بازی سؤالات قر و قاطی!

چند روزه که دارم بازی مشترکی رو تو وبلاگ‌های مختلف می‌بینم. شامل یه سری سؤال که بلاگرها باید به اون‌ها جواب بدن. مخترع این بازی رو نمی‌شناسم و نمی‌تونم بین سؤالاتش ارتباط خاصی پیدا کنم اما به هر حال بازی می‌کنم… خاله‌بازی و دکتربازی و این‌ها رو که کنار بذاریم، اصولاً بازی کردن رو دوست دارم!

۱ـ تا حالا شده خواب باشین و یه جورایی احساس کنین و بفهمین که همه چی خوابه و تموم می‌شه؟ حالا اگه امروز یکی بگه همه‌ی این دنیایی که دارید لمس می‌کنید و می‌بینید با همه‌ی اتفاقاتش فقط یه خوابه، آیا شما با وجود این‌که نمی‌دونین تو بیداری و تو دنیای واقعی چی انتظارتون رو می‌کشه باز دوست دارین بیدار شین؟ به نظرتون بیدار که شدین با چه جور دنیایی مواجه می‌شین؟ قشنگ‌تر از الآن یا…؟
نه تنها دوست دارم بیدار بشم بلکه تمام تلاشم رو هم برای بیدار شدن می‌کنم! اساساً من امیدوارم همه‌ی اتفاقاتی که داره می‌افته یه خواب باشه که قراره به زودی تموم شه و بیدار شم… حداقلش این رو می‌دونم که در عالم بیداری چیزی بدتر از الآن در انتظارم نخواهد بود!

۲ـ اگه قرار بود همه‌ی دنیا و فلسفه‌ی زندگی رو تو یه تصویر نشون بدین چی می‌کشیدین؟
یه آقا می‌کشیدم که سرش یه تاجه و تعدادی غلام‌بچه در حال باد زدنش هستند. احتمالاً پشت پنجره و به صورت محو چندتایی هم خانم نسبتاً غمگین دیده می‌شن که حرمسرای اون آقا رو تشکیل می‌دن.

۳ـ قشنگ‌ترین آرزو و رؤیای بچگی‌تون چی بود؟
تنها آرزوم این بود که بزرگ بشم و جادوگری کنم… هر چند الآن آرزو می‌کنم بچه شم و بتونم جادوگری کنم!

۴ـ بزرگ‌ترین تفاوت زن و مرد از نظر شما چیه؟
این‌که زن‌ها معمولاً در صحبت با اطرافیانشون نشون می‌دن از جایگاهی که در اون قرار گرفتن، راضی‌ان و مردها تلاش می‌کنن نشون بدن که لایق جایگاهی بهتر از این هستند. و البته شباهتشون در اینه که هر دوشون احتمالاً دروغ می‌گن!

۵ـ اگه قرار بود یه کلمه رو از لغت‌نامه‌ی زندگی حذف کنین، اون کلمه چی بود؟
نامردی.

۶ـ چه کسانی هستن که بخواین ملاقاتشون کنین؟
حضرت علی، کوروش و دکتر مصدق.

۷ـ اگه این امکان به شما داده بشه که بتونین فقط یه سؤال در هر موردی بپرسین و قرار باشه به این سؤالتون جواب داده بشه چی می‌پرسین؟
واقعاً چرا خدا آدم‌ها رو آفرید؟

۸ـ اگه قرار باشه برای همیشه از این دنیا برین و بخواین یه یادگاری ازش داشته باشین چی برمی‌دارین؟
یه دست‌نوشته‌ی کوچولو از مادام گلابی که مدت‌ها پیش برام نوشت.

۹ـ قشنگ‌ترین جمله‌ها یا بیت شعرهایی که خیلی بهش معتقدین رو بنویسین.
رنگین‌کمان پاداش کسانی است که تا آخرین قطره زیر باران می‌مانند.
هر درخت پیر صندلی جوانی می‌تواند باشد.
زندگی مانند راندن یک دوچرخه است، هر گاه از پا زدن بایستید به زمین خواهید افتاد.

۱۰ـ به نیمه‌ی عمرتون می‌رسین و مثل بعضی قبایل رسمه که یه اسم جدید برای خودتون انتخاب کنین. چی انتخاب می‌کنین؟
آرام.

