ببخشید شما؟!
با تو هستم. کجا را نگاه میکنی؟ حواست کجاست؟ ای بابا، با تو هستم، بله با خود تو. تویی که داری وبلاگم را میخوانی و جوری لم دادهای جلوی کامپیوتر انگار که آمدهای پیک نیک! چرا هر کاری که داری دقیقاً میگذاری همان موقعی که میخواهی وبلاگ من را بخوانی؟ داری وبلاگ موسیو گلابی را میخوانیها، کم آدمی که نیست!
مادر گرامی! درست که بچهات گرسنه است اما این دلیل میشود که الآن به او شیر بدهی؟ یا شیرش را بده و سر فرصت صفحهی وبلاگم را باز کن یا بچهات را بگذار یک گوشه!
پدر عزیزم! با شما هم هستم که در حین خواندن مطالب من هوس کردهای دستهی عصایت را تمیز کنی. بیزحمت شما هم عصایت را یک لحظه کنار بچهی آن مادر بالایی بگذار!
خانم محترم! داری با موبایلت وَر میروی؟ گیرم که آن طرف خط، شاهزادهای با هزاران اسب سفید باشد. ناز و غمزه را یادت ندادهاند؟ یک لحظه موبایلت را کنار آن عصا و بچه بگذار و حواست را به من بده!
پسر جان! دستت را توی دماغت نکن عزیز من، قباحت دارد. تو هم عصا یا بچه یا موبایل را بگیر دستت که حواسش پرت شود و نرود توی دماغت!
الآن همهتان دارید به من توجه میکنید دیگر؟ خب… چند تا سؤال کوچک دارم که جوابشان را میخواهم! یک جورهایی جواب دادن به این سؤالات حالتی زوری دارد و مدیونید اگر جواب این سؤالات را ندهید!
اصرارم برای جواب دادن به این سؤالات دلیل دارد. راستش از خیلیها هیچ تصوری ندارم، حتی جنسیتشان را هم نمیدانم. پس اول از همه میخواهم یک مقدار خوانندگانم را بشناسم و مطمئنم که این شناخت، تأثیر زیادی در مطالب آیندهی این وبلاگ خواهد داشت. دلایل دیگری هم دارم که با خواندن سؤالاتم احتمالاً متوجه آنها خواهید شد.
فقط لطف کنید پاسخ این سؤالات را با نامی بدهید که معمولاً با آن نام کامنت میگذارید. در ضمن میدانم اگر مردم را سر کار نگذارید روزتان شب نمیشود اما برای یکبار هم که شده جواب این سؤالات را بدون هر گونه نیت خصمانهای بدهید!
و اما سؤالات…
۱ـ چند سالهاید؟ در کدام شهر زندگی میکنید؟ جنسیتتان را هم به شکل دقیق بیان بفرمایید! (برای اینکه در جواب دادن راحت باشید فکر کنید که دارید چت میکنید و طرف مقابل از شما ASL میخواهد!)
۲ـ اولین بار از چه طریقی به وبلاگ من آمدید؟ (اگر از طریق لینک من در وبلاگ دوستان دیگر به اینجا رسیدهاید، نام وبلاگ واسطه را هم ذکر کنید.)
۳ـ حتماً بارها پیش آمده که با خواندن مطالب این وبلاگ توی دلتان گفتهاید این موسیو گلابی عجب موجود نازنینیست و دلتان خواسته لُپم را بکشید! حالا که من اینقدر دوستداشتنیام لطف کنید و بگویید در مدتی که وبلاگم را در پرشینبلاگ و بلاگفا دنبال میکنید، کدام مطلبم را بیش از بقیه پسندیدهاید. (یک نشانه هم از آن مطلب بدهید، کافیست.)
۴ـ میخواهم در خلال هفتههای آینده با سه نفر از وبلاگنویسها مصاحبه کنم. سه نفری که مد نظرتان هستند را نام ببرید. فکر نمیکنم لازم به توضیح باشد که در پایان با آنهایی که اسمشان را بیشتر بگویید مصاحبه خواهم کرد! (در ذکر نام وبلاگنویسهای مورد نظرتان توجه کنید که حتماً ایرانی باشند، در زندان نباشند و از همه مهمتر اینکه اسم خودتان را نگویید!)
۵ـ به دوربین روبهرو نگاه کنید و هر چیز دیگری که دلتان میخواهد بگویید. چیزهایی که به نظرتان خوب است من یا خوانندگان این وبلاگ بدانیم.
پینوشت:
تلاش کنید جوابهای دیگران روی جواب شما تأثیر نگذارد. ایرانیها عادتهای بامزهای دارند از جمله اینکه مثلاً اگر نفر اول بگوید دختر ۱۸ سالهای از شیراز هستم، تمام کامنتگذاران بعدی پسرهایی در این مایههای سنی خواهند بود که از ناف شیراز کامنت میگذارند یا پسرهای ۱۸ سالهی ثروتمند و خوشتیپی هستند که تا فردا در شیراز هستند و بعدش دارند میروند آمریکا برای ادامهی تحصیل (صرفاً به خاطر اینکه دل دختر اولی را بسوزانند)! من این جماعت ایرانی را میشناسم دیگر، بزرگشان کردهام! باور کنید قرار نیست کسی با کسی آشنا شود، اگر هم قرار بر آشنایی باشد همه با هم آشنا میشوند.
اصلاً یک کار دیگر میکنم… تمام کامنتهایتان را قبل از گذاشتن پست بعدی و یکدفعه تأیید خواهم کرد! اینطوری بهتر است، شیطنتتان هم کمتر فوران میکند!
بعدترنوشت:
تمام کامنتهای این پست را پاسخ خواهم داد. در ضمن فکر نمیکنم لازم باشد نظرات را یکدفعه تأیید کنم، اهل شیطنت نیستید!
نوشته شده در دستهی: سخنی با خوانندگان
موسیو گلابی | ۲۳ تیر ۱۳۸۸ | ساعت ۱۰:۲۶




دیدگاهتان را بنویسید
بازتاب این پست | اشتراک دیدگاههای این پست از طریق فید
1. لیدی در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۰
چرا؟!
2. مهسا در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۹
تا حالا کامنت نداشتم!نزنید چون الان ندای حق شما را لبیک گفتم.مهسا/۲۷/کرمان .از وبلاگ ویولت و شبگیر به اینجا رسیدم!پست افتخارات برام بسیار جالب بود و اون که راجع به خواستگاری داداشتون اینا بود!اما با پست های انتخاباتی به انتخاب نویسنده ام به عنوان خواننده تبریک گفتم.دوست دارم با همون شبگیر و ویولت مصاحبه کنید و سومین نفرم مادام حالا نمیدونم مادام وبلاگ نویس محسوب میشه یا نه ولی میخوام!
به دوربین نگاه میکنم!به شدت خنده ام میگیره پس کااااااااااااااااااااتتتتتتتتتت
از آشنایی با شما خوشحالم و ممنونم از اینکه به خاطر خوندن وبلاگ من به خودتون تبریک گفتین!
3. سمیه در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۵
۱٫ سمیه هستم ساکن تهران ۲۳ ساله
۲٫ http://mehrnoosh1328.blogfa.com/ مودی راجع به اون پست که وبلاگت رو به مادام گفته بودی نوشته بود
۳٫ پست مادام! از پست های خودت هم افتضاحات (همون سوتی ها)
۴٫ spotlight و وحید نیک گو و مانی
۵٫ هر وقت میام اینجا و میخوام نظر بدم اول نظرهایی رو می خونم که جواب دادی چون هم جوابهات جالبه و هم اینکه یه وقت سوال تکراری نپرسم!
من اون پست مودی رو نخوندم یا یادم نمیاد، کاش لینکش رو بذاری!
مانی؟ کدوم مانی؟ همون مانی که وبلاگش رو تعطیل کرده؟!
4. مریم در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۸
۱-جنسیت که معلومه..سن ۱۹٫٫مشهد :)
۲-اینجور که یادمه،شبگیر تو یکی از پست هاش لینکتون کرده بودن(می بینین ادبُ؟)
۳-افتخارات و اون محسن آقا، یک فقره تجاوز.
۴-اوممم.نمی دونم..شبگیر..گیلاسی..آنی دالتون..
۵-همین :)
ادب شما رو یا ادب شبگیر رو؟! (آیکون شوخی!)
5. fafa در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۸
۱- مونثی هستم ساکن بندرعباس متولد ۵۹ با افتخار میگم چون اصلن برام سن مطرح نیس تازه دوست دارم زودتر به آخر برسم…
۲- دقیقن حضور ذهن ندارم کی و کجا کشفت کردم اما فکر میکنم از وبلاگ آنی و یا آست
۳- پست افتخارات (از رو دست خودت ننوشتم اما با الهام از این پستت یه پست گذاشتم…)
۴- آست- وقتی میخوای زن نگیری-آنتیگونه , میرا
۵-فکر نمی کردم همش ۲۳ سال داشته باشید مغزتان بیشتر از اینا میگه… موفق باشی…
ممنونم از لطفت … در ضمن آست رو نمیشناسم، کاش آدرس وبلاگش رو بذاری!
6. لیلا در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۱
۱- دختر- تهران – همون حدودای ۲۳
۲- ستاره می شوم (آرزو)
۳- مممم چه سوال سختی… تذکره ی موسوی… افتخارات
۴- ویولت- ابراهیم رها – شب گیر
۵- اون پست هایی که دوس دارم رو شبا واسه مامانم می خونم می گم ببین مامان اینم گلابیه ها!
با تشکر از مورد آخر!
7. سحر در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۴
۱٫دخترم ۲۲ساله تهران
۲٫از قسمت بیوندهای آنی دالتون
۳٫کلا نوشته هات و دوست دارم بامزه مینویسی
۴٫آنی دالتون-اسبایدر مرد-روزانه های زیب زاگ
ممنون!
8. w@nted در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۷
۱٫دختری ۲۴ساله ساکن شهری به اسم تهران
۲٫از وبلاگ آنی دالتون اومدم اینجا برای اولین بار
۳٫پست مربوط به افتخارات!
۴٫توکای مقدس-آنی دالتون-شبگیر
۵٫کلن جزو همون خواننده ها بی خاصیت هستم،یعنی خیلی کامنت نمی ذارم ولی خب در حال حاضر سلف کانفیدنس خونم زده بود بالا!
خاصیت داشتن که به کامنت گذاشتن نیست!
9. تهمتن در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۰
با اینکه میدونم این یه دام از طرف استکبار جهانی و آمریکای جهانخواره ولی پاسخ میدم.
پسر,تهران,۱۸-۱۹ ساله
درخت بدون سایه
زنده باد ایران-کار نیکو کردن از پر کردن است
نیک آهنگ-spotlight_سپهرداد
آقا من به عشق این کامنت باکسه که میام تو بلاگ چون عقده دارم حرفامو آدمایی که یه دستگاه فکری دارن بشنون.
ممنونم که اینقدر حوصلهی این وبلاگ رو داری!
10. شیوا.ن در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۸
۱-۲۷ سال و ۶ ماه و ۱۴ روز دارم از اسمم هم کاملا معلومه چه جنسیتی دارم !
۲-اصلا یادم نمیاد ولی یه لینکی رو تو یه وبلاگی کلیک کردم احتمالا !
۳-مسافرتت به شمال و یک پست دیگر که سیاسی بود و اون یکی که در مورد جنایات اخیر و مادرت و جنگ اون موقع بود …اسمشون رو یادم نیست…شرمنده !
۴-توکای مقدس ، زیپ زاگ و ویولت .
۵- چرا پستات مثل قبل نیست؟ هان؟ هان؟
حق با شماست اما خب حال و هوای الآن هم مثل قبل نیست!
11. هاشــور در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۹
سلام :)
۱) حدوداً ۲۲ و خورده ای ساله، ساکن بجنورد و دقیقاً پســــــــــــــر.
۲) اولین بار از طریق وبلاگ آنی دالتون به شما رسیدم.
۳) همه ی پست های شما را می خونم و اکثراً راضی ضرب در قرمز را فشار میدم.
۴) آنی دالتون، ویولت، سوی به اختیار خودت، (نمی دونم چرا، ولی فکر میکنم بلاگر های مذکور انسان های مغرور ولی جالبی باشن وخود شما نیز)
۵) نه تنها من، بلکه اکثریت افرادی که کامنت میذارن دوست دارن که بهشون جواب داده بشه (یه بار اینکارو کردی و ما رو خوشحال) می دونم که سخته ولی خیلی خوبه. همین طوری ازت ممنونم و دوست دار شما ;)
حق دقیقاً با شماست … خودم هم دوست دارم جواب محبت تکتک خوانندههای وبلاگم رو بدم اما بهم حق بده که نتونم جوابگوی این همه لطف دوستان باشم …
به خاطر گل روی شما در این پست، این کار رو کردم و اعتراف میکنم که خیلی سخته!
12. مینو در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۱
۱٫دختر -۲۴ سال – ساکن مشهدم
۲٫از وبلاگ ویولت
۳٫امریکا ما زنیم…,وقایع اتفاقیه..خداااا بود,قصه یک ظلم تاریخی
۴٫توکای مقدس -آنالی در سرزمین شگفت انگیزها -کافه کافکا..با خودش هم که آدم مصاحبه نمی کنه
۵٫خیلی وقته پستهای این وبلاگ می خونم خیلی وقتها هم از طرز نگاه کردنتون به موضوعها کلی خوشم میاد!
پس خیلی وقته که وبلاگم رو تحمل میکنین، مرسی!
13. نسرین در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۳
من رسما اعصابم قاط شد الان ! یک عالمه نوشتمو نوشتم تا به دکمه ی ثبت رسیدم ولی ثبت نشد لامصب !
۱ : من هم دختری هستم ساکن در منطقه ی چشمان و سر گربه و متولد سال گاو ! برای همین به وقت تولد زندگی مان پر شده بوده از رزقو روزی ! اهم !
۲ : از وبلاگ نیلوفر ( دانشگاه با طعم باران ) الان هم از لینکدونی مستقر در وبلاگ خودم می یام !
۳ : افتخارات .
۴ : شبگیر …. گیلاسی … موسیو گلابی … لبخند پنبه ای . ( دو نفرو خواستم معرفی کنم دیدم علی رغم قلم فوق العاده شون چون ناشناس مونده اند و رای نمی آرند منصرف شدم ) .
۵ : من معتادم ! از من دوری کنید … من معتادم به وبلاگ خوانی و نویسی ! و بعد هم مرض دارم که هر روز کامنتامو قبل از خواب و بعد از خواب چند بار بخونم ! مرض بعدی هم عشق به دیدن لینکم در وبلاگ های پخته مخته هستم و کیف کردن بابت این موضوع !
خب یهو بگو ۲۴ سالته دیگه، چرا موضوع رو اینقدر پیچیده میکنی؟!
14. پیمان در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۵
۱- پسر، ساکن تهران، ۲۴ ساله
۲- یادم نمیاد، یحتمل از وبلاگای دیگه و یحتمل تر از آنی دالتون!
۳- اون قسمتی که به فرید فحش داده بودی، فک کنم مال افتخارات بود!
۴- آنی دالتون- زیپ و زیگزاگ
۵- چقدر مصیبت کشیدم سر این که فهمیدم این کدوم هم دانشکده ای من هستش که صاحب این وبلاگه! از رو دو تا چیز فهمیدم کی هستی! اولی ممد منوچهری!! دومی ۴!
۶- در ضمن وبلاگ خوبی داری، ولی من وبلاگی ندارم که بخوام دعوتت کنم که بهش سر بزنی!
ممد منوچهری که مهم نبود، با همون ۴ هم میتونستی به نتیجه برسی!
15. آرزو در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۷
۲۷/ آمریکا/زن
از طریق وبلاگ گیلاس خانمی هستم.
اساسا چون خودم گلابیم همه پستهای گلابی وار رو دوست دارم:) نامزدهای انتخاباتی رو هم خیلی خوشم اومد.
آنی دالتون-گیلاسی-ویولت
وبلاگ زیاد می خونم ولی نظر کم میزارم. هر وقت از این درس لعنتی خسته میشم میام سراغ وبلاگها.
میدونم کم نظر میذاری اما یادمه که یه بار گفته بودی فوق لیسانس صنایع، خیلی هم گلابی نیست … در ضمن خسته هم نباشی!
16. a در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۱
۱
۲
بعدیش چیه عمو؟! بگو …
17. یک دانشجوی پزشکی در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۸
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!این تعجبها هم برای تعجبم کمه!
تعجب به خاطر چی آخه؟ کجای این پستم تعجب داره؟ اینکه پدر جان عصا داره؟!
18. ِِِِARAM در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۹
۱٫زنی هستم ساکن اردبیل ولی اردبیلی نیستم من ۲۳ سال و ….. ماه دارم!
۲٫با وبلاگ شما ازطریق لینک دوستان ویولت آشنا شدم
۳٫از پست مربوط به انتخابات موضوعات شما رو دنبال میکنم
۴٫من طرفدار وبلاگ نقطه وگیلاس خانمی هستم و همینظور ویولت رو خیلی دوست دارم ولی به نظرم یه کم مغرور میادتا حالا حتی ۱ بار وبلاگ منو ندیدهیا من اینطور فکر میکنم(با عرض معذرت از حضور ایشون)
من سراپا بیماریم وجود من کلکسیونی از بیماریهای جسمی و روحیست(جسمیش به کنار ولی روحیش اینه که خراب نتم و شب و روزم توی نت میگذره یعنی عملا کاری جز گشتن تو نت و مطلب خوندن ندارم حتی مطالعه کتاب که عشق منه رو کنار گذاشتم)
در مورد ویولت به نظرم اشتباه میکنی … اگه به خاطر کامنت نذاشتن توی وبلاگت میگی پس منم باید فکر کنم که چند ماهه وبلاگ من رو نخونده!
19. سیاه چاله در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۷
۱٫ دختر ۱۹ ساله از مشهد
۲٫ ادرس وبلاگتان را یکی از دوستانم بهم اس زد
۳٫ بیشتر پست هایتان را دوست دارم می خواهید ان مطلبی که دوست ندارم بگویم!!
۴٫آنی دالتون و خودتون و مادام گلابی (البته اگر وبلاگ نویس باشند)
۵٫ آرزو موفقیت برای همه وبلاگ خوانان دارم و همین
من تازگی ها کامنت میزارم براتون ولی اکثر پستاتونو خوندم:)
ممنون اما با خودم که نمیشه مصاحبه کنم!
20. خواننده ی خاموش!! در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۸
۱٫دختری هستم ساکن کرج و ۲۱ سال و یک روز ، اخر دیروز تولدم بود.
۲٫اولین بار از وبلاگ انی دالتون .
۳٫پست افتخارات و شطرنج مادام گلابی!
۴٫ویولت-انی دالاتون-خانوم زیگزاگ
۵٫بی ربط نوشت:در حال حاضر به شدت از ریزش موهایم نروس شده ام و کلی حرص نوش جان نمودم
تولدت مبارک!
21. ساقی سیمین ساق در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۸
عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبی باز شد این بلاگفا
میخوانم….می آیم
قدمتان روی چشم!
22. معشوقه باراک اوباما در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۹
همیشه اینجارو خوندم
این دفعه مدیون کردی مجبور شدم
۲۳ ساله.ساکن ایران
ویولت
خودت.زنانه ترین اعترافات حوا.شبگیرجونم
همشون قشنگ بودن
(سخت بود اسم پستارو پیدا کردن)
بالاخره باراک اوباما یا شبگیر؟!
23. ناهید میس در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۰
۱٫به نام خدا هستم ناهید هستم ۲۲ ساله متولد تهران !!!
۲٫یادم نیست از کجا بود به جان خودم ! (یادم نیست دیشب شام چی خوردم.چه انتظاراتی داری !!!) در ضمن فعلا هم از پیوندهای وبلاگ خودم باز میکنمت !
۳٫یادم نیست اسمش چی بود همونی که گفته بودی :
موسوی : خاتمی بدون عبا
کروبی : عبای بدون خاتمی
(آقا من تا ۳ روز سر این جریان میخندیدم! این نشان از بی جنبگی من داره آیا؟!)
۴٫آنی دالتون.ویولت.اوباما
۵٫وبلاگ خوبی دارین فقط وقتشو بیشتر کنین.در ضمن مطالب پرمحتوایی داری به کلبه ی عشق منم سر بزن


یا نشان از بیجنبگی توئه یا نشان از قدرت قلم من، دیگه انتخاب با خودت!
24. آزاده در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۱
۱٫ دختر-هیوستون- در ۲۳ سالگی به سر می برم!!
۲٫ وبلاگ ویولت!! ویولت رو خیلی دوستش دارم!!
۳٫ پست افتخارات عالی بود:دی
۴٫ دانشگاه با طعم باران، یادداشت های یک دختر ترشیده و ویولت، حالا نمی شه ۴ تا بگم؟ دکتر کوچولو رو هم می گم:دی
۵٫ از آدمهای نِرد (اونایی که یه بعدی ان و شبانه روز درس می خونن) خیلی خیلی خوشم میاد!! خودمم هم می خوام همون جوری بشم!! برای همین فک کردم این آخرین بارهایی که میام بلاگتون یه کامنتی بذارم!! چون دیگه کم کم وقت نمی کنم بیام:))
آدرس وبلاگ دکتر کوچولو رو هم میگی؟ ببینم کیه که به خاطرش ۴ نفر معرفی کردی!
25. فاطمه در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۳
۱٫بیست و چهار سالمه(گویا رفتم تو ۲۵ سال!)/تهران/جنسیتمو به طور دقیق نمی دونم ولی فکر کنم دخترم!
بذارین اینم بگم که این مشخصاتی که از موسیو گلابی تو ذهن منه هیچ دخلی به علاقه ی من به اون نداره!!!!
۲٫از طریق لینکی که نیکو تو بلاگش داده بود!اسم بلاگش “دست نوشته های قلابی”ه!
۳٫آااره به خدا!حتی یه بار کلی ماچ و بغل اومدم تو کامنتا بذارم ولی نمی دونم چرا بلاگفا هنگ کرده بود نمی ذاشت کامنت بذارم!البته واضح و مبرهن است که کل پستاتو خیلی دوست داشتم!ولی الان به طور خاص همون پست اولی که ازت خوندم تو ذهنمه!همون که کلی سوال داشت که مربوط می شد به گشت ارشاد!
۴٫ با استفاده از بند کوچه ی علی چپ وبلاگهای مورد علاقه ی من عبارتند از: وبلاگ خودم، آنتیگونه و باز هم وبلاگ خودم!(ببینم من دوبار خودمو گفتم رایم دوبار حساب می شه دیگه؟!؟!؟!)
۵٫من دوست دارم یکی از آرزوهامو عنوان کنم!اونم اینکه خیلی دوست دارم یه بار موسیو گلابی رو از نزدیک و به طور واقعی ببینم!(البته خیلی هم نزدیک نباشیم قبوله!)البته بذارین همین جا بگم که اصلا انتظار ندارم یه موجود مهربون دوست داشتنی و ملوس باشه!بیشتر حس می کنم یه آدم مغرور اخمالوی بی احساس باشه!
خب دیگه فکر کنم اگه بیشتر بنویسم بلاگفا حرفامو بخوره!پس فعلا!
داخل پرانتز بند چهار رو که خوندم خیلی خندیدم، خیلی! شبیه کسایی شده بودی که با مجری تلویزیون مصاحبه میکنن و میگن مصاحبهمون کِی پخش میشه!
26. یاس مسحور شده در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۵
۱٫ ۱۶ ساله. تهران. دختر.

۲٫ از وبلاگ آنی دالتون.
۳٫ درست یادم نیست اما افتخاراتتون جالب بود!
۴٫ آنالی اکبری. توکای مقدس. آیدای پیاده رو (آنی دالتون رو ننوشتم چون یه بار باهاش مصاحبه شده) (مادام گلابی که وبلاگ نداره یا داره و ما نمی دونیم اما در صورت امکان با ایشون هم مصاحبه کنین!)
۵٫ می خواستم بگم تولد من هم مثل شما ۸ بهمنه. در ضمن تولد ما با روز تولد موتزارت هم یکی هست! افتخار کنیم!
من یه بار اینارو نوشتم اما بلاگفا قاطی کرد مجبور شدم دوباره بنویسم. اگه ۲بار اومد ببخشید!
یادت باشه به موتزارت بگی تا به خاطر تولدش در روزی که ما متولد شدیم، افتخار کنه!
27. پایا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۲
۱٫از اونجایی ک اسمم مشخص نمیکنه باید بگم که پسر هستم و دقیقا همین فردا ۲۴ تیر میرم تو ۲۱ سالگی (کادو تولد یادتون نره) تهران زندگی میکنم یه محله معمولی نشین .
۲٫ یکی از دوستام داد یعنی آدرس وبلاگو داد چیزه دیگه ای نداد اشتباه نشه.
۳٫ والا من جون وبلاگ های خیلی زیادی رو دنبال میکنم دیگه یادم میره کودوم نوشت مال کی بود. ولی خوب مثل خواننده ها که کار های اولشون خوبه بعد معمولی میشن تو م نوشته هات اولاش خیلی بهتر بود البته این نظر منه و مطمئنا الان هم خوب مینویسی که من دارم نظر مینویسم سوء برداشت نشه .
۴٫خوب شراگیم ، کیوان ۳۵ درجه و بعد آنی دالتون
۵٫همیشه توی ذهنم بچه های صنایع یه بچه های خنگ و نفهمی به نظر میومدن ولی آشنایی با موسیو گلابی این ذهنیت رو تغییر داد.
راستی من کلا اهل کامنت دادن نیستم . این یه بار رو گریزی رفتم.
لطف کردی که اینبار گریزی زدی …
28. فاطمه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۳
اااا!یادم رفت شماره ۵ رو کامل کنم!!!!
دیگه چیکار کنیم دیگه!منم سعی می کنم کل دنیا رو بیخیال شم و به یکی از همین خواننده ها رضایت بدم!!!
موسیو جان اگه میشه یکی از اهداف این پستت رو هم متوجه جمعیت رو به رشد مجردین کشور کن!حالا کل جمعیت رو به رشد رو هم در نظر نگرفتی لطفا منو یادت باشه!یکی از آدمای خوشتیپ و پولدار و دوست داشتنی از همین خواننده های بلاگتو واسم سوا کن بذار کنار، من فردا تو راه شرکت میام ازت میگیرم!!!
یعنی من پینوشتم رو رسماً برای دیوار نوشتم!
29. مسافر تنها در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۹
سلام
مدیون کردی ترسیدم اومدم جواب بدم. چند ماهی هست ویلاگت رو می خونم ولی بی صدا
۱٫دختر هستم ۲۸ ساله ساکن تهران لیسانس معماری
۲٫ از وبلاگ ویولت اگر اشتباه نکنم با وبلاگت آشنا شدم
۳٫ یه پست در مورد کنسرت رضا یزدانی نوشته بودی
۴٫ گیلاس خانومی و لبخند پنبه ای و مادام گلابی
۵٫با اینکه طولانی می نویسی طرز نوشتنت رو دوست دارم
حالا منم یه سوال بپرسم
ویروس از سر و روی کامپیوترم بالا میره.شما نمیدونید از کجا می تونم node32 پیدا کنم که تقلبی نباشه و آپدیت هم بشه?
نه والا!
30. روشنک در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۴
به جون خودم با عنوان پست حدس زدم همچین کاری میخوای بکنی ینی ما خودمونو معرفی کنیم.به به چه خواننده فهیمی
بسم الله الرحمن الر حیم
اللهم عجل لولیک الفرج و ….
۱- روشنک.ک هستم اعزامی از تبریز.چند ماه از خدمتم مونده
سنم به ۳۰ نرسیده هنوز اما بالای بیست هم هست و چیزی بین ایناس.اما چند ساله که من همه اش ۲۱ سالمه.
جنسیتمان هم به طور دقیق میشود f
2- طبق کامنتی که برای وبلاگم و پست “و خاصیت .. این است” گذاشتی افتخار آشنایی با هم رو پیدا کردیم.
۳- برادر!! محرمی گفتن نامحرمی گفتن.حالا درسته برادر دینی من محسوب میشی اما دلیل نمیشه ما تو گناه بیفتیم پاشیم لپ پسر مردمو بکشیم.
اکثرن مطالبتو دوست دارم اما تا حالا به صرافت لپتو کشیدن نیفتادم و الان حضور ذهن ندارم که کدوم مطلبتو زیادتر دوست داشتم.اگه تا اتمام وقت قانونی این پست یادم افتاد میام میگم.
۴- علیرضا رضایی – فرجام – شراگیم (تعداد زیادی در این شماره جا داشتن اما به احترام اینکه سه تا گفتی بگم منم سه تا گفتم)
۵- البته اینو مطمئن نیستم همه بدونن خوبه یا نه اما گفتم اطلاع رسانی بشه شاید به گوش محصولین برسه. آقا لطف کنین بگین این تیر چراغ برقو مامورای اداره برق از جلو خونمون ورداشتن سنگارو ورنداشتن بیان وردارن مردیم از بس زنگ زدیم بهشون.
چند تا هم شیرین کاری بلدم جلو دوربین میخوام انجامشون بدم.بالاخره ما بچه پایتخت نبودیم که تو این مسابقه محله بی مزه شرکت کنیم هی شیرین کاری درکنیم از خودمون باید از این فرصتا استفاده کنیم.
یه گله هم از علیرضا شیرازی داشتم که آقا این چه بساطیه این بلاگفا یه در میون تعطیله.کی این مشکلات پیرامون که هر روز مجبور میشین توضیحات پیرامونترشو تو سایت به خوردمون بدین تموم میشه؟هاااان؟
در پایان از موسیو گلابی تشکر میکنم که تریبون رو در اختیار ما گذاشتن و امیدوارم با مادام گلابی به قله های رفیع خوشبختی و عشقولانگی دست پیدا کنن و روز بروز در عرصه وبلاگ نویسی یه پا علی دائی بشن واسه خودشون.
امیدوارم مسئولین و علیرضا شیرازی و مادام گلابی صدات رو شنیده باشن!
31. اولین کامنت من در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۶
۱: زن ۳۰ ساله تهران
۲: وبلاگ ویولت ( عنوان وبلاگت جالب بود )
۳:من از این معرفی وبلاگی که سمت چپ صفحه ات نوشتی خیلی خوشم میاد هر چند وقت یکبار بازخونیش می کنم واسه انبساط خاطر !!
۴:سی و پنج درجه ، گیلاسی ( نگرانم براش) ،
۵: حرف خاصی ندارم فقط اینکه توی وبلاگ خودمون باشیم بهتره اینو از روی تجربه میگم .
۶: الان نگاه کردم دیدم معرفی وبلاگتو یک خطی کردی : دی …چرا؟؟؟
فکر میکنم چند ماه بود پروفایلم رو نخونده بودی چون نزدیک به سه چهار ماهه که حذفش کردم!
32. همین نزدیکیا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۸
من خیلی خوبم…
خب منم خیلی خوبم!
33. یلدا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۸
۱- دختری هستم ۳۷ ساله ساکن اصفهان (آره موسیو جان مجرد ۳۷ ساله!!! میشه!!)
۲- با کامنتهای جالبتون توی وبلاگ ویولت باهاتون آشنا شدم و بخصوص بعد از کنسرت رضا یزدانی و یادداشتهای شبگیر در آن مورد خواننده وبلاگتون شدم
۳- پست مربوط به افتخاراتتون
۴- شبگیر-ویولت و توکای مقدس (موسیو جان چهارمی رو هم اضافه کنم؟ گیس طلاhttp://gistela.blogspot.com)
5- چیزی که شما خوبه بدونی؟!!کلی به اون شبی که رفته بودین کنسرت رضا یزدانی حسودیم شد!!! و اینکه خیلی دلم میخواد شبگیر رو از نزدیک ببینم!!!! مگه چیه (با صدای پسرخاله کلاه قرمزی بخون!!!)
من تا حالا چند بار شبگیر رو از نزدیک دیدم. بهت دوستانه توصیه میکنم مورد پنجم رو در اسرع وقت تغییر بدی!
34. مهشید در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۸
سلام موسیو.
۱٫ من نوزده ساله ام، توی آبادان زندگی می کنم، و فکر می کنم از اسمم مشخصه که جنسیتم چیه!
۲٫ از طریق وبلاگ دفترچه ممنوع (http://evaluna.persianblog.ir/) با وبلاگت آشنا شدم.
۳٫ تقریبا همه ی نوشته هاتو خوندم، ولی به نظرم هیچ کدوم اونی نمیشه که در مورد رابطه ی خودت و مادرت و اشک ریختنتون برای ماجراهای اخیر نوشته بودی. واقعا لذت بردم و حسابی تحت تاثیر قرار گرفتم.
۴٫ ابراهیم رها، آنی دالتون، ترانه علیدوستی(دیدی با همه نمی تونی مصاحبه کنی موسیو جان؟! الان دوز خصم بدنم حسابی رفته بالا! ها ها ها!!!)
۵٫ آهان! این شد. حالا می تونم حرفمو بزنم!
از آنجایی که کاملا واضح و مبرهن است که نتیجه ی نهایی نظرسنجی شما به نفع بلاگرهای مشهور تمام خواهد شد و این سه نفراز بین آنی دالتون، توکا، ویولت، ابراهیم رها و شرکا(همان و غیره!) خواهند بود، اینجانب پیشاپیش برائت خود را از انجام مصاحبه ای بدین سان تبعیض آمیز به دستان شما اعلام می نمایم، مگر آن که نام مرا هم در این فهرست جای دهید! با تشکر!
اتفاقاً با همه میتونم مصاحبه کنم … میگی نه، نگاه کن!
35. نیاز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۲
۱٫ دخترم، ۲۱ ساله، چالوس
۲٫ اولین بار به خاطر تعریفایی که از خواهرم در مورد وبلاگت شنیده بودم، اومدم اینجا. ناگفته نماند یه مقداری سرخورده شدم. البته الان بهترم. (یه ذره نظرم نسبت بهت یه ذره عوض شده)
۳٫ بیشتر از همه از طرز نوشتن مادام گلابی خوشم اومد، می خوام لپتو بکشم. چون همچین مادام برجسته ای داری.
۴٫ مهربانو، گیلاسی، خودت
۵٫ یه خرده زیادی مغروری (به دل نگیر)
کاش یه نام و نشونی از خواهرت میدادی … و در ضمن به دل نگرفتم، مطمئن باش!
36. شهرزاد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۵
دلم می خواد دستمو تو دماغم بکنم ،ولی متاسفانه دماغ عمل کرده اجازه این کارو نمی ده
ولی من چون تعصب ندارم می گم ۳۰ سال ساکن تهران
الان دقیق یادم نیست ،ولی اون مطلبت و که توش گاو بچه بود و یادمه که بانمک بود ،در کل تمام پستات جالبه

چی گفتی تو دلت شنیدم،پر توقع هم خودتی

۱- ادم سن خانمها رو نمی پرسه
۲-ویولت
۳-بدم نمی یاد ،ولی خوب محرمی گفتن و نامحرمی
۴- اون سه نفری که گفتی به نظرم بهترینن(البته به اضافه خودت)
۵-خوب اینو چی بگم ،اهان !!! چرا دیگه به من سر نمی زنی ،توقع دارم
اتفاقاً همین چند دقیقهی پیش داشتم وبلاگت رو میخوندم …
37. پیک سحر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۷
سلام.
این نمونه پاسخ شما باز بود برای کپی کردن! اشتباها اول نوشتم “پسری هستم” !!
دخترم. ۲۳ سال و ۷ ماهه. تهرانی. اولین بار فکر کنم از وبلاگ آنی دالتون لینک شما رو دیدم و تا مدتها فکر میکردم آقای گلابی یه آقای بالای ۶-۲۵ ساله ست!
۳- “من موسیو گلابی هفت سال دارم” و “برش هایی از زندگی یک دروغگو” علی الخصوص دومی…
۴- گیلاسی. ویولت. می خوام بگم مسیح علی نژاد اما گمونم ایران نباشه الان. با حسین پاکدل که این روزا به شدت مواضعش این طرفی بوده!
۵- مورد آخر اینکه همیشه فکر کردم از روی لینکستان افراد میشه تا حدی شخصیت و دنیای اونها رو شناخت! همین…
مسیح علینژاد که در حال جهانگردیه اما لازم نیست که مصاحبه حتماً حضوری باشه!
راستی … شخصیت و دنیای من چطوره؟
38. دنیا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۷
.۲۰ ساله -تهران
.آنی
.همه رو یه اندازه دوست داشتم ولی شوخیاتو در مورد آلبا و خاطره هات با مادام دوست دارم
.آنی -توکا
.(آیکون هیجان زده شده از اینکه روبه روی دوربینه)!!
آیکون شما در مقابل دوربین مخفی هستید!
39. سمیرا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۸
۱-دختر-کرمان-۲۲
۲-دقیق یادم نیست ولی از طریق یکی از این وبلاگها آنی دالتون-ویولت-شبگیر
۳-معمولا اکثر نوشته هاتونو دوست دارم
۴-توکای مقدس-ورطه-گیلاس خانومی-شبگیر(شد ۴تا)
۵-معمولا زیاد وبلاگها رو می خونم ولی تا مجبور نشم کامنت نمی ذارم.
ببخشید که اینبار مجبورت کردم کامنت بذاری اما میشه آدرس وبلاگ ورطه رو هم برام بذاری؟
40. خانوم زیگزاگ در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۵
۱- دختری هستم ۲۲ ساله از تهران
۲- اولین بار یادم نیست از کجا به اینجا رسیدم جان زیپ زاگ اما مطمئنم با اینترنت اکسپلورر صحفه ت را بالا اوردم یعنی باز کردم
۳- پست مادام گلابی. بالاخره می دونی که کلن من با مردها مشکل دارم.
۴- ویولت. دلا و زندگی. تارا (یادداشت های یک تارای بی پروا). دلیل اولی علاقه ی زیادمه و دلیلم برای دومی و سوی اینه که دلم می خواد بیشتر باهاشون آشنا بشم. حس می کنم گیلاسی و آنی دالتون هم جذابند اما مصاحبه با اونا قبلن زیاد انجام شده. مگه اینکه سوالاتت خیلی خاص باشه.
۵- به نام خدا هستم. توسط بی بی سی و وی او ای اغفال شدم و دست به اغتشاش زدم. محصول مشترک ایران و انگلیس هم هستم تازه!!!
بگیریدش!
41. شب نویس در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۶
۱- ۲۳ ساله – ساکن تهران – دختر
۲- اولین بار تعریفت رو از کسی شنیدم و اون فرد گفت می تونم از پیوندهای دختر ترشیده پیدات کنم که همین کار رو کردم!
۳-چه سوال بدی! اممممممم…. اون پست هایی که مثل تذکره شروع میشه رو خیلی دوست دارم.
۴-شب گیر- آنی دالتون -توکا
۵-این از مورد ۳ هم بدتر بود! حیف که مدیون کرده بودی که جواب بدیم!…
قالب وبلاگت می تونه یه کم هنری تر باشه . البته همچنان ساده . راستش هیچی بهتر از این به ذهنم نیومد.
پست با حالی بود!
تعریفم رو از کی شنیده بودی؟!
42. فعلا اسم ندارم! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۷
اهل کاشانم. شهر من کاشان نیست. چون که تهران دانشجوم!
۱۹ سالی از خدا عمر گرفتیم.
من از “یاداشتهای یک دختر ترشیده” اومدم این جا و از وقتی اومدی بلاگفا می خونمت.
اون پستت که در مورد محمود جون بود رو خیلی دوست داشتم! البته پست هایی که در مورد افتخارات و آنتی افتخاراتت(!) گذاشته بودی هم خیلی قشنگ بودن!
نمی شه با خودت مصاحبه کنی؟!+مادام گلابی+آنی دالتون(این از همه حیاتی تره!)
راستی یادم رفت. دخترم!
اگه برات سوال شده که چرا اسم ندارم می تونی بپرسی!
خب … چرا اسم نداری؟
43. بهار در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۹
f 18 az esf
1-بهار هستم ۱۸ سالمه از اصفهان،خب دخترم دیگه
۲-از پیوندهای آنی دالتون
۳-افتخارات و اون یکیش
۴-شب گیر،گیلاسی،ویولت
۵-روزی دو بار آپ کن با پیونداتم هستم
افتخارات و اون یکی رو خوب اومدی!
44. ریحانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۶
۱_رشت زندگی میکنم و ۱۸ سالمه
۲-اگه وبلاگت تو history باشه که هیچی اگه نه با سرچ “یک گلابی دیوانه” تو گوگل وا میکنم
۳-پست افتخارات
۴-یک لیوان چای داغ- ربان سفید-کافه چکش
۵-واقعا هوا گرمه(از ته اعماق وجودم میگم) و این که کنکورو گند زدم:دی
این دیگه :دی داره؟!
45. ساقی سیمین ساق در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۶
۱٫دختری هستم ساکن شهرستان برازجان(از شهرستان های استان بوشهر که تفاوت چندانی با برره ندارد) متولد ۶۵ (نمیدونم میشه چند سال)
اینم عکسمه
۲٫اولین بار دقیق یادم نیست اما فکر میکنم از وبلاگ ویلیام یا شبگیر یا دختر ترشی فروش باز کردم وبلاگ شما رو
۳٫پست افتخارات رو دوست میدارم(بقیشون یادم نیست)و پست های انتخاباتیتو خوشم نمیومد
۴٫شبگیر
۵٫بیماری خاصی ندارم اما هر روز باید وبلاگ ویلیام و گلابی رو باز کنم (شاید هم داشته باشم اطرافیان ازم پنهان کردن) و اینکه ۴ ساله که احساس میکنم که زندگیم متوقف شده و درجا میزنم هی درجا میزنم (دقیقا از سالی که اومدیم تو این خراب شده زندگی میکنیم)
با اینکه فکر میکنی زندگیت متوقف شده و درجا میزنی اما تو عکس خوب افتادی … چیزی نشون نمیده!
46. خانوم جیغ! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۷
۱- از اسمم معلوم است! ۲۷ سال سن دارم و از تهران
۲- چه توقع ها دارید ها! یادم نمی آید! در حال حاضر باید به حد زیادی دلشاد باشید که می خوانمتان!
۳- مطالب مربوط به آن دوره از زندگیتان که عجیب شور انتخابات به جانتان افتاده بود!
۴- زیاد کنجکاو نیستم در مورد کسی چیزی بدانم! هر کس هر چه لازم باشد در بلاگش گفته. با این حساب نامی نمی برم!
۵- روش آمارگیری خوبی ست!
با تشکر، بله!
47. معمار بیکار(نفیسه سابق) در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۵
نفیسه هستم معماری خوندم بیست و چند سال سن دارم(سن خانوما رو نباید پرسید) ولی واسه این که زیاد فکر نکنی راهنماییت میکنم که هم سن و سال خودت هستم!
ساکن تهران
یه بار که در حین وبگردی بودم تو قسمت پیوندهای یه وبلاگ اسم موسیو گلابی رو دیدم یادم نیست تو چه وبلاگی بودم اما اسم موسیو گلابی برام جذاب اومد وقتی اومد به وبلاگت یه جورایی معتاد شدم آهان یادم اومد اسمت رو تو کامنت های وبلاگ آنی دالتون دیده بودم و بقیه ماجرا رو هم که گفتم…
عاشق پست افتخاراتت بودم و البته پست لطفا صدای شطرنج خود را کم کنید!!!!
همیشه هم آرزوم این بوده که کاش من جای مادام گلابی بودم!!!!
دوست دارم با آنی دالتون مصاحبه کنی و همینطور با نویسنده وبلاگ ویولت خیلی دوست دارم بدونم که چه جوری با بیماریش کنار اومده فکر کنم گزینه بعدیم هم شبگیر هست
موفق و موید باشی
امیدوارم به زودی با اسم نفیسهی فعلی (بیکار قبلی) کامنت بذاری …
48. فابیو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۵
خب من خیلی نظر نمی ذارم ولی همیشه می خونم وبلاگت رو. اون چن تا نظری را هم که گذاشتم بیشتر با همین اسم گذاشتم.
اول نظرمو راجب به این پستت بگم. خیلی ابتکاری و قشنگ بود. تو آخر خلاقیتی:)
و اما جوابها:
۱- دختر، ۲۶ ساله، فعلن تهران
۲-وبلاگ ویولت
۳- اغلب پست هات را دوست داشتم. ولی اون هنرها و عیبات خیلی توپ بود.البته بازم می گم الان حضور ذهن ندارم وگرنه اسم حداقل یه دو دوازده تا از پستات را می گفتم.
۴- توکای مقدس، بانو نقش و نگار،
۵-هیچی به نظرم نمی رسه فقط برات آرزوی موفقیت روزافزون می کنم.
دست شما درد نکنه! از لطفت هم ممنونم.
49. فابیو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۱
ا
من یه چیزی یادم رفت من هنوز یه انتخاب برای وبلاگنویس دارم: گلامور
:)
50. شمع سحر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۵
۱- ۲۴ ساله ام و در تهران ساکنم.


