونانی هم از زیباست
227. اطلسی! در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۷
سلام
از آشنایی با وبلاگتون و در واقع شما، خوشحالم….چند پست اخیرتون رو خوندم که بسیار عالی بودن….فرصت نشد که اسامی کتابهای پیشنهادی به شما رو. بخونم…یه کتاب هست که بتازگی خوندم و بهتون توصیه می کنم که اگه تا حالا نخوندین،حتما بخونین…..کتاب _ماندم تا روایت کنم _ داستان واقعی هستش از زبان _ اما کولی _ نویسنده کتاب و درباره جریان نسل کشی سال ۱۹۹۴ توی کشور کوچکیی در افریقای مرکزی به نام _ رواندا_ که طبق آمار نزدیک یک میلیون نفر طی ۱۰۰ روز کشته میشن…کشته که…..در واقع سلاخی می شن
به شدت متاثر کنند ست این کتاب و من نمینونم دقیقا بگم چجوری اما به نوعی تشابه میبینم بین وضعیت فعلی ما و ……امیدوارم یا خونده باشینش و یا تو همین سفر اخیر به انقلاب بخرینش!
در کل کتاب زیبا زیاد هست که ظاهرا خودتون اینکاره این و ….باید بیشتر با مطالبنون آشنا بشم تا بتونم توصیه ای اگر که در توانم باشه، به شما بکنم…..
228. فائقه در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۱
سلام!پیشنهاد من ایناست:
– بادبادک باز – خالد حسینی
– میرا – کریستوفر فرانک
– کافکا در ساحل – هاروکی موراکامی
– نامه به کودکی که هرگز زاده نشد – اوریانا فالاچی
– کافه پیانو – فرهاد جعفری (اصلا موضوعی نداره اما طرز نگارش و بعضی از حرفاش قشنگه)
– بیوتن – رضا امیرخانی
– شبح اپرا – یادم نیست نویسندش :دی
229. راحیل در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۰
این چند تا رو هم اضافه می کنم:
چراغ ها را من خاموش می کنم، سه کتاب و عادت می کنیم هر سه تا از زویا پیرزاد! همه می میرند از سیمون دوبووار(ممکنه خونده باشیش چون قدیمیه!) اشتیلر از ماکس فریش،کی خسرو ،شاهدختی از سرزمین ابدیت از آرش حجازی و در آخر نغمه ی غمگین از سلینجر!!
230. خاله آذر در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۶
سلاخ خانه شماره پنج،نوشته کورت ونه گات بدک نیست!گاهی فجایع جنگ رو انقدر بامزه نوشته که قهقهه میزنی!!
231. ردپا در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۲
به نظرم شما خودتون هم کتابای خوبی که خوندین رو توی یه پست معرفی کنید.
آخه واقعا خوندن این همه کامنت خیلی وقت گیره.
232. یک محمد در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۴
میگم چرا بازدیدم یهو دو برابر شد!؟! پس کار تو بوده! مرسی بابت لینک موسیو جان!
233. حیفه نون در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۷
طبل حلبی رو از اینترنت بگیر بخون ببین چه جدید و متفاوته .البته واقعیه ها اگه دوست داری فعلا داستان تخیلی بخونی فعلا نخونش بذار واسه بعد
234. نیلو در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۸
نخیر جونم تولد میر حسین موسوی مهر می تونی سرچ کنی ببو
خوشحالم شما سبز لجنیای کودتای لجنی انقدر گلابی هستین
تولد ایشون کلاً مهر نیست، اسفنده. به سرچ هم ارتباطی نداره! در نهایت هم هر چقدر توضیح بدم فایدهای نداره … همون که شما گفتین، من گلابی هستم و شما خوبین!
235. میثم اللهداد در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۱
احتمالآ تا حالا رفتی خریدی کتابهات رو. راستش دیر نیست. چون من توی عمرم ده دوازده کتاب بیشتر نخوندم. و از تنها کتابی که خوشم اومده «روی ماه خدا را ببوس» نوشته مصطفی مستور بوده. ولی بهت پیشنهاد میکنم کتاب نخون. کتاب واسه چی میخونی؟ بیا بهت فیلمهای خوب معرفی کنم. فیلم زیاد دیدهام. به اندازه موهای سر گابریل باتیستوتا.
یه عالمهاش رو هم دارم توی خونه. خواستی بهت قرض میدم. آفرین کتاب نخون. کتاب به درد نمیخوره.
236. میثم اللهداد در ۱۳ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۹
یه خانمی به نام نهال توی صفحه دوم یک کامنت گذاشته بود با عنوان: صد کتابی که قبل از مرگ باید خواند.