۱۱ـ با «ماوس»، «درخت» و «سیاست» یک جمله بسازید.
تفاوت ما با درخت در آن است که برای اطلاع از دنیای سیاست فقط به یک کلیک ماوس احتیاج داریم!

پی‌نوشت:
این روزها و به مدد این بازی‌ها، پست گذاشتن چقدر آسون شده!

نوشته شده در دسته‌ی: افاضات متفرقه، شخصی‎نوشت‎ها


موسیو گلابی | ۲۰ تیر ۱۳۸۸ | ساعت ۱۲:۱۱

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. معین در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۶

    سلام گلابی وب خیلی بانمکی داری به منم سری بزن خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرتم بای

  • 2. شادی8943 در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۵

    اول

  • 3. معمار بیکار در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۵

    موسیو جان چرا به مادام گلابی میگید گلابی؟؟آیا گلابی گفتنتان ازان جهت است که که ایشان هم صنایع خوانده اند؟؟؟


    خیر، ایشون صنایع نخوندن!

  • 4. لیدی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۶

    شماره ۴ واقعا تفکر بر انگیز بود

  • 5. خانوم جیغ! در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۲

    آن تصویر جالب بود!
    و البته بردن اون دستنوشته ها که معلومه براتون ارزش فوق العاده زیادی داره !

  • 6. راحله در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۶

    چقدر جمله سازیتون خوبه

    در ضمن کی گفته که خانمها همیشه میخواهند نشان بدهند که از جایگاهشان راضی اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • 7. مستر پیانوس در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۹

    خیلی جالب بود … ! می دونی وبلاگ تورو می خونم یاده کی میافتم ( میفتم؟!) ؟
    یاد شخصیتای کتاب مودب پور ! اون شیطونه ! مثل مانی ! جدی گفتما !
    شماره ی هشت خیلی از دل برخواسته بود و به دلم نشست . موفق باشی.

  • 8. راحله در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۴۹

    ببخشید اقای گلابی با عرض معذرت و خجالت بسیار میشه لطف کنید و طرز استفاده ار فیلتر شکن و دقیقا به من یاد بدید

    تو رو خدا فکر نکنی که من گاگول هستم


    در مورد سایت‎های فیلترشکن: سایت رو باز می‎کنید و آدرس سایت فیلترشده رو درون باکسی که پیش‎بینی شده تایپ می‎کنید!
    در مورد نرم‎افزارهای فیلترشکن: برنامه رو اجرا می‎کنید. منتظر می‎مونید تا به سرور مورد نظر کانکت بشه. بعد از کانکت شدن (و احتمالاً باز شدن اکسپلولر) آدرس سایت فیلتر شده رو در جایی که همیشه می‎نوشتید، تایپ می‎کنید!

  • 9. default در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۰

    زیبا بود

    آرام مگه اسم دخترونه نیست؟


    اسم مشترک بین آقایون و خانوم‎هاست. مثل شوکت، حشمت، سروش، قیصر، شروین و خیلی اسم‎های دیگه …

  • 10. ساقی سیمین ساق در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۳

    گلی جون چیه این بازیا
    یه پست خوب بزار جیگرمون حال بیاد از این حال دپرس در بیام

  • 11. 118 در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۵

    امیدوارم این فلسفه ی زندگی رو بانو گلابی نبینن چون شاید خوششون نیاد.ولی مقتدرانه است…البته برای یک مرد !


    بحث اقتدار نیست. این تصویر رو به این خاطر گفتم که بسیاری از مؤمن‎ترین آدم‎ها هم کارهای خوب رو به خاطر پاداش‎های اخروی و به خصوص حوری‎های بهشتی انجام می‎دن! و این‎ها به غیر از اون آدم‎هایی هستند که زندگی دنیویشون رو هم بر چنین مبنای مسخره‎ای می‎سازن!

  • 12. الهام در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۸

    جمله های شماره ی ۹ بی نظیر بود مسیو جان….
    و همین طور احساست تو شماره ی ۸

  • 13. اطلس در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۱

    هر چی تو جدی جدی به این سوالا جواب دادی ؛ دوستمون زیگ زاگ با طنز تلخی جواب داد
    دیدگاه دو نفر جالب بود

  • 14. نیلوفر در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۲

    خیلی جالبه یه بچه آرزوی جادوگری داشته باشه … کلا فکر کنم استعداد این کارو داشته باشی ولی حیف که دستت زود رو میشه استعدادشو داری ولی فوت و فنِ کارو نه …

  • 15. یک دانشجوی پزشکی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۸

    ابداع کننده این بازی دکتر گلاره هست.پزشکی فیلسوف
    http://cardiology.persianblog.ir/


    پس ممنون از شما و دکتر گلاره!