۲-هر چی فکر می کنم یادم نمیاد. ولی از یه وبلاگ خوب و خواندنی و جذاب بود.
۳-پست زنده باد ایران و پست نگاهی گذرا به تعدادی از افتخارات فخر عالم وبلاگ نویسی! و همین پستت. ولی در کل همشون یه جورایی قشنگن و خواندنی.
۴-زیگزاگ- گلامور- ویولت.
۵-در آخربرای همه ی دوستان، مخصوصا دوستان گل مجازی آرزوی موفقیت و کامیابی در تمام عرصه های زندگیشون رو دارم.
منم برای شما آرزوی موفقیت میکنم …
51. سوسن جعفری در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۹
سلام. فکر کن مدتی نباشی و بعد که آنلاین شدی تو گودر همینطور که میخوانی برسی به پست زیبایی که مادام گلابی نوشتهاند و ناخودآگاه یاد حرفهای همکارت بیافتی که من افتادم!
همکار ما میگوید ببخشید شما مشکل جنسی دارین؟ یا بیـ …ب؟(اسم یکجور بیماری به معنیی ترس از مقاربت!!!
) دختره میگوید نه!!!
همکارمان میگوید آخر بدجوری جیغ میکشید شبها گفتم اطلاع بدهم که من در بیمارستان زنان و زایمان هستم و دکترهای خوبی میشناسم و خودم هم میتوانم از نظر مشاوره کمکتان کنم و …
بندهی خداها از همان شب شطرنج در گوشی برگزار نموده بودند!!! والله!
همکارمان میگفت زوج جوانی به همسایگیشان در آمدند که بد جوری شطرنجی بودند!!! درست به همان شدتی که مادام فرمودند. این همکار ما مطلقه است با پسرش. بیچاره دیده بود این طوری ذهن پسر مهندسش مخدوش خواهد شد و احتمالاً شطنجی که سهله، شایدم برفکی! لذا فردا صبح زود میرود در خانه. خانوم جوان میآید دم در که بعله؟
سلام موسیو. خوبی؟
سلام سوسن جان، خوبم …
بعد از پست مادام گلابی فهمیدم این موضوعی که گفته چقدر فراگیره!
52. سیما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۲
۱)به نام خدا! سیما(زن)/۲۴/خوزستان
۲)تعریف آنی دالتون از شما در یکی از پست هاش
۳)هر چی خوندم باحال بوده فقط بی مزه ترینش بازی سوالات قروقاطی بود
۴)توکا/گلامور/شراگیم
۵)برنامه تون خیلی عالی بود فقط وقتش رو بیشترکنید!
درضمن اصلا فکر نمیکردم ۲۳سالت باشه! فکر میکردم بیشتر باشی
ممنون از لطفت …
53. مجید در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۴
۱- پسر ۲۰ ساله قزوین
۲- از وبلاگ خودم
۳-افتخارات موسیو گلابی
۴-دختر نارنج و ترنج – گیلاس خانومی-آنی دالتون
۵- جغدانه زندگی میکنیم.
نمیشه که دفعهی اول از وبلاگ خودت من رو دیده باشی!
54. مسافر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۵
ایده ی خوبیه…
منم بدم نمیاد بدونم!
خب تو هم میتونی بپرسی!
55. علیرضا (مردی از مترو) در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۷
سلام
علیرضا(اسمم که مردونه هستش ولی جمله دوستم یادت نره
)
۲۷ سال
ساکن تهران مجرب و شاغل در امر ساخت تونل و ایستگاهها و هر سوراخی که مربوط به مترو میشه
این آنی منو کشوند اینجا
پستهات قشنگه ولی اون پست “من و محسن و یک تجاوز به عنف” از همه جالبتر بود
دوست دارم با آنی دالتون بهزاد افشاری(درخت بدون سایه) و ویولت مصاحبه شود
همین دیگه هیچ مرض و غرض خاصی هم ندارم اگر خدا بخواد
همیشه برام جالب بود که بدونم چرا مردی از مترو هستی، الآن فهمیدم!
56. سارا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۰
۱ – دختر / ۲۱ / قم
۲- از favorites اینجا را باز میکنم اما بار اول از وب انی دالتون .
۳-پست معرفی نامزدها
۴-توکای مقدس
مرسی!
57. azamusic در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۳
اول اینکه سلام
دوم اینکه پسری هستم . . .
سوم اینکه لینکت را روز اول بازگشایی وبلاگم توی صفحه اول پرشین بلاگ به عنوان اولین وبلاگ باز کردم!
چهارم اینکه یادم نیست! یعنی چون ترسو شدی یادم رفت!
پنجم اینکه با خودت و بوترابی دربند و ابراهیم رهای روی لبه تیغ (شرط تو را رعایت نکردم)
ششم اینکه آخه مثلا می خوای مصاحبه کنی چی بگی؟ چی بشنوی؟
مؤفق باشی دوست من!
58. شیوا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۵
۱- ۲۷ ساله ام و ساکن کرمانشاه. جنسیتم به طور دقیق دقیق مونث میباشد. در ضمن متاهل هم هستم.
۲- اولین بار اسم شما رو تو کامنتدونی ویولت دیم و به نظرم جالب بود و گفتم بیام ببینم کیه! و احتمالا ادرس گذاشته بودید که کلیک کردم و اومدم. یادم نیست به خدا!
۳- همه پستهایتان کم وبیش جالب است. مخصوصا این اخریها “دیگه ازت بدم میاد” رو ترجمه کرده بودید اونو دوست داشتم.
۴- شب گیر- گلامور- گیلاسی!
۵- من از اهمتی نجاد متنفرم!
ممنونم از لطفتون و من هم نسبتاً ایضاً!
59. هاD در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۶
برنامه زندهس الان ؟ من استرس دارم . آب قند بدین .
نمیدونم چرا یاد قسمت نظرات سایتهای لوازم خونگی افتادم که در مورد محصول و رضایت و نحوه آشنایی باهاش سوال میکنن . البته دور از جون .
بگم خدا چی کارت نکنه . دستی دستی پتهمون رو داری میریزی روی آب . حیثیت نداشتهمون رو هم به باد میدی :))
عرض کنم که به نام خدا هستم . سوال ، سوال خوبیه :))
۱ . پسری هستم ساکن کرج با حدود ۲۲ سال سن !
۲ . خیلی وقته اینجا رو میخونم . دقیق خاطرم نیست اما اگر اشتباه نکنم از وبلاگ دختر نارنج و ترنج اومدم اینجا . اگر از جای دیگه اومدم صاحب وبلاگ حلال کنه .
۳ . http://golabi-life.persianblog.ir/post/16/ این رو که خوندم دلم میخواست لپت رو گاز گاز کنم :))
۴ . کیوان ( از پشت یک سوم ) – یک پزشک – زیتون
۵ – روی صحبتم با شماس . بله ! موسیو با خود شما هستم . من و شما با هم کش و قوس داشتیم و هنوز هم داریم . سر همون بحثی که کردیم و خودت میدونی و داری ادامه میدی و قانع نشدی و همچنان مرغت یه پا داره . مادر زاد فکر کنم تک پا به دنیا اومد . به هر حال کلاهمون تو همه .
در آخر میخوام از همین تریبون استفاده کنم و از تمام دستاندکارانی که در تهیه این برنامه تا این وقت شب زحمت کشیدن تشکر کنم.
باورت میشه اگه بگم یادم نمیاد سر چه موضوعی کش و قوس داشتیم؟! ممنون میشم اگه دوباره بگی … شاید لازم باشه باز هم به کش و قوسمون ادامه بدیم!
60. سمانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۶
سمانه ۲۴ ساله اراک نیمه مجرد نیمه متاهل
فکر کنم از وبلاگ انی دالتون به اینجا اومدم
پستهای انتخاباتی یادمه یکیش خیلی جالب بود
مصاحبه با :
یادداشتهای یک دختر ترشیده
لبخند پنبه ای
گیلاس خانمی
(فکر کنم یکم فمنیستی انتخاب کردم)
کلاً تعداد خانمها در فضای وبلاگستان بیشتره خب …
61. مدیکوس در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۰
۱- شهری که ازش متنفرم:تهران
۲-واقعا فکر می کنی آدم بعد از یک سال یادش می آد اولین بار این وبلاگ را از کجا پیدا کرده؟!!!
۳-اون پست افتخارات اونقدر بامزه بود که یکبار برای مامان و یکبار هم برای بابا و یکبار هم برای برادر گرامیمان خواندیم(البته باید اعتراف کنم برای برادرم که می خوندم وقتی می پرسید اینجا رو نشنیدم دوباره بخون چشم غره می رفتم!)
۴- شبگیر، توکای مقدس، یک پزشک(حالا مثلا می گفتم نیک آهنگ کوثر،مسعود بهنود و مسیح علی نژاد چی کار می کردی؟)
۵- <نگاه به دوربین:> من اعتراف می کنم که از بی بی سی پول می گرفتم که جوونا رو گول بزنم تا در اغتششاشات شرکت کنن.من از تک تک ملت همیشه در صحنه عذرخواهی می کنم.من انگلی بیش نیستم…
اگه اونا رو میگفتی خب با اونا مصاحبه میکردم! مگه اونها شاخ دارن؟!
62. سعید در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۵
۱-سعید/اهواز/۲۲/مطمئنم تا بنویسم مرد میگی بای ولی «مرد»
۲-کاملا اتفاقی به وبلاگ محمد آرمان رفتم و از آنجا هم کاملا اتفاقی به شما رسیدم
مدت آشنایی با شما=پنجشنبه ی این هفته می شود ۱۵ روز
۳-از وبلاگ قبلیتان چند مطلب را خواندم و به نظرم«بسم الله گلابی-الهام: من آویزان نیستم-ذخیره ی طلایی طنز نویسی» زیبا بود.
۴-اگر کسی محمد آرمان را میشناخت، دوست داشتم با او مصاحبه کنی اما آنی، ویولت و گیلاسی گزینه های جالبی به نظر می آیند.
۵-بد نبود اگر میپرسیدید دوستان مشغول چه کاری می باشند؟/از محمد آرمان یک سراغی بگیرید.اگر گذرت به دانشگاه شهید چمران اهواز افتاد، خوشحال میشوم چند شبی را با ما باشید(اهوازیها مهمانپذیران خوبی هستند)
در پایان الگوی نوشتاریم شخص بزرگوار و خودستای موسیو گلابیست اما در مورد الگوی رفتاریم کمی شک دارم که آنی دالتون پرشورتر است یا موسیو؟!
در مورد الگوی رفتاری حرف خاصی ندارم اما الگوی نوشتاریت رو حتماً عوض کن!
63. عسل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۶
برای بار سوم سعی میکنم که کامنت بذارم . من عسل هستم . ۳۱ سالمه از کرج لیسانس زبان روسی دارم . مجردم . امروز اولین بار بود که وبت رو دیدم از لینکهای ویولت ولی قبلا اسمش رو دیده بودم توی وبهای دیگه . از وبت خوشم اومد . دیگه اینکه آهان اون سه تا وبلاگی که خواسته بودی ویولت آنی دالتون و گیلاسی .
متأسفم از اینکه همین بار اولی که اومدی این همه دردسر کشیدی! و البته ممنونم که تسلیم صفحهی نظرات بلاگفا نشدی!
64. جاسم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۰
سلام .
بعد از خاموش کردن سیگاروگذاشتن لیوان چای ، گوشی همراهم را نیز به کناری گذاشته ( هنوز برای عصا زود است !! ) وبچه نیز خوابیده !!! . جزو معدود دفعاتی که خود واقعیم را معرفی می کنم ( البته جنابعالی حسب زحمات اینجانب ، بنده را تقریبا” می شناسید )
۱- سهیل هستم ،( نام مستعار جاسم ) بچه تهران ودر حال حاضر ساکن بندر عباس و در حدود ۳۹ سال سن . ۱۸۲ سانتیمتر قد و ۹۱ کیلوگرم وزن . سایز کفش ۴۳ ، رنگ مو مشکی ، رنگ چشم قهوه ای ( چیز دیگه ای یادم نمی آد !!! )
۲ – آدم وبلاگ خودش را می شناسد !! من از پیوند های خودم شروع می کنم !!! .
( البته اولین بار از وبلاگ آقای بهزاد افشاری اینجا آمدم )
۳ – پست های ورزشی را تر جیح می دهم !!! ( شطرنج و کلا” این جور ورزشها !!! )
۴ – ویولت – شب گیر– هفت ( وحید نیک گو ).
۵ – اگر قول بدهی صورتمان را شطرنجی می کنی حرف هایمان را بزنیم !!!
آهان … سایز یقه پیراهنم هم ۱۸ است !!
اولاً که زحمتی نداشت اون کار، انجام وظیفه بود … ضمناً مگه میخوای کادوی تولد بگیری که سایز کفش و پیراهنت رو اعلام میکنی؟!
در مورد کامنت خصوصیت هم متأسفانه باهات موافقم!
65. پر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۵
۱٫دختر هستم ساکن شمال ۲۴ ساله
و اینکه خیلی علاقه مندم در مورد سیر وسلوک عرفان بدونم
۲٫از طریق وبلاگ دوستان ۲ ماهی هست که مطالبتون رو می خونم
۳٫وقایع اتفاقیه قبلی ها رو هنور فرصت نکردم مطاله کنم ولی حتما این کار رو در اولین فرصت خواهم کرد
۴٫ویولت .حوا .ایوانف.مسیو گلابی .توکای مقدس و انی
۵٫ من بیماریم از شما هم شدید تره گاهی شده که روزی ۲ بار هم پیوند های وبلاگم روچک میکنم
اون وقایع اتفاقیهای که خوندی اولین شماره بود! البته تصمیم دارم از این به بعد به صورت ماهانه انتشارش بدم!
66. آیلار در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۰
فکر می کنم تا حدودی میشناسید منو ولی بازم می گم آیلار هستم متاهلم ۲۸ سالمه یه پسر ۴ ساله هم دارم ساکن تبریزم . مطالبت رو در مورد جسیکا آلبا دوس دارم از خودتم خوشم میاد چون مودبی یادم نمیاد از کجا پیدات کردم
لطف داری آیلار جان!
67. ارام در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۶
سلام من زهرا هستم ولی معمولا با اسم ارام کامنت می ذارم و البته این اولین بارهستش که دارم کامنت می ذارم.۲۶ سالمه و ساکن امریکا هستم شهر دالاس.اولین بار از پست شبگیر که در مورد کنسرت اقای یزدانی نوشته بود به پستش لینک بودی و از اونجا با هات اشنا شدم.راستش پست خاصی رو حضور ذهن ندارم که بگم ولی در کل اینجا رو دوست دارم و بعضی از پست هاتو که به نظرم بامزه می یاد یا به قولی باهاشون حال می کنم رو واسه همسرم بلند بلند می خونم .در مورد مصاحبه هم یه نفر هستش و اون هم شبگیر.
از طرف من از همسر مهربان و پرصبرت تشکر کن! میدونم چقدر عذابآوره شنیدن پستهای من!
68. خانوم حنا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۱
۱- ۳۲ساله ساکن تهران، مونث و متاهل و مادر ! امیدوارم با این همه توضیح دقیقا متوجه جنسیت من شده باشی و ضمنا امروزی که گذشت(۲۳ تیر) تولد یکسالگی پسرم بود
۲-از وبلاگ ویولت
۳-مردم برای افتخاراتت
۴- توکای مقدس، ویولت و…..و…….آنی ! به خدا به جون خودم به پیر به پیغمبر من همینطور که داشتم سوالاتو می خوندم این جوابا اومد تو ذهنم و بعد از تعجبی که جوابام با تو یکیه شاخ دراوردم
۵- چند ساله دلم می خواد وبلاگ داشته باشم اما امان از قسمتهای تحتانی فراخ
توضیحات و اسمت گویای همه چیز بود!
تولد گلپسرت هم مبارک!
69. mary در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۲
۲۶
Hamilton, newzealand, IE khoondam yani ye joorayi golabiam manam
az webloge Violet
poste eftekharat chon mano yade bachegiham andakht
shabgir va ani va Madam golabi (eshkali nadare ke weblog nevis nis
in fek konam dafe 2 ya 3 bashe nazar mizaram akhe fonte farsi nadaram o midoonam sakhte khoondanesh kheily
Arezooye residan be madam golabi e gol mangoli daram baratoon
جالبه که بگم من خیلی راحت و بدون هیچگونه درد و خونریزی پینگیلیش رو میخونم، با همون سرعتی که فارسی رو میخونم … اصلاً هم اذیت نمیشم.
ممنون که لطف کردی و برام کامنت گذاشتی …
70. تـــــرانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۴
چون گفتی مدیونید باید جواب داد دیگه!!
۱٫ دختری هستم همسن خودت خارج از ایران
۲٫مسلما ویولت چون من از طریق ویولت بود که وبلاگ خون شدم!
۳٫الان حضور ذهن ندارم بیشتر مطالبت رو دوست دارم البته بجز موضوعات فوتبالی و سیاسی!( شرمنده اخلاق ورزشیتون هم هستم اما خوب سلیقه است دیگه! نمی تونم این دوتا رو خوب هضم کنم!)
۴٫ویولت, شبگیر, آنی دالتون!
۵٫اوووهوووم ؟! چشم هام جلو دوربین اذیت میشه زبونم بند میاد نمی دونم چی می خواستم بگم کلا یادم رفت! باشه دفعه بعد!
مرسی که جواب سؤالاتم رو دادی … بقیهی حرفها هم باشه واسه دفعهی بعد!
71. papary در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۵
سلام…ایول…همیشه که میام با یه ایده جدید و یه چیز تازه روبرو میشم. (آیکون پریا در حال تشویق و هورا و سوت و از این حرفا)
اما جوابا:
)
۱-بنام خدا…پریا هستم اما همه جا پپری (papary)خودم رو معرفی میکنم(یعنی تو نت)…تا چند روز دیگه سنم به اندازه ربع قرن میرسه….در طهران (حتما هم باید با “ت” دسته دار نوشته بشه) زیندگانی میکنم، روزگارم بد نیست. شدیدا هم مجردم(این مورد هم برای سوزاندن یک نقطه استراتژیک پسران شیرازی که ذکر خیرشون رفت
۲- بخدا از بس که اینو جواب دادم و برات نوشتم مطمئنم که خودت هم حفظ شدی…اتفاقی یه روز تو دانشگاه با یکی از استاد هام در مورد یکی از پستهات داشتیم حرف میزدیم که فوضولیم گل کرد که بیام و دقیق تر بخونم. شب قبلش پستت رو دیده بودم اما سرسری خونده بودم. چند بار هم اسمت رو دیده بودم تو وبلاگای دیگه.
۳-نامزدها (قسمت اول)، افتخاراتت، یه پست دیگه هم تو همین مایه ها داشتی که الان هر چی میگردم پیداش نمیکنم، صدای شطرنج (البته نمیدونم میتونه کمک کنه یا نه. چون به هر حال مال تو نبود. اما مال اینجا که بود!)، قوانین، آمریکا ما زنیم.
۴- ابراهیم رها بتوان ۳
۵-کی پخش میشه؟ میشه تو فیلم تازتون یه نقشی هم به من بدین؟
و من هم هزار بار پرسیدم چه استادی بوده که این حرف رو بهت گفته؟ چه درسی میداده؟ کدوم دانشگاه؟!
72. دکتر سارا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۷
۱بانویی هستم ۲۹ ساله ساکن خوزستان
خودم
۲٫یادم نیست چه جوری به وبلاگت رسیدم
۳٫اون دو تا پست که مال افتخارات بود
۴٫
۵٫ایشال همینطوری قلمت توانا بمونه
از لطفت ممنونم …
73. بیتا عسگری در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۴۱
۱۶٫۱ ساله /تهران/ دختر.
۲٫از طریق وبلاگ لبخند پنبه ای.
۳٫پست های انتخاباتی و سیاسی/گل بی خار است/افتخارات.
۴٫آنی دالتون.
۵٫از آرزوهام ملاقات با موسیو گلابی و سانگ ایل گوگ(جومونگ) است!گفتم شاید باید بگم!!!!!!!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
التماس دعا-بیتا
ارتباطی نداره اما من هیچوقت کامنتهات رو حذف نکردم تا حالا!
و در مورد آرزوهات هم امیدوارم در دیدن جفت این آدمهایی که گفتی تجدید نظر کنی!
74. هیوا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۴۴
۱٫ اینجانب: هیوا ۱۹ ساله از قم میباشم(تا کنون جز خوانندگان خاموش بودم )
۲٫ یه بار دوستم گفت این موسیو گلابی بامزه مینویسه برو وبلگشو ببین!
۳٫ اون پستی که در مورد افتخاراتت بود و اولین پستی که بعد از انتخابات نوشتی و پستی که حاوی یک ضرب المثل بود: سالی که نکوست از بهارش پیداست و بازی سوالات قروقاطی(با جوابات خیلی حال کردم)
۴٫ گیلاسی هستم. اقای زیپ و خانوم زیگزاگ. زنانه ترین اعترافات حوا
۵٫ کنکورو گند زدم!دنبال یه روش برای خودکشی!!!!
ایشالا که وقتی نتیجهش میاد اونقدرها هم فکر میکنی بد نداده باشی … راستی دوستت گفت این موسیو گلابی؟!
75. ریحانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۴۸
۱- اگر تقلب حساب نشود دختری هستم ساکن تهران با حدود ۲۳ سال سن !(به جان خودم هیچ گونه شیطنتی در کار نیست)
۲- تا اونجایی که یادم میاد از طریق لینک ولی متاسفانه لینک دهنده رو یادم نمیاد!!
۳-همون اولین مطلبی رو که ازت خوندم از همه بیشتر دوست دارم . یه قسمتی از مکالمه با مادام گلابی بود و این که میخواستی سوپرایزش کنی و در آخر یادم میاد بهش گفته بودی خیلی گاوی !!! (شرمنده دیگه توضیحات بهتری نداشتم که بدم :D )
4-من خودم بیشتر علاقه مندم که وبلاگ نویس هایی که نمیشناسم رو بشناسم . راجع به شناخته شده ها سوالی تو ذهنمون نداریم که بخواد جواب داده بشه !
۵-من هیچ وقت نتوانستم در لنز دوربین زل بزنم و حرف دلم رو بزنم … این بار هم نخواهم توانست … بار الها !
همون توضیحات اولیه کافی بود … ادامهی توضیحاتت شرمندهم کرد!
76. زهرا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۱
۱٫من زهرا ۱۷ ساله از قم
۲٫از طریق ویولت با وبلاگت آشنا شدم اون پستی که رفته بودید کنسرت رضا یزدانی!اگه درست گفته باشم!!!
۳٫پست افتخارات وبلاگی و پست مادام گلابی اینو نه به هر دلیل زشتی بلکه به دلیل منگولی خودم تا وسطای پست دوست دارم!!!
۴٫آنی دالتون.دختر نارنج و ترنج.گیلاس خانومی هستم
۵٫من یکمی هول شدم !!!!بدانید که من در حال حاضر دچار منگولیسم شدم برای شفایم دعا کنید روزهای سختیست!!!!
چقدر خواننده از قم دارم … جالبهها!
در مورد بند ۲ هم فکر میکنم درست گفتی …
77. هیوا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۸
فقط میخواستم بگم اگه ایده ای برای خودکشی دارید, ایده ای نو و بدون درد باشه, لطفن!!
تشریف ببرید تظاهرات، سر امیرآباد!
78. tenkai در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۰۹
۱- ۲۲- مرد(مذکر)- ارومیه
۲- اول اول اولش یه search زدم در google با این query: “دختر” site:blogfa.com
در نتایج صفحه اول «یادداشت های یک دختر ترشیده» هم بود!
۳- واقعیتش حضور ذهن ندارم، شرمنده.
۴- اسپایدرمرد spidermard.wordpress.com
5- من از گلابی بدم میومد. ولی این وبلاگ باعث شد نظرم نسبت به گلابی عوض بشه! الان از گلابی بدم نمیاد ولی ترجیح میدم نخورمش(منظورم میوه گلابی بود).
از صداقتت در جواب دادن به سؤال دوم خوشم اومد! ضمناً گلابیها واقعاً خوردنی هستند!
79. امین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۷
۱-امین.اصفهان.۱۸ سال دارم.
۲-قکر کنم از انی دالتون رسیدم اینجا.۶ ماهی بود که وبلاگت رو میخوندم ولی چراغ خاموش بودم.به دلیل کنکور حوصله نظر دادن نداشم.
۲-درباره محمد نوشته بودی خوب بود.کلی خندیدم.درباره مئژوسوی هم قشنگ نوشته بودی بازم کلی خندیدم!
۳-انی دالتون.همونی که ام اس داره.همین دو تا بسه.سه تا بشه کم میاری من بهت گفته باشم.
۵-تو نوشته هات یه ذره اغراق داری.مراقب خودت هم باش.نگرانتم.
اعتراف میکنم یادم نمیاد که چی در مورد محمد نوشتم! چی نوشته بودم؟!
80. جاسم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۲
حالا که در موردش گفتی ، یادم اومد که اونم اول بهمنه !!!
کادوی تولد شمام پیش ماست .
حالا تا تولد من کی مرده و کی زنده! میگم نظرت چیه که کادوم رو از حالا بدی؟!
81. سمیرا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۴۳
http://varteh.persianblog.ir/ فکر می کنم در پیوندهای توکا هم باشه. بهترین نوشته های طنز وبلاگستان رو زمانی می نوشت. حالا که کسی حوصله طنز نوشتن نداره.
مرسی از اینکه آدرسش رو دادی … پس لازم شد سری هم به آرشیوش بزنم!
82. آزاده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۱۴
سلام
گفتین آدرس بلاگ دکتر کوچولو رو بدم اینم آدرس: http://drkoochoolooo.persianblog.ir/
چندین سال وبلاگ هاشون رو می خونم این آخرین وبلاگشون است
و میشه نفر پنجم رو اضافه کنم؟!! لطفا در اولین فرصت با موسیو گلابی هم مصاحبه کنید:دی
از بابت آدرس ممنون … اتفاقاً تا حالا یکی دو بار تصمیم گرفتم با خودم مصاحبه کنم اما چیز جالبی از آب در نیومده!
83. marjan در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۲۹
دیدم اکثرا مجرد و زیر ۳۰ سال اند.
پس فعلا هیچی نمیگم چون زنی هم سن ویولت دوست داشتنی ام. و ساکن … خارج.
خب پس شما هم که جوونید …
84. saleheh در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۴۱
Salam
bebakhshid ke bayad finglish neveshtehaye mano tahammol konid.. type farsi nadaram
1. man nazdike 30 sal daram va az arlington virginia webloge shoma ro mikhunam
2. az webloge violet umadam va hanuz ham az hamunja behetun sar mizanam
3.nasretun shivast va man nevehstehaee ke ta hala khundam ro dust daram (ratsesh hanuz hameye archive ro vaght nakardam bekhunam…. inja zendegi ungahdar sholooghe ke man har vaghti biaram webloge violet va baad shoma va gilaasi ro mikhnam…)
4. fekr mikonam ba khodetun, gilaasi va violet .. ba sani ham gaar mosahebe bekn khube vali lotfan soaalaye tekrari naporsid.. soalaye khallagh beporsid.. midunam ke kheili bahushid va az pasesh bar miaid…
5. Delam baraye iran tang shode… delam baraye khanevadam tang shode… delam baraye hameye adamaye gharibe ham tang shode.. weblog ha ye panjere hastand ke behem komak mikonand duri ro tahammol konam…
bebakhshid dramatic shod vali man in achand vaghte hessabi “Home Sick” hastam…
omidvaram ke movaffagh bashi….
ممنون که با تمام این اوصاف سر میزنین … سعی میکنم مصاحبهی خوبی بشه …
85. سپیده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۰۴
جنسیت : زن –
متأهلم و ۲۸ سالمه
ساکن تهران هستم ،به نظرم میاد از وبلاگ زهرا hb با این وبلاگ آشنا شدم .
وبلاگهای مورد علاقه : زهراhb- گره کور – دختر نارنج و ترنج
از آشنایی باهاتون خوشبختم!
86. فلفل بانو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۲۱
۱- فلفل بانو هستم ۲۶ ساله از تهران ( وای خدا چقده پیر شدما)
و پست مادام گلابی
۲- از طریق وبلاگ آقاهه و خانمه اومدم اینجا http://he-and-she.blogfa.com/
3- اون پستت که علاقه مندی کاندیداها رو گفته بودی
۴- خودم ( مگه چیه خودم وبلاگ نویسم ) – خانمه – زیگزاگ
۵- خیلی با نوشته هات کیف میکنم مرسی و خسته نباشی
مرسی از لطفت … خودت هم وبلاگنویسی اما من مثلاً تأکید کرده بودم که اسم خودتون رو نگین!
87. مجتبی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۲۵
۱٫ مجتبی ، قاعدتا پسرم و نوزده ساله
۲٫ فکر کنم چاپ دوم بود !
۳٫ سوتی هات با حال بودن
۴٫ وحید نیک گو ، یک محمد ، عسل (سمفونی حماقت )
۵٫ خیلی بچه خوبیم
یعنی مورد پنجم رو لازم بود من یا بقیه بدونیم؟!
88. هدی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۵۷
۱- دختر – نیوکاسل (استرالیا) – ۲۴
بنابراین به همه پست هاتون امیدوار باشید

۲- دقیقا اولین بار یادم نیست ولی آخرین بار قبل از اضافه کردن به گوگل ریدرم از آنی دالتون توی یه پستی اومدم اینجا
۳- (شکلک تفکر) معمولا از وقتی که گذاشتم پشیمون نمی شم
۴-اوممممممم الان که هیچکی… اگه یه وقتی لازم شد می گم
۵-وقتی ایران بودم هی تلاش کردم و آرزو کردم بیام بیرون حالا که اینجام از یه هفته قبل انتخابات هی آرزو می کنم کاش همونجا بودم. حالا اینم یه مرضه یا نه رو نمی دونم
نه، مرض نیست! به نظرم ربط به عِرق ملی و وطندوستی و اینجور چیزها داره …
89. رویا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۰
۱٫ بیست و هفت سالگیم داره ازم خداحافظی میکنه.
۲٫ فکر کنم از وب آنی به اینجا رسیدم و این از بهترین اتفاقاتیه که میتونه برای یه وبگرد
بیفته.
۳٫ من همه نوشته هات رو دوست دارم.
۴٫ آنی . شبگیر . ویولت والبته گلامور .
۵٫ممنونم که توی این وانفسا هستی
شوخی میکنی دیگه؟! به نظر من که از بدترین اتفاقاته!
90. Moh3n ! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۵
بسم الله الرحمن الرحیم (با لحن آقا بایرام تو اخراجی ها)
همیشه میخونم اما معمولا کامنت نمیذارم.. شاید چون.. !! آخه من سبک نوشتن یا کامنت دادنم اصلا به اینجا نمیخوره..
+ اسم که مشخصه ! بیست سالمه.. تهران !
+ یه بار از توی لینک های دوست داشتنی “تار و ترمه” پیدات کردم !!
+ امم… خوب افتخارات جالب بود با همون اندر احوالات یه همچین چیزایی راجع به ا.ن. که توش شعار تبلیغاتی بوتان هم موج می زد !!
+ نمیشه با منم مصاحبه کنین ؟!
خوب توکا و … ! بقیه رو نمی دونم و حتی نمی شناسم که بگم خوشم بیاد از اونا مصاحبه کن !! حتی وبلاگشونو نخوندم !
+ دیگه اینکه همین.. خلاقیتت روز افزون !
تار و ترمه؟ نمیشناسمش!
91. سهم کوچکی از دنیا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۷
۱ نوزده ساله/اصفهان/دختر
۲ از وبلاگ انی
۳همه نوشته هات قشنگ بودند .وقایع اتفاقیه جالب بود
۴ آنی دالتون ، ابراهیم رها ، ویولت
۵ نمی دونم چی بگم .
همینها هم که گفتی نشوندهندهی لطفت بود … مرسی!
92. م.پارسا(4ساله از تهران) در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۸
سلام عمو گلابی
همه چیز از اسمم پیداست.خودم محمد پارسا هستم ۴ساله از تهران.چون سواد دست و حسابی ندارم یعنی اصلا ندارم.بابام برام می نویسه.اون متولد ۵۴ از تهرانه.
برای پیدا کردنت فقط تو گوگل نوشتم “یه گلابی خوشمزه” از بس که خوشمزه بود بابام لینکش کرد.خدائیش همه پستها رو دوست دارم .به بعضی هاشون می خندم ، ولی خیلیهاشون رو اول فکر می کنم بعد می خندم ، دوباره فکر می کنم.
با اسپایدرمرد-ابراهیم رها و ویولت مصاحبه کنی بهتره .اگه آزاد باشن.
یه سوال هم دارم .مطمئنی که عدد سنت رو جابه جا ننوشتی چون بابام تو ۲۳ سالگی هنوز داشت تو جوب با یه کیسه فریز پر از آب دنبال تیله میگشت.
دیگه اینکه فکر کنم اینقدر توانایی داری که برای جذب خواننده از شطرنج و این جور چیزها استفاده نکنی اگر چه اونها هم قشنگن.
راستی یادم رفت بگم بابام مذکره.
م. پارسای ۴ ساله از تهران! جملهی آخر رو اگه نمیگفتی هم میدونستم! ممنونم ازت که همیشه به وبلاگم سر میزنی و با اینکه سواد درست و حسابی نداری همیشه نظرت رو میگی تا بابات بنویسه!
93. هاله در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۲۴
سلام موسیو
آیا ممکنه خصوصی سازی بشه حرفامون؟؟؟
اگه کسی میخواد بقیه نظرش رو نبینن حتماً تیک خصوصی رو بزنن، باور کن من چیزی رو به زور عمومی نمیکنم!
94. فرزانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۸
اول اینکه من هر وقت اپ می کنی می خونم اما کامنت همیشه نمی ذارم … بیشتر شنونده هستم تا گوینده
)
۱- دخترم .. ۲۱ سالمه … شهرکرد
۲- پیوندهای آنی دالتون ( که ایشونو هم یکی از دوستانم معرفی کردن
۳- لیست افتخارات بود اگه اشتباه نکنم …
۴- ویولت… همین!
۵- اصلاً فکر نمی کردم ۲۳ سالت باشه….فکر می کردم حداقل ۲۵ سالو داری
ممنون که میخونی … در ضمن دیگه دو سال که این حرفا رو نداره!
95. نیلوفر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۵
۱-نیلوفر هستم ۲۳ ساله مه البته دارم میرم ۲۴ اهل شمال هستم و متاهل