تا چه حد جدیه قضیه؟ داروی مشابهش رو ندارن؟ نمیشه به جاش سه هزار تا فیلم دید؟ آخه این چه بایدیه؟ اینجوری که من همین الآن باید شروع کنم تا ایشالا نود سالگی زنده بمونم و نصفشون رو تموم کنم. تازه هیچ چی هم از زندگیام نمیفهمم که.
237. Samildar در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۵
سلام دادا
میدونم وقت نمیکنی همه ی این چیز میز ها رو بخونی پس فقط کوتاه میگم این کتاب هایی بودن که زندگی من رو عوض کردن:
پدرخوانده-لطفا گوسفند نباشید-اگر فردا بیاید
یه سری کتاب دیگه هم به نظرم باحال هستن:
کوری – قاتلی در شهر – آیین دوست یابی
238. متین در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۵
سلام
همین امروز خوندن کتاب پا برهنه رو تموم کردم . یه داستان آروم ولی یه قلم روون و گیرا . در مورد زندگیه شهید رجایی هست . البته تاریخ معاصر رو هم یه جوایی بیان میکنه که به جز یه خورده تو جلد سه زیاد تو ذوق نمیزنه . در کل رمان خوبیه . یه چیزی تو مایه های کلیدر منتها ۶ جلد کمتر !
+ شرمنده اگه کتاب تکراری بود . آخه سه صفحه آخر نظرات دوستان رو نخوندم .
239. صلاح مملکت خویش در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۰
یه کتاب آداب معاشرت بیشتر به دردت می خوره. خود دانید.
240. وحیده در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۲
بی خوابی بد دردیه
×
×
می گم من هرچی به این گلابیه نگاه می کنم دیوانگی توش نمی بینم هاااا
241. اسما در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۸
شاید دیر شده باشه برا معرفی کتاب ولی خب،به هر حال:
“جهان هولوگرافیک” که ظاهرا کسای دیگه هم بهتون معرفیش کردم فقط خواستم با تاکید دوباره یه رای به این کتاب اضافه کنم.کتاب فوق العاده ایه.دید شما رو به علم،عالم و کلا زندگی عوض میکنه.یه توصیه؛قسمتای جالب کتاب رو برا چند نفر از دوستان با خانوادتون بخونین و در موردش بحث کنین.لذت خوندن کتاب رو چند برابر میکنه و دیگران رو تشویق به خوندن این کتاب جالب.
“یک؛ کوانتوم،عرفان و درمان” نوشته “دکتر مسعود ناصری”
“صفر؛ لوح پیدایش جهان ده بعدی؛ تولد و مرگ در فیزیک جدید” نوشته “دکتر مسعود ناصری”
خوندن این دو کتاب رو حتما بهتون توصیه میکنم.مخصوصا کتاب “یک” که زوایای جالبی رو از دنیا نمایان میکنه…….
“ماجراجویی های فیزیکدان قرن بیستم؛ریچارد فاینمن” وقتایی که آدم حوصله هیچ کتابی رو نداره خوندن یه بخش ازاین کتاب خیلی حال میده.از خوندن چندین بارش خسته نمیشین…..
“تفکر فازی” نوشته ی “بارت کاسکو”
“راز حرم سلطان” نوشته ی “شارمین میمندی نژاد” نمایشنامه ای تاریخی و البته جذاب
ممنون، البته «من او» رو که اسم وبلاگته یادت رفت معرفی کنی!
242. سیر ترشی متاهل در ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۴۰
ببخشید مسیو جان این پست رو تازه خوندم و همین جا کامنتم رو میذارم.
وجدان زنو اثر ایتالو اسووو (فکر میکنم خوشت بیاد)
چشمهایش اثر بزرگ علوی
243. venus در ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۳
چه نظرات بدرد بخورین جدا……. خوب شد بی خوابی زد به سرت…..
244. اسما در ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۵
نه یادم نرفته……کلا عادت ندارم کتابای امیرخانی رو به کسی معرفی کنم چون خیلی برا مخاطب عام نمینویسه.برا همین تا کاملا از طرز تفکر طرف مطلع نشم کتابای امیرخانی رو بهش توصیه نمیکنم.
245. یک مهندس گلابی دیگر در ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۸
سلام بر گلابی ، ببین “چرخدنده” سارتر رو پیدا می کنی، نمایشنامه است البته
246. شراره در ۱۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۴
wooooooooooooooooooooooow
thanks a lot it was really great !
247. محمود در ۹ فروردین ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۴۷
موزه مرگ نوشته شارمین میمندی از انتشارات چشمه در کریم خان بخواه فوق العادس وجزوه پرفروش ترینها
248. عسل و خربزه در ۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۰۲
همه ی نام ها:خوزه ساراماگو