  • 16. میزان در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۸

    اصولا بازی های نشستنکی و نوشتنی با کمی جرزنی خیلی لذت بخش و در عین حال peaceful هست.مثل همون بازی اسم فامیلی که دوران جوانی می کردیم

  • 17. خانوم زیگزاگ در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۲

    می بینم که هر جا دلت خواسته توی سوال تحریف ایجاد کردی!!! هر جا چند تا جواب داشتی یه “ها” چسبوندی به سوال!!


    دقیقاً همین‎طوره که گفتی!

  • 18. گیلاسی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۳

    مگه تو از چند سالگیت وبلاگ من رو میخوندی که یادت میاد میزدم میترکوندمش !! حیف که حالم خوب نی … یعنی اگه خوب بودم …


    از وقتی که یادمه به ازای هر دو بار که می‎خواستم وبلاگت رو باز کنم، یک بارش تعطیل بوده! باور کن!!

  • 19. باغ بی برگی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۹

    از وقتی اسم درخت را آورده ای تمام درختانم برگ ریخته اند، شده ایم باغ بی برگی
    ای بر گور سیاست لعنت که عکس تمامی کاندیداها را بر روی درختانم قرار دادند و هنوز که هنوز است درختانم را بعضی با چیز و بعضی با ننجون و بعضی با دروغگو و بعضی را با … میشناسن.
    به هر حال گلابی جان جای تو خالیست کی می خواهی به باغ بیایی؟ دوستانت منتظرت هستند و این عکس چیز رو واسه تو گذاشتیم


    کدوم باغ؟ آدرسش کو؟!

  • 20. علیرضا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۰

    سلام
    در مورد ملاقات با حضرت علی(ع)، بهتر نیست به نهج البلاغه ی ایشان مراجعه فرمایید؟

    جالب بود و از اینکه یک وبلاگر با این همه استعداد در این گوشه ی ایران هنرنمایی می کند بسی جای تعجب دارد چون شنیده بودیم هنر نزد ایرانیان است و بس، ولی تاکنون به چشم خود ندیده بودیم که گلابی ایرانی هم هنر نمایی بکند!!!

    امیدوارم در آینده همسری همچون مادام گلابی جنابعالی در خانه مان باشد که حتی در مقابله با هر افکار و عمل همسرشان، صبر پیشه نمایند مخصوصا بند دوم


    خیر، بهتر نیست. اگه از نظر شما اشکالی نداشته باشه، من ترجیح می‎دم خودشون رو ببینم! در ضمن مادام گلابی همسر بنده نیستند، حداقل در حال حاضر!

  • 21. آیلار در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۶

    چرا فکر می کنی زنای حرمسرا باید غمگین باشن؟


    با توجه به کتاب‎های تاریخی گفتم. به هر حال شاید هم خوشحال بودند، الله اعلم!

  • 22. کاکتوس در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۶

    جمله سازیت جدا خوبه ها با این کلمات بی ربط.

  • 23. محمد تعلق در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۹

    گلابی جان ببخشید اگه بی ربطه ولی آرش حجازی تو وبلاگش جوابی رو به ادعاهای رژیم داده.
    http://ahejazi.persianblog.ir/post/87
    حتمن برو و نظر بذار چون چندتا خائن با کامنت های چرت و پرت خیلی می تونن تو روحیه ش تاثیر بزارند.

  • 24. روشنک در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۲۵

    همش فکر میکردم رد پایی از جسیکا آلبارو هم ببینم اما ندیدم.الانم دارم فکر میکنم که چرا من منتظر بودم این ردپارو ببینم. دوباره فکرمیکنم که این افکار درنتیجه تلقینات خودته .اونقدر از این جسیکا خانوم گفتی که همش مجددن فکرمیکنم که تو پستات هیمشه هست.ازاینجا به بعدش دیگه فکرنمیکنم
    کوروشو منم خیلی دوست دارم بیبنم الانم پوسترش روبرومه.کاش واقعن میشد
    چقدر فکرکردم نصف شبی


    پوسترت احتمالاً دو تا هم تا نخورده؟! (تای اول، واحد سنجش بود!)