۲- اولین بار از طریق وبلاگ آنی اومدم خونتون خیلی خوش گذشت!
۳-گل بی خار خداست!البته همه ی پست هات عالین ها ولی نمیدونم چرا یهو این اومد به ذهنم
۴-این ۳ نفر عبارتند از شبگیر شبگیر شبگیر
۵- الان روی آنتنیم؟خب به نام خدا اول از برنامه ی خوبتون تشکر میکنم و دوم اینکه اگه میشه وقتشو بیشتر کنین
راستی یه عکس از خودت بزار ببینیم نویسنده ی مورد علاقمون که اینقدر شیرین زبونه کیه؟!
در آخر هم میگم خدا تو رو از ما نگیره و زیر سایه ی مادامت خوشبخت باشی
با تشکر از علاقهی زایدالوصفت به شبگیر، میترسم وقتی عکسم رو بذارم دیگه مطالبم رو نخونی!!!
96. نگار در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۵
۱- نگار – ۲۷ تهران
۲- از وبلاگ سعید (یادگاری های یک درخت) بهت رسیدم و جوری شده که دیگه وبلاگ شما رو هر روز می بینم اما وبلاگ اونو نوچ !!!!!
۳- یه مطلب نوشته بودی که به مادام گلابی راجب وبلاگ نویسی صحبت کرده بودی، یادته ؟! من از اون مطلبت خیلی خوشم اومد.
۴- یعنی میشه با خودت هم مصاحبه کنی ؟؟! … اگه شد که خودت ، گیلاس خانومی و ویولت
۵- در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال من همه از من گریزانند تو هم بگذر ز نام من
مگه میشه اون مطلب و اون روز رو یادم بره؟! یادمه!
97. فریبا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۶
۱- فریبا ۲۹ ساله از تهران
۲- از وبلاگ آنی دالتون عزیز
۳- همه پستهای مربوط به مدح آقای رئیس جمهور عزیز و اون داستانی که درباره دوستتون نوشته بودید (پارکینگو ترستونو بعد هم اینکه گفتین همش داستان بوده )من باورم شده بود
۴- شبگیر – ویولت عزیز- ابراهیم رها
۵- به مادام گلابی سلام برسونید
سلامت باشید … راستی اینکه فقط برای ویولت از کلمهی عزیز استفاده کردی، به این دلیله که بقیه عزیز نیستن؟!
98. آرش در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۸
سلام
۱-من اصفهان زندگی میکنم همسن همین ترشیده ی دوست داشتنی(البته به چش خواهری)
۲-آنی دالتون ما رو به وبت معتاد کرد واولین وبلاگی بودی که لینکت کردم
۳-باپست افتخاراتت خیلی حال کردم انقدر که دلم خواست یه پس گردنی بهت بزنم ولی خب از داداشت ترسیدم
۴-با این آسیه دختر عفت پیشه مصاحبه کن من تا حالا از این جو ر جونورا ندیدم
۵-من شطرنج دوست دارم جسیکا آلبا دوست دارم وعاشق احمدی نژادم (بجون خودم)
یادم رفته بود که توی پستم بنویسم نمیشه با آسیه مصاحبه کنم! میترسم مات زیبایی بشم و کیش ادب ایشون بشم!
99. پرند در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۰
۱- دختری هستم ساکن تهران با حدود ۲۵ سال سن!
۲- هر چی فکر کردم یادم نیومد!
۳-جورابت را بپوش…بستنیت را لیس بزن!
۴-هر کسی غیر از اون ۳ نفری که خودت گفتی!!
۵-بیماری خاصی دارم و به سبب آن هرروز صبح اول وقت قبل از خوردن صبحانه گلابی لایف را باز کرده و به مطالعه آن می پردازم.
در عوض اشتهات به صبحانه رو از دست میدی و به نوعی رژیم میگیری!
100. مریم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۲
سلام موسیوی عزیزم
میبینم که کنجکاوی شما هم برای شناختن خواننده هاتون کمتر از ما نیست . یادمه وقتی گفتی به میمنت پیروزی آقای موسوی در انتخابات خودتونو کامل به خواننده هات معرفی میکنی من کلی دعا کردم که دولت سبز بشه دولت ایران وگرنه رای من آقای کروبی بود.
۱- ۳۶ ساله از گرگان
۲- یاداشت های یک دختر ترشیده (آنی دالتون)
۳- همه پستات قشنگن ولی قلم شما تو تذکرﺓالمقامات معرکه بود.
۴- مادام گلابی – ویولت –
۵- چقد خوبه مث بعضی از وبلاگرها یه عکس از خودت بجای اون تصویر گلابی بذاری گوشه وبلاگت.(فکر میکنم بقیه هم دوس داشته باشن با چهره شما آشنا بشن)
برات آرزوی سعادت و بهروزی دارم
ممنون از این همه لطفت … من هم کلی دعا میکردم که دولت سبز امید بشه دولت ایران هر چند ناچار به افشاگری بشم!
101. ساکت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۳
۱- زنم ۳۵سالمه کارمندم متاهل خواننده همیشگیت متولد و ساکن قم اصالتا تفرشی
۲-یادم نیست چجوری پیدات کردم
۳-مطالب مربوط به معرفی نامزدها بصورت تذکره را دوست دارم
۴- خیلی دلم می خواست حسین هم(همسرم) وبلاگت رو میخوند ولی هیچوقت نمی خونه
۵- با شبگبر باهم جفت بشید خیلی باحال می شید
۶-دوستت دارم بعنوان خواننده ات ولی فکر نمی کنم مادام گلابی خوش بحالش باشه چون پسرها دختر رو فقط برای برای دوستی می خوان نه زندگی که این اصلا جالب نیست
۷- باهرکی خواستی مصاحبه کن به جز ویولت و آنی دالتون چون اونا خیلی تکراری اند
۸- خوش به حال من که وبلاگت رو می خونم چون یه دفه تووبلاگ شبگبر عاشقت شدم چندهفته پیش
۹- خوش به حال تو که من خواننده تم چون دوستت دارم
بله، خوش به حال من! در مورد بند ۶ هم ممکنه چند نفر استثنائی وجود داشته باشن، نمیشه یعنی؟!
102. الی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۴
۱- الی هستم دختری ۲۳ ساله از تهران
۲- از طریق وبلاگ آنی دالتون با وبلاگ شما آشنا شدم
۳- واقعا نمیدونم کدومو بگم جدی جدی همشو دوست دارم
۴- شبگیر عزیز- ویولت – زیر تیغ
۵- دوست دارم بتونم قشنگ بنویسم اما مثل اینکه نمیشه دوست دارم لینکم کنی مثل اینکه نمیکنی دوست دارم که هیچکس تو این دنیای حتی مجازی دروغ نگه اما میگن دوستدارم شاد باشن همه اما …
کی گفته که بد مینویسی و کی گفته که لینکت نمیکنم؟ هر کی گفته دروغ گفته! اما اونی که گفته توی دنیای مجازی دروغ میگن، راست گفته، خیلی هم راست گفته!
103. عماد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۷
۱٫ متولد ۵/۵/۵۷ بابای دو دختر تهران
۲٫ اگر اشتباه نکنم از طریق وبلاگ دلا
۳٫ آشنایی با مادام. یادمه بهت یه توصیه پدرانه خصوصی هم کردم و تو هم خصوصی ابراز لطف کردی.
۴٫ توکای مقدس – تارای بی پروا- دلا
۵٫ شاید وقتی دیگر
اگه دو سال زودتر به دنیا اومده بودی عالی میشد تاریخ تولدت!
104. ملیحه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۰
سلام
۱-۲۵-یزد-تا الان فقط خواننده وبلاگتون بودم و اولین باره نظر می دم
۲-آنی دالتون
۳-سادگی نوشتنتون رو دوست دارم ولی چیز خاصی تویه ذهنم نیست که مجزاش کنم
۴-خیلی اهل وبلاگ خوندن نیستم ولی فقط یه پیشنهاد دارم با اسپایدر مرد صحبت کنین
۵-…
کاش تعداد رأیهای اسپایدرمرد اونقدر بشه که شرمندهت نشم …
105. عادل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۶
سلام …
۱- ۲۶ سالمه؛ ساکن تهران؛ اسمم هم دیگه مشخص میکنه که از عناصر ذکور هستم؛
۲- راستش دقیقاً خاطرم نیست؛ اصلاً به خاطرم نمیآد … فقط میدونم وبلاگ پرشین بلاگت رو بیشتر دوست داشتم؛ هم قالبش و هم آدرسش و هم، همه چیزش ….!
۳- افتخاراتتون برام خوندنی بود؛ قوانین زندگیتون هم برام جالب بود ….
۴- من اول آنی رو توصیه میکنم؛ (آنی دالتون نه ارمغان! دوست دارم با شخصیت آنی مصاحبه کنی!) شبگیر رو هم پیگیری می کنم و مطالبش برام جالبه …. و البته با وبلاگنویس جوان که تازه یه پست نوشته هم دوست دارم مصاحبه کنی! فهمیدی کی رو میگم؟! … مادام گلابی رو میگم دیگه بابام جان!
۵- اینترنت واقعاً جزء لاینفک زندگی من شده؛ دوستهای خوبی پیدا کردم و مطالب زیادی رو ازش یاد میگیرم؛ الآن که دارم ۵ – ۶ روز میرم مسافرت ناراحت اینترنت نداشتن در سفرمم!
منم همین جمعه عازم سفرم … اتفاقاً بد نیست که گاهی آدم از تعلقاتش جدا بشه!
106. حمیده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۰
۲۲د سال و ۴ ماه و چند روز! ساکن مشهد. دخمن که از گل بهترم دخترم من دخترم!



۲) اولین بار از طریق لینک وبلاگتان در وبلاگ آنی دالتون.
۳) از ان جا که کمی حسود تشریف دارم پستی که آبرو ریزی هایتان را نوشته بودید خیلی دوست دارم!! (پست بعد از افتخارات!)
۴) شراگیم و آنی دالتون و ؟؟ (مورد سومی تو ذهنم نیست!)
۵) یکی از مواردی که در شما قابل تحسین است این است که به نظر مخاطب بها می دهید و کسی که در وبلاگ شما نظر می گذارد احساس نمی کند برای دیوار نظر گذاشته!!! چون شما بعدش به صورت پاسخ کامنت تشکر می کنید یا به وبلاگ کامنت دهنده سر می زنید. با این که خیلی از وبلاگ های پر مخاطب زیاد به این مورد بها نمی دهند! در مجموع شخصیت مردمی و به دور از تکبری دارید
موفق و سربلند باشید
مطمئنم که همهی بلاگرها این کار رو میکنند … در ضمن فکر نمیکنم وبلاگ چندان پرمخاطبی داشته باشم …
107. عسل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۷
عسل نعمتی ۲۶ ساله از کرج(نقاشی مو هم نشون بدید لطفا)
از نوشته هایی برای بودا و طعم گس عشق به گلابی رسیدم
واقعا دوست دارم لپ این گلابی رو بکشم
قشنگ می نویسی بقیه رو نمی تونم جواب بدم چون وبلاگی نیستم ولی وبلاگی ها رو دوست دارم
:)
چه نقاشی قشنگی!
108. بهارک در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۸
سلام
)
نمیدانم جرا تعدادشان هم روز به روز در حال افزایش است!!! به هر حال منظورم از این رودهدازیها این بود که باورم نمیشد ۲۳ ساله باشی.. یه چیز دیگه هم هست اول که این پست رو خوندم فکر کردم با این کارت من رو که مدتهاست خواننده بیخاصیت کامنتنگذاری هستم رو وادار کردی به حرف زدن ولی بعدش دیدم قراره خودت هم به هر کامنتی جواب بدی، پس این به اون در شد و گفتم یه بار کامنت گذاشتن کاری نداره که!
۱٫ مونث، ساکن تهران، ۳۰ ساله.
۲٫ از وبلاگ ویولت اینجا رو پیدا کردم. اسم وبلاگ هم موثر بود البته.
۳٫ تذکره میرحسین. (کلاً هر کسی هر تذکرهای رو تو وبلاگش بذاره اون پستش میشه پست مورد علاقه من. با تشکر از اول عطار و دوم ابراهیم نبوی
۴٫ زیتون، ویولت، آنی. اینطور که من تا حالا دیدم مصاحبه با ویولت و آنی قطعیه. خوب این عالیه ولی تکلیف انتخاب اول من چی میشه؟ باید رای جمع کنم؟ تبلیغ کنم؟ مناظره کنیم؟ تجمع کنیم؟ حزب تشکیل بدم؟ جبهه سیاسی تشکیل بدم؟ برم زندان؟ اغتشاش کنم؟ رنگی بپوشم؟ موبایلها رو قطع کنم و اس ام اس رو وصل کنم یا برعکس؟ افسرده بشم؟ جشن بگیرم؟ کتک بزنم؟ کتک بخورم؟ ول کن این جوری پیش بره این بحث تموم نمیشه…
۵٫ یه زمانی بود همه آدم حسابیهای دور و بر از من بزرگتر بودند بعد نمیدونم چی شد که کم کم سر و کله آدم حسابیهایی پیدا شد که از من کوچکتر بودند
یعنی من آدم حسابیام؟ چقدر خوشحالکننده! اگه یه مقدار دیگه ازم تعریف کنی هیچ بعید نیست که با خط خودم چندصد تا رأی دیگه به نفع زیتون بندازم تو صندوق!
109. سما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۸
۱)۲۹٫تهران .لینک گیلاسی

۲)از نوشته هات خوشم میاد ولی الان اون مطلبی که درباره سرچ مطالب نوشته بودی تو ذهنم اومد
۳)گیلاس.آنی دالتون.شراگیم
۴)من خیلی وقته وبلاگ میخونم ولی تازه وبلاگ درست کردم واسه خودم یعنی من یه تازه واردم.آمار وبلاگم در بالاترین روز ۱۰ تا بوده.ها ها ها
اتفاقاً من چند تا وبلاگ خیلی خوب میشناسم که خوانندههاشون شاید به ۵ نفر در روز هم نرسه و افتخار میکنم که یکی از اون ۵ نفر هستم …
110. انقلاب سبز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۴
دوست عزیز
نماز جمعه این هفته تهران به امامت آیت ا… رفسنجانی خواهد بود .
در این مراسم پر فیض مهندس میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی و مهدی کروبی حضور خواهند داشت .
ای عزیز
جمعه سبز پوش در کنار یکدیگر حماسه ای دیگر خواهیم ساخت .
با توجه به بازداشت شدن دکتر بوترابی مدیر گروه سایت های پرشین بلاگ , از شما وبلاگ نویس عزیز انتظار حضور داریم تا انزجاز خود را از این همه بی اخلاقی ها و دروغ ها اعلام کنید .
لطفا اطلاع رسانی کنید
قرار ما جمعه , نماز جمعه
میدونم این کامنتگذار هیچوقت جواب من رو نمیخونه اما خواستم بگم که آقای بوترابی رو به شدت (با چند تا تشدید) دوست دارم و امیدوارم هر چه زودتر آزاد بشه …
111. مرضیه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۵
سلام…منم از اون خواننده های خیلی خاموشم..ولی الآن چون دیدم حق!! منم هست که نظرم در مطالب آیینده ی وبلاگ تاثیر داشته باشه نظر میدم.
۱-۲۳ ساله..ساکن تهران..متآهل
۲-وبلاگ آنی دالتون
۳-تعدادی از افتخارات فخر عالم وبلاگ نویسی!..پست هایی هم که خاطرات شخصیتان بوده خیلی جالبن..وایضا..جورابت را بپوش بستنی ات را لیس بزن!
۴-خودتون..آنی دالتون..شب گیر
۵-به نظرم خوبه که هر کس اگرفیلم خوبی دیده یا کتاب خوبی خوانده ..در کامنت آن روزش اشاره ای به آن بکند.
با مورد پنجم موافقم … خودم اولین کسی هستم که از این به بعد این کار رو در وبلاگم خواهم کرد …
112. بانو مریم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۶
F/36/Teh
به حق کارهای نکرده حتی توی چت !
مصاحبه با هر کی گنگ و مرموزه .
نه کسانی که هشتصد بار جاهای مختلف مصاحبه کردن !
از طریق وبلاگ ویولت میام اینجا .
گنگ و مرموز … گنگ و مرموز … آهان، شبگیر خوبه؟!
113. عسل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۷
۱- عسل هستم … ۲۴ سالمه … از تهران !!! ( احساس چتهای دوران طفولیت دوباره بهم رجعت کرد ! )
ولی منتظر پستهای گلابی مابانه ت هستم … بی صبرانه !
۲- شبگیر !
۳- سر پست افتخاراتت خیلی بهت افتخار کردم و یه جورائی رفتی تو لیست لپ کشانیها!
۴- شبگیر … گلامور
۵- اینکه یه بار با حرفم ناراحتت کردم و معذرت میخوام … خیلی چیزای دیگه هم میخواستم بگمها یادم نمیاد
من از حرفت به هیچ وجه ناراحت نشده بودم … فقط میخواستم دوباره یادآوری کنم که کامنت کسی رو حذف نمیکنم، حداقل میذارم اسمش بمونه!
114. Samaneh در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۹
۱٫ ye khanume 33 sale ke modate kamie tu Canada zendegi mikone
2. az un jaryane raftan be Concerte Reza Yazdani va majarahash dar webloge Violet ba shoma va Shabgir ashna shodam..
3. hamun poste avali ke khundam azatun dar morede concert..maze in weblog raft zire dandooonam…
4. Shabgir, Gilassi va Tookaye Moghadas
5. Dar lahzeh zendegi kardan ro bayad tamrin kard ta aval adat beshe badesh farhang beshe tu zendegimun….va aval khodemun bayad taghir konim ta betunim mohitemuno taghir bedimm hatta age nachiz bashe..
ممنونم از لطفت و حرفهای قشنگ آخر کامنتت …
115. مهراوه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۰
دختری ۲۶ ساله هستم
نمیدانم از کجا به این راه کشیده شدم خدا باعث و بانیش را چی کار کنه
از مطالبت استاد و ماجرای خودت و محسن و انتخابات و افتخاراتت را خوشم امد
ویولت که تقریبا همه میشناسنش انی که کاملا خودش را معرفی کرده بنابراین با زیپ و زیگزاگ و شبگیر و بهزاد افشاری مصاحبه کن
میدونم دلت میخواد باعث و بانیش عاقبت به خیر نشه!
116. مهرداد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۴
۱٫مهرداد/۲۷/تهران/مرد(بخدا دقیقا مرد هستم)
۲٫از طریق تعریف های ویولت
۳٫نقد کنسرت رضا یزدانی
۴٫شبگیر/مادام گلابی/گیلاسی خانم (ویولت خیلی شناخته شده است نیاز به مصاحبه نداره)
۵٫باحالی
من که نگفتم مرد نیستی مهرداد جان! اتفاقاً یه وبلاگنویس به اسم مهرداد داریم که اون هم خیلی مرده!
117. علیرضا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۷
۲۰سالمه دو روزه که با وبلاگت آشنا شدم از طریق ولگردی اینترنتی
فعلا همه پست ها رو نخوندم که بخوام نظر بدم
ویولت/دلا وزندگی/
کلا از وبلاگت خوشم اومد
سلام آشنای جدید! پیشاپیش ازت معذرت میخوام بابت خوندن پستهای قبلی!
118. عطیه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۲
خوب راستش من اکثراً یه خواننده خاموش هستم و زیاد کامنت نمیذارم. اما وبتون رو هر روز باز میکنم تا مطلب جدیدتون رو از دست ندم!
۱- خوب از اسمم (عطیه) معلومه دیگه : جنسیت : مؤنث سنم رو نمیگم! (برای اینکه قانون خانومها رو نقض نکرده باشم!!)خودتون یه سنی تو مایههای ۳۰ و ۳ یا ۴ رو در نظر بگیرید!!! به همراه همسر و دخترم (دینا) ساکن تهران هستم!
۲- فکر کنم منم از وب ویولت بود که وبت رو پیدا کردم و مطلب اون روزت در مورد فید و گوگل ریدر و … (اگه اشتباه نکنم البته! حافظه ندارم که برادر!)
۳- منم بیش از همه از پست معرفی نامزدهای انتخاباتی (قسمت اول) لذت بردم.
۴- توکای مقدس، شبگیر، عقاید یک دلقک
۵- چرا مادام گلابی یه وبلاگ نمیزنه؟ به نظرم جالبتر از اینه که تو وب شما بنویسه! (نظر شخصیمه ها!!)
مادام گلابی، مثل اینکه مورد پنجم رو به شما گفتند!
119. سیما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۳
۱٫ دختر. تهران. ۲۳سال
۲٫ منم فک کنم از وبلاگ ویولت و اون پستی که با هم رفته بودبد کنسرت یزدانی پیدا کردم و می تونی حدس بزنی که چه مدتیه… البته که خیلی خوشم اومد و هر روز صبح که میام سر کار سعی می کنم بخونم. کلا پستی رو از دست نمی دم ممکن با تاخیر بخونم و تا حالا شاید ۲بار هم کامنت گذاشتم.
۳٫ با پست افتخارات کلی خندیدم و برای همکارام تعریف کردم.
۴٫ همونایی که خودت گفتی با همون ترتیب. اما من یه ۲ هفته ای که گیلاس خانومی رو هم می خونم از اونجایی که آرشیوشو پاک کرده اگه زحمتی نیست عطش خاله زنکی منو جوابگو باش.
۵٫ اممم… آآآ… این پست رو واسه این جواب دادم که کلا معتقدم وقتی مردم می خوان یه آماری رو بدست بیارن دوست دارم آمار دقیق باشه…!
ممنون که در به دست آوردن آمار کمکم میکنی … عطش خالهزنکی رو هم خوب اومدی!
120. غاز کبیر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۶
من که دیگه لازم نیست بگم کیم؟
اینا رو که دیدم یاد اون روزایی افتادم که هی می گفتم آدرس وبلاگتو بده تو هم حاشا می کردی که ندارم آخرش یه غروب که داشتیم از بی کاری میزارو گاز می زدیم گفتی برم وبلاگ آنی و بعدش بود که کشف شدی … (بماند که بازم حاشا می کردی).
ببین پولتم ریختم بیدار شدی چک کردی خبر بده.
پی نوشت: از مطالب قبل از وبلاگت بیشتر خوشم میاد. چرا؟؟!!
بود تو حسابم، گویا واقعاً ریختی!
پینوشت: مطالب قبل از وبلاگ چیه دیگه؟ مطالب ماهنامهی خاطرهانگیزمون رو میگی؟!
121. هلیا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۱
سلام
هلیا (دختر. خدایی نکرده گفتم اشتباه نگیرید که پسر هستم!) – ۲۷ساله از تهران- در روابط عمومی یه انتشارات کار می کنم.
از وبلاگ ویولت و شبگیر به اینجا رسیدم. همیشه از روی وبلاگ ویولت وبلاگتو باز می کنم.
همه نوشته هاتو دوست دارم (سیاسی- خاطرات- بازی ها و هر نوع مطلب دیگهای که مینویسی را میخونم.) ولی نگاهی گذرا به افتخاراتت خیلی بامزه بود.
دوست دارم با ابراهیم رها و توکا مصاحبه کنی.
دیگه این رو میدونم که هلیا اسم دختره! راستی شما احتمالاً چلچراغی نیستی؟!
122. نجما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۱
وووووییییی چه جالب و چقدرهم دیر رسیدم انگاااار
سلام
متولد ۶۲ ام البت نیمه دوم.اصفهانی ام .و مادر مقادیری فرزند….
۱-یک عدد بانوی متشخص
۲- اولین بار از کامنتهایی که برای انی گذاشته بودی وبلاگتو باز کردم تقریبا ۹ یا ۸ ماه پیش.شایدهم زودتر یادم نیست درست!
۳-همان پست افتخارات معروف که خیلی خندیدم.یادمه نصف شب بود از بس تو دلم خندیدم دلدرد گرفتم!
۴-اول از همه شبگیر عزیز که خیلی بهشون ارادت دارم.دوم انی دالتون و سوم ابراهیم رها(زندانی که نیست!)
۵-دوربین مخفیه
.و میدونم که این (جز عده خیلی کمی که هنوز هم توی قدیم ندیما موندن و یادشون رفته دنیا چقدر تغییر کرده )شامل همه هموطنانم است و همینطور هستند.





………..البته این افاضات هم مخصوص همین مواقع بود نه مواقع دیگه.دربقیه مواقع حالم از خودمم به هم میخوره چه برسه به………………البته دور از جون شما اااااااااااااااااااااااااا



من واقعا در چنین مواقعی (کدوم مواقع :همین مواقع دیگه)به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم.چون هموطنانم (مثلا شما) را اینقدر فهیم و باهوش میبینم
مادر مقادیری فرزند؟ چقدر رمانتیک!
بابت دلدرد هم ازتون معذرت میخوام!
123. سمیه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۶
خوب این لینک مودی : http://mehrnoosh1328.blogfa.com/post-512.aspx
مانی هم آره همونه
: http://paiiziman.blogfa.com/ ولی منم موافقم که با مادام مصاحبه کنی
راستی اینم آست : http://rroozzmmaarreeggii.blogfa.com/
بعدشم در جواب دوستت که آنتی ویروس خواسته بود من سایت tebyan.org رو پیشنهاد می کنم هم دانلوداش کامله هم اینکه آپدیت ها رو می ذاره !
امر دیگه ای نیس ؟
عرضی نیست، ممنون از لطفت، به خصوص در مورد پست مودی!
124. perthcity در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۹
سلام اسم و سن من و می دونید! راستش چون نمی خوام دیگه اسم وسنم رو کسی بدونه اینجا دیگه تکرار نمی کنم.
از قسمت نظرات سایت خاطرات مفاسد بود که باهات اشنا شدم،من پست افتخارات و خواستگاری دادشت رو از همه بیشتر دوست داشتم۴٫قبلا کسی رو به اسم بانو لینک کرده بودی اون خانم با ارمغان… .۵٫دوست دارم ببینم چه شکلی هستی.
به جرأت میتونم بگم که تو از اولین خوانندگان وبلاگم هستی … شاید جزو ده نفر اولشون! ممنونم از این همه صبر و حوصله!
125. محمد رضا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۹
۱٫ ۲۸ سالمه (نمی گم جنسیتم چیه چون تا اونجایی که من دیدم همه مشتریات خانومن(قابل توجه مادام گلابی) فقط یه پسر بود اون هم از قزوین!)
۲٫ من هم از همون پست کنسرت رضا یزدانی تو وبلاگ ویولت اومدم اینجا؛ اما معمولا یا از وبلاگ دختر ترشیده میام یا سرچ می کنم. دیگه ببخشید! البته وقتی از وبلاگ دختر ترشیده میام اون رو هم با سرچ رفتم توش(وبلاگش رو می گم دیگه! یه قوت سوءتفاهم نشه!)
۳٫ من همه پست هات رو خوندم، غالبا خوشگلن و خوشخوراک ولی اون پست خواستگاری رفتنت که درباره کاندیداهای ریاست جمهوری نوشته بودی خیلی بامزه بود و به دلم نشست.
۴٫ اسم سه تا وبلاگ نویس خوشگل، خوشتیپ، محبوب و قهار رو می نویسم که البته وجوه مشترک دیگری هم دارند که خودت باید بفهمی: ۱٫ دکتر محمود احمدی نژاد ۲٫ آقازاده اشون ۳٫ حسین درخشان (ناگفته پیداس که می دونم این بنده های خدا تو رای گیری شما شانسی برای رای آوردن ندارن. ولی من طبق دستورالعمل شما نظرم رو دادم)
۵٫ با این مراجع ها و کامنت گذارهای سینه چاکی که داری فقط می تونم بگم اللهم الرزقنا (اگه شانس ماست که خدا همون قزوینی اش رو هم رزق ما می کنه).
هر آنچه که نوشته شد، شوخی بود دیگه…
درود
البته تعداد پسرها بیشتر از یک نفر بود اگه با دقت و دوباره نگاه کنی!
در مورد سه نفری که گفتی آدرس وبلاگ آقازادهی جناب احمدینژاد چیه؟ در ضمن در مورد حسین درخشان هم مطابق دستورالعمل من نگفتی، فکر نکنی نفهمیدم!
126. عطیه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۰
- دخترکی از دختران ایران زمینم ! حدود ۱۷ سالمه ! و ساکن تبریز !
ایول بابا 
- از تو لینکای نیلویی اومدم اینجا !
- مطلب قبلی که واسه مادام بودو اون یکی که کار نیکو کردن از پر کردن است !!
- ویولت – خود گلابی دوونه ! – آنی دالتون
- می بینیم که بحث های شطرنجی کلاَ در خانواده تان منتقل شده
از زمان آدم و حوا این بحث در حال انتقال بود، فقط کشف نشده بود!
127. جاناتان مرغ دریایی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۴
۱- ۲۶/f/teh
مگه نگفتی ASl بدیم؟
۲- یه روز با خانومه و آقاهه http://he-and-she.blogfa.com/ از پارک اندیشه میومدیم حرف بر و بچ وبلاگ نویس بود آقاهه بین بهترین پسرهای وبلاگ نویس اسم تورو آورد من اول ۲ساعت به اسمت خندیدم (چون اولین بار بود میشنیدم) بعد هم اومدم خونه خوندمت
۳-همه چیز در مورد نامزدهای مهم ریاست جمهوری، قسمت اول!
۴- شراگیم- آنی دالتون رو هم که احتمالا همه میگن و اگه راست میگی ابراهیم رها
۵- ببینم خوب میوفتم تو دوربین، الو الو یک دو سه امتحان میکنیم
سلام علیکم خوبید شما؟؟؟؟ ببخشید آقا میشه یه بار دیگه سنتون رو بگید؟
من و خانومه یکی از جمله های تکراری که به هم همیشه توی حرفای وبلاگیمون میگیم اینه که: واااااااااااا دیدی این موسیو همش ۲۳سالشه
آقاهه و خانومه خیلی به من لطف دارند، خیلی … اما یه سؤالی … اون جملهی تکراری که همیشه میگین رو به قصد تخریب میگین یا تصعید!
128. عسل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۴
سلام من جز خواننده های خاموشت هستم اهل کامنت گذاشتن نیستم ولی چون اصرار کردی روی گلتو زمین نمی ندازم .۱-۲۴ سال .لرستان . به طور دقیق مونثم از این بابت مطمئنم.۲- از وبلاگ یادداشتهای یک دختر ترشیده ( آنی ).۳- عاشق افتخاراتت هستم.۴-شب گیر.آنی دالتون.آمیب ۴۵ کروموزومی.۵- حرف خاصی ندارم امیدوارم در کنار مادام زندگی خوبی داشته باشی
ممنون از لطفت … راستی من همیشه فکر میکردم که تعداد کثیری از خوانندگان وبلاگم، اسمشون الهامه اما حالا فهمیدم که تعداد عسلها به مراتب بیشتره!
129. نجما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۵
راستی من کامنتها رو نخوندمااااا
احتیاج به یکی دارم که میانگین سنی خوانندههام را به دست بیاره، میتونی کمکم شروع به خوندن و ورود اطلاعات کنی!
130. دختر نارنج و ترنج در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۶
سلام موسیو عزیز
از اونجایی که بسی تنبل هستم حتی حوصله م نشد دو تا کامنت رو بخونم که تقلب کنم. اما:
۱٫ پیرزنی ۳۵ ساله، زاده شیراز، ۱۲+۱ ساله که ساکن تهران
۲٫ خدایی یادم نمیاد از کجا می شناسمت. اما فکر کنم از بچگی!! سر بازی هفت سنگ.. درست می گم؟؟؟؟
۳٫ اون پستی بود که “ترین” ها رو توش گفته بودی.. اونو خیلی خیلی دوست داشتم!
۴٫ راستش فکر کنم: گیلاسی، خودت، آنتیگونه. البته خیلی ها رو دوست دارم ها.. تو محدودم کردی به سه انتخاب!
۵٫ راستش یه چیزی هست که خیلی وقته می خوام بگم اما درست نیست حالا که فضا مفته منم سوء استفاده کنم. پس توی وبلاگ خودم خواهم گفت…. اما عجالتا: فردا امتحان دارم. می رم درسم رو بخونم….
هنوزم دلم میسوزه که چرا اون پستی رو که بهش اشاره کردی، دقیقتر و باحوصلهتر ننوشتم … همیشه فکر میکنم ایدهی خوبی بود که عجولانه ازش استفاده کردم …
ایشالا امتحانت رو هم خوب بدی!
131. گلی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۹
سلام
۱٫ ۲۹ تهران هنوز خودم هم نمی دونم مامانم می گه مثل پسرا می مونم بابام بهم می گه دختر گلم آقامون هم هرجا به صرفش باشه زنشم هرجا نباشه اون زن منه
۲٫ از طریق وب لاگ ویولت
۳٫ همش رو دوست دارم
۴٫ ویولت توکای مقدس دالتون شبگیر ایراهیم رها
۵٫ من هم وبلاگتو از کامنتهای ویلی باز می کنم البته یه لینگ هم تو وب خودمون دارید ها
به مادام سلام برسونید
سلامت باشید، چشم!
از خصوصیات وبلاگ ویولت اینه که جاییه برای باز کردن وبلاگها!
132. حوتی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۹
این اولین باره که تو این مدت نسبتا مدید میام کامنت میذارم… نپرسید چرا تا حالا نذاشتی چون خودم هم نمی دونم !!! البته خیلی جاها هست که می خونم اما کامنتی نمیذارم… خوب یه جورایی منم دچار یه بیماری خاصم!!!
جنسیت: مـــــــــــــــــرد
سن: ۲۲ سال و چهار ماه و ۱۸ روز
اولین بار رو یادم نیست ولی تا همین چند وقت پیش هر دفعه از یه جا می اومدم.. آخه مدام یادم می رفت اینحا رو به لیست وبلاگ دوستان اضافه کنم..!!
افتخارات…اون شبی که خوندم یه دستم متکا بود برا اینکه بچپونم تو دهنم تا کسی بیدار نشه یه دستم هم دستمال برا اینکه اشکام رو ازخنده بپاکونم!!!
با وحید نیک گو… ابراهیم رها و اینحانب!!!
(کسی که مارو تحوبل نمی گیره لااقل شما یه زحمتی برا ما بکش…خیر از جوونیت ببینی)
ایشالا که چراغ اینجا همیشه رووشن باشه و بنویسی و بنویسی و … تا تو این قحطی دل یه مشت جوون رو شاد کنی


مرسی از لطفت … در ضمن بگو کجا میای که منم همونجا بیام برای تحویل گرفتنت!
133. میثم اللهداد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۱
۱٫ پسری هستم ساکن تهران و با ۳۰ سال سن.
۲٫ از طریق فیس-بوک پیدات کردم.
۳٫ در این مدت کم متن قبلی را دوست داشتم. همان که مادام گلابی نوشته بود. و همین طور یک متنی نوشته بودی که یک خانم و آقای جوان را سوار کرده بودی و آن ها می خواستند که بله و این ها.
۴٫ بیشتر وبلاگ نویس هایی که من می شناسم، شما نمی شناسید و برعکس. ولی از بلاگ رول خودت دختر ترشیده و ابراهیم رها را می پسندم.
۵٫ یه خبر خوب: امید هنوز زنده است!
پس خدا پدر مارک زوکربرگ رو بیامرزه! (اسمش رو یاد گرفتم میثم؟!)
اتفاقاً من اکثر دوستان پیوندهات رو میشناسم … حاضرم ازم امتحان هم بگیری!
134. حوتی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۲
راستی فکر کنم شهرم رو ننوشته بودم
اگه وقت امتحان تموم نشده بگم که اهل تهرانم
آره، ننوشته بودی! مرسی!
135. حبیب در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۵
۱- ۲۱/۵ساکن گیلان
۲- به احتمال زیاد شب گیر-پست کنسرت یزدانی!
۳-شطرنج!-افتخارات-انتخابات-تو محشر نمره میخوام !(خودم اون موقع به نمره نیاز داشتم)-بقیه مطالب!
۴-ارمغان زمان دالتون!-ویولت-سیب زمینی خورها-گیلاس خانوی به توان۲-عقاید دلقک-مرجان از قلب کویر-
۴-امیدوارم به وعدهایتان هر چه زودتر عمل کنید حرفتان حرف باشد نه مثل بعضی دولتی هاعمل!
۵- یک چیز فکرم مشغول کرده
شطرنج سوییسی
شطرنج سریع
شطرنج تون ساعت ۹ بذارید دم در!
و بقیه شطرنج ها
تا…………
شطرنج سریع خوب نیست حبیب جان!
راستی قرار بود اسم سه تا وبلاگنویس رو بگی … چند نفر بیشتر رو گفتی، تازه به توان هم میرسونی، عجبا!
136. امیرستان در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۶
۱٫ پسری هستم ساکن مشهد با حدود ۲۵ سال سن!
۲٫ دقیقا یادم نیست ولی فکر کنم از طریق لینکدونی آنالی رسیدم به تو.
۳٫ زنده باد ایران!، اندر احوالات براندازان نرم! و…
۴٫ توکا (هر چند یه مصاحبه ازش تو همشهری جوان خوندم)، آنالی، اسپایدرمرد، زیگزال
۵٫ تو این سالها سعی کردم آدم خوبی باشم.
زیگزال رو نمیشناسم. منظورت همون زیگزاگ خودمونه؟
137. سعیده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۷
سعیده ۳۰ ساله از تهران البته بچه همدانم ولی محل زندگیم تهرانه.
از وبلاگ گیلاسی
تازه وبلاگ شما رو دیدم(۱ هفته) ولی مطالب چند ماهتون رو خوندم اکثر مطالب جالبن ولی به طور کلی مباحث انتخاباتیتون جالبتره.
هر چند به لحاظ احساسی از مطلبی که در اون وبلاگتون رو به مادام گلابی گفتین که اسمشم یادم نیست ببیشتر خوشم اومد.
خیلی با وبلاگای دیگه آشنایی ندام.
خیلی خیلی جالب می نویسید و تقریبا از اون روز در مورد بیشتر مطالبتون تو خونه صحبت شده.در ضمن تو روزنامه اعتماد ملی روز یکشنبه یه مطلب طنز در مورد بذرپاش با ادبیات شما نوشته بود ….
ممنون از لطفتون …
البته اون مطلب با ادبیات من نبود، با ادبیات مرحوم عطار نیشابوری بود! اگه اشتباه نکنم نویسندهی اون متن هم وبلاگ داره و تعدادی از مطالبش رو میذاره توی وبلاگش، اما متأسفانه هر چی فکر میکنم آدرس وبلاگش یادم نمیاد!
138. مولی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۰
سلام
۱٫ مولی هستم. یک دختر بیست ساله. ساکن کرج و دانشجوی تهران.
۲٫ یادم نیست ولی فکر کنم وبلاگ زیپ و زیگ زاگ.
۳٫ پستی که وبلاگ داشتن رو به مادام گفتید و اون افتخارات و غیر افتخارات!
۴٫ توکا. گیلاس. ابراهیم رها.
۵٫ خوب و خوش و خندان باشی.
شما هم همینطور (در مورد بند پنجم!)
139. حوتی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۳
آهان یادم اومد
اینکه چرا کامنت نمیذاشتم
احساس می کنم بعضی بلاگ ها مثل اینجا از داشتن مراجعه کننده اشباح!؟ نه.. اشرار!؟ نه این نبود!! آهان یادم اومد اشباع شده!!
اون وقت یه کامنت من ممکنه زیاد دیده نشه!!!
البته میدونم دلیل خیلی مزخرفی آوردم ولی گفتم که یه چیزی گفته باشم!!!
دلیلت مزخرف نبود اما من همهی کامنتها رو با دقت میبینم و میخونم …
140. شاتوت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۴
سلام زن ۳۵ سال تهران از وبلاگ کاملن چیز اومدم http://un-titled.blogfa.com/
جالب بود نوشته هات
با دختر ترشیده حتمن مصاحبه کن چون من خیلی دوستش دارم
تا اینجا که نظرات رو تأیید کردم به نظرم میاد که آنی دالتون یکی از مصاحبهشوندهها خواهد بود حتماً!
141. Mr Jones در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۷
سلام موسیو !





پس چرا تایید کردی نظرات رو؟ قرار بود بزاری همه نظر بدن بعد تایید کنی که!!!
۱٫ من فرزدام و ۱۹ و خورده ای سالمه که چند روز دیگه میشم ۲۰ !
۲٫ از وبلاگ آنی دالتون آشنا شدم با وبلاگت !
۳٫ باور بفرمایید همه را !
۴٫ آنی دالتون – ویولت – زیگزاگ
۵٫ یه دونه ای در هر حال ! و در هر حال هم پرسپولیس سرور استقلال است !
ببخشید که بعد تایپ کردم ، آخه عصا و بچه و موبایل دستم بود !
شماره موبایل رو هم یادداشت کردی؟!
142. مونا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۴
خدا میدونه باز چی تو سر این گلابی میگذره
۱-دخترم حوالی ۲۴,۵ تو تهرانم
۲-یادم نیست از کجا پیدات کردم گلابی جان
۳-اوووووه کلی پستاتو دوست داشتم.یادم نیست که
۴-مصاحبه با ویولت و شبگیر و سر هرمس
۵-مادام گلابی حواست به این موسیو باشه که تو پست بعدی از ملت شماره میگیره.این خط – این نشون +
تشویش اذهان عمومی و اختلال در امنیت؟! آره؟!!
143. نیکو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۰
سوال اول را به علت پیچش هایی که در اثر خواندن کتب روانشناسی پیدا کرده ام نمی توانم جواب بدهم!! خب این هم یکی از آفات self discovery است دیگر!!
اولین باری که اصلاً اسم “موسیو گلابی” را شنیدم وقتی بود که عکس غذایی را (اگر اشتباه نکنم نرگسی) بر روی وب ویولت دیدم که زیر آن نوشته بود ” موسیو گلابی غذا را درست کرده و عکسش را هم برایم فرستاده” حالا بماند که من دو تا شاخ در آورده بودم که “مگر گلابی هم نرگسی می خورد!!!” آم روز سراغت نیامدم مدتی بعد یک کامنت جالب و البته طولانی ( یک چیزی تو مایه پست های شبگیر) گذاشته بودی که مرا اینجا آورد!!!!
والا الآن پست خاصی در ذهنم نیست که بگویم! معدود بودند پست هایی که خواندم خیلی قلقلکم نداد! اصلاٌ بگذار اینجوری بگویم من فقط از یکی از پست هایت تصلاٌ خوشم نیامد آن را هم اگر بعداٌ خواستی خصوصی جواب می دهم!!
اما در مورد بند ۴: دختر حریت پیشه وب !!!( که احتمالاٌ باید زرهی چیزی بپوشی و خودت را هم بیمه عمر کنی که انشالله شما را به جرم “نر ” بودن نکشد!!! ولی خب به من چه مربوط! خودت پرسیده ای که دوست دارم با چه کسانی مصاحبه کنی!)و… حالا شما از این مصاحبه زنده برگرد و مطلب را بنویس بعد با هم به توافق می رسیم!
بند ۵ هم بماند برای همان خصوصی نویسی!
۱٫ اونکه شما میگی نرگسی نبود، باقالا قاتوق بود! در ضمن من درستش نکرده بودم، فقط عکسش از من بود!
۲٫ کدوم مطلب بود که تصلاً ارش خوشت نیومد؟!
۳٫ در مورد دختر حریتپیشه هم اگه قرار باشه اسمش در باید احتمالاً چند تا حوزه رو باطل میکنم! (آیکون شورای نگهبان!)
144. شکوفه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۹
خوب حالا تکلیف من که واقعا دختر ۱۸ ساله ام چیه؟!

خوب!
۱٫من شکوفه ۱۸ سال و ۸ماه و ۱۹ روزمه!
کرج زندگی میکنم ولی روزا معمولا تهرانم!
بعد دخترم هستم دیگه!!
۲٫فک کنم آنی دالتون (احتمال ۹۰ درصد به بالا)
۳٫ زیاد یادم نیس فک کنم اون پست بستنی و جوراب و اینا رو خیلی خندیدم باهاش!
یه پستم داشتی اون تجاوز دوستت بهت! که خیلی بیمزه بود! ابنم از بیمزه ترین!
۴٫توکا شراگیم همین
۵٫ عرضی نیس!
دستت درد نکنه بابت اینکه حتی بیمزهترین رو هم گفتی!
راستی من تازه فهمیدم که تو فامیل گوریل فهیمی، برام جالب بود!
145. هایدی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۰
۱- بانو با بچه ۳۲ ساله از تهران
۲- خواستگاری برادر و تذکره المقامات عالی بود
۳-وبلاگ ….یادم نیست. به احتمال زیاد ماه مون
۴- خانم زیگزاگ،گیلاسی
۵-با این سن و سال فوقالعاده می نویسی موسیو
البته ما که سنی ازمون گذشته اما به هر حال ممنون، نظر لطفته!
146. می خواهم بنویسم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۱
بازم ابتکارات موسیو …

خب شروع می کنم …
۱- خواهر مسافر کوچولو هستم که فعلا به اسم اون می نویسم ، ۲۵ سالمه ، تهران .
۲- دقیق یادم نیست اما فکر کنم از لینکهای ویولت به اینجا رسیدم .
۳- پست افتخارات و پستی که برای مادام گلابی نوشته بودی از همه زیباتر بودند .
۴- ویولت ، آنی و گیلاسی
۵ – معمولا تو این شرایط که ازم می خوان حرفی بزنم هیچی به ذهنم نمی رسه که بگم … الان هم همینطوره …
یعنی واقعاً شرایطی که ایجاد کردم اینقدر سخت بود؟! جدای شوخی ممنون، همینقدر هم که وقت گذاشتی و نوشتی جای تشکر داره …
147. آیدین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۸
۱- ۲۱ سالمه … جنسیتمم نر هستش !!! از شهر زنجان هم وبلاگتونو میخونم
۲- دقیق یادم نیست یا از وبلاگ اسپایدر مرد با شما آشنا شدم یا آنی دالتو …بکی از این دو تا بودش
۳- چون جدیدا خواننده ی شما شدم نمیتونم انتخاب کنم و چون آرشیوتونم کامل ” هنوز ” نخوندم نمیتونم بگم …ایشالا وقتی کامل آرشیوتونو خوندم میگم :)
۴- ابراهیم نبوی – آنی دالتون – شبگیر
۵- { سکوت }
دروغ چرا … ابراهیم نبوی یادم نبود وگرنه خودم هم اسمش رو مینوشتم!
148. س در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۰
من سپیده ۲۰ ساله از مازندران


۲ ماهه از طریق وبلاگ آنی با وبت آشنا شدم والبته همه پست های قبلیتو خوندم
پست افتخاراتت رو خیلی دوست دارم و البته اون پست بعدیش که فرق لاک پشت و قورباغه رو نمیدونستی
آنی دالتون-شب گیر-اسپایدر مرد
به نظرم اصلا اصلا مغرور نیستی
یه استعداد خاصی هم در مورد طنز نوشتن درباره شطرنج داری که بی ناموسی ترین مسئله رو با با ناموسی ترین حالت ممکن میگی
مادام گلابی خیلی باید خانوم باشه که یکی مثل شما رو داره
روزی چند دفعه وبلاگتو باز میکنم
از ته تهای قلبم برات آرزوی موفقیت میکنم موسیو
آخیش تموم شد
ممنونم «س» عزیز! بله، درست حدس زدی … مادام گلابی خیلی خانوم هستند.
149. آیدین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۰
یادم رفت بگم فک کنم اولین باره کامنت گذاشتم تو وبلاگت …. دیگه یک خصیصه مهم دانشجویی …شاد بودنه که منم از این قاعده مستثنا نیستم و همین خصوصیت باعث میشد که کامنت نذارم
اشکالی نداره، اگه شاد باشی اشکالی نداره!
150. نارنجی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۳
تا حالا کامنت نذاشتم چون در وبلاگهای پر بیننده معمولا” نظر نمیذارم . دختری هستم ۳۰ ساله – تهران – اولین بار یادم نیست! اکثر مطالب هم خوب بوده مخصوصا” طنزهای سیاسی. ۴ – اسپایدر مرد ! به مادام هم سلام برسانید!!!
مرسی، سلامت باشید!
151. آیدا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۷
آقا خوب شد این پستو گذاشتی تا منم بعد عمری کامنت بذارم چون می خواستم بگم مثله قبل در حد انفجار نمینویسی مثل پست افتخارات.پستای قبلیتو بیشتر دوست داشتم
آهان حالا بریم سر اصل مطلب!۲۰ سالمه از اصفهان یادم نیست کدوم وبلاگ نویس نابابی منو به این راه کشوند دیگم اینکه دوست دارم با شراگیم مصاحبه کنی الانم که دارم توی دوربین نگاه میکنم ازت تشکر میکنم که زود به زود آپ میکنی در آخرم باید بگم ترو خدا با جوابت نزنی تو ذوقم که تشویق بشم بازم کامنت بذارم(نیشه باز)
در مورد پستهای انفجاری حق با توئه اما اقتضای زمانه هم هست!
جوابم چطور بود؟ مقبول افتاد؟!
152. رضا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۸
۱٫ جنس برتر و قوی تر ۲۴ تهران
۲٫یادم نیست از کجا اومدی توی لیست faviorit ولی فکر کنم آنی یا توکا …
۳٫گلابی کلا خوشمزس البته غیر دم و تخماش
۴٫spot light لنگ دراز و گیلاس
۵٫بهت میخوره سنت بیشتر باشه، کدوم دانشگاه درس خوندی؟؟
چقدر دیدگاه مردسالارانه داری رضا جان!
لیسانسم رو دانشگاه خواجه نصیر گرفتم و الآن هم دانشجوی فوق دانشگاه تهران هستم.
153. لیلا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۲
۱٫ بیست و چهار ساله ام (من همیشه از این aslبدم میامده همین است که چت نمیکنم معمولا بس که این سوال در تجربه اول عصبانیم کرد اما شما خب مدیون کردید دیگر)
۲٫ اگر اشتباه نکنم به گمان از وبلاگ شراگیم آمدم اینجا
۳٫ بی تعارف که دنیای مجازی اصلا محل تعارف نیست همه پست ها را دوست داشته اما یکی بود که توش از این گفته بودید که شما هم شوخ طبعیتان حدی دارد و نباید از شما توقع داشته باشیم در این شرایط شوخ طبع باشید را بیشتر از بقیه دوست داشتم
۴٫ توکای مقدس. spotlight
5. این که اینجا حرف های مهم خنده خنده زده میشود یعنی خوب. توی این شلوغی قیافه های اخمو کاش شما آنطرف مونیتور بودید و لبخندهایی که نشانده اید را تحویل میگرفتید. یعنی من بعضی وقتها فکر میکنم کاش شما یک بار جای ما بودید وبلاگتان را میخواندیدو کمی از تلخی روزتان کم میشد.
پس شما هم با کامنتتون من رو مدیون کردید!
دیگه اینکه تعریف بند آخرتون بدجوری چسبید! جداً یه لحظه خیلی ذوق کردم!
154. مهسا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۲
۱٫دختر/۲۳ ساله/ تهران
۲٫وبلاگ انی دالتون
۳٫پست مادام گلابی رو خیلیییییی دوست داشتم(دارم!!!)
۴٫انی. ویولت.گیلاس خانومی
۵٫این نیز بگذرد(همینجوریییییییی)
یه سوال فنی گلابی جان: شماهایی که میگید ۲۳ سالتون متولد چه سالی هستید؟!!! من از بدو تولد با این مساله سن و سالم مشکل داشتم:((( میشه کمک پلیز :( اینو روم نشد جلو دوربین بگم.
عرضم به حضورت که من ۲۳ ساله و خردهای سن دارم و متولد بهمن ماه ۱۳۶۴ هستم! برای اینکه راحتتر باشی در نظر بگیر که در بهمن سال ۱۳۶۵ یکساله بودم، پس در بهمن ۱۳۸۷ میشوم ۲۳ ساله و الی آخر!
155. بت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۷
۱٫ به شکل دقیق دختری ۲۳ ساله هستم. تهرانی. رشته تحصیلی کامپیوتر.
۲٫فکر میکنم از وبلاگ شبگیر اینجا اومدم. پارسال بود. قبل از اونم انگار می آمدم اما از اون موقع بیشتر اومدم. خیلی کامنت نمیگذارم.
۳٫حقیقتا تا به حال نشده که بخوام لپ وبلاگ نویسی را بکشم. پست افتخارات رو دوست داشتم. قطعا باز هم بوده اما فعلا این تو نظرم هست.
۴٫شب گیر اینا
مادام گلابی(با یک پست ارسالی وبلاگ نویس هستن دیگه)
وحید نیک گو وبلاگ هفت
۵٫ حدست کاملا صحیح بود داشتم به خودم میگفتم بسه دیگه سریال فرندز رو تعطیل کن برو دنبال کارت که به جاش وبلاگ را هم در کنارش باز کردم و در حالی که سعی میکردم روی یکیش تمرکز نکنم میخواندم. اما سریال رو تقریبا حفظ هستم پس بیشتر میخوانم و مینویسم.
وبلاگ توکا را حتی اگر گوگل ریدر بگه پست جدید نداره هر وقت بیام باز میکنم کامنت ها را هم میخوانم.
در مورد وبلاگ نویس ها هم بدون قضاوت در مورد گذشته و حالا و آینده مطالبشون رو میخوانم. به من چه که چکاره هستن یا نیستن.
هنوز نخواندم ملت اینجا چی نوشتن. فرستادم میخوانم. در ضمن یه سری دیگه هم نوشتم یادم رفت عدد بزنم پاک شد از سر نوشتم. چنین حوصله ای در خود سراغ نداشتم قبلا ها.
ممنون از صبر و حوصلهت … اعتراف میکنم که خودم هم معمولاً وقتی نتونم به هر دلیل نظرم رو دفعهی اول بفرستم خسته میشم!
156. سمیرا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۸
۱٫سمیرا هستم ۲۱ سالمه ۳ ساله اومدم تهران از شهرستان
۲٫از وبلاگ ویولت اومدم اینجا و از اون موقع هر روز حتی شده ۱۰ دقیقه میام نت به خاطر وبلاگ شما
۳٫همه پستا تونو دوس دارم چون تو تهران تنها بودم و اوایل خیلی سخت بود دوری از خانواده و من تنهایی هامو با وبلاگ شما و تک تک پستاتون پر کردم ولی واسه اینکه باور کنین خواننده وبلاگتون هستم چنتا از پستاتونو اسم می برم.یکی همون که با دوستاتون تو۲۰۶ رفتین شمال.یکی هم معرفی کاندیدا ها یا اون که به کلبه عشق ما خوش اومدین
۴٫توکای مقدس.گیلاس خانومی و حوا
۵٫شاید باور نکنین ولی نمی دونین تا حالا چندین بار مواقعی که هیچ کس نمیتونس کاری کنه که من حتی الکی لبخند بزنم خوندن وب شما یا حتی فک کردن به یه پست شما باعث خنده های از ته دل من شده .ببخشید من بلد نیستم بنویسم.ولی هرچی تشکر کنم ازتون کمه.ممنون
ای بابا، چقدر هندونه زیر بغل من گذاشتین! من هم هر چی تشکر کنم کمه، ممنون!
157. ازاده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۲
دختری هستم ۲۳ساله از اصفهان برای اولی باراز طریق وبلاگ یادداشتهای یک دختر ترشیده با وبلاگتان اشنا شدم پستی که عنوانش( گل بی خار خداست) ودیگری پستی بود با عنوان (امریکا مازنیم تو دهنت میزنیم) دوست دارم با نویسندگان وبلاگهای دختر ترشیده وعقاید یک دلقک مصاحبه کنید
چشم!
158. محیا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۳
۱-دختری هستم با نزدیک ۱۷ سال سن! و ساکن تهران.
۲-لینکت رو تو وبلاگ ویولت و پانیذ دیدم و فکر می کنم اولین بار او وبلاگ پانیذ .
۳-پست افتخارات
۴-گیلاس خانومی-ویولت-آنی دالتون.
۵-حرفی نیست… فقط اینکه نوشته هات عالین.همیشه ادامه بده :)
ممنون. سعی میکنم!
159. Moh3n ! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۵
اقا وبلاگتو معرفی کردم بدجور…
!!!
یه سر بزن ببین منم میتونم مثل شما طناز بشم یا نه
آره، دیدمش، ممنون از لطفت … بقیهی پستهات رو هم حتماً سر فرصت و باحوصله میخونم …
160. بی سرزمین تر از باد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۶
۱-دخترم!۲۳ سالمه!حالا گیرم که چی ۲۴ سالمه ولی خودم دوست دارم بگم ۲۳ سالمه!بچه کت کرمونم هستم
چی بود اسمش!
.البته شوخی بود هان.
۲-یادم نمی یاد!زیادم مهم نیست.ولی خوشحالم وبلاگتو پیدا کردم.چون کلی می خندم
۳-پست افتخاراتتو خیلی دوست داشتم با اون پستت که دوستت فکرای بدی در موردت داشت
۴-خودتونو زیاد تحویل نگیرین!!!!!!!!!
۵-عاشقتمممممممممم
من کِی خودم تحویل گرفتم؟! عجب بدبختیایهها!
161. پریا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۷
اهم
یعنی حتی دقت میکنم کدوم شکلک رو چجوری بکار ببرم و با یکی دیگه پس و پیش نشه! کلمه ای رو اشتباه ننویسم و…. همه پیوندامم هر روز باز نمیکنم، مگه اینکه منتظر جواب کامنتم تو یکی از وبلاگا باشم.
۱٫ من پریا هستم، ۲۵ ساله. جنسیتم که از رو اسمم معلومه دیگه! دخترم!
۲٫ راستش اسمتو تو بعضی وبلاگا دیده بودم، ولی اولین بار بطور رسمی از پیوندای آنی اومدم اینجا (اینجا نه البته، اون یکی وبلاگت. پرشین). ولی خب ماشالا اسمت همه جا بود! البته اینم بگم که خود اسم “موسیو گلابی” هم یکم آدمو قلقلک میداد که بیاد ببینه کیه این بشر!
۳٫ والا یادم نمیاد. حتما یه مطلبی بوده که همون آن که خوندمش گفتم آفرین! ولی الان حافظه یاری نمیکنه. توام سوالای سخت می پرسیا!
۴٫ خب یعنی چی؟ باید معروف باشن و همه بشناسنشون؟! اگه اینجوریه من گیلاسی، ویولت، ابراهیم رها رو ترجیح میدم.
۵٫ من وسواس عجیبی رو جواب کامنت دادن دارم. نه از این لحاظ که جواب همه رو بدم، از اون لحاظ که باید شکل جوابی که به کامنتا میدم خوب و شکیل باشه!
اهم
این بود پاسخ جامع و مانع من به سوالات.
ممنون از پاسخ مانع و جامعت!
راستش من اصولاً زیاد از شکلکها استفاده نمیکنم … چنین چیزی خیلی به ندرت پیش میاد!
162. تارا میرکا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۷
اول در مورد پست قبلی اینجا می نویسم!
اگر واقعا اولین نوشته ی وبلاگیت بود مادام، واقعا بهت تبریک میگم… جالب بود
قابل توجه مادام!
163. فرح ناز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۴
۱)۱۸ سالمه از کرج هستم.
۲)یادم نیست اولین بار کی وبت رو دیدم اما اکثرا از وب زیگزاگ وبت رو باز می کنم.
۳)راستش سخته برام بگم کدوم پست رو بیشتر دوست دارم اما وقتی توی نوشته هات از مادام گلابی می نویسی و موقع هائی که طنزت تلخ می شه رو خیلی دوست دارم.
۴)گیلاسی،شب گیر،یک پزشک،لنگ دراز
۵)یه انتقاد کوچیک دارم که البته نظر شخصیه منه و اصلا احتیاجی به توضیح دادن یا توجیه شما نداره چون همونطور که هممون می دونیم این وبلاگ شمائه و هر چی بخوای می نویسی و ما هم به عنوان خواننده حق انتخاب داریم که بخونیم یا نه!اما می خواستم بگم که بعضی موقع ها(کم) حس می کنم تو نوشته هات خیلی تلاش می کنی که خاصیت طنز رو حفظ کنی.که نتیجه اش این می شه که خیلی مصنوعی از اب در می یاد.نمی دونم خوب رسوندم یا نه.اما در کل نثر خوبی داری که این عیبای کوچیک رو می پوشونه.
کاملاً متوجه انتقادت شدم، سعی میکنم از این به بعد بیشتر رعایت کنم …
راستی یه چیز دیگه … خودم فکر میکنم قابلیت این رو دارم که روزی چند تا مطلب با طنز تلخ بنویسم اما فکر میکنم ممکنه باعث ناراحتی خوانندههام بشه …
164. تارا میرکا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۱
من توی وبلاگ خودم هم سنم رو نمیگم چه برسه به اینجا!!!
حالا چون اصرار داری ۲۰ ساله از شیراز
اولین بار تو کامنت گذاشتی توی وبلاگ سابق و من هم تورو خانومی صدا کردم و تو هم تا مدت ها به من می گفتی (و فکر کنم هنوز هم پیش بیاید می گویی) مرد حسابی… و تو هم از طریق وبلاگ ویولت با من آشنا شدی!
به کلبه ی عشق ما خوش نیامدید و (اسم اون یکی رو بادم نیست ولی همین چند وقت پیش بهت گفتم دوست دارم اینو با صدای خودت بشنوم… تو هم یادت نیست؟!)
شبگیر ، آقای زیپ، گلامورخان!
اگر واقعا عاشقی، معشوق رو رها کن!!! (رها کردن به معنای جدا شدن نیست… در اصطلاح عامیانه: آزادش بذار)
پی نوشت: از اونجایی که تو رو خیلی خوب می شناسم، مرد حسابی خودتی!
۱٫ هنوزم برام جای سؤاله که چطور در جواب موسیو گلابی که برات کامنت گذاشت گفتی ممنون خانومی!!
۲٫ چرا، من یادمه!
۳٫ چی میگی مرد حسابی؟! گلامور خان هم مگه وبلاگ داره؟!
165. مازیار در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۵
سلام موسیو
یک- من ۲۹ ساله ام و در تهران زندگی می کنم
دو- اولین بار فکر میکنم از طریق وبلگ آنی دالتون بهت سر زدم
سه- بیشتر مطالبت جالب هستند. با وجود تعریف هایی که دوستان از نوشته مادام داشتند، نظر من اینه که از این به بعد فقط خودت اینجا بنویس!
چهار- شبگیر، الد فشن، شبگیر ;)
پنج- اکثر وبلاگ های ایرانی :
– یا نوشته هایی از روزمرگی های زندگی صاحبش هستند؛ که در این صورت بعد از مدتی خواننده از خوندنشون خسته میشه
– یا از زبان یک جوان ایرانی شاکی از اوضاع زمانه، کشور، سیاست، اقتصاد، اخلاق و … هستند که آدم با خوندنشون غمها و شکایت های نداشته اش هم گل میکنه
– یا نویسنده شون – شاید برای تخلیه عقده ناشی از سانسور در دنیای واقعی – هر حرفی که به دهنش میاد – حتی اونایی رو که توی دنیای بیرون شاید روش نشه بگه- توی وبلاگش می نویسه تا آدم روشنفکر و ریلکسی به نظر بیاد
در این بین وبلاگ هایی هم هستند – هر چند معدود – که خواننده رو با هیچ کدوم از موارد بالا اذیت نمی کنن. حتما با این مقدمه حدس میزنی که یکی از اونها وبلاگ شما – بله خود شما دوست عزیز – می باشد! با خوندن اکثر مطالبت – اگر چه بعضی هاشون زیاد طولانی میشن- آدم میتونه یک پسر جوان با استعداد رو ببینه که با وجود اینکه نسبت به اوضاع اطرافش بی تفاوت نیست، همیشه هم در حال ناله و شکایت نیست. یا وبلاگ الد فشن عزیز که آدم رو به دنیایی می بره که کمتر میتونی اینجا تجربه اش کنی. اگر نمیشناسیش، آدرسش اینه:
http://oldestfashion.blogspot.com/
باور کن من الد فشن رو نمی شناسم و پسر خاله اش نیستم(!)، ولی ازت خواهش میکنم بذاری آدرسش رو بقیه هم استفاده کنند و لذت ببرند.
خیلی ممنون مازیار جان! اینقدرها هم که گفتی وبلاگ تعریفیای ندارم …
در ضمن الد فشن رو فکر میکنم اکثر وبلاگخونها میشناسن، منم مثل اونا!
166. اطلس در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۷
سلام و از این حرفاااااااااااااااا




قلمت و طرز فکرت خیلی جلوتر از سنته
۱- اسمم که اطلس هست ؛ اصفانیم ؛ اهله خوده اصفان ؛ اما خسیس نیستم؛ بعدم جنسم که جوره جوره ؛ مونثم ؛ بعدشم اینکه متولده ۱۰ شهریوره ۱۳۶۶ ساعته ۱۰ شب ؛ می خوای اسمه دکتره مامانم و اسمه بیمارستانی که توش به دنیا اومدمم بگم؟؟
۲- یهویی به وبلاگت رسیدم ؛ از همون اوله اول باهات بودم ؛ از اولین پستت که اسمش بسم الله گلابی بود ؛ اما ای امان از تنبلی که نزاشت برات نظر بدم
۳- همه ی پستاتا دوست داشتم به غیر از اون پستای قبل از انتخاباتت که سیاسی بود ؛ وگرنه بقیه ش به دلم نشسته بدجور و بد فرم ؛ جدی می گم ؛ اما اون یه پستت که دوستت تو را ……. فرض کرده بود دیگه تهش بودااااااااااا
۴- با هرکی می خوای مصاحبه کنی بکن ؛ ولی مرگه من شبگیر از دستت در نره ؛ هرچند برا اون خیلی تنبل بازی در میارم و نظر نمی زارم ولی ازش بپرس بقیه ی ماجراهای قبرس چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۵- اوایل با خوندنه نوشته هات فکر می کردم که با پدر بزرگ گلابی دارم آشنا می شم ؛ اما الانه که سنتا فهمیدم می بینم که تو یه نی نی گلابی هستی که ژنه فهم و درکت جهش یافته س
ووووخ ووووخ! (با صدای یک نینی بخون!)
معنیش میشه اینکه چقدر قدیمی هستی و چقدر بیصدا، ممنون از لطفت! (همونطور که میدونی اکثر نینیها حرفاشون رو مختصر و مفید میگن!)
167. rohollah در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۰
۱- روح ا… ۲۷ سالمه از اصفهان
اون پست که نیمه شب برگشتی رو خوشم اومد(لپتون رو میگذاریم دخترخانوما بکشن)
۲- فکر کنم از لینک در متن شبگیر بود.
۳- چون به شکار علاقه داریم!
۴ – مرجان، شبگیر ،زهرا اچ بی
۵ – بیسم ا.. الرحمن الرحیم من روح ا.. هستم معروف به بی قرار اومدم اینجا گوزینه بشم! به شرطی که اون تلویزیونه رو بدین!
چون به شکار علاقه دارم رو خوب اومدی!
168. نوشین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۲
۱٫ ۲۱ … تهران
۲٫ اولین بار یادم نمیاد … فکر می کنم بلاگ زیپزاگ شایستی هم ویولت … یادم نیست!
۳٫ همشون خوب بودن بی اغراق … افتخاراتت رو دوس داشتم و تذکرﺓالمقامات فی احوالات موسیو گلابی …اما قبلا هم گفتم پست تکرار هم می گذاری می خونم … نه که خیلی بیکار باشم … قلمت خیلی قویه!
۴٫ توکا – گلامور- آنتیگونه
۵٫باران باش و ببار ، نپرس پیاله های خالی از آن کیست …
برقرار باشی …
اگه یه بار دیگه این حرف رو بزنی قول میدم خودم نُه ماه استراحت کنم و پستهای این نهماهه رو دوباره بذارم!
169. 0171 در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۲
۱٫ ۲۰ ساله .پسر .گرگان
۲٫ وبلاگ آنی دالتون
۳٫ اون پستت در باره ی معرفی کاندیداهای انتخابات
۴٫ میر حسین موسوی .سید محمد خاتمی . زهرا رهنورد (هیچ کدوم وبلاگ نویس نیستن!!!)
۵٫ این اولین باره که دارم برای کسی کامنت میزارم
جدی میگی؟! واقعاً ممنونم!
170. سعید در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۲
۱٫ پسر، ۳۳، تهران
۲٫ از وبلاگ آنی دالتون
۳٫ پست افتخارات و همینطور شرمندگیات
۴٫ اسپایدرمرد، حرف حساب، نوشته های بهزاد افشاری
۵٫ لعنت به این زندگی
ای بابا! چرا؟
171. مریم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۰
- ۲۷ ساله خارج از ایران
۲- وبلاگ آنی دالتون
۳-نمی دونم !
۴- آنی دالتون خوبه اما من خیلی دوست دارم با اون سرباز معلم کوچک ترین مدرسه ی مصاحبه کنید همون که وبلاگش پارسال دویچه وله دومین وبلاگ برترشد- البته اگه حاضر بشه با شما اوباش ها حرف بزنه:) اون صداوسیمایی شده دیگه و مغرور! اگه باهاش مصاحبه کنی من بهت جایزه میدم :)
۵- نمی دونم !
چی جایزه میدی؟!
172. طنین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۱
سلام تا حالا نظر نزاشته بودم
ولی همیشه وبلاگتو می خونم از وقتی توی پرشین می نوشتی
۱- ۲۴ ساله و ساکن تهران دختر می باشم
۲- از وبلاگ ویولت به اینجا اومدم
۳- یه پستی نوشته بودی در مورد افتخاراتت و پست بعدیشم در باره چیزهایی که باعث سرافکندگیت شده بود اون دو تا رو خیلی خیلی دوست داشتم.ولی کلا همه پست هاتو می دوستم.
۴- گیلاس . توکای مقدس . ویولت
۵-از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت روزافزون می کنم. و خیلی خیلی نوشته هاتو دوست دارم
ممنونم از زحمتی که کشیدی و کامنت گذاشتی …
173. نساء در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۴
۱) از کرمانشاه ۲۳ ساله و مهندس کامپیوتر
۲) از طریق وبلاگ ویولت و خواننده پر و پا قرص این وبلاگم فقط به دلیل کمبود وقت معمولا نمیتونم کامنت بذارم ( اولین پستی که خوندم توصیف شب کنسرت یزدانی بود)
۳) پست مادام گلابی
۴) ویولت. شبگیر. ابراهیم رها. آنی دالتون(ببخشید ۴ گزینه ای شد فیوریتای من هستن دیگه)
۵) حرف خاصی ندارم فقط از خوانندگان فهیم وبلاگ تقاضا دارم دعا کنن من امسال ارشد قبول شم
امیدوارم حتماً قبول شی … دعا میکنیم.
174. مودی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۹
۱-مودی -۳۱ ساله
-تهران
۲-سیاوش برادرم وبلاگتو معرفی کرد ومن معتاد شدم !
۳-پست نامزدهای انتخاباتی
۴-موسیو گلابی -شب گیر-ابراهیم رها
۵-شما که البته کوچولویید و یک مادام خوشگل داری ولی آنهائی که کیس مناسب هستند یعنی مجرد بالای سی سال و آقا لطفا به وبلاگ مودی سر بزنن پلیز
استغفرالله!
175. جودی ابوت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۳
منت خدای را غز و جل
و دو رود و هزاران بدرود و سلام
به قول اون خانومه ! آخه دماغ عملی رو چطور میشه انگشت! کار زشت ؟!!(آیکون جودی در حال اخم)
دوازدهه ی تولدم از ۳ اردیبهشت تا۱۵ اردیبهشت هست! همسن همون خانومه دماغ عملی ام!که داشتی وبلاگشو میخوندی!
همه ی پستهاتون بغیر از سیاسیهاش رو دوست میدارم.
از وب آنی اومدم.
قبلا مصاحبه ی با آنی رو خوندم بنابراین: گلامور، مادام گلابی…..
میشه بعدا جلوی دوربین حرف بزنیم مثلا بعد از ظهر ؟!
باید برم روی کاغذ بنویسم
تو یکی رو میدونستم که از وبلاگ آنی دالتون اومدی!
بله، برو بنویس دوباره بیا!
176. الما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۳
۱٫ اسم و جنسیتم که معلومه انتظار نداری صاحب اسم آلما یه مرد سیبیل کلفت باشه که؟!!!! ۲۷ ساله و تهران.
۲٫ درست اولین بار یادم نیست فکر کنم از وبلانگ آنی دالتون بود شاید.
۳٫ من کلا سبک نوشتنتو دوست دارم.بنابراین اکثر پستات برام جالب بوده. طنزت خیلی خوب و قویه. گاهی همینطوری که دارم می خونم وبتو برای خودم می خندم و برای اینکه اطرافیان احیانا فکر نکن که مخم معیوب شده حد الامکان تو صندلی فرو میرم و پشت مانیتور قایم میشم!!!!
۴٫خوب معلومه خودم!!!!!
۵٫این مدل سوالا رو که جوابش دامنه وسیعی داره هیچوقت نتونستم جواب بدم.
من هم کلاً از شما متشکرم! عذر میخوام که مجبور میشی تو صندلی فرو بری و پشت مانیتور قایم شی!
177. یگانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۴
۱٫ دختر، ۲ ماه کمتر از ۱۸ ، مشهد
فکر میکنم تقریبن ۳ ماه پیش بود.
۲٫ یه بار یکی از دوستام (ارغوان) گفت یه وبلاگ پیدا کرده خیلی باحاله، خلاصه یه کم توضیح داد، بعدشم ما اومدیم دیدیم راست میگه
۳٫ تذکرة المقالات فی احوالات میرحسین موسوی! و افتخارات!
۴٫ زنانه ترین اعترافات حوا، میعاد در لجن، spotlight
5. از همان اوایل خواندن وبلاگ علاقه ی عجیبی به مادام گلابی پیدا کردم! همینجوری دوستانه عرض کردم البته!
ممنون از تو و ارغوان!
178. کوچه نادری در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۶
!
179. سارا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۹
۱-۲۷ ساله متاهل از شیراز(باور کن ربطی به پی نوشتت نداره)اولین باره برات کامنت میزارم
۲-از وبلاگ ویولت پست مربوط به کنسرت یزدانی
۳- از پست کنسرت(منم از صداش بدم می یاد به ویلی نگیا!) و انتخابات خوشم آمد کلا خوب می نویسی
۴-شبگیر – آنی ویولت
۵- حرف خاصی ندارم به نوشتن ادامه بده من خودم با نوشتن به آرامش میرسم .امیدوارم رابطت با مادام همیشه به تازگی روزای اول باشه
من هم امیدوارم … در ضمن تو هم به ویولت نگو اما صداش واقعاً افتضاحه!
180. نقش ونگار در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۳
سلام موسیو گلابی. درمیان وبگردیهام پیدات کردم از کدام وبلاگ یادم نیست.ولی کل نوشته هات را خواندم . می دانی که مشتری ام. کلا طنزت را دوست دارم. یک پست تو زمستان در باره اون برام جالب بود.
قردا تولدمه ۴۶ ساله میشم فک کنم . ولی شما همان ۲۳ را حساب کن.
وبلاگهایی که هر روز بدون تردید میرم سراغشان خانم زیگزاگ است .
الیزه و زن بیقرار و زنانه ترین اعترافات حوا را دوست دارم آنی دالتون هم جای خود دارد.
دقیقاً دو برابر سن من، مبارکه!
181. آهو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۳
۱:خانمی هستم ساکن تبریز ۲۸ ساله!
۲:فکر کنم از طریق وبلاگ ویولت
۳:پست افتخارات و بعد اون
۴:ویولت .گیلاسی.آقای زیپ خانم زیگزاگ
۵:چیز خاصی به نظرم نمیاد از کلیه دوستانی که باعث شدن من به این روز دچار بشم تشکر میکنم
از آشناییتون خوشبختم!
182. ممول در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۶
۱٫دخترو۳۰ سال و فعلا ساکن مانیل
۲٫فکر کنم از وبلاگ ویولت
۳٫بیشتر پستهاتون رو دوست دارم
۴٫ویولت, آنی دالتون,توکا
۵٫خیلی وقته وبلاگتونو می خونم ولی عادت ندارم کامنت بگذارم ایندفه برای مدیون نشدن بود
در عوض من مدیون شدم!
183. صاحبخانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۷
۱- دختری ۲۹ ساله ساکن تهران

۲- از طریق وبلاگ ویولت
۳- پست افتخارات
۴- آنی دالتون، نیک آهنگ کوثر و سهیل (عقاید یک دلقک)
۵- سبز سبزم ریشه دارم!
از آشنایی باهاتون خوشحالم همشهری!
184. saba در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۰
صبا / ۲۵/خراسان
۲-وبلاگ ویولت فکر می کنم
۳-مطالب مربوط به افتخارات و گل بی خار خداست. خیلی جالب بود
۴-آنی دالتون – ویولت-مادام گلابی
۵-موسیو خان گلابی شما که ۲۳ ساله نیستید حدودا۲۵ ساله هستید
۸ بهمن ۶۴ تا الآن به نظرم به ۲۳ نزدیکترهها!
185. من عاشق اسکواشم! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۳
۱) اسمم حسناست (Hosna) ، دختر ۱۸ ساله فعلا ساکن کرمانشاه


۲)از وبلاگ آنی جون دالتون…عشقه منه!
۳)افتخاراتت…خیلی از پستهات جالب انگیزناک(!) بودن که یادم نمیاد الان
۴)آنی!!! آنی!!! آنی!!!
۵)
عاشق اسکواش یا عاشق آنی؟!
186. سمانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۶
اول سلام

۲۲ سالمه از بیرجند
به خاطر وب جالبی که دارین تبریک میگم
وبلاگ دختر ترشدده یا همون انی رو خوندم و با وبلاگ شما اشنا شدم
همه پست هایی که گذاشتین قشنگه البته مادام گلابی هم دست به قلمش خوبه
برای مصاحبه من آنی دالتون شبگیر و ترنج رو پیشنهاد می کنم
در پناه حق دوست عزیز
از طرف خودم و مادام گلابی از شما تشکر میکنم!
187. لیتیوم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۷
۱٫هجده سال.تهران.پسر
۲٫آنی
۳٫یک فقره تجاوز
۴٫یادداشتهای یک تارای بیپروا.شبگیر
۵٫گفتی چیزهایی که خوبه بدونیم؟الان مرض خوبه؟منم درد تو رو تو نت دارم….حافظه ام هم ۲یا ۳ سالی است تحلیل اسمی رفته….
سلام همدرد من!
188. ستاره در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۷
منم میخونمت عالی مینویسی
ممنون!
189. شادی 8943 در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۰
گرچه همیشه از خواننده های خاموشت بودم ولی بازم:
۱٫ دختری ۲۲ ساله از مشهد
۲٫ از طریق آنتیگونه عزیزم گرچه اونجا هم خاموشم
۳٫پست افتخارات و کار نیکو کردن از پر کردن است
۴٫آنتیگونه- لبخند پنبه ای و ویولت
۵٫ میگن شکست پایه های موفقیته واسه من که تا حالا نبوده امیدوارم واسه شماها باشه!!!
درست میگن! برای شما هم هست اما لابد تا الآن اتفاق نیفتاده!
190. اسما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۴
۲۱ ساله.تبریز زندگی میکنم.از اسمم هم مشخصه که مونث هستم.
فکر کنم اولین بار از وبلاگ ویولت اومدم مبلاگ شما.
خیلی از مطالب وبلاگت هست که خیلی خوشم اومده اما اونیکه کاملا یادمه(اسمشو نمیدونم)همونیه که دوستتون نظر خاصی داشت بهتون بعد اتفاقات مربوط به اون!!!!مفهوم شد؟؟؟
انی دالتون…..شبگیر…….ویولت
فقط یه درخواست دارم که نمیدونم عملیه یا نه؟؟؟؟میخواستم شما و ایضا خوانندگان ویلاگ یه لطفی در حق من بکنین.اونم اینکه میخواستم از همتون بپرسم که عشق برای زندگی کافیه یا نه؟؟؟؟چقدر ارزش داره که ادم برا رسیدن به کسی که دوسش داره تلاش کنه و از بعضی چیزا بگذره؟؟؟
و اینکه اگه کسی که دوسش داری در حال حاضر شرایطش مساعد نباشه منتظر میشی که شرایط مورد نظرت رو کسب کنه یا نه؟؟؟
اون پستی که گفتی کاملاً مفهومه!
من معمولاً عادت ندارم تا در مورد مسائل خصوصی دیگران نظر بدم. من رو از جواب دادن به سؤالت معاف کن … اما فکر میکنم اگه کسی بتونه شرایط مورد نظرم رو کسی کنه منتظرش خواهم موند …
191. مستانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۸
۱- ۲۶ ساله از تهران
۲- ویولت
۳- هنوز تعداد زیادی از پستهاتون رو نخوندم ولی لحن نوشته هاتون رو دوست دارم.
۴- گیلاسی، تارای بی پروا
ممنون!
192. توهمات یک آمیب 45 کروموزومی(سوسپانسیبل) در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۸
۱-۲۸٫تهران.جنسیتم به طور دقیق مشخص نیست!..البته کمی مردانگی هست توش
۲-یادم نیست!…ولی صد در صد مطمئنم لینکشو یجایی دیده بودم!
۳-به نظر من همه مطالب خوبه!! چون به قول معروف من می فهمم که چه حسی نسبت به نوشته هات داری!..اصلا مثل بچه هات میمونن!!
۴-من که خودم اصلا وقت ندارم ولی هرکسی که دم دستت بود خوبه!
۵-با تشکر از دوربین روبرو من نمی دونستم که شما اطلاعاتی هم هستی!!…اصلا برای چی از ما اطلاعات میگیری!..آقا به خدا ما داشتیم از اینجا رد می شدیم!!…اصلا هرچی هم که گفتم تکذیب میکنم!!….
از همون اول هم میدونستم که مطالبم خوب نیست و لینکم رو جایی ندیده بودی!
193. راما در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۹
۱٫ راما/۲۸/ساکن مشهد(مشهدی نیستم)
تبصره ۱: من فکر میکردم حداقل ۲۶ ساله ات هست، خوب موندی ها موسیو
۲٫ من از طریق وبلاگ آنی دالتون، خانمه، جاناتان باهات آشنا شدم، ولی قبل از اونا هم یکی دوبار خونده بودمت ولی یادن نیست کی بود
تو خودت هر کی دوست داری تصور کن
تبصره ۲٫ من همیشه میخونمت، مخصوصا اول صبح ها که میام سرکار خوابم میاد میخونمت شارژ میشم ولی به خاطر همون اول صبحی نظر نمیذارم، چون اون موقع درست نمیتونم بنویسم
۳٫ همه پست هات خوب هستن میدونم مثل بچه هات میمونن و نمیشه دستچینشون کرد ولی با بعضی هاشون بیشتر ارتباط برقرار کردم مثل افتخاراتت، سوتی هات، نامزدهای انتخاباتی، …….
تبصره ۳: من کلا بعد از خوندن پست هات دوست دارم بزنم پشتت بگم دمت گرم پسرم
بلا شدی، آتیششششششش
۴٫ موسیو جان، پسر گلم با معروف ها که همه مصاحبه کردن تو سعی کن با اونایی که کمتر معروف هستن، شروع کنی البته منظورم از غیر معروف خدایی نکرده بد تصور نشه
مثل جاناتان، خانمه، ماه مون، دلا، تارا و مادام گلابی
البته آخری از خودت هم معروف تره ها
۵٫ اگه واسه اون درد بی علاجت هم درمونی پیدا کردی یه ندا به ما هم بده
البته اینایی که گفتی هم معروف هستندها …
194. مامادو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۱
آقاجان بچمون رو یه گوشه خوابوندیم و به سوالات زوری شما جواب میدهیم
۱_به نام خدا هستم …اوای نه ببخشید مامادو هستم ۲۶ ساله از تهران خدایی نکرده انتظار آقا بودن رو ازمون ندارید که ؟؟؟(خدا به دور ..چت دیگه چیه ؟؟؟(ما بابامون به شما سر میزنه ها !!! یکمی هم به مساله چت حساسیت داره آقاجان …میترکونه اینجا رو …)
(سلام بابا…چطوری ؟؟؟)
۲_راستش یادم نمیاد که اولین بار کی بود ولی میشه گفت از اولین پستها …فکر کنم از یه نطری که توی یه وبلاگ داده بودید اومدم اینجا
۳_می دونم که همه پستهات مثل بچه هات میمونن و آدم نمیتون از بین پنچ تا انگشت یکی شو انتخاب کنه …اما اون اولها که به یه آقایی مپیچیدید رو خیلی دوس داشتیم
۴_گیلاسی …از کسایی که شما هم میشناسید …دو تای دیگه رو شما نمیشناسید …
۵_ منطقه آزاده ؟؟؟ اقا ما میخواستیم بگیم که شرط سنی بذارید واسه وبلاگ …همیشه فکر میکردم که این مرض سر زدن به همه پیوندها رو از کجا گرفتم …فکر کنم ویرووسی بوده …
لپتون رو بفرمایید جلو تا عرض چقدر نازنینید بفرماییم
دو تای دیگه رو هم میگفتی، شاید میشناختم …
195. یاسمن در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۲
۲۵ ساله تهران
وبلاگ آنی دالتون
پست معرفی نامزدهای انتخابات و کنسرت رضا یزدانی
اسپایدرمرد، توکای مقدس،بهزاد افشاری
از آشناییتون خوشبختم!
196. بانو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۶
۱-۲۹ سال .تهران
۲- یادم نیست( احتمالا کسی لینکت کرده بوده چون با سرچ کردن نبوده)
۳-زیاد بوده..یکیش انتخابات بود..کل شرکتمون خوندن
۴-دلا و زندگی .. گلامور .. و هر کی خواستی
۵- خوب مینویسی اما گاهی نمکش کم میشه که طبیعی .بعش به نظرم یکم به بعضی ها نون قرض میدی.درضمن از وقتی اومدی بلاگفا فکر میکنم گمت کردم!!!
سلام بر دوست همیشگی و قدیمی …
به بعضیها نون قرض میدم؟ کاش اسمشون رو میگفتی. اگه دلت میخواد میتونی خصوصی بگی …
197. سمیه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۷
فکر میکنم تا بحال اینجا کامنت نداشتم ، شاید یه بار فقط …، به هر حال
۱٫ ۳۰ ساله، در تهران زندگی میکنم
۲٫ همون اوایل وبلاگت بود، یادم نمیاد ولی احتمالا از وبلاگ ویولت
۳٫ پستای انتخاباتیو دوست داشتم همین طور پست مربوط به لیسیدن بستنیو اینا….
۴٫ موسیو گلابی! ، شبگیر ، ویولت ، توکای مقدس
۵٫ ببخشید که تقلب کردم تو مورد قبل یه دونه زیاد گفتم ، دلم نیومد یکیشو حذف کنم!
البته پرواضحه که مصاحبه با اولی رو از بقیه بیشتر دوس دارم.(اوایل که وبلاگتو کشف کرده بودم روزی ۷-۶ بار بازش میکردم ببینم پست جدید نداری؟! )
خوشحالم که بعد از گذشت این مدت فهمیدی که چندان آش دهنسوزی هم نیست!
198. یلدا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۹
سلام.۱٫دختری هستم ۲۰ ساله دانشجوی مهندسی کامپیوتر ساکن ساری
۲٫وبلاگ یادداشت های ۱دختر ترشیده
۳٫پست افتخارات
۴٫انی.ویولت.شبگیر
۵٫نوشته هات رو خیلی دوست دارم.
ممنون از لطفت …
199. پریتی زینتا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۰
مجبور کردی که خواننده ی ناشناسی چون من کامنت بذاره بالاخره , اونم بعد ۴ ماه خوندن وبلاگت به طور مداورم و مستمر!