  • 25. دریا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۳۵

    اسم پستت را در ذهنم ۱۱ دقیقه می گذارم* اول به این دلیل که در دقیقه ۱۱ از شبانه روز منتشر شده. و دوم به این دلیل که ۱۱ مورد است و اگر در نظر بگیریم هر شخص یک دقیقه برای خواندن و فکر کردن به هر مورد ۱ دقیقه وقت بگذارد دقیقه ۱۱ تمام میشود.**
    * شاید هم می گزارم ! من هیچ وقت فرق بین این دو کلمه را یاد نگرفتم!
    ** البته ۱ دقیقه برای خواندن هر مورد اغراق است! حتی اگر همراه با فکر کردن باشد! بازی وبلاگی می خوانیم ! بازی شطرنج که نمی کنیم! البته این طوری هم می شود در نظر گرفت که از دقیقه ۰ شروع به نوشتن کردی و دقیقه ۱۱ پابلیش کردی هر مورد ۱ دقیقه! اینطوری بیشتر با عقل جور در می آید!
    راستی من انقدر به زمانها گیر دادم آن گنجشکه را نصف شبی بالای درخت ببین حواست پی زمان کامنت گزاشتن من نرود! آخر به قول خودت شبها زمان بهتری برای زندگی است!


    حتی زمان پست رو هم نگاه می‎کنی … ممنون از توجهت!

  • 26. بیتا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۰۵

    ۱٫اینکه زندگی خواب باشه شیرینه!البته در صورتی که دنیایی که بعد از خواب در انتظارمون شیرین باشه! ولی فکر نمیکنم ما خواب باشیم چون تا حالا با این همه کابوس صد دفعه از خواب پریده بودیم
    ۲٫پرچم انگلیس رو روی تماو هستی میکشی
    ۳٫آرزو داشتم که یک چراغ جادو داشتم که غول اون میتونست دست کم سه تا از آرزوهای دوران بزرگیم رو بر آورد
    ۴٫عموما ظرافت مردها بیش از زنهاست!چون آفت زنهازر(ZER)است!(قصد توهین نداشتم!نظر شخصیه)
    ۵٫موافقم!نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــامرد
    ۶٫حضرت آدم،حضرت حوا و مــــــوسیــــــــــــــــــو گـــــــــــــــــلابــــــــــــــــــی!
    ۷٫چه زمانی میتونم پاسخ تمام پرسشهام رو از کسی که همه چیز رو میدونه بگیرم؟!؟!
    ۸٫یک کامپیوتر!
    ۹٫ــ زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است!
    ــ انسان میخواهد زندگی کند،نمیخواهد خوشبخت باشد!
    ــ تا که قانون عرب بر جای مهر آریاست
    زادبوم ما اسیر درد و نیرنگ و ریاست/
    تا که ضحاکان حکومت می کنند بر جای عشق
    جای شادی بر عذار مادران باشد سرشک!!!!!
    ۱۰٫ساده
    ۱۱٫چه خوب بود درختی وجود داشت که میوش ماوس هایی بودن که با هر کلیک یکی از آرزوهامون مثل بهبود سیاست دنیا رو برآورده میکردن!
    ـــــــــــــــ
    التماس دعا_بیتا.

  • 27. عادل در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۳۹

    با تمام سختی ها هنوز هم به این دنیا و قواعدش علاقه دارم ؛ دوست هم ندارم ترکش کنم؛ کلاً آدم دنیا دوستیم!

  • 28. هاله در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۴۸

    فلسفه انتخاب اسم آرام چیه؟؟؟


    علاقه‎ی شخصی که فلسفه نداره دیگه!

  • 29. رها در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۰۶

    جواب سوال ۲ و ۴ خیلی جالب بود….

  • 30. رویا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۰۸

    سلام گلابی عزیز.

    داشتم فکر می کردم که این بازیها هم ایده میده برای پست گذاشتن که رسیدم به پی نوشتت.

    درهر صورت متفاوت بود و جذاب مثل همیشه.

  • 31. نارگل در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۲۳

    فکر کنم سوالات رو با پختگی و ظرافت مخصوص خودت جواب ندادی موسیو جان. احساس می کنم در مورد چند تاشون یکم سمبل کاری جواب دادی.