۱) دخترم. ۲۲ ساله. ساکن هندوسنان ولی ایرانی ام.
۲)همش در حال وبگردی ام در نتیجه یادم نیس.
۳)همش قشنگ بود ولی تجاوز به عنف محسن قشنگ تر از همه بود. رسما وولو شدم رو زمین.
۴) خیلیها ! کی رو بگم آخه! من که یک وبلاگ نویس خاموش بوده و هستم و بعد حذف شده می باشم…ولی وبلاگ همه رو میخونم بدون اینکه کامنت بذارم( کلا تنبلم )اما دوست دارم اینا رو بیشتر بشناسم (روانپزشک نیمه دیوانه. هاD گره کور. شبگیر.خانوم زیگزاگ. سعید زیر تیغ و نسرین سیاه سپید خاکستری ) بسه یا بازم بگم؟
۵) مادام گلابی رو دوست دارم.
بسه دیگه، نگو!! در مورد پنج برو عقب، من سر صفم!
200. سمانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۱
اول سلام


۲۲ بیرجند
لیسانس جامعه شناسی
از وبلاگ آنی دالتون به اینجا رسیدم وبا خوندن مطالب جالبت ،شدم خواننده ی پر وپا قرصت
آخه جالب می نویسی
همه نوشته هات قشنگه مادام گلابی هم دست به قلمش خوبه
با آ نی دالتون ، شب گیر،ابراهیم رها مصاحبه کن
موفق باشی گلابی عزیز
در پناه حق
از آشناییتون خوشبختم!
201. فضانورد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۱
سلام آقای موسیو گلابی بنده تازه شروع به نوشتن کردم و مثل شما خوب نمی نویسم شما در وبلاگ بنده ادعا نموده بودید که از مطالب شما کپی برداری کردم بنده پست انگولک با حافظ و سعدی را از وبلاگ آمیب ۴۵ کرموزومی کپی کردم و از اینجا از ایشان بابت این موضوع معذرت می خواهم ولی یادم نمی آید از مطالب شما کپی برداری کرده باشم حالا اگه شما اینجور فکر می کنید این فکر شماست بابت تذکرتان هم ممنون از این به بعد با ذکر منبع کپی برداری می کنم.!!
من ادعایی ندارم اما گفتم درست نیست که وبلاگنویسها وقت بذارن و گلچین پستهای همه رو یه نفر دیگه بذاره تو وبلاگش! مطلب من رو هم اگه بیشتر بگردی حتماً پیدا میکنی!
202. سیر ترشی متاهل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۲
۱٫خانمی۳۷ ساله . ساکن آذربایجان(غربی و شرقیش زیاد مهم نیست)
۲٫از طریق وبلاگ ویولت نازنین
۳٫پست افتخارات ( از یه قسمتش دیگه به عنوان ضرب المثل استفاده میکنم)
۴٫موسیو گلابی،توکای مقدس،ویولت،گیلاسی(ببخشید ۴ تا شد)
۵٫از اشنایی و خواندن طنز نوشته ها لذت میبرم،مضافا بر اینکه همسر و خانواده رو
هم در این لذت شریک میکنم.
از شما، همسر و خانوادهتون متشکرم!
203. مینو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۴
من مینوام.۲۲٫قم
)
اولین بار یادم نیست چطوری اومدم اما پست جوراب و بستنی و اینا بود!گفتم چه آدم بی مزه ای!دیگه نیومدم تا از طریق آنی اومدم. پست تقدیم به بهترین… .طی یک عملیات انتحاری شب تا صبح همه ی پستارو خوندم !آخیییییی!چقدر خندیدم!
شراگیم_شبگیر_گیلاسی(البته امیدوارم شراگیم مشمول مواردی که گفتین نشه
جز اونایی که همه گفتن پست کوفی عنان رو دوست داشتم خیلیییی
خودم وب دارم اما آدرسشو یکی دوبار گذاشتم! کامنت تبلیغاتی دوست ندارم!
همینجوری گفتم اینو!مونده بود تو گلوم!
مرسی.
آدرست رو دوباره بذار، کجاش تبلیغاته آخه؟!
204. فضانورد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۱
راستی شعر (حکایت موش و صندوق رای ) را نیز آقای هادی خرسندی طنز نویس ساکن لندن نوشته خوشحال می شم اگه بگید کدوم یک از مطالب شما رو کپی کردم تا حتما ذکر منبع کنم تا سو تفاهم پیش نیاد. به نظر بنده کپی که عیبی نداره البته اگه با ذکر منبع باشه که بنده اشتباهم رو می پذیرم بنده فقط قصد ترویج حقیقت را دارم.
موفق باشید
متشکرم از قصد شما، شما هم مؤفق باشید!
205. وبگرد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۵
۱- یک فروند مرد ۲۴ سالهههههههههههههه
۲- از بد حادثه از وب آنی دالتون پیدات کردم
۳- خوب چمیدونم یادم نیس
۴- اول خودم بعد خودم بعدش هم خودم
حالا اگه نخواستی با شبگیر شراگیم ویولت
۵- دیگه نزار مادام بنویسه
نزارم یا نذارم؟!
206. الناز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۴
الناز هستم ۲۵ ساله از مشهد…
خیلی وقت نیست باهات آشنا شدم شاید حدود ۳ هفته و از وبلاگ گلامور اومد اینجا…از نوع نگارشت خوشم میاد…زیاد کامنت نمیذارم ولی همیشه میخونم…قربون یو
مرسی!
207. Maryam در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۹
مریم/ ۲۳ساله /انگلیس
از وبلاگ انی اومدم اینجا
ویولت/ انی/ مادام گلابی
پست افتخاراتت در حد همون لپ کشیدن بود که گفتی
:) ممنون!
208. shirin در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۲
f,tabriz, 21(age gerdesh konam mishe 22 vali zan jamaat doos daran senneshunu ghat konan ;))
avvalin bar az webe sibe man
hame posthaye 4 gozineyit
spidermard_shabgir_violet
maraze khassi nadaram fagat nemidoonam chera farsi typidan ingad sakhtame!bishtar az in bekham beharfam miresam be jomalati mesle webe zibayi dariyo ina…:))
pas naghdan bye
من هم ناگهان از لطفت متشکرم … مرسی!
209. پیمان کاظمی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۴
سلام وب خوبی دارین آیا آماده ی تبادل لینک هستید؟
اگر جوابتون مثبت باشد من را با نام ۞کلیپ موبایل*کلیپ رقص۞ تو پیوندها لینک کنید بعد به من خبر دهید که شما رو با چه نامی لینک کنم.
ممنون
بای.
210. نوستالوژی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۵
میخوای ببینی خواننده هات تو چه رنج سنی هستن؟و چه جنسیتی؟و هی بری بزنی تو سر مادام که بیشتر باهات راه بیاد و عروسیو عقب بندازی؟
حتماً شوخی کردی دیگه؟
211. ناهید در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۵
۱٫ روم نمیشه بگم. ۲۳ ساله از تهران. از بس همه همینن.
۲و۴٫ یک ماه بیشتر نیست که وبلاگ خون شدم به لطف این فضای جدید مملکت از انفعال و بی خبری و بی کاری در اومدم ولی نه آنقدر که کامنت هم بذارم. این اولی و احتمالا آخریش بود ولی از آشناییت خوشحالم. از لنگ دراز اومدم اینجا و از اینجا به ابراهیم رها و آنی دالتون و آمیب ۴۵ کروموزومی. فقط هم از آمیب خوشم اومد. خیلی هم خوشم اومد. با اون لاست پرشینش. وای اگه باهاش مصاحبه کنی خیلی خوشحال میشم.
۳٫ منم چند روز به خاتمی بدون عبا و عبای بدون خاتمی میخندیدم.
۵٫ اواخر شهریور ۸۴ بود که روز ثبت نام دانشگاه با پسری آشنا و بعد ها بهش علاقه مند شدم که رتبه ۴ کارشناسی ارشد صنایع بود. اول فکر کردم تو اونی. اسمش جواد بود(هست):d
6. حامد قدوسی و داریوش میم که ایران نیستن ولی خیلی وبلاگهای خفنی دارن.
Chaay.ghoddusi.com
Blog.malakut.ir
من رتبهی ۴ کارشناسی ارشد مدیریت هستم و جواد هم نبوده و نیستم!
212. لیلی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۶
۱-دختر .ساکن تهران هستم و ۳۴ سالمه.
۲-دقیقا یادم نیست ولی فکر کنم از لینکای وبلاگ آنی دالتون.
۳-علاوه بر ۲ پستی که خودت گفتی نامه به استاد هم با مزه بود.(البته من خیلی وقت نیست که مشتری اینجا شدم :))
۴-خیلی فرقی نمیکنه.چون تقریبا اکثر وبلاگ نویسها خودشون رو تا حدودی شناسوندن! مگه اینکه از اون سوالای من درآوردی خودت که جالبن ازشون بپرسی:)
۵-با توجه به نوشته هات فکر میکردم سن بیشتری داشته باشی وقتی دیدم نوشتی ۲۳ فکر کردم اشتباه می خونم و ۳۲ باید باشه.(حالا چرا ،خودمم نمیدونم!!)در کل جالب می نویسی ولی یه کم به نظر میاد از خودت متشکری!هر چند خیلی هم اشکالی نداره.چند وقتی هست اینجا رو می خونم ولی هیچوقت کامنت نمی گذاشتم ولی اینبار چون اصرار کردی،گفتم به روی چشم.همیشه موفق باشی و ادامه بده.ببخشید که طولانی شد،تلافی ننوشتنام شد انگار:))
آره، میتونی تا مدتی استراحت کنی و کامنت نذاری!
ازت متشکرم!
213. باران(شکفتن در مه) در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۷
۱)دختر,۲۱ ساله از کرمانشاه
۲)از طریق پیوندای هلیا “مدادرنگی” به وبلاگ نیلوفر “دانشگاه با طعم باران” و از وبلاگ نیلوفر به وبلاگ شما.
۳)از اون وقتی که خواننده وبلاگتون شدم تقریبا همه پستاتون رو دوست داشتم پست مادام گلابیم با اینکه اولین بارش بود اما قشنگ بود.
۴)روان پزشک نیمه دیوانه,ویولت,مادام گلابی و خودتون(۳ تا شد ها!آخه دوتای آخر یکی حساب میشه)
۵)از خدا می خوام همه رو به آرزوهای قشنگشون برسن.
اون آخری که اصلاً حساب نمیشه!
214. آزاده فیروز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۷
یکی بود یکی نبود
یه خانوم متشخص ۳۵ ساله بود که تو تهران زندگی می کرد یه روزی که داشت کامنتای ترشیده رو می خوند از دیدن اسم گلابی خوشش اومد و رفت بهش سرزد خلاصه معمولا پستهای گلابی جونشو می خوند اما یه پست راجع به عبای بدون خاتمی تو نوشته های گلابیه بود که خیلی ازش خوشش اومد – طوریکه دلش می خواست از شدت خوشحالی پوست گلابی جونشو قلفتی بکنه اینجا بود که آزاده جون باخودش فکر کرد که چه خوب بود این گلابی با ویولت یه صحبتی بکنه تا ببینه ویولت چیکارا می کنه و دنیارو چه رنگی می بینه – دردسرتون ندم آزاده خانوم از اینکه می دید تو دنیای وبلاگیش دوباره صلح و صفا برقراره و گلابی جون هم سرحاله خوشحال بود
موسیو گلابی هم از این موضوع خوشحال بود!
215. حمیدرضا ستوده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۸
گلابی جان بی زحمت با نویسنده وبلاگ “دکتر احمدی نژاد” هم یه مصاحبه بکن
چشم!!!
216. mahtab در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۴
سلام من تا حالا کامنت نذاشتم بذارید همینجور آروم بیام بخونم و برم
اختیار دارید، حتماً میتونید همین کار رو بکنید …
217. رویا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۷
سلام موسیو عزیز
۱- من رویا ۲۱ ساله ساکن تهران
۲-از طریق آنی دالتون اومدم اینجا
۳-پست نامزدها و افتخارات
۴-آنی دالتون – ابراهیم رها – سیب ( فکر می کنم این یکی را شما نشناسید ولی فوق العاده می نویسد)
۵- زندگی تکراری شده …
میشناسمشون …
218. مجیدی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۷
۱٫ متولد قم، اهل بیدگل کاشان، ساکن تهران (یادت ندادن اسم قم میاد صلوات بفرستی)
۲٫ والا فکر کنم هادی بهم معرفی کرد
۳٫ کلن خوبه
۴٫ نون و قلم ـ نمکزار ـ عابرپیاده (من ب شما علاقه مندم آقای گلابی، می دونم من در برابر ۳وبلاگ نویس هستم، شما، آنی دالتون و ویولت)
۵٫ می دانی واقعیتش دارم فکر می کنم اگر الان میرحسین موسوی (چرا جلوی لنز دوربین رو می گیری، مگه من چی گفتم؟!)
______
فکر می کنم این طولانی ترین کامنتی بود ک تا حالا تو عمرم گذشته بودم
مرسی از وقتی که گذاشتی و طولانیترین کامنت عمرت رو گذاشتی!
219. سپیده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم صدق الله العلی العظیم
با عرض سلام و درود خسته نباشید خدمت بینندگان و خوانندگان و شنوندگان و جنبندگان و پرندگان و جوندگان و…(ایکون دیگه بسه)
اینجانب سپیده ح.ع.ک.گ.ل.م.نون.واو هستم. بیست و دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه سال دارم.
ساکن خونه خودمون هستم و خب البته اهل تهرانم.
ادرس الکتروتکنیکی تو شخص شخیص خانوم البا عنایت فرمودن.
از اون پست کنسرت رضایزدانی خوشم اومد.
ای گلابی اعظم ان سه وبلاگ نویس مدنظر کذایی پیشکش حضور انورم. بیا ثابت کن یه گلابیه راس راسکی هستی با صاحابه بیصاحاب این ادرسwww.president.irمصاحبه کن. سوالای راس راسکی زیادی هست که این لیتل مانکی دروغگوی نازنازی باهاس جواب بده.
واااااااای من دارم به دروبین نگاه میکنم. یقه ام صافه؟
اقا یه سوال یکی ریاضی کاربردیشو ۶ بشه باید چیکار کنه؟
(((ببخشید دیگه. به بیجنبه جماعت که رو بدی استرشم میخواد . گلابی عالی متعالی)))
باید دوباره بخونه تا ۲۰ بشه!
220. پیک سحر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۸
شما از اون دست افرادی هستید که شخصیتتون رو نمیشه از روی لینکهاش شناخت! گفتم تا حدی میشه ! فکر میکردم خیلی شاد باشید اما سر انتخابات دیدم از اون تیپ سرخوش ها که سنگ از آسمون بباره اینجا طنر می نویسید نیستید … ! البته این خوبه ها!
چقدر بد شد که نمیشه شخصیتم رو شناخت … دوست داشتم بدونم! به هر حال ممنون …
221. گیلاس در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۹
۱- دختری در حدود ۱۴ سال و دقیقا ۲۱ ساله هستم .ساکن تهران ( اشاره به بعضی ها که سنشون رو حدودا ۱۰ سال کمتر میگن!!! اونوقت اسم خانم ها بد شده!)
۲-اولین بار از طریق وبلاگ یادگارهای یک درخت!!
۳- واقعا یادم نمیاد کدام مطلبت! ولی کلا مطالبی که کمتر از خودت تعریف میکنی و هندوانه زیر بغل خودت میذاری رو بیشتر دوست دارم!
۴- یادداشت های یک تارای بی پروا- موسیو گلابی- موسیو گلابی
۵- به نظرم از دسته ی وبلاگ نویس های مرموز هستی و از شاخص ترین های مرموزان! برای همین خیلی علاقه دارم با خودت مصاحبه کنی و یه کم پته روی آب بریزی!! حتی وقتی به وبلاگهای دیگران سرک میکشی هم به طرز مرموزانه عمل میکنی!!… اگر زبان حال مادام گلابی رو هم بنویسی خیلی خوشحال میشم! همین دیگه! :دی
به خدا من آدم چندان مرموزی نیستم … ببخشید که تأیید کامنتت طول کشید، باور کن همین الآن بهش رسیدم!
222. بهروز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۱
سلام.اول بگم اسمم پسره اما دخترم.بلاگت رو هم خیلی دوست دارم.۲۶ سالمه.کرمانشاه.مهندس برق.همه پست هات رو دوست دارم جدی میگم.بار اولی هم هست که واست کامنت می ذارم.از پست رضا یزدانی تو بلاگ ویولت به تو و شبگیر رسیدم.به مصاحبه اینترنتی علاقه ندارم.جالب اینجا است که همه اینجا معمولا یه سری بلاگ یکسان می خونن.آدرس ورطه رو بدم بهت:http://varteh.persianblog.ir/ آست هم بلاگ روزمرگیه.پیاده رو و آنالی در سرزمین شگفت انگیز ها هم محشره.از قلب کویر هم خوبه.گیلاسی هم آخرشه.همین.دیگه هیچی.
مرسی از لطفت … اما حالا چرا به اسم بهروز؟
223. گلدونه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۷
ا – ۲۵سالمه/از نا کجا آباد!!/ از جنس مونث/
۲ – اولین بار از وبلاگ دختر ترشیده اومدم اینجا
۳ – پست افتخاراتت خیلی با مزه بود
۴ -من فقط وبلاگ شما رو می خونم با آنی که آنی رو تا حدی می شناسم خیلی برام مهم نیست باهاش مصاحبه کنی. شبگیر رو یه وقت هایی خوندم با شبگیر مصاحبه کن(جمله امری بود!)
۵- حالا من از شما یک سوال می پرسم شما من رو یادت هست؟
به خاطر اسم خاصی که دارین بله! به نظرم یه بار دیگه هم لطف کرده بودین و چیزی توی همین مایهها برام نوشته بودین که فقط وبلاگ من و آنی رو میخونین …
224. وجیهه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۰
اصلیتت کجایی موسیو؟
پدر و مادرم هر دو رشتی هستند
225. papary در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۳
حالا چرا دعوام میکنی
اون درسی که من با استادم داشتم “مدیریت مالی” بود. دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهریار- شهر قدس
موضوع درسمون اصلا ربطی به وبلاگت و نوشته هات نداره. من آدرس وبلاگمو دادم بهش، اونم تا دید من تو بلاگفا هستم یهو یاد تو افتاد و …..دیگه ادامه داستان
آخیش، دعوا نکرده بودم اما هر دفعه پرسیده بودم جوابی نداده بودی! الان دیگه راحت شدم!!
226. نانی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۶
۱٫گمان می کردم ۲۵ سال دارم اما حالا کهکه شما ۲۳ سال دلرید پس من هم ۲۴ سال ددارم.وای چقدر خوشحال شدم.اهل تبریزم.ساکن نه ها اهل.یعنی خیلی تبریزی هستم شجره نامه ی ۵۰۰ ساله داریم و یکی از افتخاراتمونه.
۲٫از وبلاگ سیب من.راستش یکبار هم غیبتت را کردم .البته به صورت افلاین گفتم این گلابی هم فکر می کنه خیلی با مزه است اصلا ازش خوشم نمی یاد.ولی الان می دونم که واقعا …و ضمنا امیدوارم حلالم کنین.خیلیوقت بود می خواستم این رو بگم هاااا.داداش
۳٫پست افتخارات
۴٫با شبگیر عزیزو ویولت و انی جون
۵٫ موفق باشدی با مادام بیایید تبریز اما فارسی حرف نزنید
آذری بلد نیستم … در مورد غیبت هم اشکالی نداره اما من واقعاً فکر نمیکنم بامزهام!
227. مرجان در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۸
۱)۳۷ ساله شیراز
۲)از طریق بلاگ خانم زیگزاگ
۳)سفرتان به شمال
۴)گلامور
۵) از اینکه به من اجازه میدین بلاگتونو بخونم ممنونم
مورد پنجم شوخی بود دیگه؟! من باید ازتون ممنون باشم …
228. 30/تهران/مرد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۰
مدیون بودن یا نبودن ! مساله اینست…
۱٫ فکر میکنم در اسمم مشخصه
…(دقت کردی که اینجا معمار ها علاقه خاصی دارند که شغلشونو بگن؟!)
۲٫ آنی دالتون … (دقت کردم تقریبا با نود درصد خواننده های اینجا با یه اتوبوس اومدیم)
۳٫ اصولا پستهایی که شماره بندی دارند رو خوب مینویسی، تذکره ها هم و بقیه پستها البته .دقت کردی که با توجه به اکثریت ۹۸٫۲ درصدی خوانندگان زن نسبت به مرد، لپ مبارک رو در دسترس معدود آقایونی که میان اینجا قرار دادی!!! (البته محیط فرهنگیه…فکر نمیکنم خطر زیادی داشته باشه)…
۴٫ توکای مقدس ،علیرغم نظر شما فکر میکنم با خودت هم میتونی مصاحبه کنی ، اگه میشه مصاحبه با توکا رو بیشتر کشش بده
۵٫ موسوی موسوی رای منو پس بگیر (دقت کردی آدم وقتی وسط کامنت گذاشتن میره برمیگیرده حسش عوض میشه و جلوی دوربین کاملا جدی حرف میزنه؟!)
واقعا شاید مدیون میشدم بهتر بود…
چقدر به بحث دقت اشاره داری! حالا چرا مصاحبه با توکا رو کش بدم؟!
229. molden در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۹
به درخواست شما و برای اینکه نظرات دیگر دوستان روم اثر نذاره اول میکامنتم بعد میرم میخونمشون…
قبل از پاسخ دهی به سوالات شما استاد گرانقدر (این روزها اونقدر برای استادا توی برگه های امتحان نامه نوشتم کلا ادبیاتم عوض شده) عارضم خدمتتون که من رو بذارید جزو خواننده های همیشه خاموشتون که مدتهای مدیدی است میخونم اینجا رو ولی به چند دلیل متغیر نمیکامنتیدم که بحثش در این مقال نمیگنجه!
۱٫ اینجانب دقیقا متولد ۶۸ام که یعنی ۲۰ سالمه. در شهر تهران شهرستان شمیرانات ساکنم و خب بنده هم مادام هستم.
۲٫دقیقا یادم نیست. اما فکر کنم از وبلاگ آنی اومده باشم!
۳٫سوال سختیه! تقریبا خیلی بوده اما “آمریکا ما زنیم…” “زنده باد ایران” و یکی که اسمش یادم نیست در مورد دوستت محسن و پست مادام الان به شدت در ذهنم هستند.
۴٫فکر کنم مصاحبه با آنی/ شبگیر و خودتون به خصوص خودتون رو دوست دارم بخونم!
۵٫آمده بودم برای اولین بار به دلایل فمینیستی برای مادام بکامنتم که دیدم آپ جدید کردین و دیگه به هر حال خواستم مدیون نشم. البته اگر این پست مربوط به خواننده های خاموش هم میشد! باری در پایان تنها از شما و مادامتان بسیار سپاسگزاریم به خیلی دلایل که گفتنشان باز هم در این مقال نمیگنجد…
دست شما درد نکنه و من هم از شما سپاسگزارم به دلایل زیادی که باور کنید گفتن اونها در یک پاسخ کامنت نمیگنجه …
230. قاف در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۹
۱) ۲۱ ساله. ساکن تهران. دختر
۲)درست یادم نیست، فکر کنم یکبار اسمت رو توی وبلاگ آنی دالتون دیدم، کنجکاو شدم و اومدم.
۳)یه پستی بود که خاطره یک روزت رو نوشته بودی. یه جمله خوب داشت که یه جا هم یادداشت کردم. مضمونش این بود که: ۲۲ ساله وقتی سه شنبه ها می خوابم، فرداش رو با چهار شنبه شروع می کنم.
۴)اسپایدرمرد. شبگیر. گیلاس خانومی
۵) شاید همه بدونن ولی مثل اینکه تلوزیون داره سریال فرار از زندان (prison break) رو دوبله می کنه و ظاهراً قراره پخشش کنن.
من نمیدونستم و الآن از شنیدنش خوشحال شدم … چون همیشه دلم میخواست ببینمش …
231. سمانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۱
اول سلام


۲۲ بیرجند
لیسانس جامعه شناسی
از وبلاگ آنی دالتون به اینجا رسیدم وبا خوندن مطالب جالبت ،شدم خواننده ی پر وپا قرصت
آخه جالب می نویسی
همه نوشته هات قشنگه مادام گلابی هم دست به قلمش خوبه
با آ نی دالتون ، شب گیر،ابراهیم رها مصاحبه کن
موفق باشی گلابی عزیز
در پناه حق
شما یه بار دیگه هم برای این پست کامنت نذاشته بودین؟
232. حمید در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۸
۱-من . خب از اسمم معلومه که پسرم ، بعد اینکه ۲۸ روز از تو بزرگترم !
۲-از طریق پیوندهای سایت شبگیر ! الان هم همین کارو می کنم .
۳- پست گل بی خار خداست !
۴- شبگیر، شراگیم . اسپایدر مرد .
۵- نوشته هایی که اوایل وبلاگ نویسی می نوشتی واقعاً افتضاح بود و پست قبلی هم که مادام نوشت از آن نوشته ها افتضاح تر !
حیف که بزرگتری!
233. الی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۵
۱- چون اصرار کردی به صورت ASL باشه Teh F 27
2-از پیوندهای انی دالتون به یک فروند گلابی و از این راه با ویولت ( بسیار خرسند می باشم).
۳-اگر به تعداد بارهایی که دلم میخواست لپتو می کشیدم الان لپات سیاه و کبود بود جانم
۴- البته کی بهتر از گلابی و اما ویولت- گوریل فهیم – شبگیر
۵- برادر منم بیماری شما رو دارم اگر شونصد تا کار داشته باشم باز حتما سر می زنم به دوستان و اگر اپ نکرده باشند ملول شده و اگر اپ شده باشه می خونم بعد میزنم تو سرم که به کارام نرسیدم و دوباره ملول می شوم.
یهو بگو همیشه ملولی دیگه!
234. happy در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۸
۱- پسری باحال هستم ۲۱ ساله از ارومیه
۲- از طریق آنی دالتون که الهی قربونش بری
۳- پست افتخارات- آی خندیدم!
۴- فقط آنی دالتون
۵- من جسیکا آلبا رو خیلی دوست دارم. باور کن من یه رقیب سر سختم که به این زودیام صحنه رو ترک نمی کنم!
شما تو صحنه باش همچنان!
235. سارا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۴
۱٫ ۲۸ سالمه، دختر! فعلا استرالیام!
۲٫ از وبلاگ شبگیر اومدم.
۳٫ من از بعد از انتخابات به بیماری وبلاگ خوانی دچار شدم. پست افتخارات و اونی که در مورد مادرتون بود دوست داشتم.
۴٫ شبگیر، شراگیم و دختر ترشیده.
۵٫ می شه بگی ربط مهندسی صنایع با گلابی چیه؟ ممنون!
نمیدونم استرالیا چطوره اما توی ایران مهندسی صنایع رو رشتهی گلابیای میدونن، به هر حال میدونن دیگه!
236. pani در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۷
mibinam ke hamaro be eteraf va dashteid
khanandehaye khamosh
esmhaye vaghei…!he
یعنی بده؟!
237. بنفشه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۹
۱- تا چند ماه دیگه ۲۳ ساله میشم. فعلا دو زیست هستم؛ تهران و رشت! که اون هم تا چند وقت دیگه (که انشاءالله قراره لیسانسمو بِدَن، برم تو صف پشت کنکوریها!) میشه منحصرا رشت.
۲- یادداشتهای یک دختر ترشیده. (باید اعتراف کنم این روزها بیشتر از وبلاگ آنی مییام وبلاگ شما)
۳- الآن پست خاصی یادم نمییاد. یعنی میترسم یه چیزی بگم و حق مطلب رو ادا نکنم. (یعنی مثلا از یه پست دیگه بیشتر خوشم اومده باشه و یادم نباشه.) اما چون من تا یه وبلاگ (و یه پست منحصرا) چشمم رو نگیره برای اولین بار توش کامنت نمیذارم، میتونم از پست «ترینهای سال ۲۰۰۸ از دیدگاه یک گلابی!» نام ببرم. مطمئنا وقتی که خوندم به نظرم اونقدر خوب بوده که تو لیست پیوندهای روزانهم (که ماه به ماه هم به روز نمیشن!!) بذارمش.
۴- رای سفید میدم. تصمیم گیری با اکثریت سایر دوستان!! (دلایل زیادی داره که از حوصلهی بحث خارجه.)
۵- ممنون از وقتی که بهم دادین!!
میدونی یکی از شیرینترین لینکهایی که توی دنیای وبلاگستان دارم، لینک پستم توی پیوندهای روزانهی وبلاگته؟ این رو جدی میگم … گهگداری میام نگاه میکنم که از سر جاش تکون نخورده باشه!
238. جودی ابوت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۴
سلام میخوام بقیه اشو بنویسم
شماره ی ۵
اول یه دستمال بهم بدین اشکامو پاک کنم
دیروز برای اولین بار به سرم زد حرفامو یه جایی بنویسم و بعد که برگشتی (آره درسته منتظرت میمونم تا برگردی) همشو بدم بخونی !
ببخشید هواسم یه دفعه پرت شد
آهان بعد اولین حرفای اشناییمونو نوشتم و
بعد
توکل به خدا
وبلاگم به پا شد
خودم خوندمش
یکی هم نظر داده بود
عصری گریه کردم
و وبلاگم رو حذف کردم !
وقتی که برگشتی از شادیها می نویسم .



کات
کات
یکی دستمال بیاره
راستی من اهل شهر خمین هستم (استان مرکزی)
وبگذر دارید ؟ حالا ببین روزی چندبار سر میزنم
خدایی
مگه وبگذر شهرها رو هم نشون میده؟ به هر حال ممنون که سر میزنی …
239. بنفشه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۵
بعد از اینکه کامنت گذاشتم رفتم سراغ خوندن کامنتهای ملت. دیدم یکی گیس طلا رو برا مصاحبه معرفی کرده.
خوب، نظرم تغییر کرد! میدونم احتمال رای آوردنش کمه (البته نه به این دلیل که بلاگر خوبی نیست. به نظرم دلیل اصلیش اینه که خوانندههای وبلاگ شما بیشتر با دوستان خودت مثل آنی و زیگزاگ و … آشنان) ولی من هم میخوام رای بدم. همون گیس طلا دیگه! چند وقتیه وبلاگش رو میخونم و به نظرم آدم جالبیه.
یکی از خوبیهای این پست اینه که با یه سری وبلاگ جدید آشنا شدم و به مرور به پیوندهام اضافهشون میکنم …
240. درساااااااااا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۳
دختری هستم ساکن شهر تهران که هزاران بار به خوانندگان و پرسندگان و آمارگیرنندگان وبلاگم گفته ام از گفتن سنم معذورم
۲- یادم نمی آید
۳- اصولا دلم نمی خواسته لپت را بکشم اما گاهی شده از طنز زیادت بخواهیم یک چک سفت به تو بزنم اما بهترین آپ وبلاگت به نظر من همان اولین پستی بود که از تو خواندم نامش را یادم نمی آید اما بعد از معرفی آنی دالتون در وبلاگش آن را نوشته بودی چون اگر خوب نبود تا به الان با این خلوص نیت(!) به وبلاگت نمی آمدم و لااقل بهت گوشزد می کردم که یک ماه است لینکت کردم یا دو ماه است که به وبلاگم نیمدی!!!
۴- مطمئنا اگر من کل خاندانم را هم جمع کنم که بیایند و بنویسند با درسا تیتان مصاحبه این کار را انجام نخواهی داد پس خودم را ضایع نمی کنم و فقط می گویم با خودت مصاحبه کن و نامت خودت را بپرس
۵- هیچ
البته من هم گوشزد کرده بودم که کامنت نذاشتن، دلیل بر سر نزدن نیست … ممنونم که با این دل خونی که از من دارین، باز هم سر میزنین، واقعاً ممنونم …
241. ترگل در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۷
۱- یادم رفته تو چت چجوری asl میگفتن دختر میشد f؟ بیخیال! به سبک شما جواب میدم دختری هستم ساکن تهران،فکر کنم ۲۰ سالمه
۲- کلاً چندوقتی هست که دچار فراموشی شدم یادم نیست وبلاگتونو از کجا پیدا کردم خیلی هم بهش فکر کردما اما اصلاً یادم نمیاد
۳- پست سخنی چند با کامنت گذاران
۴- راستش من فقط دوست دارم با آنی مصاحبه کنید،همین!
۵- خب توی تلویزیون وقتی به آخر برنامه میرسیم همیشه میگیم خیلی ممنون که به من افتخار دادید تا در برنامتون شرکت کنم منم همینو میگم :دی
البته تو اون برنامهها مجری تشکر میکنه بابت اینکه طرف مقابل لطف کرده و جلوی دوربین نشسته!
242. ژول در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۵
۱٫متولد ۶۳ و ساکن مشهد مقدس!بنا بر?! f،asl plz می باشیم!
۲٫کامنتهایی که در وبلاگ ویولت میزاشتی باعث شد بیام به وبلاگت
۳٫راستش من بیشتر پست هاتو خیلی دوست دارم بقیه رو هم دوست دارم!
معرفی نامزدهای انتخاباتی قسمت اول-تذکره الاولیا و تذکره المقامات-قصه یک ظلم تاریخی که همچنان ادامه دارد
۴٫نمیشه خودت رو انتخاب کنیم؟موسیو گلابی-ویولت-ابراهیم نبوی
۵٫رشته تحصیلی ارشدت بسیار همخونی داره با روحیاتت.به نظرم یک انسان روشنفکر به معنای واقعی هستی و خیلی برات احترام قائلم.
من هم همینطور … تو جزو قدیمیترین خوانندههام بودی و یک روزی برام سؤال پیش اومده بود که ژول چه جنسیتی داره!
243. مینو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۷
۱- ۲۰ ساله(تنبل در کامت نویسی؛ اولین باره واست کامنت میذارم)
۲-از وبلاگ شبگیر پیدات کردم
۳-افتخاراتت و این پست قبلی (شطرنج) خیلی خوب بود که البته میگی نوشته ی خودت نیست
۴-اول از همه مادام گلابی (مثل اینکه جدیدا وبلاگ نویس شده) دوم هم با شبگیر چون به خاطر تعریف های اون بود که وبلاگت رو خوندم سوم هم هر کی که تو بگی!!
۵-استعداد خوبی در طنز نویسی داری فقط گاهی اوقات پست هات رو زیادی طولانی میکنی
راستش یه سری از دوستان وقتی پستهای کوتاهم رو میبینن فکر میکنن دپرس شدم! چشم، سعی میکنم از این به بعد رعایت کنم …
244. شادی8943 در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۸
موسیو آخه چرا کامنت من تایید نشد؟؟؟؟؟؟
دارم نظرات رو کمکم تأیید میکنم … حتماً هنوز به نظرت نرسیدم … چند ساعت دیگه که بیای حتماً تأیید شده.
245. اوالونا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۹
سلام….مدتهاست شمارو می خونم ولی با عرض شرمندگی خیلی کم نظر می ذارم…
من هم حوالی ۲۳ سالم (تفریق سال تولدم از امسال می شود ۲۴ البته!)
۲٫از طریق وبلاگ آنی دالتون
۳٫راستش..`پست حلالتان کردم…حلالم کنید!
۴٫توکا…اسکیس…میرا
۵٫بنده فردا عازم سفری به مدت دو ماه هستم و آمده بودم میل تاییدی جایی را چک کنم و به شکل وحشتناکی در عجله و اضطراب بودم ..چمدانم در سطح کل خانه پخش است…و همین الان به مادرم گفتم ۳ دقیقه ی دیگر دم محل کارش دنبالش میروم تا خرید های نهایی را انجام بدیم و در این حین مشغول کامنت گذاشتن هم هستم!!!…این را گفتم تا بدانید خاطرتان چقدر عزیز است!..کات!
ممنونم، جداً خیلی لطف کردی اگه این همه کار داری … سفر خوبی داشته باشی.
و دیگه اینکه در مورد سن و سال، من هم دقیقاً شرایط تو رو دارم!
246. پروین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۰
بنده که معرف حضور هستم همه جوره!
دیگه نمی خواد اینجا بنویسم دیگه، درسته؟
در ضمن! پاراگراف چهارم و یه بار بخون! خط دومش! انگار از – را – خیلی خوشت میاد
آره، اشتباه تایپ کرده بودم! درستش کردم … ممنون از تذکرت.
247. پروین در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۴
یادم رفت بعد از معرفی رو بنویسم!
اولین مطلبی که ازت خوندم و از همه بیشتر می دوستم. همون که خانواده ی گرام تشریف برده بودن شمال و شما به شغل پاستیل خوری مشغول بودی.
از وبلاگ آنی دالتون اومدم اولین بار.
با آنتیگونه و شبگیر و دلا
مرسی به خاطر ادامهی جوابها!
248. خارپشت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۰۸
۱٫دختر هستم . ۱۹ ساله ساکن تهران.(تا الان فقط نوشته ها تون رو می خوندم ولی به خاطر کلمه ی مدیونی که ذکر شد وظیفه ی شرعی و عرفی و اجتماعی !!!خودم دونستم که به زبون بیام….
)

…
۲٫از طریق وبلاگ ویولت .
۳٫گل بی خار خداست و افتخارات عالم وبلاگ نویسی….
۴٫ ویولت . آنی دالتون . شب گیر…
۵٫
من واقعاً کمکم دارم به این نتیجه میرسم که باید مرجع تفلید بشم! یعنی یه کلمهی من این همه تأثیرگذاره؟! مرسی!
249. ت ت در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۸
۱-ت ت ۲۱ از ته … (دختر)
۲- اولین بار از طریق کامنتی که برام گذاشته بودی به وبت اومم …
۳- اون مطلب افتخاراتت خیلی باحال بود و کلا” چیزایی که راجع به شطرنج و جسیکا آلبا بود …
۴- گلامور !
۵ – اون وقت این چیزایی که این همه بچه گفتن یادت می مونه ؟ !! مثلا” یادت می مونه لیلا چند ساله از کجا بود ؟!

من احتیاج به یک دید کلی دارم و اگه روزی هم برام سؤال پیش بیاد نگاهی به کامنتهای اینجا میندازم … حفظ که نمیخوام بکنم!
250. عطیه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۵
موسیو جان این رسمشه ؟؟
پس کو نظر من ؟؟؟؟؟
نگو اوناهاش که جیغ می زنم اون من نیستم !! بی معرفتین برادر ولی من بازم می نگارم !!! این به اون در !! 


- حدوداَ ۱۷ ساله جنسیت هم که معلومه !! اهل تبریزیم همین !
- از وبلاگ نیلویی اینجا اومدم و یهو از مطالبت خوشم اومد !
- پست مادام , کار نیکو کردن از پر کردن است , و در موردات انتخابات و اینا و یکی هم اون آهنگه چی بود اون !
- سه نفر : آنی دالتون , موسیو گلابی ! , ویولت
- هر چی می خوام دیگه اهن ! می بینیم که برادر جان تب شطرنج کلاَ تو خونواده تون شایع شده و کم کم داره دامن گیر همه می شه !! همه بحثاتون بالاخره به شطرنج ختم می شه ولی جالبه که تو این چند تا از جسیکا آلبا نمی گین !!
باور کن تأیید کردن این همه نظر و جواب دادن بهش طول میکشه … نظرت رو مطمئنم که چند دقیقه پیش تأیید کردم و جوابی هم که براش نوشته بودم در مورد وجود موضوع شطرنج از زمان آدم و حوا بود! کاش بتونی پیداش کنی …
251. آ*ن*ت*ی*گ*و*ن*ه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۶
۱) اهم … اهم … آنتیگونه هستم (با ستاره و بی ستاره هم فرقی نداره !!! همون آنتیگونه اش مهمه حالا دیگه … )-۲۶ساله از تهران – دختر
۲) گوگل+یادداشت+گلابی+ندا (هدف رو کم کنی یه عده بود البته که به حمد الله حاصل شد … )
۳) اون پستی که نوشته بودی جریان وبلاگ نویس شدنت رو به مادام گلابی گفتی ( به خاطر یه دلیل کاملاً خاص !!! بیشتر خوشحال شدم و یه جور هایی راضی … )
۴) توکای مقدس – اسپایدر مرد – ۷
۵) خوشحالم که مینویسی و امیدوارم هر روز موفق تر بشی …
ممنون … و الته هر روکمکنیای را روکمکنی دیگریست!
252. محمد در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۷
۱۷ مشهد پوسر
از طریق وبلاگ گیلاسی
تذکره المقامات
آنی دالتون . گیلاسی
لنز دوربین کثیفه لطفا تمیزش کنید
خب بگو حرفی ندارم، چرا بهونه میاری دیگه؟!
253. unknown!! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۹
معمولا یعنی در واقع هیچ وقت کامنت نمی ذارم مگر مواقع ضروری!!
شاید ۳ یا ۴ بار مجموعا واسه وبلاگایی که می خونم کامنت گذاشتم اونم تو وبلاگ ویولت و بادبادک و گیلاسی و شاید هم اینجا!
واسه همین نمی دونم چه اسمی بگم
۱/دختری ۱۹ ساله هستم از کاشان
۲/از وبلاگ ویولت اونم موقعی که با هم رفتید کنسرت
)خواستگاری داداشت و …
۳/ همشونو دوست دارم ولی اونایی که یادم مونده پست سوتی،افتخارات،تجاوز!!(درسته؟
۴/گیلاسی،شبگیر،خودت
۵/لطفن شطرنجی کنید…..من معتادم معتاد وبلاگ خونی
منو نجات بدین!!
این اعتیاد توی خیلیها وجود داره، سعی کن به خاطر چنین چیزهایی شطرنجی نشی!
254. مهدی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۳۴
مهدی هستم ۳۲ ساله مجرد.
فکر کنم از وبلاگ آنی دالتون اومدم اینجا
همه مطالبت را
با من مصاحبه نکنید وقت ندارم
خیلی دلم تنگه چیزی بیرون نمیاد ازش
مرسی که با این حال نظر دادی … امیدوارم هر چه زودتر هم دلت باز شه …
255. تارا میرکا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۳۶
پس کامنت من کووووووووو
ظاهرا مشکل شبگیر به تو هم سرایت کرده…!
نه، مشکل تو پابرجاست!
256. تارا میرکا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۴۱
الهی بمیرم…! مثل اینکه در حال تایید کردنی! چه قدر تو زحمت می کشی مادر! خیر ببینی از جوونیت!
دیدی مشکلت پابرجاست!
257. تارا میرکا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۱
من یک مقدار سادیسم پیدا کردم نسبت به کامنت گذاشتن تو این پست!
الان بعدتر اضافه شد رو خوندم تازه!
و همچنان پابرجاست!!
258. تارا میرکا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۳
باور کن اصلا هم قصد اذیت کردن ندارم!
تو که دیگه خوب می دونی من چه قــــــــــــدر خوبم و آروم و محجوب و خجالتی و بی زبون و طفلک و اینا که! می دونی که! باور کن!
بذار یه اعترافی بکنم در موردت … تو مشکلت پابرجاست!
259. اعظم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۸
۱شما که میدونی ولی برای ثبت در آمار ۲۷ تهران
خوش باشی عزیز
۲شرمنده پیری و هزار عیب
۳ محسن به عنف! و البته افتخارات و صد البته تمام نوشته هات هر روز ،اگه جدید بود که چه بهتر و اگر نبود، قند مکرر است
۴حوا،اسپایدر مرد
۵در راستای بند سه همه ی نوشته هات یک طرف نوشته ی شطرنجی مادام یک طرف!خدا وکیلی چقدر ازش الهام میگیری؟الهام شاعرانه نه ها ،الهام طنازانه
شما همیشه من رو شرمنده میکنین … ممنون!
260. سارا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۵
من صبح یه بار کامنت گذاشتم، کد رو اشتباه زدم!!! کامنت پرید، من عصبانی شدم. صفحه رو بستم. ولی خب الان اعصابم آروم شده و دوباره کامنت میذارم :)
۱- دختر، ساکن تهران، ۲۰ سالمه
۲- از طریق وبلاگ ویولت عزیز
۳- پست های انتخاباتی + تذکره ها
۴- شبگیر، زیگزاگ، مادام گلابی —> این آخری رو خیلی دوستش دارم با همون یه پست باحالی که گذاشت (تیریپ پاچه خواری و اینا.هاهاها )
۵- اصولا ویلاگ زیاد می خونم، هر موقع هم که احساس کنم باید نظر بدم، میدم! الان هم احساس کردم حتماااااا باید نظرمو بگم :دی کلا از شما و مادام و خانواده محترم رجبی هم تشکر می کنم. خیلی هم احساس بامزگی می کنم و شاید در آینده ای نزدیک یه وبلاگ راه بندازم و بامزگیهامو اونجا خالی کنم.هه هه!
:)))
اتفاقاً من هم احساس میکنم بامزهای و با خوندن کامنتت خندهم گرفت … یه جورایی وصف حالت رو خیلی قشنگ نوشتی!
261. سپیده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۸
بیشتر از ۱۰ بار نظرارو بالا پایین کردم. مرسی که نظر منو تایید نکردی. همین جوری میشه که دیگه گذر ادم به بعضی جاهای دوست داشتنی نمیوفته. عزت زیاد
دارم نظرات رو کمکم تأیید میکنم … حتماً هنوز به نظرت نرسیدم … چند ساعت دیگه که بیای حتماً تأیید شده.
262. آیدا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۲
۱-۲۴ ساله.مشهد.f
2-وبلاگ آنی دالتون شاید
۳-یادم نیست
۴-اسپایدر مرد-توکا-من یا خودت
۵-هر موقع می رم با یکی چت کنم می بینم بابام آنه!بعضی وقتا مامانم هم هست.
خب چه اشکالی داره؟ تازه میتونی invisible هم باشی! خود من از وقتی که یادمه هیچ وقت چراغ مسنجرم روشن نبوده!
263. ستاره در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۸
سلام
من باورم نمی شه شما ۲۳ سالتون باشه
با تصوراتم از یه پسر ۲۳ ساله جور در نمی یاد
!!!! اما استثنا هم داریم دیگه
۴- مادام گلابی



موسیو گلابی
موسیو گلابی
خودتون و مادامتون
۵-حرفی ندارم
مرسی، اما به خدا مادام گلابی وبلاگ ندارهها!
264. انسان در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۰
۱-سن و سالم و شهرم و جنسم و قیمتم به شما (آره با شمام ، دوست عزیزی که فکر بکنی خیلی بی ادبم ، خیر موسیو جان شما سرور مائید همچین جسارتی خدمت شما نمیکنم) ربطی نداره.
۲-همین الان از طریق سایت عمو ابی (چرا نیستش و نظراتشو بسته)
۳-
۴-با خودت مصاحبه کنی بهتره ، به جون خودمم راست میگم.
۵-احساس ندامت میکنم و فقط برای مورد ۲ اینجا اومدم . زیاده عرضی نیست.
اونقدر که اذیت شد به خاطر بخش نظراتش!
265. مریم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۰
اه اه چقدر بی مزه ای تو !
…
266. رزا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۵
۱٫رزا.۲۶٫ایران
۲٫لینک…از اسم بلوگ خوشم اومد!
۳٫اون مطلبه درباره افتخاراتت
۴٫آنی دالتون.گیلاس خانمی.فینگیل بانو
۵٫دوست دارم منم وبلاگ بزنم ولی وقت وadsl ندارم!چون گفتی هر چی دلم بخاد میتونم بگم
وبلاگ زدن که ADSL نمیخواد … خیلی از بلاگرهای معروف و خوبی که میشناسم ADSL ندارن …
267. Miss.Mary ! در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۷
چه کار ِ سختی موسیو !! خیلی وقته دارم خاموش وبلاگتو می خونم !! امـــــا حالا باید بگم !!
۱٫ دختری هستم دهه ی شصتی و ساکن پایتخت !!
۲٫ موسیـــــــــو ! باور کن به یاد ندارم !! من موسیوی ِ پدیده رو از کجا پیدا کردم ؟! (متفکـــــر)
۳٫ من عاشق پست افتخاراتتم و همچنین بیشتر ِ پست هایی که میگذاری را دوست میدارم !!
۴٫ کار ِ جالبیه !! راستش اینم کار ِ سختیه !! منم از پس ِ بردن ِ اسم ِ وبلاگ ِ سه نفر بر نمیام !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی تو خوانندهی خاموش بودی تا الآن؟ پس خوانندهی روشن تعریفش چیه؟!
268. سالومه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۷
اول بگم که من هیچ وقت نظر نذاشتم ولی همیشه میخونمت…
۱- دختر، ۲۲ ساله ، اصفهان
۲- از طریق وبلاگ شبگیر
۳- همون پست افتخارات
۴- شبگیر، ویولت، صمیم (alisa50-50.blogsky.com)
5- همیشه فکر می کنم در عین مهربونی یه کم مغروری و اینکه اوایل که میخوندمت فکر می کردم که حدود ۲۸ – ۲۹ ساله باشی
خوشحالم از آشناییت و ممنون که آدرس وبلاگ صمیم رو گذاشتی …
269. رزا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۵
راستی از شخصیتت و نگاهت به مادام گلابی خیلی خوشم میاد….به همون اندازه که که از شخصیت نویسنده “آخرین وسوسه های من” متنفرم! یهجورایی انگار از جنس خودمونی……منظورم البته جنسیت نیستا…lol
بله، متوجهم … ممنون!
270. samira در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۱۱
۱-به نِظِری شوما samira اسمی دختِرِس یا پِسِر؟!-۲۴-شهرا خودِدون حدس بِزِنید( البِته اونجا فقط زندگی میکنیم.)
)
۲-از وبلاگ ویولت
۳-افتخارات، اونی که با دوستات رفته بودی شمال.(من تقریبن همه ی نوشته هاتو خیلی دوست دارم
۴-تارا میرکا-شبگیر-شراگیم(یعنی فقط ۳ تا آیا؟! کم نیست آیا؟! نمیشه بیشتر باشه آیا؟!)
۵- این نیز بگذرد…
رشت؟ اهواز؟ کرمان؟ آهان، تبریز؟! ببخشید نمیتونم حدس بزنم کجا زندگی میکنی!
اگه دلت خواست یکی دیگه هم بگو، فقط یکیها!
271. hidden در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۱۶
۱٫هیدن هستم ۲۱ ساله از کرج و دختر
۲٫یاد داشت های یک دختر ترشیده
۳٫پست تجاوز اما اسمش یادم نیست
۴٫شبگیر
۵…..
مورد پنجم رو من حذف نکردمها، خود ایشون به جاش نقطه گذاشتن … باور کنین!
272. شازده کوچولو در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۰
۱٫ دختری می باشم ۲۲ ساله از تهران:))) و معماری می خونم.
۲٫وبلاگتون رو از وب آنی دالتون یافتیدم
۳٫کلا دوست دارم شیوه ی نگارشتونو ..حالا شما بنویس اکثر پستها
۴٫شب گیر- توکا- ویولت
۵٫در بحث وبلاگ خوانی ید طولایی دارم و در بحث وبلاگ نویسی ید کوتاهی دارم.به طوری که جانم در می رود تا یک مطلب بنویسم ولی ایده زیاد دارم .حتی این ایده ها در ذهنم پروریده می شن و در دفتری هم نگاشته ولی حس تایپ گهگاهی به سراغم میاد وهی امروز فردا میشه.از همین تریبون اعلام می کنم به یک عدد تایپیست با حوصله نیازمندیم .نه اینکه خودم پروژه دارم از اون لحاظ نمیرسم.:))))
( ببخشید آقا کی پخش میشه؟)
پخش میشه اما هزینهی تبلیغاتش رو نمیدی؟!
273. مونایی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۷
نمیدانم به خاطر اون چند باری که کامنت گذاشتم باید جوابتان را بدهم یا به خاطر کامنتهایی که بعدا ممکن است برایتان بگذارم باید اینکار را بکنم یا شایدم به خاطر اینکه یک خواننده ی همیشگیه بلاگتان هستم باید جواب دهم….
اما به هر حال جواب میدهم
۱٫دختری ۲۰ ساله و اندی از مازندران!
۲٫احتمالا از طریق وبلاگ ویولت یا شایدم اقای شبگیر!(همین دوروبرا بود)
۳٫پست افتخاراتتون(نمیدونم از افتخاراتت خوشم اومد یا از سبک نوشتنش!) و سه پست که راجع به انتخابات بود(قبل انتخابات نوشته بودی) در کل اکثر پستهاتو دوست داشتم!
۴٫شبگیر _ لبخند پنبه ای _ ویولت
۵دلم میخواد بگم …. خیلی وبلاگ و مطالب وبلاگتان را خوشمان است فراوان.و اینکه وبلاگتان جز آندسته از وبلاگهایی است که هر روز باز میکنم اما زیاد نظر نمیذارم که نکند مزاحمتی ایجاد نشود!!!!!!!!!
نظر شما هیچ زحمتی برای من نداره، رحمت داره!
در کل ازت متشکرم …
274. نارسیس در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۱
سن:۲۳
شهر:اصفهان
بلاگتو از طریق ویولت پیدا کردم-همون روزی که رفته بودید کنسرت آقا رضا یزدانی و کلی بهتون خوش گذشته بود
همین پستت رو از همه بیشتر دوست داشتم چون به غایت خندیدم.
دوست دارم با آنی دالتون/توکای مقدس و شبگیر مصاحبه کنی.
آرزو میکنم همیشه قلمت تپر رونق باشه و جوهر نوشته هات تا ابدیت تازه. البته به اضافه ی کلی آرزوی سلامتی برای خودت و خانواده و صد البته مادام گلابی
من هم برای تو و خانوادهت آرزوی لحظاتی پر از سلامتی و خوشی دارم …
275. میل پرده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۳
۱٫ ۲۸ / رشت / دختر
۲٫ وبلاگ آنی
۳٫مطلبی که در مورد افتخاراتت نوشته بودی. دفعه اولی که نوشته بودی و خوندم نیم ساعت خندیدیم
۴٫ آنی دالتون/ توکای مقدس / حوا(زنانه ترین اعترافات حوا) /ایوانف( سیب زمینی خورها)/مهدی(طنز متفاوت)
۵٫ مطلب مادام گلابی عالی بود. بهتره بعضی وقت ها مادام مطلب بنویسه. دوس دارم
منم بهش گفتم که هر موقع وقت داشت چیزی بنویسه، هر چند کوتاه …
276. الهام در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۴
خواننده های خاموش هم بازی هستند ؟! اگه آره خب :
۱٫ ۲۰ساله و ساکن تهران
۲٫ بلاگ آنی دالتون
۳٫ پست های انتخاباتی ، مخصوصا معرفی نامزدها
۴٫ توکای مقدس ، Spotlight و مسعود بهنود
تمام خوانندهها بازی هستند …
ممنون!
277. گلامور در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۶
۱٫ موسیو جان فکر کنم نیازی به گفتن نباشه ولی خوب برای اینکه سوالتون رو جواب داده باشم… ۲۴ ساله و خارج از ایرانم…
۲٫ باور کنید هرچی به مغزم فشار میارم یادم نمیاد اولین بار از کجا اومدم توی وبلاگتون…اصلا یادم نیست که اولین بار شما با وبلاگ من آشنا شدین یا من با وبلاگ شما؟ اما خودم حدس میزنم من وبلاگ شما رو اول خوندم…
۳٫ راستش خیلی از نوشته هاتون هستن که توی ذهنم موندن..مثل جریان دوستتون فکر کنم اسمشون محسن بود…یا افتخارتتون…یا وقتی که به مادام گلابی گفتین وبلاگ دارین و …
۴٫ من دوست دارم با گیس طلا و زنانه ترین اعترافات حوا مصاحبه کنید اگرچه وبلاگنویس های شناخته نشده با قلم خوب زیاد داریم…دوست دارم کلا با کسانی که ناشناخته هستن مصاحبه کنید.
۵٫ One life…live it!
فکر میکنم اولین بار من وبلاگ تو رو شناختم! همیشه هم منتظر بودم تا بخش نظرات رو باز بذاری و بتونم نظر بدم!
278. گیلاس در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۱
من الان شدیدا ناراحتم!! کامنت منو چرا خوردی؟؟؟؟؟
:(
واقعا نرسیده یا چیزی گفتم؟؟یا فحشی دادم؟؟یا غلط املایی داشتم که تائید نکردی؟؟؟
احساس میکنم در نظر سنجی اینجا هم تقلب شده!!
ور ایز مای کامنت؟؟؟
موسیو یه کاری نکن دعوامون بشه!!!
باور کن دارم کامنتا رو به ترتیب تأیید میکنم اما جواب دادن بهشون زمان میبره و به خاطر همین طول میکشه تا کامنتت تأیید بشه …
279. Olinda در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۵
خانمی هستم ۳۹ ساله (گرچه عدد روند را دوست دارم ولی تو این مورد نه!)آذربایجان مارالی!(آیکون آهو)برای کسانیکه ترکی بلد نیستند!دارای ۲ فرزند۱/۱
اولین بار که روی لینک وبلاگتون در پیوندهای آنی کلیک کردم شاید فکر نمی کردم الان برعکس!
اون موقع پستت در مورد سورپرایز کردن مادام گلابی و صحبتهای تلفنییون بود راستش از جسارت,صداقت و صراحت قلمتون و بذالت! در نوشته هاتون خوشم اومد و تا الان همهء پستهاتو خوندم حتی اونموقع که ملت روحیهء طنز نویسی نداشتند به آرشیوت سر می زدم و بعضی پستهای قبلیت هم خوندم و در کل یه ناخنکی به کل پستهایت زدم !پس حق دارم نتونم به ذکر یک یا دو مورد خوب اشاره کنم چون از خیلیهاشون خوشم اومده.
-ابراهیم رها-شراگیم-اسپایدر مرد(انصافا خانمهای نامی وبلاگستان دیگه خیلی معروف و معرف حضورند والا منم می گفتم ویولت-آنی-گیلاسی)
و در آخر سفر خوش و بی خطری را برایتان آرزو می کنم.
پی نوشت برای خوانندگان عزیز: اگه از کامنتم از خودم از وبلاگم از بچه هام و حتی از شوهرم !خوشتون اومده!؟
خوب به موسیو گلابی بگید باهام مثاح…..نه مساحب……..نه مصاحبه کنه !
———————————————————————————————————
موسیو گلابی: آیکون آهو را خوب اومدی!
نمیخواستم این رو بگم بلکه میخواستم از اظهار لطفت در این مدت تشکر کنم!
280. هدی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۵
سلام می شه برای شرکت در نماز جمعه بچه ها رو تشویق کنی
ممنون می شم
میرحسین هم هست
تو سایت قلم هم رسمی نوشته
آره، خوندم. در حد توان حتماً دوستام رو تشویق میکنم …
281. بهار در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۷
سلام گلابی جون.جنسیت=بانو،۳۲سال سن.۲تادختردوقلو دارم.
ازوقایع ات..وافتخاراتوظلم تاریخی خوشم اومد.
ازلینکدونی شبگیربهت رسیدم ودیگه ولت نکردم.هرشب حتمابه وبت سرمیزنم تاکسالت کارروزانه رو ازتن بدرکنم.(لطفاجنبه داشته باش!)
راستی اهل تهرانم!روزگارم خوش نیست!تکه نانی دارم،خرده هوشی،سرسوزن ذوقی!ولی یه عالمه چیزاهس که نداریم مثل ازادی،………..
شبگیر،سیب زمینی خورها،کوچه مردها،ولایت!
مرسی ازپستای خوبت
مرسی از لطفت … امیدوارم روزگار خوشی هم داشته باشی!
282. سوری در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۰۹
سوری
۳۴ ساله
دارای دو فرزند .یکی ۷ ساله .یکی دیگه تو راهه و۱۲ مرداد خدا بخواد دنیا می یاد .(پسره اسمشم امیر علی می ذارم .)
پست افتخارات شما رو خیلی دوست داشتم وخیلی خندیدم .در این وانفسای غم واندوه .
با اسپایدر مرد وانی دالتون مصاحبه کن(البته دوست دارم از انی سوالات خاص کنی .) وگیلاس خانومی مرجان از قلب کویر ویولت والبته توکای مقدس .
از وبلاگ انی دالتون اینجا اومدم .
جلوی دوربین دست وپام رو گم می کنم .اما من با دیدن وبلاگ شما not only از وبلاگ قبلی خودم که کاملا ایران باستانی بود دست کشیدم but also اسمم رو هم عوض کردم .خیلی روان می نویسید وساده .
ممنون از لطفتون و معرفی سه نفر وبلاگنویس مورد نظرتون!
283. روشنک در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۰
اصلاحیه:آشناییم ماله قبل اونی بود که تو کامنت قبلیم نوشتم.اگه اشتباه نکنم از طریق سعید درختی.
سعید درختی!!!
284. نیلوفر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۷
۴سال از ۲۰ سالگیم گذشته …متاسفانه یا خوشبختانه ساکن پایتخت
میدونی که اولین ها و آخرین ها همیشه تو ذهن میمونه ..از بوی ترشیدگی به بوی شیرین گلابی رسیدم
در ضمن زحمت رسیدن به ویولت رو وبلاگ تو برام میکشه..
هر نوشته ای که ازت خوندم یا خوشحالم کرد یا متاثر یا دوز احساسم بالا رفت .. همه رو دوست دارم …بدون اغراق (در ضمن من از لپ خوشم نمیاد شخصا جای دیگه رو ترجیح میدم..)
گیلاس چون از دخترهای شوخ و حاضر جواب خوشم میاد …شب گیر یه جورایی فکر میکنم مثل توئه و گوریل فهیم ….یه وبلاگی میخوندم به اسم عطر آویشن حیف که رفت…
خیلی چیزا تو ذهنم هست ولی به تو مربوط نیست …
منم که نگفتم هر چیزی تو ذهنتون به من بگین! در همین حد هم ممنون!
285. مریم در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۷
جایزه !جایزه ! اصلا یه پست میزارم تبلیغت می کنم خوبه !:)
اگه وبلاگت فیلتر نبود، خوب بود!
286. اناهیتا در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۳
اناهیتا ۱۹ سالمه!!تهران شهرمه!دانشجوام.برق/مخابرات
و مسلما فهمیدید جنسیتمو!!اگه با برف پارسال زمین نیومده باشید!!۱۰۰ بار بیشتر وبتونو خوندم!اما مرض کامنت نذاشتن دارم من!!واسه آنی دالتونم تا حالا کامنت نذاشتم!دیگه اینبار دیدم زوریه گویا(!) کامنت گذاشتم.از وب دختر ترشیده اومدم اینجا.
بعد اینکه ممممممم… اها با گیلاس خانومی مصاحبه کن.در مورد مرض خوندن وبت تا آخر و کامنت نذاشتنم هم گویا دارم شفا می گیرم.اها اون پسته که توش از سر افکندگیاتون و گندایی که زدین گفتید از همه بهتر بود.به اون ترتیبی هم که گفتین حوصله ندارم شماره بذارم و بنویسم!اها مرض بعدی خودم وبلاگ دارم اما یتیمش کردم جدیدا!یعنی همون تحریمش کردم.هر دفه میام آپ کنم هی میام وبگردی وب همتونو می خونم آخرشم از شدت سردرد و چشم درد وبمو آپ نمی کنم می یام بیرون :دی
ممنون از لطفی که به وبلاگهایی مثل من داری …
287. شادی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۷
۱-۲۸ ساله از تهران
۲-فکر کنم تو وبلاگ آنی نظر گذاشته بودی از کامنت خودت اومدم اینجا.
۳-آمریکا ما زنیم.نامزد های انتخاباتی و اون پست تذکره ای یه
۴-آنی دالتون.زیگزاگ. دلا
۵-هیچ پستی از شما نبوده که خونده باشم و لذت نبرده باشم.ممنون
خیلی خوشحالم از اینکه از پستهام راضی بودی … ممنون!
288. بهروز در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۶
man commentam ro mikham (inja icone gerye nadare?)zood bash commentam ro pas bede.taghsir man bud emruz to edare ba oh hame gereftari vase avalin bar comment neveshtam vasat.man commentam ro mikhammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm.
کامنتت رو که تأیید کردم اما عذرخواهی میکنم بابت تأخیر در تأییدش …
289. یکی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۷
۱- خانوما هیچوقت از ۱۴ سال بیرون نمیان. / مشهد/ خانم
۲- آنی دالتون
۳- ۲ تا مطلب یکیش اونیکه می خواستی از استادت نمره بگیری(اول با زبان خوش بعد با تهدید) دومی آن مادام گلابی او را وایف آن….
۴- از وب man _mote.tumblr.com چون مرتبط با مطالب شطرنجی شماست.
۵- چه کنیم مثل تو دلمان خوش باشد الکی یا غیر الکی
من هم چندان دل خوشی ندارم!
راستی اون آدرسی که دادی باز نمیشه!
290. ریحانه در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۴
راستی من فکر کنم سوال دومتو اون موقع اشتب گرفتم و درست جواب ندادم
من از اونجایی که خودم به صنایع خیلی علاقه دارم اولین بار با سرچ”مهندسی گلابی” وبلاگتو یپداییدم:دی
(این که دیگه :دی داره اگه هم نداره به بزرگواری خودت ببخش
)
چرا! خداییش این دیگه :دی داره!
291. راحله در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۰
۲۸ ساله …فعلا ساکن زیراب .
۲٫مطمئن نیستم فکر میکنم که از وبلاگ دختر ترشیده بود
۳٫پستی که در مورد الهام و خانمش و تحمل کردن احمدی نزاد بود
۴٫خودت +مادام
۵٫به نظر من اصلا مغرور نیستی و از اینکه به خواننده هات احترام میگذاری و به وبلاگ شون سر میزنی ازت ممنونم
واقعاً فرصت نظر دادن در همهی وبلاگها و برای همهی پستها رو ندارم … ممنون که درکم میکنید …
292. 0171 در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۱
نماز جمعه یادتون نره
:)
293. صابر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۳
سلام مهندس گلابی….. ببخشید موسیو گلابی
نمیدونم آشنایی با شخصیت خواننده هات چه تاثیری توی آینده وبلاگت داره؟! و چطوری…..ولی چون این مدت خیلی خندوندی منو به دیده منت
۱) صابر، ۲۸ ساله از تهران
۲) یا از طریق سوسن جعفری بود یا وبلاگ دختر ترشیده….. یادم نیست حقیقتا
۳) راستش مدت زیادی نیست مطالبتو می خونم….. بذار اونهایی که نپسندیدم رو بگم ….. پست قبلی…. به هر حال اینجا وبلاگ توه و تو مسئول اون
۴) محمود احمدی نژاد….. وبلاگ داره ….. با اون مصاحبه کن ….. اسپایدر مرد یادت نره…..می تونی یه مناظره بینشون بذاری؟!!….. شوخی میکنم….. با هرکس اکثریت گفتن
۵) موسیو دلم میخواد زرد نشی….. یعنی آرزو می کنم ….. به هر حال دوستان همه به شما اطمینان داشتند و دارند و خواهند داشت….. برات آرزوی موفقیت می کنم
فهمیدن سلایق خوانندهها، نوع نگاهشون به پستهام و وبلاگنویسهای مورد علاقهشون به نظرت تأثیری در نوشتنم نداره؟
294. نازی در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۲
۱-دختر ۲۳ ساله اهل تهران
۲-وبلاگ آنی دالتون
۳-پست جورابت را بپوش,بستنی ات را لیس بزن فوق العاده بود.
۴-آنی دالتون, ویولت, گیلاس
۵-خیلی وقته وبلاگت رو میخونم ولی هیچ وقت نظر نمی دادم. راه خوبی برای شناسایی خواننده های خاموش بود, آفرین!
اینم بگم که این مطالب رو دو بار تایپ کردم, چون دفعه اول تا ثبت نظر رو زدم اینترنت قاطی کرد. پس بدون خاطرت خیلی عزیزه.
ممنون، خیلی لطف کردی که دوباره کامنتت رو تایپ کردی …
295. محسن در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۱
سلام. فکر کنم اولین باره که واسه وبلاگ شما کامنت می گذارم. اصولا، معمولا کامنتم نمی آد، وقتی هم میآد، چیزم نمیآد (یعنی حوصله!) ولی چون گفتین مدیونیم، اصولا از دین بدم میآد! (از این میآد هم الان بدم اومد!)
یادم نیست اولین بار از کجا به وبلاگ شما رسیدم؛ شاید آنی دالتون بود، یا دختر نارنج و ترنج. خدا لعنت کنه او دوست عزیزی رو که واسه اولین بار، لینک آنی دالتون و واسم فرستاد و از اون لحظه بود که با وبلاگای فارسی -بیشتر- آشنا شدم. بعد با وبلاگ دختر نارنج و ترنج آشنا شدم و خب، چند ماهی میشه که از لیست دوستان اون وبلاگ، به وبلاگ شما رسیده میشم! (خب، پس به نظر من این دو تا وبلاگنویس، میتونن جزو گزینههای مصاحبهتون باشن. سومی هم به انتخاب خودتون!!)
پست انتخاباتیتون خوب بود، و قضیه جوراب و بستنی هم باحال…
من محسن هستم، تو تبریز زندگی و کار میکنم، جنسم هم اعلاست!
جنست خوبه، دوستات هم که ناباب هستن، مطمئنی مشکل دیگهای نداری؟!
296. آهوی محتضر در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۹
سلام موسیو
احتمالا دختر هستم بیست و چند ساله از نا کجا آباد.
از وبلاگ نسیرین خانومینا میام اینجا سرعت اینترنت هم اونقدر کمه که تو راه کلی خسته شدم
زیاد با وبلگتان آشنا نیستم شما فرض کنین پست انتخابات
آنی دالتون -توکای مقدس -شراگیم -بهزاد افشاری- سیب-spotlight- … باز بگم
خوب الان بگم نمی دونم چرا خیلی از وبلاگ نویس ها بااسم مستعار می نویسن همچین مورد دار هم نمی نویسن ها ولی … دوست دارم شما هم مثل آنی خودتون رو معرفی کنید. راستی کی پخش می شه.
شاید یه روزی خودم رو معرفی کنم … نظرتون هم تا چند ثانیه دیگه و بعد از پاسخ من پخش میشه!
297. شبح خوشحال در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۰
۱٫ ۲۱ ساله و از کرج
مرسی
۲٫آنی دالتون عزیز
۳٫پست های افتخارات و افتضاحات وکنسرت رضا یزدانی وپست های انتخاباتی ( دقیقا همشونو) و بقیه پست ها
۴٫ شبگیر و عقاید یک دلقک و سومی رو نمیدونم
۵٫ ………………
۶٫میشه از همه بخوام مقادیر بسیار بسیار زیادی برام دعاهای خوب بکنند ؟؟؟؟ اخه به شدت نیازمندم!!!!!!
بله، چرا نشه؟ امیدوارم مشکلت به زودی حل شه …
298. Drago در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۲
۱.دراگو،۲۱،جایی غیر از تهران.
۲.خودت اومدی تو وبلاگم گفتی “خوب موقعی پیدات کردم”!!(=اغفال شدم)
۳.والا حضور ذهن ندارم…یه سر بزنم به گوگل ریدر الان میگم بهت…تذکره خوب بود.
۴.وحید آنلاین:(((…زهرا اچ بی….اسپایدرمرد
فکر نمیکنم بیشتر از یکی دوبار کامنت گذاشته باشم اینجا.چون کامنت دونیت خیلی شلوغه.
بله، دقیقاً یادمه اون کامنتم …
راستی چرا بعد از گفتن اسم وحید آنلاین گریه کردی؟!
299. هنگامه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۶
اول سلام دوم اینکه تا حالا واست کامنت نذاشته بودم چند وقتی با داداش کوچیکترم مطالبتو میخونیم
اسمم هنگامه هست ۲۲ ساله از لنگرود از وبلاگ دختر ترشیده باهات آشنا شدم کلا از مطالبت لذت می برم در آخرم (تی جان قربان)
خوشحالم از آشناییت …
300. غوغا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۲
اووووووووه…
: من زیاد اینجا میام ولی دست به کامنتم خسیسه! فکر کنم این سومین کامنتی باشه که میذارم, اولی وقتی اومدین بلاگفا, بعدی وقتی مادام گلابی پست قبلی رو نوشت و اینم سومی
. پستا رو با نظراتش میخونم و اگه تعداد نظرات زیاد باشه فقط اونایی که بهشون جواب دادین و اونایی که کامنترشو میشناسم رو میخونم.. چقد حرف زدم 
انگار دیر رسیدم!
شیما هستم. ۳۰ ساله از جنوب (گچساران). پرستارم.
اولین بار, چند ماه پیش از وبلاگ آنی به وبلاگ شما اومدم و اولین پستی که خوندم اعتراف شما به داشتن وبلاگ ( برای مادام گلابی ) بود! و از همین پست هم بیشتر از بقیه مطالب خوشم اومد. یه پست از مطالب قبل از این هم بود که یکی از بلاگرا ازتون خواسته بود چنتا از خیطکاری های اون سالتونو بنویسین و شما یکی رو گفتین, اون هم با مزه بود! کلا پستای مربوط به محمود عزیز و حواشیشو خوشم میاد, خب مینویسی در این مورد..
بلاگرهایی که دوست دارم باهاشون مصاحبه کنین :
آنی دالتون
علی محمدزاده http://casabelanca.blogfa.com/
موسیو گلابی
آخری اگه قبول نیست به جاش ویولت
خوب حالا دیگه وقتشه با دوربین مخفی صحبت کنم
معذرت میخوام … پس با این حساب، این دفعه مجبوری همهی کامنتها رو بخونی!
301. رویا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۰
۱٫دختری هستم ساکن تهران با حدود ۱۹ سال سن(البته هم رشته ای هم هستیم اگه یادت باشه)
و باعث شد من هول(حول؟) بشم و نتونم شماره ۴ رو کامل بگم
۲٫دقیق یادم نیست ولی فکر کنم از طریق انی دالتون
۳٫پست تجاوز و اونی که راجع به عیبات بود البته اکثر پستات قشنگه
۴٫توکای مقدس_گلامور_شراگیم_شب گیر_ابراهیم رها_مادام گلابی(وا؟گلابی؟چیزی نیست که چرا این جوری نگاه میکنی همش ۶ تاس خب نتونستم هیچ کدومو حذف کنم)
۵٫حرف خاصی ندارم تشکر میکنم از شما و تمام عوامل فقط نور پردازیتون خیلی شدید بود
خدا رو شکر که نورپردازی ضعیف بود وگرنه چی میشد!
302. 03031112 در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۱
۰۳۰۳۱۱۱۲ هستم و همین بس
وبلاگ تورو خیلی وقت پیش وقتی یه عالمه تو وبلاگ “سیب من ” کانت گذاشته بودی دیدم و با خودم گفتم این دیگه چه پر حرفیه
بعدش پستات اونایی که در مورد طرفدارات و کامنت های خصوصیت بود خیلی به نظرم خنده دار اومد:)) با او پیشنهادایی که داشتی . دیگه جسته و گریخته سری بهت میزدم
زمانی که پای مادام گلابی و کشیدی وسط هم ذوق کردم اومدم واست تبریک اینا گفتم واسه عشقتون
پا شدی اومدی وبلاگ من لیچار بارم کردی :))) گفتم این دیگه چه بی جنبس .. آخه انگار خیلیا واست تبریک فرستاده بودن جو گیر بودی
خلاصه اینجوریا
این سوئ تفاهما اینجا عادیه پس همینجوری گفتم
تنبل خان این پیوندهای روزانتو هم آپ کن
خوش باشی
من لیچار بار کردم؟! معذرت میخوام … فقط کاش کامنتی رو که برات گذاشته بودم پیدا میکردی و تو یه کامنت خصوصی برام میذاشتی … فکر میکنم سوء تفاهم شدهها!
303. karo در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۴
۱۸-۱سالمه, اصفهانیم ,مطمئن نیستم ولی به احتمال زیاد دخترم
۲-فکر کنم از سایت رها بود
۳-راستش اینم مطمئن نیستم تقریبا همشون ارزش خونده شدن رو داشتن
۴-حتما ابراهیم رها (فقط لطفا ازش بپرس اسم و فامیل واقعیش دقیقا چطوری خونده میشه؟اخه شما بگو اینم اسمه؟)
۵-……..
خوندن اسم واقعیش که چندان سخت نیست!
304. یاسمن در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۶
۱/ ۳۴ ساله و ساکن تهران
۲/ ویولت
۳/ همه ی پست ها قشنگ بوده
۴/ ویولت نازنین – دیر تش باد(فکر کنم نشناسید)- خورشید خانم
۵/ عزت مستدام !
مگه میشه کسی دیرتشباد رو نشناسه؟
305. رویا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۶
البته اینم بگم که اینجا مثل اینکه فوران رویاهاست!یکیشون که وب سایت داره اون یکیشون که من باشم فقط ای میل داره و تا اونجاییکه من دیدم یکی دیگه ام هست که هیچی نداره!اینو گفتم که یه وقت مارو با هم قاطی نکنی
نه، قاطی نمیکنم!
306. مهشید در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۲
یعنی با ترانه علیدوستی هم می تونی مصاحبه کنی؟!!!! سر هر چی بگی شرط می بندم که نمی شه!
به خاطر روکمکنی هم که شده یک روزی این کار رو میکنم هر چند بعید میدونم که اسمش جزو سه نفر اول باشه …
307. موسیو گلابی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۸
تا این لحظه نظرات خصوصی این ۲۸ نفر رسیده و آنها را هم خواندهام:
بابا برقی، هستی، نگار، آرام، یاسی، مسافر، شیوا، جاسم، مدیکوس، Undrill، سپیده، رؤیا، میزان، مژده، آنی، کلوچه، سحر، Mr Jones، جودی ابوت، سیر ترشی متأهل، هادی، نانی، نیلوفر، سمیه، آرام، Farah، پاتا و الهام.
تمام نظرات تا این لحظه رو تأیید کردم … باورم نمیشد تموم شه!
308. بهار در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۹
من اومدم همه کامنترو خوندم تا در راه رضای خدا یکی گفته باشه با معرفی من اومده وبت اما ظاهراً هنوز اون چند نفر هنوز نیومدن یا اصلاً قصد ندارن بیان.مدیونن اگه نیان و نگن
راستی اینجا بهار زیاده چیکار کنم منو بشناسی؟؟
که من همون دختر ۱۸ ساله اصفهانیم؟
میتونی بنویسی بهار ۱۸ ساله از اصفهان!
309. قاصدک در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۱
سلام
۲۶ / f / esffahan
اولین بار از طریق وبلاگ آنی
یه پستی بود زمان انتخابات که یه شعری را ترجمه کرده بودی اگه اشتباه نکنم کوفی
عنان و احمدی نژاد هم توش بودند اونو خیلی دوست داشتم در ضمن پست مادام
گلابی را هم خیلی دوست داشتم.
با آنی مصاحبه کن بعدشم با خودت برای سومی هم فکر می کنم خودم کیس قابل
توجهی باشم به خاطر آمار بازدیدم ظرف ۴ سال و …
…………………..
من متاهل هستم و یه دختر ۷ ساله دارم و البته یه شوهر که الان توی اون اتاق
نشسته و داره مدام چک می کنه که گوشی اشغاله یا نه دیپلمه هستم ولی اصلا
خودم را در مقابل کسی که تحصیلات دانشگاهی داره پایین نمی بینم .تاحالا هم
چندتا تحقیق دانشجویی برای بچه های فامیل نوشتم و دودستی تقدیمشون کردم…
مادربزرگم وقتی هنوز یک هفته از عمر وبلاگ نویسیم هم نمی گذشت فوت کرد
خدا مادربزرگتون رو بیامرزه … با شما موافقم. همه چیز، تحصیلات نیست …
310. نیاز در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۱
خواهرم که گفته بودم وبلاگتو بهم معرفی کرد اسمش رازه ۲۸ سالشه تازه یه وبلاگ زده. آدرسش تو وبلاگم هست. نتونستم اینجا کبی کنم
تو وبلاگت پیدا میکنم، مرسی …
311. غزل در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۵
۱- غزل هستم / ۲۵ ساله / از تهران
براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم 
۲- از وبلاگ آنی دالتون به وبلاگ شما رسیدم
۳- همه ی پست هاتون قشنگه اما من پستی که راجع به بستنی و جوراب بود و پست افتخاراتتون بیشتر ذوست داشتم . این که میگم بیشتر یعنی یکم بیشتر از بقیه پست هاتون چون همشون فوق العاده هستند
۴- ویولت – آنی دالتون – شبگیر
۵- با تشکر از تصویر بردار و صدا بردار محترم و عرض خسته نباشید خدمت این عزیزان جا داره که اینجا از زحمات بی دریغ تهیه کننده و کارگردان عزیزمون جناب آقای موسیو گلابی تشکر کنم . موسیو گلابی عزیز واقعا خسته نباشید .
ممنونم، شما هم موفق باشید …
312. فاطمه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۰
خوب وظیفه شرعی و ملی خودم دونستم که خودمو معرفی کنم چون تا حالا یواشکی اینجا رو میخوندم !!