  • 32. سالی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۱

  • 33. perthcity در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۱

    خدا ادم رو افرید که چشمه ای از قدرت بی کرانش رو نشون بده.یه بار من این سوال رو از معلم دینیمون پرسیدم این و جواب داد. البته اون خیلی قشنگ تر جواب داد طوری که من قانع شدم.

  • 34. پرند در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۲

    ۵ محشر بود.
    ۶ باهات موافقم.
    ۸ چه رمانتیک…
    ۹ هر سه تاش زیبا بود.
    ۱۰ بهت نمیاد!
    ۱۱

  • 35. سعید(زیر تیغ) در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۵

    سوالات جالبی بود و جوابهای جالب تر ولی هر جای این بازی رو دیدم نشد یکی بگه یه درخت هم می تونه کمی متمدن بشه

  • 36. نجما در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۹

    سلام
    اون جواب سوال دومی ات واقعا درست بود

  • 37. هانا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۲

    همش یه طرف جمله سازیه یه طرف!

  • 38. سیب زمینی گندیده در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۸

  • 39. شیوا.ن در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۶

    کاش جادوگر می شدی !

  • 40. سمیه در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۶

    میشه مارم دعوت کنی تا بازی کنیم؟یا هرکی هرکیه؟!


    همه دعوتن … به نوعی می‎شه گفت که هر کی هر کیه!

  • 41. جودی ابوت در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۲

    سلام
    منم دوست داشتم جواب بدم
    ۱- بله دوست دارم بیدار شم
    ۲- یه عده بدبخت بیچاره که هی منتظرن تا یکی بیاد نجاتشون بده و هی جون می کنن و یه عده مفت خور که حاصل دسترنج اینا رو می خورن و هی بهشون میگن خدا دوستتون داره که بدبختی میکشید و هی مال این بیچاره ها رو بالا میکشن و کیفشو میبرن!
    ۳- دوست داشتم توی یه جنگل که از کنار کلبم یه رودخونه عبور میکنه ، با جان اسمیت.زندگی می کردم
    ۴- زن هر چقدرم خشن باشه ظریفه اما مرد هر چقدرم ظریف باشه خشنه!
    ۵- ریا
    ۶- (تقلب) امام علی علیه سلام – یه آقایی هست توی قم در حال حاضر که ذات آدما رو می بینه ولی اسمشو نمی دونم (از طریق دوستان شاید بتونم ملاقاتشون کنم) – کوروش (دمش گرم بادا)
    ۷- قربونت خدا میشه منو ببرین تو بهشت جزء نزدیکانت باشم ؟ متشکرم
    ۸- یه کلیپ صوتی از جان اسمیت عزیز که اولش با ….شروع شده باشه.
    ۹- لقمان را گفتند ادب از که آموختی ؟ گفت از بی ادبان هر از ایشان در نظرم نا پسند آمد از آن پرهیز کردم
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
    ۱۰-متین
    ۱۱-با ماوس به جای سیاست روی درخت و سبزه کلیک کردم!

  • 42. تهمتن در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۵

    بابا اینا چی بود؟!
    البته به من چه!

  • 43. آذین در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۸

    این اسم مورد علاقه ی منه .چه جالب

  • 44. karo در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۲

    جمله سازیت عالیه ولی طرز فکرت افتضاح(درست نوشتم؟)جدا شانس اوردیم که شما نقاش یا فیلسوف نشدید.البته ببخشیدا!


    متأسفانه یا خوشبختانه حتی ذره‎ای توی هیچ کدومشون استعداد ندارم!

  • 45. کربلائی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۲۰

    از شناخت مستند محمد خاتمی وافشا گری صورت پذیرفته توسط یکی از یاران سابق باند او بی بهره نمانید :

    اول فرد افشا کننده را بشناسید:
    http://elaw.ir/about/staff.php

    واین هم بخشی از افشا گری های او که آخرین فصل آن روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در روزنامه کیهان نیز چاپ شده است :
    http://www.elaw.ir/archives/news/2009/07/000999.php

  • 46. karo در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۷

    اینهم دو تا شعر که من خیلی دوستشون دارم:
    پاسبان خوابست بیدارش کنید
    محتسب مست است هشیارش کنید
    انکه حکم قتل مردم میدهد
    خود گنهکار است بر دارش کنید
    راه ادم سوی دوزخ میرود
    راه بیراه است انکارش کنید

    و
    انقلاب کردیم تا شاه و شاهزاده نداشته باشیم…آقا و آقازاده داریم!