۱٫فاطمه ۲۴ سال دارم از شیراز !
۲٫دقیقا یادم نیس اما فک میکنم از کامنت شما در یکی از وبلاگ دوستاتون شاید یادداشت های دختر ترشیده !
۳٫کلا مطالب بعد از انتخابات ! پست های مربوط به کنسرت یزدانی هم جالب بود در وب شما وویولت وشبگیر …
۴٫دلا !
۵٫وبلاگ سبز خوبی دارید !!
از آشناییت خوشبختم فاطمه جان!
313. شلخته خانم در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۰
۱۹ سالمه از بابلسر.پزشکی هم میخونم.از وبلاگ نیلوفر شمارو پیدا کردم بعدش یهویی تمام آرشیوتونو خوندم و خیلی خوشم اومد.
خوب از اسمم پیداس خوب
راستی من دخترم
مثل اینکه من آخرین نفر بودم
مرسی! بله دیگه، مشخصه که دخترین!
314. گالکسی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۱
تو این دورو زمونه ادم با شعور و با فهم کم پیدا میشه
ولی این ویزگی بارز تو هست موسیو
من قبلنا هم ۲ باری کامنت گذاشتم ولی خوب احتمال کم میدم یادت باشه
گالکسی..هم جنس تو …۲۱…دبی….
اسم وبلاگت من رو کشوند اینجا ولی یادم نیست از کی
با هر کی مصاحبه میکنی با ویولت…انی دالتون…گیلاسی نه
چون همه اینا رو میدونن …ملت ما تکرار کردن تکرار رو خیلی دوس دارن
با زیپ…لبخند پنبه ای …. و خودت
تو یه کامنت نوشتی با خودم نمیشه ..چرا میشه…همون سوالایی که از بقیه میپرسی از خودت بپرس همین
اها خیلی خودتو دس کم میگیری!میدونستی؟!همه ملت دارن از خوبی پستات میگن که چقدر عال مینویسی تو هی ازشون عذر خواهی میکنی که ببخشید که پستای منو میخونید..بابا جان شکسته نفسی هم حدی داره دیگه..وقتی همه میگن خوبی قبول کن خوبی…یا شکسته نفسی میکنه یا اعتماد بنفست کمه…تکلیفو روشن کن…
اهان پستت…همشون رو دوس دارم..ولی پستت افتخاراتتو که میخوندم هی تو دلم میگفتم بهت ایول ایول…چون من از ادمای تحصیلکرده و با هوش خوشم میاد
از اینکه جواب همه رو میدی خیلی با شعوری…اها یه بار گفتم که شعورت عالیه تکراری بود
دیگه؟!!
یه کامنت گذاشتم که تا سال دیگه اگه نذاشتم جبران میشه
از اینکه یه همچین ادمی رو مثل شما میشناسم به خودم افتخار میکنم…جریان این جملس که میگه دوست دارم نه به خاطر خودت…به خاطر حسی که در هنگام با تو بودن بهم دست میده…حالا من!
ولی کلا دمت گرم…فوق العاده مینویسی
یه چیزیو هم راس گفتی تعداد وبلاگ نویسای خانوم خیلی کمه..
کلا مه هم راجع پستت…راجع خودت…راجع به کامنتات..راجع به جوابایی که به کامنتات دای نظر دادم
اهاااااااااا….خوشم اومد که مادام گلابی اینجا نوشت….بیشتر از احترامی که به مادام گلابی میذاری خوشم میاد
مرسی به خاطر تشکیل همچین فضایی
با اروزی موفقیت برای تو …مادام گلابی….
شرمنده اگه خیلی شد.
مرسی به خاطر کامنتت، کامنتهای قبلیت هم کاملاً یادمه …
فکر میکنم قدری شکسته نفسی کرده باشم، خدا رو شکر اعتماد به نفسم کم نیست! راستی من نگفتم تعداد وبلاگنویسهای خانوم کمه، اگه گفتم هم اشتباه لپی بوده … برعکسه!
315. بهروز در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۲
دوباره سلام.دمت گرم.اسمم بهروزه
chon esme yeki az behtarin bf ham behruz bud.in lab tope man vasatesh ghati kard engelisi shod.ine ke commentam in modeli shod.ye chizi begam???be nazaram to on 2 hafte bade entekhabat ye dafe khaili taghir kardi.
nemidonam chera ehsas mikonam poste madam ro khodet neveshti.be tarze neveshtane khodet khaili nazdike.in madam golabi hamon jojo nist?
اون مطلب رو خود مادام گلابی نوشته … در ضمن ایشون همون جوجو هستند، اما توی کامنتگذارای این وبلاگ چند تا جوجو داریمها!
316. غوغا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۲
من عدد هفت رو خیییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم
و برای اینکه کامنتم توی این صفحه باشه بازم به خودم و شما ( که قراره به همه کامنتا جواب بدین) زحمت میدم! تا باشه از این زحمتا 
در جواب به اون جوابیه تون : اتفاقا این کامنت دونی خوندن داره, با خیلیا بیشتر آشنا میشم.. از کار شما که هم میخونین و هم جواب میدین که سخت تر نیست, اگه شما میتونین حتما منم میتونم.. سر فرصت میخونم.
جدا خسته نباشین
مرسی از وقتی که میذارین و میخونین …
317. زهرا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۰
۱٫ دختر! ۲۰ ساله از قم !
۲٫ یادم نمیاد از کدوم وبلاگ اومدم به وبلاگت !
۳٫ پست افتخارات و تذکرﺓالمقامات فی احوالات موسیو گلابی و گل بی خار خداست و غیره…!
۴٫ زیگ و زیگ زاگ. آنی دالتون. دیگه کیو بگم که انصاف رعایت شه؟!
۵٫ انتقادات: چرا با کامنت گذاران خود مصاحبه نمیکنید؟! (فلش به سمت من)!!
.
.
.
می تونم برم به بچه و عصا و موبایل و یحتمل دماغ! برسم؟!
اگه خیلی دلت میخواد به موبایل برس، سه گزینهی دیگه رو ول کن!
318. شهرزاد در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۱
۱- همسر و مامان یک کوچولوی ۱۵ ماهه هستم ۳۲ سالمه .
۲- یکی از دوستان در نی نی سایت این وبلاگو معرفی کرده بود.
۳- پست مربوط به افتخارات
۴- گیلاس خانومی و آنی دالتون
۵- امیدوارم همه عشاق واقعی بتونن با هم بودن و زیر یک سقف زندگی کردن رو تجربه کنن و شما و مادام هم اگر عشاق واقعی هستید همچنین.
من هم امیدوارم … مرسی!
319. قاصدک در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۲
بعد تر نوشت : امیدوارم اینکه میگم “خودم را در مقابل کسی که تحصیلات بالاتری
داره پایین نمیبینم ” یا انجام تحقیقات دانشجویی ( کاما ) برای کسی مخصوصا شما
سو تفاهم ایجاد نکنه.من اعتقاد دارم که ملاک سنجش آدمها فقط سطح تحصیلات
نیست .
موقعی که کامنت قبلیتون رو جواب میدادم هنوز این کامنت رو ندیده بودم اما من هم دقیقاً چنین چیزی رو در جواب نوشتم … باز هم میگم که با حرفتون موافقم …
320. غزل در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۳
باز کامنت من نرسیده ؟؟؟
صبح تا شب که بیدار نیستم، یه کم تأیید کردن کامنتا طول میکشه خب! کامنتتون رو چند دقیقه پیش تأیید کردم …
321. توهمات یک آمیب 45 کروموزومی(سوسپانسیبل) در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۱
کامنت دوم:
اولا ما خیلی مخلصیم
دیما من غلط بکنم بگم مطالبت خوب نیست چون اگه خوب نبود اصلا لینکت نمی کردم و اصلا برات کامنت نمی ذاشتم!!
سیما ما داریم در محضر شما شاگردی میکنیم!
چهارما تا حالا تو عمرم ندیده بودم یه گلابی اینقدر زود جنبه منفی قضیه رو بگیره!
پنجما واقعا داری همت میکنی که جواب این همه کامنت رو میدی!…دمت گرم
شما که خودت توی چلچراغ قلم میزنی برادر، گرفتی ما رو؟! نه جدی گرفتی ما رو؟!!
322. pani در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۶
manam bavaram nemishe hame daseshono ro kardan
baba in hame khanande
ye chize digam has ke bavaram nemishe
shabane rozi paye weblogiti dg are?
شبانهروزی پای وبلاگم نیستم اما دیشب مجبور شدم چند ساعتی بشینم تا کامنتها رو تأیید کنم و جوابی هر چند کوتاه بهشون بدم …
323. فاطمه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۷
آهان راستی برا بند ۴:مادام گلابی ! و دختر نارنج و ترنج و دلا …
چشم!
324. گیلاس در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۹
موسیو به نظرت بهتر نیست قبل از اینکه تک تک موهای سرت به خاطر جواب دادن به کامنت های این پست بریزه و اول جوانی( همون حدود ۲۳ سال!!! البته چند سال بالا و پایین!) به پیری گرویده بشی، پست بعدی رو بذاری؟؟ درسته که گفتی به تمم کامنت های این پست جواب خواهی داد و الان میخواهی مثل یک مرد سر قولت باشی…ولی انسان جایزه و خطاست دیگه!! :دی
کلاً هفت هشت ماه بیشتره، چرا جوسازی میکنی؟!
کامنتها هم دیگه داره تموم میشه، فقط چند تا دیگه مونده!
325. رهگذر... در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۸
یحتمل کامنتم ارسال نشد ناچارا دوباره می نویسم
سلام
دختری ۲۱ ساله از تهران.فکر کنم نیاز به ترسیم شکل جنسیتم نباشد!
از طریق لینک های آزاد .لینکش متعلق به وبلاگ خاصی نبود ..در هنگاه جستجو بین وبلاگ ها بهتان بر خوردم.
سوتی هایتان…تذکره ها را هم دوست دارم.
با وبلاگ نویسان آشنایتان آشنا نیستم اما اگر خارج از دوستان اینجا را هم مورد پی گرد قرار می دهید
. http://www.mrsshin.blogspot.com/1. خانم شین
لبته ایشان جزو بند گمشدگان هستند!!!http://morshedzade.blogfa.com2.خانم مرشد زاده
در غیر این صورت به انتخاب خودتان
اینکه به تمام کامنت ها پاسخ دادید مرام کشمان کرد.این را می گذاریم پای اینکه کلا آدم نازنینی!!هستید.
ممنون.
وبلاگ خانم شین رو گاهی میخونم … ممنون که پای نازنین رو هم به صفات من باز کردین!
326. sadan ; Spiral Mind در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۹
۱٫ ۲۲ ، F ، تهران
۲٫ پست “تیاتر طنز آغا رضا ” ی شبگیر و پست مرتبط با همون در وبلاگ ویولت
۳٫ پست افتخاراتت و همون پستی که روشهای جواب منفی گرفتن تو خواستگاری رو گفته بودی
۴٫ویولت ، گیلاسی ، آنی دالتون ، زیگزاگ ، خودت ، خودم ، بقیه ! ۳تا نشد؟
۵٫اولین پست وبلاگمو زدم ، ببین گناه داره !
راستی نماز جمعه یاد گرفتی به منم یاد بده لطفا !!!!
چشم! حالا کو تا جمعه!
327. رز صورتی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۶
سلام.
۱٫دختری هستم حدودا ۲۳ ساله یعنی هنوز ۲۳ساله نشده ام! (و هیچ ربطی هم به دختر ۱۸ساله ی شیرازی ندارم!) ساکن نیش.ابور! شما مهندسی صنایع خواندی و من مهندسی تکنولوژی نرم افزار کامپیوتر!
۲٫یادم نمی آید! یا ویولت عزیز بود یا آن آقای شب گیر!!!
۳٫تقریبا تعدا کثیری از آنها! مثلا آن افشاگری هایی که برای مادام گلابی کردین!!!
۴٫ویولت و مادام گلابی! (البته اگر آنها وقت داشته باشند و در مصاحبه شرکت کنند!)
۵٫چیزی مد نظرم نیست! اما دیدم همیشه وبلاگتان را میخوانم و یکی دوباری برایتان کامنت گذاشته ام بد نیست در پرسش و پاسخ این هفته اتان شرکتی داشته باشم و خودی معرفی کنم!
گاهی آخر شدن هم صفایی داره ها!!!!
والسلام و صلوات. ورحمته الله و برکاته!
مرسی از لطفت … در ضمن آخر نشدی که!
328. یلدا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۹
باحال ترینش (البته ببخشید که جواب این پستان ببخشید پستتان را نمیدهم ها، چون سن و جنسیتم را در پروفایلم در وبلاگ اینجانب میتوانید ببینید، از بین این همه وبلاگ نویس معروف و صد البته مغرور -آخه کامنتم غرور داره؟!- هم یکی را در وبلاگم لینک کرده ام که از سبیل همان به اینجا گسیل گشته ام، وبلاگت را هم یکی دوبار دیده بودم ولی وقت نشد مطالبش را بخوانم یا دنبال کنم پس رسما جواب سوال ۳ پر. مصاحبه ام که، والا من کسی رو نمیشناسم -خیلی بده!- ولی جون تو سراغ هر کسی میری سراغ این ششلول بند نرو که این روزها حسابی دپ زده و آبکشی سبدی چیزی ازت درست میکنه -باید لوک را پیدا کنیم بفرستیم پی اش-!) جوابی بود که به سیاهچاله دادی
ختم کلام: حتی امثال تو و آن مجرم تحت تعقیب شلول بند و … هم نمیتوانند با خودشان مصاحبه کنند(شاید چون میترسید ا… اعلم!)
۵- الان داره ضبط میشه؟ پس چرا دوربین سمت من نیست؟ آهان دوربین من اینیه که چراغش روشنه؟
بسم ا… الرحمن الرحیم
الحمدلله الرب العالمین
شاید این جمعه بیاید، شاید…
والسلام و علیکم و الرحمه الله و برکاته
p.s: یه وقت به خاطر این ۵ فکر نکنی با اخوی طرفی ها! یاد آقاسی بخیر که خدایش بیامرزاد!
p.s2!: راستی تمام اینها را گفتم و نکته سنجیدم! که سری به من بزنی، نه به اجبار که به اختیار. شاید از وبلاگ راز داوینچی گونه ام خوشت آمد. فعلا که در بحث ما میتوانیم دنبال این هستم که پوز دن براون را بزنم!
در پناه او
موفق باشی … سراغ ششلولبند هم نمیرم!
329. فاطمه خانوم در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۲
اول هر چیز سلام
۱-مادر پسری دو ساله هستم متولد ۵۷ و در اصفهان زندگی می کنم اما اصفهانی نیستم متعلق به خطه پاک خرمشهر
۲-اولین بار از طریق وبلاگ گیلاسی به اینجا اومدم
۳-پست بازی شطرنج و افتخارات عالی بود
۴-با گیلاسی و برفین و این دالتون نباشه خواهشا هر کی می خواد باشه .
۵- خوب تونستی نصفه شبی سلولهای خاکستری بالاخونه رو کار بگیری راستی من این شراگیم رو هم خیلی دوست دارم باهاش مصاحبه کن لطفا .ادیوس
شراگیم رو من هم دوست دارم … چشم!
330. بانوی نقره ای در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۷
اِ اِ اِ…
چه باحال! مدتی بود کامنتا رو جواب نمیدادی کلی پکر بودیم!
می بینی ارتباط دو سویه چقدر تاثیر گذاره!
از پا قدمه مادامه دیگه؟!
کم کَمَک داری کامنتدونی می ترکونیا! اَی شیطون!!!
ترکوندنش به من ربط نداره، بیشتر به شما ربط داره!
ولی به حان خودم چند شب پیش یه وبلاگ انگلیسی دیدم که در مدت حدود ۳ روز حدود ۱۴ هزار تا کامنت داشت!
331. بانوی نقره ای در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۰
اَه اَه…
نشد یکم ذوق کنیما!
یعنی این بلاگفا رسماً اعصابم رو قهوه ای کرد نصفه شبی!!!
شونصد بار تلاش کردم تا یه کامنت بزارم!
حالا برم بیام اگه عمری بود شونصد باره دیگه تلاش کنم تا جوابه سوالا رو بدم!
امیدوارم بالاخره تلاشت نتیجه بده!
332. مونا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۰
سلام راستش من اصلا اهل وبلاگ خونی نیستم و به گمونم ۲ ۳ تا وبلاگ تو بوکمارکم دارم که یکیش موسیو گلابیه
۱- مونا هستم حدودا ۲۲ سالمه و ترکیه زندگی می کنم
۲-موسیو گلابی رو خواهرم بهم معرفی کرد وبلاگم نداره فکر کنم از من خاموش تره شایدم اونم مثل من فعال شده کامنت گذاشته D:
3-پست افتخارات و توصیف ا.ن
۴-نظری ندارم
۵-اینکه راستش اصلا حوصله کامنت گذاشتن ندارم اصلا نمی دونم چی شد که اینا رو هم نوشتم ;) دمه خودم گرم که تا اینجاش اومدم
همه چیزش یه طرف این عدد روبرو را تایپ کنید یه طرف که خیلی هم بی خوده طرفش
واقعاً ممنون از لطفت … خداییش دمت گرم!
333. سمیه-روزها در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۴
۱-۲۶ ساله ام-ساکن اصفهان!
۲-وبلاگ بلاگ می!
۲-همه ی پست هات دوست داشتنی و جذاب هستند!اصلاّ به نظرم در کل خوب مینویسی!
۴-گلامور.آنی دالتون!
۵-برات آرزوی موفقیت بیشتر دارم!واینکه با من سر سنگین نباشی و باز هم به وبلاگم سر بزنی!اگر تونستی کامنت هم بگذاری تا نظرت رو بدونم!
چشم، اگر فرصت بشه حتماً این کار رو میکنم!
334. جاسم در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۰
سلام .
خدا بگم چکارت نکنه !!!
الآن ساعت سه و نیم صبحه و بنده ساعت هفت جلسه دارم !!
تا حالا گیر خوندن بقیه کامنت ها بودم !!
ظاهرا” از بقیه خوانندگانت مسن ترم !!
باید برم دنبال عصا !!
نه، خوانندهی مسنتر از تو هم داشتم!
335. علی ( ذهن ِ آشفته ) در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۰
۱٫ دختری هستم ۲۲ ساله (؟) ، ساکن دهکده ی هالیوود
۲٫ اسم خودم را سرچ کردم رسیدم به وبلاگ شما
۳٫ همه ی پست هایی که اسمم توش هست!
۴٫ آنی دالتون – ارمغان زمان فشمی – دختر ترشیده
۵٫ نشناختی هنوز ؟ جسیکام بابا
.
.
.
ولی نه ، خدا وکیلی یه مصاحبه ی جداگانه با آنی دالتون و خانم زمان فشمی بکن! من خیلی دلم می خواد با هر دو زاویه آشنا بشم! نخند بابا راست میگم خب !
اگه شد، چشم!
336. سعید در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۷
درود بر موسیو. صبحت به خیر. امیدوارم هنوز به آن جایی نرسیده باشی که از دیدن کامنت جدید عق بزنی.
۱٫ بیست و چهار ساله از تهران هستم.
۲٫ از اون ظهر که پسستت را خواندم و کامنت ها را دنبال کردم داشتم بهش فکر می کردم ولی هیچ چیز یادم نیامد. خودت حدسی نداری؟!
۳٫ تا الان فقط برای همان یک پستت که آن دو نفر را کنار خیابان سوار کرده بودی کامنت گذاشتم. کلا که از دستت حسابی خندیده ام و دعایت کرده ام! مثلا همان پست افتخاراتت و تکمله بعدش! کارهای ماقبل اواخر (!) پرشین بلاگت کلا عالی بودند. الان یه نمه بگی نگی چیز شده یه کم. امیدوارم زودی سرحال بیایی و دوباره مثل همان روزها بلکم بهتر بشوی.
۴٫ من هم می خواستم بگویم خودت که دیدم خانم ها گفته اند قبل من و گفتی آدم که با خودش مصاحبه نمی کند! خوب یکی دیگر که با آدم مصاحبه می کند! بنده حاضرم این مسئولیت را بپذیرم! اگر هم خودت نشد هر بچه باحالی که دم دستت باشد قبول است! من به سلیقه ات اطمینان دارم!
۵٫ پنج سال است دارم وبلاگ می نویسم هر دفعه می گویم از فلان موقع جدی دنبالش می کنم. هر دفعه هم هزار و یکی کار پیش می آید که دم دست ترین و مظلوم ترین چیز برای وقت کم گذاشتن وبلاگ و این حرف هاست. تعجب می کنم شماها چکار می کنید با این قضیه؟ این وبلاگ بازی از کار و زندگی تا حدودی نمی اندازدت؟ آخر این کامنت سیصد و n م است که داری می خوانی!
و این که کار نمی کنی؟ قصد اپلای و رفتن نداری؟ و سوالاتی از این دست که می تونی یا این جا جواب بدی یا تو مصاحبه!
ببخش زیاد حرف زدم. موفق و موید باشی هر جا که هستی.
شاید هم به قول تو بشه این کار رو کرد، ببینم چی میشه!
در مورد سؤالاتت هم … کار میکنم و قصد رفتن هم نداشتم!
337. توهمات یک آمیب 45 کروموزومی(سوسپانسیبل) در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۱۰
کامنت سوم!!
همین جوری حال کردم هی برات کامنت بذارم هی جواب بدی!…شاید تا چن روز آینده هم از شنیدن اسم کامنت کهیر بزنی!!
داشتم کامنتها رو می خوندم که به شخصی به نام فضانورد رسیدم و متوجه شدم که ایشون یکی از پستهای وبلاگ منو بدون ذکر منبع در وبلاگشون آپوندن و باز هم متوجه تر شدم که شما به ایشون تذکر دادی و از حقوق ما مستضعفین حمایت کردی!..ممنون که تذکر دادی(البته ایشون هم فقط به معذرت خواهی بسنده نموده و هنوز منبعی اضافه ننمودن!….به هر حال اینکه میگم نوشته ها مثل بچه های آدم می مونن(کلیشه!) همینه دیگه!!!!….به خاطر همین هم میگم کارت درسته(ممنون که به ایشون تذکر دادی)
خواهش میکنم!
338. night-prowler در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۱۷
۱٫دختری هستم ۱۹ ساله به دلایل شغلی ساکن موقت کویت!
۲٫از طریق وبلاگ آنی دالتون!
۳٫پست گل بی خار خداست و کار نیکو کردن از پر کردن است!
۴٫فهیم (گفت و چای)/ویولت/اسپایدرمرد/بیشتر بشه اشکالی داره؟ اشکالیم داشته باشه من میگم شما ببخش! شبگیر و زیپ زاگ!
۵٫معمولا وبلاگت رو باز میکنم بعد از طریق پیوندات به وبلاگای دیگه سر میزنم! واینکه به نظرم خیلی مهم نیست نویسنده ی یک وبلاگ اسمش چیه یا فامیلش چیه یا … در کل جزئیات آنچنان اهمیتی نداره کمتر بهش پیله کنیم!همین…
کلاً پیله کردن کار خوبی نیست، درست میگی!
339. سمیرا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۲۱
سلام گلابی جان
من مدتهاست که وبلاگت رو می خونم یعنی وب لاگت تو لیست favorite هامه اما این اولین باره که کامنتت می ذارم.
خوب سمیرا هستم ۲۷ ساله از رشت
اولین بار از پیوندهای یک دختر ترشیده شما را پیدا کردم یعنی در واقع اسم بلاگتون من را جذب کرد.
یادم نمییاد کدام کدام پستت رو بیشتر دوست دارم یعنی تقریبا همه شو خیلی دوست دارم یعنی سبک نوشتنت رو دوست دارم.
با شبگیر و آنی دالتون حتماً مصاحبه کن. سوین نفر هم اگه اسپایدرمن رو می شناسی باهاش مصاحبه کن.
سوال ۵: رای من کجاست؟
من هم دنبال رأیم میگردم، اگه به نتیجهای رسیدی من رو هم در جریان بذار!
340. سپیده در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۲۹
اگه یه همنام داشته باشیم چی کار کنیم برای متمایز شدن از شخص همنام ؟ نظر شما چیه؟
یعنی الان من که نظر خصوصی هم براتون گذاشتم با اون یکی سپیده اشتباه نمی شم؟
تشابه اسمی که پیش میاد … اما چون آدرس ایمیل داری فکر نمیکنم در لحظات حیاتی اشتباه بشی …
341. فرزانه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۱
من که کلی کیف کردم این همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه خواننده داری
….
من هم کیف کردم، کف نیز!
342. صبا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۰
ببینم مطمئنی چیز دیگه ای نمیخوای؟ مثلا” شماره شناسنامه نوه عمه دایی وسطی رو ؟

۲۴-۱ ساله کرمانشاه
۲-لنگدراز
۳-امریکا ما زنیم
۴- اسپایدر من- لنگدراز- اون یکی رو هم به انتخاب خودت آزاد می زارم
۵- دیگه سلامتیتون
از کجای لنگدراز من رو پیدا کردین؟
343. شاهین صالح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۳
سلام.
من به سهم خودم راضی نیستم با جواب دادن به این کامنت خسته بشی.
مذکری هستم صدو شصت و هشت سانته!
بیست و هفت سال طول کشیده ام و احتمالم زیاد است!
راستشو بگم پست خاصی یادم نیست ولی یادمه که از وبلاگ همون خانم محترم ترشیده به جام جهانی وبلاگ جنابعالی راه یافتم…
ممنون میشم اگه از مصاحبت با همون آنی دالتون خانم/ زبل خان و خودت لذت ببرم!
با سپاس گل و هشت ضربه در چهارچوب!
مطمئنی عادل فردوسیپور نیستی؟!
344. مریم در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۴
۱- بیست و هشت ساله و ساکن شاهین شهر اصفهان
۲- فکرکنم از وبلاگ ویولت خانوم
۳- راستشو بخواین بطور مرتب خواننده شما نبودم اما شطرنج مادام گلابی جان رو دوست داشتم بامزه بود.
۴- اول خانوم آنا( مادر معشوقه همسر) و بعدش خانوم تینا ( خاطرات تینا) و آقای سهیل ( عقاید دلقک) لطفن
با تشکر فراوااااااااااان
گود لااااااااااااااااک
مرسیییییییی!!!!!
345. MaN در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۹
۱-۳۰ساله ساکن مشهد (متاسفانه
)
۲-از طریق یکی از کامنت گذار های قدیمیت به وبلاگت اومدم.
۳-پستهای قبل از انتخابابتت خیلی جالب تر بود.
۴-اگر سوالای خوبی داشته باشی و دوستان حقیقت رو در جواب بگن خیلی دوست دارم با شبگیر بیشتر آشنا بشم.
۵-امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشی.
شما هم موفق باشی …
346. مهندس پنگول جونی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۵
۱- m/31/teh
2- یه روز تب داشتم پاشویه م کردن
۳- زیاد نیست که پیگیرم ولی تا اینجا که از پستی خوشم نیومده (البته وقتی پاشویه م می کردن ازت تعریف می کردن)
۴- تصمیم گرفتم دیگه رای ندم چون آخرش اونی که قراره خودت باهاش مصاحبه کنی از تو صندوق در میاد … تقصیر من نیست بی باورم کردن دیگه
۵- من کوچیکتر از اونی هستم که بخوام پیامی داشته باشم ولی : میوه نخور نشسته ، رویش مگس نشسته والسلام
راستی موفق باشی مهندس
شما سخنرانی هادی غفاری رو گوش کردین؟ جملههاتون شبیه ایشونه!
347. عطیه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۲
شرمنده !
دشمنتون شرمنده!
348. ب ت در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۶
خسته نباشی
شاید نباید ملت رو مدیون میکردی!! با این همه کامنتی که خوندی و جواب نوشتی فکر کنم الان یه جورایی خودت به خودت مدیون شدی…..
:))
349. بانوی نقره ای در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۶
به نام خدا
با سلام و درود بر روح پر فتوح بنیان گذار جمهوری(!) اسلامی، مقام معظم رهبری، ولیعهد(!)، خانواده ی شهدا، ایثارگران، جانبازان،مفقودان، اسرا، زندانیون،هواپیمائیون(!)،اینوری ها، اونوری ها، ملت همیشه در صحنه،عزیزانِ خاشاک، مردم غیور، اراذل و اوباش، بر و بچ، اصغر آقا اینا و در آخر موسیو گلابی و منزل!!!
و با تشکر از آقای الف.نون که به ما این فرصت را دادن که از هر دَری غیر از درِ ایشون بنویسیم!
کدوم دوربین؟؟آهان دوربین شماره ی سه؟صد و بیست وسه؟؟ بابا سیستُم!!!ببخشید چند دقیقه فرصت دارم؟؟ فرصت تموم شد!!!
پس لازمه که در یک قسمت دیگه راجع به سوالاتی که داشتید با هم گفتگو کنیم!
با تشکر از عوامل پشت صحنه و جلوی صحنه! اللخصوص تهیه کننده جناب آقای علیرضا شیرازی و کارگردان سرکار خانم مادام گلابی!
راستی گلابی جان تو این وسط چی کاره بیدی؟؟
با این اوصاف من هم نقش آقای پورحسین رو داشتم یا به عبارتی میشه گفت نقشی نداشتم!!
350. راز در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۷
۱٫دختر ساکن رشت ۲۸ ساله
۲٫از وبلاگ آنی دالتون
۳٫افتخارات و سوتی ها
۴٫توکای مقدس,مهربانو(دلنوشته های یک مادر و برادر کوچکترش),گلامور
۵٫خیلی باحالی. ولی این دلیل نمیشه من به نی نیم شیر ندم!!!!!!!!
آهان، شما خواهر نیازین! چه اسمهای جالبی دارین، راز و نیاز!
351. پریا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۲
اوه چقد شلوغ شد اینجا!
دَوَران سر گرفتم تا کامنت خودمو یافتم.
راستی موسیو اگه در رابطه با کارای آمارگیری یا میانگین گیری یا خون گیری یا هرچی گیری در این پست، نیاز به دستیار داری من بیکارم و با دقت!!
دستت درد نکنه، میانگینگیری نمیخوام بکنم! فقط آمار مربوط به مصاحبهها لازمه که اون رو همزمان با تأیید کامنتها دارم انجام میدم … مرسی!
352. خانمه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۷
سلام علیکم جناب موسیو
۱- من ۳۵ ساله هستم ( یه هیجان عجیبی دارم ۴۰ ساله بشم که تا مامانم یه تذکری بهم داد همچین دست به کمر بهش بگم مادر من , دیگه ۴۰ سالمه هااا)-تهران- خانمم دیگه
۲- رفته بودید با شبگیر ویولت رو ببرید یه جایی , یادتونه ؟؟؟ از همونجا شناختمتون و هی به همه سفارش خوندن مطالبتون رو کردم .
۳-گل بیخار خداست! همون پست متقابل افتخاراتتون . حال کردم که تا هفت هشت سالگی قورباغه و لاکپشت را با هم اشتباه میگرفتین .
۴- جان من با اسپایدر من مصاحبه کنین ( بخاطر اون توئیت های جذابش ) ,گیس طلا , آقاهه
۵- خدایی شما ۲۳ ساله هستین ؟ اشتباهی ۳۲ رو ۲۳ نمیخونین ؟؟؟ چی میخورین طنزتون اینجوری خوب جواب میده ؟؟؟
نعل اسب! نه، ببخشید … نعل اسب رو که نمیخورن، نمیدونم والا!
353. سحر در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۲۴
خسته نباشی

یه چای الان میچسبه بعد این همه پاسخ کامنت
موافقم و چشمک و اینا!
354. بانوی نقره ای در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۵
خب با اجازه ی بزرگترا بریم سر اصل مطلب:
۱-بیست و یک ساله ام روزگارم بد نیست!
-اهل اصفهانم!
-حتی اگه از بانو بودنم جنسیتم مشخص نباشه از نقره ای بودنم هست اگر بازم مشخص نبود به سبیلم رجوع کنید!
۲-والا اولین بار ما از سر علافی اومدیم پای کامپیوتر بشینیم دیدیم سیستم روشنه و یه چندتایی سایت و وبلاگم بازه که یکیش همین خودِ کلکت بودی، یادم نیست کدوم پستت بود فقط اون وبلاگ مرحومت بود!(نثار روح تازه گذشته صلوات!). خب هر پستی بوده لابد خوشم اومده که تا اینجا رسیدم! دیگه نمی دونم اون که قبل من وبلاگ شما رو باز کرده از کجا پیدات کرده!(البته فک کنم کاکلی بوده باز کرده بوده که اگه خیلی واجب بود میشه ازش پرسید!)
۳-ای بلاااااا…!!! (مادام به جای ما لپش رو بکش!) یعنی موسیو جان میشه ما هم لپت رو بکشیما، اما اونوقت دیگه خونت گردنه خودته!(البته بستگی داره مادام چقدر اهل خشانت باشند).خب از موضوع اصلی پرت شدیم!
اِمممممممممممم… اِمممممم… اِممم… ای بابا! هر چی زور می زنم یادم نمیاد! فقط می دونم نوشته های قبلی رو بیشتر دوست داشتم وقتی هنوز تو پرشین بودی البته با توجه به بحرانی که پشت سر گذاشتیم،البته نمی دونم پشت سر گذاشتیم یا تازه فرا رومونه(!) ؛ قابله درکه!
۴-مطمئنی در خلال هفته ی آینده با هر سه نفر مصاحبه می کنی؟! مردِ و حرفشا!
خب حالا که اینطوره:
شبگیر جان خانِ عزیز دلبند! مش گیلاس خانومی گرامیِ دوست داشتنی! و اون یکیم نمی دونم!.. چرا چرا یاد اومد.. یک عدد آمیب ۴۵ کروزومیِ متوهم! (البته اگه با الف.نون هم می شد بد نبود، فقط می ترسم عکس مادام رو رو کنه تو هم که خیلی صبور نیستی و تقریباً زود عصبانی میشی اونوقت خون و خونریزی شه ما بی الف.نون بشیم!)
۵- مثلاً چه چزی خوب است شما یا خوانندگان این وبلاگ بدانند؟! خب دقت کنیم خیلی چیزها خوب است، مثلاً یه چیزهایی که اطلاعات عمومی بالا بر باشه، اما خب نمی شه دیگه! یه چیز خوبی که البته شما بدونی خوبه، اینه که اگه جواب کامنتا رو با صبر و حوصله ی بیشتر بدهی خیلی خوبتره! بعدشم باتشکر از همه! مخصوصاً خودم که اینهمه نوشتم و شما که مجبوری این همه بخونی!
من نگفتم میخوام ظرف هفتهی آینده با هر سه نفر مصاحبه کنم … اونها هم وقت داشته باشن، خودم وقت ندارم! اما ظرف چند ماه با هر سه نفر مصاحبه میکنم، قول میدم!
355. بانوی نقره ای در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۶
ما همینجوری داریم از خودمون ذوق در می کنیم! خوبه برم بیام حالا که همش رو جواب میدی یه بیست سی تا دیگه کامنت بزارم!
تا کامنت چهارم رو تحمل میکنم، اما بعدش دیگه فکر نکنم بتونی روی صبرم حساب کنی!
356. ROSA در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۳
من زنم یه زن عادی گاهی مجنون گاهی لیلی
گیلاسی و نقطه رو خیلی دوست دارم
کارشناسی خوندم
واسه همه آرزوی موفقیت و کامیابی میکنم
همه پست ات عالیه یو رو از وبلاگ جام شکسته(آرام)باز کردم
وبلاگ جام شکسته رو میشناسم … مرسی!
357. فاطمه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۸
سلام
۱- من متواد ۵۶ هستم یعنی همسن آنی
۲- مسلما از وبلاگ آنی
۳- اون پستی که برای مادام نوشته بودی که در مورد سایتت اعتراف کرده بودی .رومانس بود .
۴- خیلی وبلاگ نمی خونم
۵- یکی از اولین خواننده های آنی هستم . ولی براش کامنت نمی ذارم . خیلی دلم می خواد باهاش دوست باشم . از همین جا پیشنهاد دوستیم رو تقدیم می کنم .(امیدوارم فکر نکنی دارم از سایتت سو استفاده می کنم )
اینکه اسمش سوء استفاده نیست اما امیدوارم بخونه این کامنت رو …
358. زهراسادات در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۳
۱٫ مامانی هستم ساکن اهوازبا حدود ۲۷ سال سن.
۲٫ یادم نیست از کجا پیدات کردم اما الان تو گوگل ریدر و لیست دوستن بلاگفا هستی و هر وقت بنویسی میدوم میام که بخونم.
۳٫حافظه ام زیاد قوی نیست.اما پست افتخاراتت جالب بود. در کل همه رو خوب مینویسی.
۴٫i dont know
5.خیلی فکر جالبی کردی براش شناخت خواننده هات/ اینجوری نظراتت یهو یه عالمه میشه./ خواهر خودم و خواهر شوهر رو هم خواننده ت کردم./ کامنتت رو که تو وبلاگم دیدم خیلی ذوق کردم / موفق باشی /
شما هم مؤفق باشی، مرسی …
359. نجما در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۷
تازه اومدم ببخشید که دیر اومدم .باشه .فقط بگو چطوری تا انجام بدم.فقط میانگین …شهر نمیخواد؟یا جنسیت؟
شوخی کردم، چیزی نمیخوام! خودم کارایی رو که میخواستم بکنم همزمان با تأیید نظرات انجام دادم …
360. افشین(پاپیون) در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۷
۱-پسری هستم ساکن تهران با حدود ۱۸ سال سن .
۲-من از طریق وبلاگ یادداشتهای دختر ترشیده با وبلاگت آشنا شدم .
۳-پست ((قصه یک ظلم تاریخی)) رو خوشم اومد و ((چند یا حسین تا میرحسین))
۴-من که دوست داشتم با پاپیون مصاحبه کنی ولی حالا که اینجوری با ویولت – اسپایدر مرد –توکای مقدس
۵-خب در قسمت پنجم آزادی بیان وجود دارد . بذار من حرف دارم : رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پز میدن …
خودم هم چند حسین تا میرحسین رو دوست دارم و هر چند روز یکبار میخونمش و دلم برای خودمون میسوزه … البته این که گفتم جواب بخش پنجم هم بود!
361. ماندانا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۱
۱-بیست و اندی و ساکن تهران


۲-از وبلاگ ویولت اومدم اینجا … بیشتر از نوشته هات مهربونیت جلب تو جه میکرد
۳-فکر بد نکنی ها هر پستی که توش شطرنج بوده…
۴ – شبگیر … اما فکر کنم الان تو زندانه
۵ – دوستت دارم …مث یه خواهر که برادر شو دوست داره … دوست دارم همیشه تو اوج ببینمت …
آره، یادمه که حتی لطف کرده بودی و یه پست هم در موردم نوشته بودی … ممنون!
362. ثریا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۴
سلام
ثریا . ۲۲ ساله.
راستش اوایل به نظرم وبلاگتون خوب بود. ولی کم کم که خواننده هاتون زیاد شدن , شما هر مطلبی هر چند بی ادبانه و ابکی مینوشتید تا مثلا خواننده هاتون رو راضی نگه دارید!
جالبه که از دیدگاه خودتون, هر چی بیشتر از شطرنج بنویسید مطلبتون جذابتره!
متاسف شدم وقتی دیدیم مادام گلابی هم این همه موضوع رو ول کردن و باز به شطرنج متوسل شدن.
البته شاید از یه نظر حق داشته باشید, اگه فقط هدفتون جذب مخاطب باشه , تو کشوری که بیشترین امار سرچ مطالب شطرنجی رو داره! حتما موفق میشید.
از دیدگاه من، چیزهایی که از شطرنج مینویسم جذابتر نیست … تا حالا جایی شنیدین که چنین حرفی زده باشم؟
363. گروه خبر نگاران جوان در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۷
گروه روز نامه نگاران جوان
یک بلاگ اما این یک وبلاگ معمولی نیست
این بلاگ تمامی اخبار جدید را به اطلاع می رساند
منابع:
بی بی سی
صدای آمریکا
بالاترین
خبر گزاری امیر کبیر
اعتماد ملی
خابگرد
ایلنا
ایسنا
و هزاران وبلاگ و سایتی که اخبار واقعی را پخش کند
این بلاگ توسط گروه روز نامه نگاران جوان درست شده
http://news.iar.ir
364. شکوفه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۱
فامیل گوریل فهیم؟!!!
عمو گوریلو میگی؟!
از کجا به این نتیجه رسیدی حالا؟؟؟!
توی پستش نوشته بود، یا شاید هم من توجه کافی نکرده باشم، نمیدونم!
365. اوالونا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۰
فکر کنم کامنتم نرسیده!….من اوالونا(مینا)…قبلنا کامنت می ذاشتم این روزا به صورت مسکوت دنبالتان می کنم!…۲۴ حدودا…از رشت…۵سالمه و ۸ ساله نقاشی می کنم و مشوقمم هم آقا محرم نگهبان ساختمونمونه.
۲٫الان که فکر می کنم یادم نیست ولی بعدش از طریق وبلاگ آنی دالتون
۳٫از پست حلالم کنید خوشم اومد و بقیش هم کلا دوست داشتم
۴٫توکا…آنی دالتون…اسکیس
کامنت قبلیت رسیده بود، یادمه که تأییدش هم کردم …
366. جودی ابوت در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۶
از اینکه جواب همه ی کامنت ها رو می دید هر چند طولانی نوشته باشند ممنونم
خوب منم جزئشون بودم
بعدشم اینکه بله دوستم نسیم هر وقت من از اینجا به وبلاکشون سر میزنم می فهمه.
بعدشم از وبگذرش دارم رد بعضیا رو می گیرم
دیروز وقتی تصور می کردم که یه ریز نشستی پشت کامپیوتر و هی تند و تند می خونید بعد
………
حالت خستگیتون رو تصور می کردم
یه کم خنده دار بود !(مثلا آیکون یه نفر که یقش باز شده ف زبونش از دهنش افتاده بیرون ف چشاش به قول خواهرم بابا قوری شده و موهاش ژولیده و له له می زنه واسه یه ذره نخوندن !)
اتفاقاً اینجوری که گفتی نشده بودم! آدم وقتی میشینه پای کامپیوتر که یقهش باز نمیشه!
367. سحر در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۳
۱- خب یه دختر ۱۸ ساله از تهران . تازه کنکور دادم و فعلا منتظر نتایج !
)
۲-فکر کنم از اون پست شبگیر در مورد اریکه رفتنتون . که البته از طریق وب ویولت با شبگیر هم آشنا شدم (با وبلاگش البته!
۳- افتخاراتت ! شاید بعد از اون بود که مصمم شدم همه پستهات رو بخونم ! خیلی تاثیر داشت !!
۴- نظری ندارم !
۵- خب من حرفی ندارم دیگه ! اما من تا حالا اینجا نظر نداده بودم ! وبلاگمم تعطیلیده بودم که جدیدا شروع به نوشتن در همان وبلاگ قبلی کردم . (خیلی حرف مهمی بود و لازم بود شما و دیگر خواننده ها بدانید !)
شاد باشید !
مرسی … شما هم ایضاً شاد باشید …
368. مجتبی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۹
I. مجتبی (نیازی نیست بگم پسرم، هست؟!)- ۲۴ سال تمام، دو سه ماهی مونده تا ۲۵ سالم هم تمام بشه بره پی کارش. از سال ۸۱ که اومدم تهران، اومدم تهران و هنوز برنگشتم و شاید هم دیگه برنگردم. اما اهل مازندرانم. خیلی واسم فرقی نداره به شهرم بگم قائم شهر یا شاهی!
II. یه روز نشستم لب بوم یه وبلاگ (بهزاد افشاری). بارون اومد، خیس شدم، برف اومد گوله شدم، افتادم تو حوض نقاشی خیس شدم گوله شدم… اینو گفتم که بگم تو این هیری ویری گیر ندی بگی از کجا با وبلاگ موسیو آشنا شدم. من افتادم تو یه قسمتی از حوض و خیس شدم و حالا نمی تونم بگم کی و کجا با هر کدوم از قطره هاش برخورد داشتم. تازه، روش پابتی برای وارد شدن به هیچ وبلاگی ندارم. خودش می بردت هر جا دلش خواست، به هر جا برد …
III. اگه می گفتی از کدومش بیشتر بدم اومده شاید راحت تر جواب می دادم!
IV. به از شما نباشه، توکای مقدس- ویولت و اخیراً نقطه
V. من تا حالا تو جشن های مربوط به وبلاگ نویسا شرکت نکردم. چرا به وبلاگ خون های حرفه ای کسی جایزه نمی ده؟!
میخوای من بهت جایزه بدم؟ نظرت چیه که یه روز در جوار من بیای رستوران و شام مهمونم کنی؟!
369. خودم در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۷
۱٫دخترم.۲۰ سالمه.ساکنه تهرانم
،حالا جواب پیشکش
۲٫شنبه هفته گذشته،دوستم داشت همینجوری از این وبلاگ تعریف میکرد که وای خدا چقد بانمکه!–از میگفت در مورد دکتر…(؟)بامزه مینویسی– منم اومدم یه سری زدم،موندگار شدم!!!مگه چیه؟
۳٫فکر کنم یه پست بنام چوپان دروغگو داشتی،درسته؟ از طنزش خوشم اومد.خیلی هوشیارانه حرفتو پشت گوسفند و گرگ و …زده بودی.تذکره احوالات خودت و دکتر…(؟) و پست افتخاراتت.
۴٫با مادام گلابی،ویولت،لبخند پنبه ای–گفتم که خیلی وقت نیست اینجا سر میزنم. از این دو وبلاگ که نام بردم یکی دو پست خوندم،جالب بود.–
۵٫حرف دیگه؟… تو این هفته یه نظر برای پست “امریکا مازنیم..”گذاشتم ،ولی هر چی گشتم تو کامنتا ندیدمش
راستش الآن در مورد اون پست حضور ذهن ندارم اما اگه نظرت رو ندیدی مطمئن باش که نرسیده … من تمام نظراتی که برسه رو تأیید میکنم، بازم مطمئن باش!
370. حسن در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۲
اتفاقا یکی از دلائل اصلی منم برای انتخاب بلاگفا، سیستم کامنتینگش بود.
منم همینطور دقیقاً …
371. samira در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۷
شهرو نتونستی حدس بزنی واقعن آیا؟!من کلی با لهجه نوشتم! من از اصفهان میباشم!
نتونستی حدس بزنی که شوخی کردم واقعاً آیا؟! معلوم بود که از اصفهانی …
372. ردپا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۸
۱٫ دختر.۲۰٫اهواز

۲٫ از بخش نظرات یه وبلاگ!
۳٫همه باحال بودن ولی پست افتخارات و اون یکی پست که ضد این بود.
۴٫ موسیو گلابی!
۵٫ باحال می نویسین. ملت شاد میشن! من هرروز به خاطر این وبلاگ سعی میکنم بیام اینترنت!
مرسی … امیدوارم پول تلفنتون رو نخواین از من بگیرین!
373. 03031112 در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۸
آخه آقای گلاب گلابی
اولا خسته نباشی
بعدش
من اگه یه کامنتی بیاد رو اعصابم که نگهش نمی دارم پاکش میکنم
مضمونش هم یادت نیست؟
374. ردپا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۰
به بند ۴ لبخند پنبه ای و مادام گلابی رو هم اضافه کنید لطفا!

چشم!
375. جنگجو در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۴
۱-پسر-۲۱-تهران
۲-ابراهیم رها سر کوچه
۳-سوتی ها
۴-ممتنع
۵-این همه مدت وبلاگتو می خونم ولی تا حالا یه کامنتم برات نذاشتم(!)چرا؟حتما دلیل دارم دیگه .بدون دلیل که نمی شه
من تازه فهمیدم که چطوری بعضیها از وبلاگ ابراهیم رها به اینجا رسیدند!
376. نیلوفر در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۰
البت منظور مسائلی بود که به شما مربوط بود ولی به شما مربوط نبود ..
بله، متوجهم!
377. مریم -م در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۵
– به نام خدا دختری می باشم ۲۱ ساله ساکن تهران
—از وبلاگ آنی
—یادم نیست تقریبا همش رو خوندم احساس خجستگی بهم دست میده بعضی وقتها با خوندنشون
—-آنی دالتون..مادام..گیلاسی
—-آهای الان اعتماد به نفس کاذبت نره بالا
منظورت اینه که من دل خجستهای دارم؟!!! آره؟!!!
378. اسکیزوفرن در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۴
اولین بارمه کامنت میذارم.
۱۹٫۱سالمه, ساری, دخترم
۲٫از وبلاگ مدیکوس اومده بودم اولین بار.
۳٫افتخارات
۴٫شبگیر, شبگیر,شبگیر
۵٫همین
نمیشهها با یه دست خط و یه خودکار، سه بار بنویسی شبگیر!
379. ebrahim nabavi در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۰
آقای هاشمی! جمعه روز مبادای شماست! ابراهیم نبوی
جناب آقای هاشمی رفسنجانی!
گفته شده است که قرار است این هفته نماز جمعه تهران را شما اقامه کنید و پس از چهار هفته سکوت که نمی دانیم چه مصلحتی در پس آن نهفته بوده، دوباره در نماز جمعه تهران حاضر شوید. به همین دلیل ضرورت می دانم مواردی را که به هر دلیل ممکن است لازم به یادآوری باشد، برایتان بگویم تا اگر ذره ای هم اثر داشته باشد، کار خود را کرده باشم.
اشاره می کنم که روزی با فرزندتان مهدی نشسته بودم و درباره شما حرف می زدم. گفت روزی به اتاق کار شما آمده و دیده است که دارید طنزهایی که من علیه تان نوشته ام می خوانید. نقل می کرد که گفته بودید ” وقتی اینها منتشر شد عصبانی شدم، ولی حالا که می خوانم می خندم، بامزه است!” مهدی می گفت تا آن زمان، هفت سال قبل ۱۰۷ طنز علیه شما از من گردآوری کرده بودند. کم و زیادش مراد نیست، آنچه مراد است اینکه آنها را نه برای این نوشته بودم که عصبانی شوید و نه اینکه بخندید، نوشته بودم که مردم بخندند و شما بیشتر به کارهایتان فکر کنید. حالا هم غرضم همین است، به کاری که می خواهید بکنید بیشتر و بیشتر فکر کنید.
آقای هاشمی رفسنجانی!
طنز نوشتن علیه شما کار ساده ای است و دفاع از شما کاری سخت، من این هر دو را کرده ام و هر دو را نیز به یک قصد، اینکه کمک کنم تا شما به عنوان یکی از مهم ترین استوانه های سیاست ایران به مسیر درست تری بروید. گفتنش دشوار است، اما من جزو مدافعان سرسخت شما هستم. علت هم این است که معتقدم سیاستمدار با کیاست جواهری است گرانبها که ما کم داریم، اگر هم داریم در این مانداب و مرداب سیاست کنونی چنانش به لجن کشیده اند که باید هر بار پاکیزه اش کرد و به مردم نشانش داد، اگر مردمان باور کنند.
380. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۱
آقای هاشمی رفسنجانی!
هر آدمی آبرو و حیثیت و منزلت و اعتبارش را برای ” روز مبادا” یش ذخیره کرده است. در سن هفتاد و پنج سالگی هستید و با هر حساب که بکنید روز مبادای شما چندان از امروز دور نیست، جمعه شاید روز مبادای شما باشد. شاید همین جمعه روزی باشد که باید ذخیره آبرو و سیاست و کیاست تان را خرج کنید. شاید همین جمعه روزی باشد که لازم بشود که شما چنان با درایت سخن بگوئید که سبزپوشانی که در صورت حضور میرحسین موسوی رئیس جمهور ایران به نماز جمعه می آیند شما را تشویق کنند و به همان که قبلا گفته اید فخر کنید که ” افتخار من این است که بیست سال منتخب مردم بوده ام.” آقای هاشمی! شما باید در نماز جمعه از تقلب بزرگ و حق کشی ناجوانمردانه ای که باعث مرگ قریب صد جوان بیگناه و حبس بیش از ۱۵۰۰ تن از بهترین فرزندان این مملکت شد، بگوئید و اعلام کنید که این انتخابات باید تجدید شود. شما باید بگوئید که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست و هر روز ماندنش بر سریر قدرت موجب آبروریزی حکومت، بی حیثیتی بیشتر دولت در جهان، بی احترامی به مردم و ریخته شدن خون مردمان پاک توسط اراذل و اوباش حامی احمدی نژاد می شود.
381. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۲
آقای هاشمی رفسنجانی!
ما در بیرون ایران برای تان آبرو گذاشته ایم، من شخصا آشنای فائزه و مهدی و محسن و محمد برادرتان هستم و سالها با آنان کار کرده ام و جز آزاد اندیشی و ایران دوستی و مدیریت قوی و تفکر پیشرو در فرزندانتان چیزی ندیده ام. همان فائزه ای که سالها مخالفان شما با بدترین الفاظ خطابش کرده اند، در حالی که یکی از بزرگترین و داناترین و خدمتگذارترین زنان ایران بود. من می دانم که فائزه سالهای سال درس خوانده و در سختی زندگی کرده و هر ماه در روزنامه زن که ما در آنجا با هم همکار بودیم، برای حفظ روزنامه ای حامی حقوق زنان، از هر قشر و گروهی که بودند، از این و آن پول قرض می کرد تا بتواند از آزادی و دموکراسی دفاع کند و در بزرگی او همان بس که مردم تهران او را به عنوان نماینده دوم خود به مجلس فرستادند و در مجلس تنها زنی بود که از همه زنان دفاع می کرد و نه فقط زنان مسلمان.
همان مهدی که سالها به او گفتند دزد است و رشوه گرفته است و من می دانم که او تلاش می کرد تا در کار خودش در سازمان بهینه سازی همه تلاشش را برای استقلال و پیشرفت ایران می کرد و عشقش این بود که آثار شما را منتشر کند. همان محسن که می گفتند که به اعتبار شخص شما و با رانت خواری به جایی رسیده است، در حالی که من در بلژیک فهمیدم در تمام مدتی که محسن در این کشور زندگی می کرد، بسیار معدود کسان می دانستند که این جوان فرزند شخص دوم یا سوم کشور است و از وقتی به ایران برگشت یا به فکر توسعه تکنولوژیک ایران بود یا به فکر پیشبرد افکار شما.
382. یهار مهرگان در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۲
۱- بهار مهرگان – ۲۹ ساله – تهران
۲- از طریق وبلاگ آنی دالتون
۳- پستهای احمدی نژادی و کنسرت رضا یزدانی
(البته راجع به کنسرت پست شبگیر یهتر بود)
۴- شبگیر / شراگیم زند / اسپایدرمن
مرسی … در مورد اون چیزی هم بهش اشاره کردی خودم رو به اون راه نزدم اما باور کن تو اولین کسی نیستی که این حرف رو بهم میزنی و احتمالاً آخرین نفر هم نخواهی بود … جواب اون سؤال رو هم بارها دادم و معیارهام رو گفتم …
383. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۲
آقای هاشمی رفسنجانی!
اگر چه در ماجرای منازعات میان اصلاح طلبان و کارگزاران در زمستان ۱۳۷۸ حامیان اصلاح طلبان( از جمله من و اکبر گنجی) رو درروی شما قرار گرفتیم، اما آن کسانی که به شما می گوید غارتگر بیت المال و دولت شما را ام الفساد می داند، محافظه کاران و بخصوص تندورهای طرفدار احمدی نژادند، آن کسی که محسن و مهدی و یاسر را دزد و رشوه گیر خواند، ما نبودیم، بلکه همان محافظه کارانی بودند که با حذف شما و بدنام کردن شما سودای انحصار قدرت را داشتند. آن کسی که فائزه را به بدترین لحن خطاب کردند ما نبودیم، بلکه محافظه کارانی بودند که خود را به هر قیمتی می فروختند.
آن کسی که شما را عامل نفوذ آمریکا و غرب به ایران خواند، ما نبودیم، بلکه محافظه کارانی بودند که حالا تغارشان شکسته است و ماست شان ریخته است؛ نه آبرویی نزد ملت برای شان مانده نه دولت شان نزد روحانیون و مراجع مشروعیت و نه در جهان مقبولیت دارند. حق نیست و برای شما پسندیده نیست که اگر سودای دفاع از دولت غاصب و حکومت جائر دارید، فراموش کنید که همین دولت و همین حکومت خواستار مرگ شما و دستگیری شما و بی آبروئی خاندان شما شد. اگر پنجاه سال قبل امیرکبیر را ملاک حکومتداری تان قرار دادید، حالا پسندیده نیست، در موضع وثوق الدوله و سید ضیاء طباطبایی بنشینید.
384. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۳
آقای هاشمی رفسنجانی!
آن که سبو بشکست و پیمانه ریخت، ما نبودیم. حامیان موسوی و کروبی و خاتمی جز حق خود چیزی نخواستند، آنها نه اغتشاشگرند و نه خواستار شورش اند، آنان براساس قانون در انتخاباتی قانونی شرکت کردند و به شهادت همه اسناد و مدارک، و بخصوص اسناد رسمی وزارت کشور، حق ملت و دولت مردم دزدیده شده است. یا حرف نزنید یا اگر می آئید تا میانداری کنید، بدانید که باید دولت موسوی را به رسمیت بشناسید. اگر بنا باشد که بیائید و بخواهید شکافی را که رهبری کشور با شمشیر خشم خود در حکومت انداخت و با انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، حق ملت را انکار کرد و عدالت خود را زیر سووال برد، بپوشانید، بدانید که ما هرگز شما را نمی بخشیم و خود نیز نمی توانید دیگر در میان این مردم زندگی کنید.
ما اصلاح را می خواستیم، ما رنگ سبز را در عرض یک ماه به عنوان نشانه یک گروه از عدالت خواهان و آزادیخواهان برگزیدیم و به نشانه ای جهانی از معترضین ایرانی بدل کردیم، طرفه آنکه در قرعه کشی وزارت کشور نیز رنگ سبز به نام میرحسین موسوی افتاد، حالا می گویند انقلاب رنگی کرده اید. ما اصلاح می خواستیم و آن را از طریق انتخاباتی سالم و بی طرف می خواستیم. اما وقتی مسوول برگزاری انتخابات، وزیر کشور، مسوول سابق ستاد انتخاباتی رئیس جمهور است، شش عضو شورای نگهبان که باید بی طرف باشند، همگی طرفدار یک نامزد هستند، و رهبری قبل از انتخابات از رئیس جمهور طرفداری کرده و بعد از انتخابات و پیش از تائید سلامت انتخابات توسط شورای نگهبان ریاست جمهوری احمدی نژاد را تبریک گفته است، ما باید چه می کردیم.
آنکه مردمان را عصبانی کرد و به خیابان کشاند، سخنان شخص رهبری بود، او با جانبداری ناحق خود از نامزد مورد علاقه اش و تهدید دیگران به سرکوب ملت، جایی برای اصلاح باقی نگذاشت. محمود احمدی نژاد نیز با خس و خاشاک خواندن بیش از بیست میلیون طرفدار موسوی، بر حسب همه نظرسنجی ها و آمارهای واقعی، مردمان را چنان عصبانی کرد که حالا دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. نه کسی بر سر اصلاح حکومتی که خود اولین دشمن اصلاحات است، اصرار می کند و نه حکومت اصلاح را تاب می آورد.
385. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۴
آقای هاشمی رفسنجانی!
ما مطمئنیم که حتی اگر خبرهای تلویزیونی را نشنیده باشید، در این یک ماه از پشت بام خانه ها فریاد ” الله اکبر” و ” مرگ بر دیکتاتور” و ” یا حسین میر حسین” را شنیده اید. ثقل سامعه درد بد دیکتاتورها در روزهای فریاد زدن ملت هاست. من مطمئنم شما صدای انقلاب مردم ایران را شنیده اید، و مطمئنم که شما می دانید که انقلاب ها را نه رهبران رسمی انقلاب ها مانند آیت الله خمینی، بلکه روسای حکومت، مانند شاه می کنند. محمدرضا پهلوی مشکلش این بود که صدای انقلاب ایران را زمانی شنید که دو میلیون نفر مرگ بر شاه را فریاد می زدند، اگر قرار است این حکومت فریاد مرگ بر دیکتاتور دو میلیون نفر را که شب ها صدایشان گوش خدا را هم کر کرده نشنود، چگونه می تواند حکومتداری کند؟ شاه وقتی قول برگزاری انتخابات آزاد را می داد که دیگر مردم به کمتر از تغییر حکومت رضایت نمی دادند. یادتان نرود که تمام الدرم و بلدرم حکومت شاه آخر مرداد ۵۷ آغاز شد و اول مهر ۵۷ تمام شد، به همین سرعت.
386. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۶
آقای هاشمی رفسنجانی!
روز جمعه روز مبادای شماست، شنیده ایم که قرار است میرحسین موسوی به نماز بیاید، اگر او بیاید سبزها هم خواهند آمد و نماز جمعه محل دیدار سیاسی مردم شهر خواهد شد و آنگاه معلوم می شود حرف مردم چیست و تا چه حد مردم از این وضع ناراضی اند. آقای رفسنجانی! مردمی که امروز در خیابان اند، مردمی نیستند که تا شش ماه قبل می دیدیم، آنان که سی سال با هم قهر بودند و به حکومت ریاکارانه احترام می گذاشتند، با حکومت قهر کرده اند و با همدیگر با مهر و نیکی رفتار می کنند. بزرگترین دستاورد مردم ایران در جنبش سبز ایجاد وحدت و یگانگی میان مردمان بود. چادری و بی حجاب، جبهه رفته و کراواتی، مدرن و سنتی، طرفدار کروبی و موسوی، و حتی اکثر کسانی که بخاطر مخالفت با شخص شما به احمدی نژاد رای دادند، چنان با هم مهربان شده اند که هیچ دولتی نمی تواند و نمی توانست چنین وحدتی میان آنان بوجود بیاورد.
آقای هاشمی رفسنجانی!
این گفته را از یک دوست بشنوید، آقای خامنه ای با سخنرانی خود در اولین نماز جمعه پس از انتخابات اعلام کرد که احمدی نژاد را بر سایر نامزدها ترجیح می دهد، دلایل فراوان است و بسیار که انتخابات بر اساس این تمایل رهبری و توسط مشتی کلاهبردار و شرکای نظامی شان برگزار شده است. همان هایی که چهار سال است شما را رهبر مافیا می نامند و به جای اینکه شما را بگیرند، فقط از شما برای بدنام کردن موسوی و دیگران استفاده می کنند. ده سال قبل برایتان لطیفه ای ساخته بودم که ” کسی که مصلحت خودش را تشخیص نمی دهد، چگونه می تواند مصلحت یک نظام را تشخیص بدهد؟”
387. .. در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۷
به شخصیت خودتان، طرفداران تان، آن ده میلیون نفری که در انتخابات قبل به شما رای دادند، به ما که بارها از شما حمایت کردیم، به فائزه ای که بدترین اهانت ها را شنید فقط بخاطر اینکه از شادابی و حق زنان دفاع کرده بود، به خانواده محترم تان، به همسر شجاع تان که توی دهن احمدی نژاد زد، احترام بگذارید و خودتان را برای یک مشت زورگوی چماقدار و مخالف ایران و ایرانی خراب نکنید. شما اینقدر وقت ندارید که ده سال یا بیست سال بعد بتوانید اشتباه تان را اصلاح کنید. من به شخصه قول می دهم اگر به نماز جمعه بروید و کوچکترین حرفی علیه جنبش سبز بزنید، یا از آیت الله خامنه ای دفاع کنید، یا از سلامت انتخابات دفاع کنید، تا پایان عمرم علیه تان هجو و هزل و طنز خواهم نوشت و از حق خودم و مردم نخواهم گذشت. ما منتظر هستیم که بیایید و کار درست را بکنید، وگرنه خودتان را عاقبت به شر نکنید. یا به نماز جمعه نیایید، یا اگر می آئید به حقوق ملت تمام و کمال احترام بگذارید.
با احترام و درود بسیار
ابراهیم نبوی
http://www.gooya.com
388. فینگیلی متخلص به نازنین هلو! در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۱
من رو اول بخون گلابی مهربون!
سلاااام گلابی جون جان!خوفی؟!(گلابی جان جواب سلام واجبه مادر!آخه دیدم به معدودی جواب ندادی!)
۱٫من نازنین هلو یا هلوی نازنین ۲۲ از رشت…
۲٫حتما” دست سرنوشت بود که من رو به وبلاگت رسوند!یعنی یادم نیس …گیر نده!
۳٫پست های گذشته و حال وآینده ی مادام گلابی!(من هر از گاهی به طرز مخوفی فیمینیست میشم!)(یه نکته ای به ذهنم رسید که گلابی که لپ نداره !خودش خبر نداره!یعنی گلابی شکم داره یا یه همچین چیزایی داره…صورتش کوچیکه!یه بار دیگه دقت کن پسرم)
۴٫اول شبگیر(چرا هم باید بگم؟!خوب آدم باحالیه دیگه)و عقاید یک دلقک(از شخصیت نامتعادلش خیلی خوشم میاد!مثل خودمه!)و ابراهیم رها(خیلی حرفه ای طنز میزنه به رگ!) یکی دیگه هم میگم حساب کنیها جزو رای گیری! طنزهای ارمغان زمان فشمی(میتونی مجبورش کنی جواباتو شعر بگه؟!!)مرسی!
۵٫آقا اصلا” چرا با سه نفر فقط؟!!نمیشه بیشتر مصاحبه کنی؟!تروخدا!تروخدا!!آخه خواب دیدم یکی از اینایی که گفتم جزو مصاحبه شونده های خوش شانستون نبودن!…نمیشه یعنی؟!اگه نمیشه زودتر بگو تا بیام کارای خبیثانه بکنم!مثلا” ۲۰۰بار با اسمای مختلف بیام نظر بدم یا…!
دیگه اینکه ما بدجور دوستتان داریم در حد مرگ!!
واسه این گفتم منو اول بخون گلابی جان…میشه شما که حرفتوم یه برو یی داره! یه پی نوشت بعد تر تر تر بدی با همچین مضمونی؟!:که فردا حتما” همه با لباس سبز برم نماز جماعت جمعه!؟باید زودتر بگی ها!آخه اگه پس فردا برن هم جمعه نیست هم دیگه اون اثر معنوی رو نداره!
ببخشید سرتونو درد اوردم!
سلام علیکم! راستش فکر نمیکردم که جواب سلام دادن به کامنتها هم واجبه!
خب اگه خواستی یکی دو نفر دیگه رو هم بگو …
در مورد فردا هم چشم، اطلاعرسانی میکنم … دیگه چی؟
389. مهرنوش در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۰
اوه
باکس نظراتت داره منفجر می شه که…!
مصاحبه ها کی پخش میشه گلابی؟!!
در ماههای آینده، حالا چه عجلهایه؟!
390. پوری در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۵
۱- خانم- ۳۶ ساله – تهران
۲- از وبلاگ آقاهه و خانمه
۳-پست افتخاراتتون عالی بود
۴-شراگیم – گیلاسی-کیوان(از پشت یک سوم)
۵- من همیشه دوربین میبینم هول میشم خنده ام میگیره مادررررررر
واقعا خوشحالم هموطن باحالی مثل شما دارم.خدا عمرتون بده . (حال میکنی جوگیر شدم)
یعنی وقتی هول میشی خندهت میگیره؟! چقدر عجیب!
391. گالکسی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۶
منظورم این بود تعداد نویسنده های اقا کمه
تصحیح میکنم
حدس زدم یکی از ما اشتباه لپی کرده!
392. علی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۲
سلام
۱-۱۷سالوتقریبا ۷ماه/تهران-سعادت اباد بلوار دریا…/جنسیتم به طور دقیق از اسمم معلومه!
۲-از طریق لینک وبلاگ آنی دالتون(البته اسمتون بی تاثیر نبود)
۳-والا ما که حدود یه ماهه شما رو مفتخر به دیدارمان نایل گردانیدیم(چی شد)!
ولی تو همین یه ماه اولین پستت ونوع شروع کارت رو خوشم اومد و نوع تذکره نویسی البته فقط برا احمدی نژاد و خودتو خوندم از نوع نوشتن مادام هم خوشم اومد هرچند چیزی از مفهوم پستش نفهمیدم از پست افتخاراتت هم خوشم اومد از پست گل بی خار خداست هم خوشم اومد از درباره ی من وبت هم خوشم اومد اخه با مهندسی رابطه خوبی ندارم با اینکه پیش ریاضی هستم ولی میخوام برم اقتصاد از اول دبیرستان هم همین نظرو داشتم
چ.ن بیش از ۲۰۰۰ کلمه نمیتوان نوشت پس بقیه برا پست بعد فعلا همینا رو جواب بده شوما تا بعد
والا جواب خاصی که نداره جز اینکه تشکر کنم!
393. مهندس پنگول جونی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۸
حاجی ما رو سیاسی نکن
ما زن و بچه داریم
ما رو چه به این کارا.
اصلا من کی ام؟
اینجا کجاست؟
سریع وارد فاز تکذیب شدی دیگه؟!
394. علی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۵
گلابی جون بقیه شو برات ایمیل کردم البته اینجا هم میزنم با یه ویرایش گوچولو که مادام رو اضافه کردم:سلام
گلابی جان یهو این بلاگفا قاطی کرد نتونستم ادامه کامنتمو بزارم اسمم علی بود و کامنتم نصفه و در حدود ۴۰۰ بود
اما جواب ها:
۴-از اسم خودم که بگذرم میرسه به ویولت منم مجنون و مادام و سیب زمینی خورهایا انی دالتون(خودت از بین سیب زمینی و انی و مادام یکی رو تشخیص بده)
۵-میخواستم بگم نسل جدید وبلاگ نویس ها دارن میان کسانی مثه شما و منم مجنون و سیب زمینی خورها
اما کسی نیست اجتماعی درست و حسابی بنویسه و همه فقط دنبال طنزن یعنی لریش این میشه که شوما نمیتونی تو وبت حرفت که بیست ساله تو دلت مونده به من خواننده بگب چون میترسی از دست بدی البته ممکنه یه بار این کارو بکنی ولی اگه زیاد ادامه بدی میدونی میشی مثه آنی که الان محبوبیتش داره کم میشه(متاسفانه)
ولی به نظرم باید هرچی به دلت اومد بگی
و اینکه هر ماه یه بار یه سری به وبمون بزنید اخه ما داریم میریم پیش دانشگاهی دیگه نمیتونیم زیاد بیایم با اومدن شوما روحیه میگیریم
قربونت
علی
ایمیلم رو هنوز چک نکردم … مرسی از لطفت!
395. علی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۸
راستی منم فامیلم مهرگان هست گلابی جان ولی با خانوم بهار مهرگان هیچ نسبتی ندارم
میدونم!
396. marya در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۱
سلام
این متن سهیل رو بخوند لطفا
http://soheil1351.blogfa.com/
به پیوندهای روزانهی وبلاگم اضافهش کردم …
397. سالی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۱
اگه مجرد بودم الان بهترین فرصت برای انتخاب زوج مناسبم بود هر کی اومده هنراشو گفته و رفته سن و آدرسم که داده
کجائی شب گیر؟؟؟؟؟؟

منم اصفهانیم با سن مادر حضرت نوح…
از وب لاگ آنی دالتون
آنروز که با استادت دردو دل می کردی دلم می خواست لپت را بکشم…
نمی دانم باید وب لاگ نویسان حتما از خوب های تو باشند؟ من خشت مال را پیشنهاد می کنم. و تارا
به شبگیر چی کار داری دیگه؟!
398. مانا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۵
سلام، فکر می کنم خیلی دیر رسیدم و نمیدونم حال و حوصله ای واسه خوندن برات مونده یا نه.
۱٫من مانا هستم.دخترم(همین جا اعلام می کنم که شدیدن اعتقاد دارم که مانا اسم دختره و پدرمادر مانا نیستانی گاف دادن که اسم پسرشونو گذاشتن مانا!) متولد آبان ۶۳، فوق نساجی .
۲٫درست یادم نیست که اولین بار از کجا کشفت کردم ولی همین که پیدات کردم تو وبلاگم لینکت کردم که دیگه گمت نکنم!
۳٫تقریبا همه ی پستاتو دوس داشتم.واسه اینکه دقیقا بگم کدوم بهتر بوده باید تقلب کنم که حوصله شو ندارم
۴٫ سهیل(عقاید یک دلقک)، تلخ مثل عسل ،۳۵درجه،مادام گلابی(توی یه پستت گفته بودی که وبلاگ داره اونم فکر کنم) {از اونجایی که همه گفتن ویولت و آنی دالتون و ..من رسما با این جوابم خودمو سوسک کردم گویا!}
۵٫ تو منو یاد دوستم دنا میندازی که اونم گلابیییییی بود و بسیار مفتخر به گلابی بودن.(البته رشته ی منم در حد هسته ی گلابیه فکر کنم!)
مانا اسم مشترک بین دختر و پسرهاست … من از هر دو جنس، ماناهایی میشناسم!
399. سهیل در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۹
۱-پسر -۲۳ ساله- تهران(مثل خودت گلابیم چون صنایع خوندم)
۲-آنی دالتون
۳-پستی که در مورد موارد مایه خجالتت نوشته بودی عاااالی بود یعنی هنوزم گاهی یاد بعضی از مواردش میوفتم خودم با خودم میخندم
۴-من تنها وبلاگایی که مرتب دنبالشون میکنم خودت و آنی دالتون هستید پس فقط میمونه آنی دالتون.
۵-دوست دارم بچه پررو
چه تعریف رمانتیکی، مرسی!
400. بلا!( معمولآ رنگارنگ!) در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۲
سلام!
۱/دختر بچه ای هستم ۲۲ ساله از تهران!
۲/برای بار اول….از وبلاگ ویولت…..خوشحالم که فضولیم گل کرد و اومدم اینجا
۳/ما کلآ با نوشته های شما احساس شعف میکنیم….اما با افتخاراتتان بسی بیش!
۴/زیاد از این بخش خوشم نمیاد…گرچه مصاحبه های تو خوندن داره…این قسمت رو به خودت میسپارم
۵/ از نظر سیاسی با هم هم عقیده نیستیم ….حتی گاهی به چیزایی که برام مهم بوده توهین کردی…اما بازم میام اینجا چون معتقدم ادما چند بعد دارن و من میتونم برای بودن کنار ادما از وجوهی که برام مقبوله نگاهشون کنم.
ممنون به خاطر درکت و نوشتن مورد پنجم …
401. عطیه در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۱
راستی خیلی زرنگیا می دونی چی کار کنی !! راستشو بگو هدفت از گذاشتن این پست چی بود ؟؟ خواستی ییهو همین جوری آمارت بره بالا بلا !!
ولی ترفند سبی جالب بود مام اگه تونستیم ازش استفاده می کنیم !!
ترفند؟ نه والا! خودمم نمیدونستم اینجوری میشه!
402. گلاره در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۹
سلام گلاره هستم همیشه وبلاگتون رو بیشتر میخوندم به دلایلی نتونستم بیام نت .۲۸ سالمه و متاهلم .( اینم گفتم که کسی فکر نکنه مجردم
) اهل شیرازم روزگارم بد نیست .فکر کنم از طریق وبلاگ ویولت اومدم اونجا که هی از شما نام میبرد .و نمیدونم کدوم مطلبتون بود که خیلی خندیدم .خوشم اومد توی وبلاگم دزدکی ادتون کردم .بعدش خیلی دوست دارم با انی دالتون و ویولت مصاحبه کنید .مخصوصا ویولت .( چون خیلی دوسش دارم )
راستی منم از اون خواننده هایی بودم که در حین خوندن مطلابتون دوست داشتم حداقل یه بار هم که شده لپتون رو خیلی محکم بکشم .
هر چی که دلم میخواد بگم اینه که دوست دارم با ارامش زندگی کنم .پولدار بشم .
خیلی هم اگه پولدار باشین آرامشتون رو از دست میدین، باور کنین!
403. مهندس پنگول جونی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۹
حاجی شنیدم آقایون تواب ساز، خرس رو به رقص میارن . ما که گربه ای بیش نیستیم آیا اینجا کامنت نوشته شده پس داده می شود یا مثل روغه ریخته س؟
;-)
مثل روغن ریختهس!
404. عسل در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۹
سلام موسیو خسته نباشی دمت گرم خیلی باحالی واقعا تایید و جواب دادن به این همه کامنت صبر ایوب میخواد.خودمو قبلا معرفی کردم این کامنتو برات گذاشتم که فقط ازت تشکر کنم بازم خسته نباشی. دیگه الان واقعا باید لپتو کشید
شما هم خسته نباشید … مرسی!
405. محسن در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۴۶
۲۹ ساله از قم
توی ولگردی هام (وبگردی)
هر کدوم از نوشته هات یه تیکه های مشدی داره و توپ. ولی افتخارات و انتخابات ۱ تیکه هاش با حال تر بود
ویولت و شراگیم
حس میکنم اگه ۵ سالگی زن گرفته بودم بچه ام هم سن و سال تو بود….!!!
منم همین احساس رو دارم!
406. پارمیس ( جهانی در یک مرز ) در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۰
پارمیس – تهران – دو ماه پیش وارد سن جذابیت خانمها یعنی ۳۰ سالگی شدم ولی هنوز تو شوکشم. ( البته خانمها تو همه سنی جذابنا )
۲- اگه اشتباه نکنم یه کامنت بامزه تو جواب یکی از پستهای آنی بود که کنجکاوم کرد وبلاگ طرفو ببینم که اومدم اینجا و دیگه موندگار شدم. به هر حال از طریق وبلاگ دوست بسیار عزیزم آنی.
۳- هر پستی که قبل ، حال و بعد در مورد احمدی باشه.
۴ – آنی جون رو با اینکه میشناسمش ولی مطمئنم که نوع سوالهات متفاوت خواهد بود- شبگیر و ابراهیم رها.
۵- من همونیم که اوایل بهتون میگفتم قلمتون منو یاد نوشته های ژوله میندازه و شک داشتم که شاید خودش باشی، ولی بعدش فهمیدم که خودش نیستی چون اون خودشی که من میگم الان متاهله و هم سن خودمه . به هر حال از آشناییتون خوشوقتم جناب.قلمتون پایدار.
منم از اول گفتم که ژوله نیستم! مرسی از لطفتون …
407. پریا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۴
جدی کار سختیه تایید و جواب دادن به این همه کامنت! اونم تو کمتر از دو روز!
واقعا صبر لایزالی داری!!
من که گفته بودم صبورم!
408. Mr Jones در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۱
آره! شمارو موبایل رو هم یادداشت کردم ! یه تک زنگ زدم به خودم شمارش افتاد ، بعد سریع شماره خودم رو پاک کردم !
چه حرفهای، خوبه!
409. موسیو گلابی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۰
نظرات خصوصی این ۳۶ نفر رسید و آنها را هم خواندم:
بابا برقی، هستی، نگار، آرام، یاسی، مسافر، شیوا، جاسم، مدیکوس، Undrill، سپیده، رؤیا، میزان، مژده، آنی، کلوچه، سحر، Mr Jones، جودی ابوت، سیر ترشی متأهل، هادی، نانی، نیلوفر، سمیه، آرام، Farah، پاتا، الهام، شهرزاد، الهام (۲)، گلناز رضایی، م.ش، بهار، هاله، صابر و اوید.
410. رزا در ۵ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۱۹
سلام رزا خانم ۳۰ ساله از شیراز هستم . خدمت شما که عرض کنم من از یکی منطقی خوشم میامد و عاشقش بودم اما نشد و بعدش هم راحت به پای قسمت گذاشتند میخواستم مطلبی در این مورد پیدا کنم به وبلاک شما برخوردم .
خیلی خودمانی و صمیمی نوشته بودید برام جالب بود.