    انقلاب کردیم تا سیاستمان دینی شود…دینمان سیاسی شد!

    انقلاب کردیم تا اقتصادمان انسانی شود…انسانیتمان اقتصادی شد!

    انقلاب کردیم تا خیابان هایمان شریف شوند…شرافتمان خیابانی شد!

    انقلاب کردیم تا رنگ آزادی را ببینیم… اسارت رنگ شده را دیدیم!

    انقلاب کردیم تا دردهایمان درمان شود… دردمان بی درمان شد!

  • 47. هویج سبز در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۸

    تصویرت از زندگی منو یاد شاه عباس انداخت! فکرشو بکن شاه عباس هم گلابی بوده! جادوگری هم بلدی ولی نه مثل هری پاتر مثل جی.کی.رولینگ!

  • 48. هاD در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۴

    عجب !
    به قول خودت ادم راحت نظر میده

  • 49. من مریمم در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۸

    تصویره خیلی با حال بود…بچه پر رو

  • 50. علیرضا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۳

    من از نهج البلاغه ترجمه مرحوم آقای سید جعفر شهیدی بهره بردم و مناسب دیدم به شما توصیه ای کرده باشم اما از نظر من اشکالی نداره و شما باید از حق آزادیتون بهره ببرید، صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

  • 51. نسرین در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۶

    طراح این بازی دوست من دکی گلاره س … اگه میخوای انگیزشو بدونی تو لینکدونیم آدرسش هست ( پزشکی فیلسوف ) .

    آرزوی بچگی ت برآورده شده ها !!! ولی نمیگم که !!

  • 52. م.پارسا(4ساله از تهران) در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۰

    سلام عمو گلابی
    آرزوی من اینه که وقتی بزرگ شدم مثل خیلیها جادوگر نشم
    بعدش هم شکسته نفسی نکن عمو اگه این بازیها هم نبود مطمئن هستم باز هم یه پست عالی اینجا می دیدم.
    یه پست جدید زدم خواستی بخون

  • 53. شیده در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۷

    در رابطه با پاسخی که به کامنت”۱۱۸″ دادید باید بگم که این قضیه در رابطه با خانوما هم صدق میکنه یعنی در مقابل حوریا که همدم آقایون میشن موجوداتی هم هستن-که اسمشون یادم نیست اما توش “ط” داشت- که همدم خانوما میشن اما اکثر خانوما تو این دنیا مظلوم واقع میشن(خودتون هم با اون تصویر این موضوع رو تایید کردین) ، حالا با توجه به پست قبلیتون که گفتید به آقایون ظلم میشه این دو تا عقیده تون با هم در تضادن! تصمیم ندارید خط مشی روشنتری برای عقایدتون پیش بگیرید؟


    «ط» داره؟ طوطی؟ طیاره؟ احیاناً به جای «ط»، «غ» نداره؟!

  • 54. علیرضا (مردی از مترو) در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۸

    سلام جناب “گلابی”

    همونطور که میدونی از خوانندگان خاموشت هستم

    این پستت بیشتر شبیه وقت گذروندن بود تا یه پست درست و درمون

    اما در مورد پست روز مرد یه چیزی میگم شما هم در تاییدش مختاری

    یکی از رفقام با یه نفر حرفش شده بود یارو بهش گفته بود تو فکر کردی مردی
    دوست من هم گفته بود:
    “این روزا اگر مرد پیدا کردی …..”

    موفق باشی


    مرد حسابی! این‎جا خانواده رد می‎شه، هر چی دوستت گفته که تو نباید این‎جا بنویسی! ببخشید، آخر جمله‎ی دوستت رو حذف کردم.

  • 55. ! نـــــــــدا ! در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۵

    همیشه گفتم …
    این بار هم میگم …
    خوبی بازی های وبلاگی اینه که کمک میکنه آدم چند لحظه هم که شده به چیزی غیر از اون چیزی که خودش دلش میخواد فکر کنه …

  • 56. روشنک در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۲

    نه اینی که روبرومه تا نخورده اما اونی که اونور چسبوندم همون پوستری هست که تو منظورته

  • 57. پریا در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۲

    اصصصصصصلا اسم آرام بهت نمیاد. تجدید نظر کن اساسی!


    وروجک چطور؟!

  • 58. سیاه چاله در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۱

    “تفاوت ما با درخت در آن است که برای اطلاع از دنیای سیاست فقط به یک کلیک ماوس احتیاج داریم”
    تفاوت ما با یک درخت اینست که برای اطلاع از سیاست باید یک موس را به درخت بکوبیم ولی اکثر درختان اگر شانس بیاورند میتوانند سیاسی شوند

  • 59. سانی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۴۹

    اگه حس بازی باشه بازیه خوشایندیه


    خب شما هم بازی!

  • 60. پوریا منزه در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۷

    ۱٫ من ولی خواب رو دوست دارم …
    ۲٫ یه صفحه سفید
    ۳٫ خدا رو ببینم!
    ۴٫ بی ادبیه اگه بگم! گوشتو بیار جلو … آره!
    ۵٫ نامردها!
    ۶٫ موسیو گلابی!
    ۷٫ سوالت رو هستم اساسی و هر وقت جوابش رو فهمیدی جون مادرت به منم بگو.
    ۸٫ عکس مامانمو …
    ۹٫ من که خودم شاعرم نمی تونم در این مورد نظر بدم!
    ۱۰٫ محمود! شاید هم احمد!

    ۱۱٫ یه “سیاست” مداری نشسته بود رو “درخت” داشت با “ماوس”ش آدم می کشت …

    ۱۲٫ واسه گلابی نازنین:

  • 61. وحید در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۲

    من در حکمتت مانده ام؟!
    نکند دختر باشید، اسم آرام را بسیار دوست دارید، حرمسرا را دوست دارید، پست تجاوز به عنف هم که دارید، اکثر پیوندهایتان هم تهش به یک دختر وصل میشود.
    با مادام گلابی روابط عاشقانه دارید؟
    دیگر چه نشانه ای مانده که نگفته باشی؟
    نکنه موسیو اول اسمت واسه رد گم کنی گذاشتی که مثلا نکته ی انحرافی باشه؟


    خودمونیم‎ها، این نشونه‎هایی که گفتی بیشتر نشون‎دهنده‎ی پسر بودنه تا دختر بودن!

  • 62. هلی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۳

    یاد دفتر عقاید تو دبیرستان افتادم….همونایی که آخر سال بچه ها با این استرس که دیگه ممکنه بعد ۳ماه هیچوقت همدیگرو نبینن با وقت قبلی بهم می دن….یادش بخیر….البته این یه کم سطح سوالاش بالا بود که حتما ماله اون بچه خرخونه کلاسه!

  • 63. نازی در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۵۷

    سلام
    من یه کاری کردم با اجازت تو ۳۶۰ خودم یه عنوانی داش که چه وبسایتیرو دوس دارید؟اسم تو و ۲تا از دوستاتو نوشتم.هشکالی که نداره؟


    قطعاً اشکالی نداره و باعث افتخاره. فقط این‎که اون دو نفر دیگه کیا بودن؟!

  • 64. یاس در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۶

    شماره ۸ و که خوندم خیلی کیف کردم از این همه معرفت و احساس

  • 65. سیما در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۴

    سلام موسیو
    خوبی؟
    بد نبود ولی قبلی ها بهتر بود
    سوال: اگه تلفن زنگ بخوره دوس داری کی پشت خط باشه؟


    غیر از مادام گلابی؟!!

  • 66. نسرین در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۳

    واسه چی میزنی در ذوق کودک خردسالی چون من ؟ سه تا وبلاگ همنام وبلاگم پیدا کردم رسما قاط زدم برای همین خواستم اسمش مشخص بشه + گذاشتم وسط رنگا … مثلا باکلاس شد ! مردم هم اسم گذاشتن رو وبشون منم گذاشتم … خدااااااااااااایا توبه !

  • 67. m110 در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۲

    man kheili vaghte khanande weblog Ani hastam
    oonja barha o barha esmet ro khoonde boodam
    vali hich vaght click nakardam roo link e weblog e shoma..tanha dalilesh ham in bood ke man osoolan weblog e Ani ro mikhoondam ,,choon bahash hal mikardam..va pish e khodam har bar ke linke shoma ro mididam..migoftam in ham az webloghaye AB DOOGH KHIAR E
    va nemiomadam……….
    kholase..ta oon bari ke Ani gofte bood ke to weblogesh ro 1000000kardi..omadam..yadame poste eftekharatet bood
    az oon moghe khanande webloget shodam..va kheili khosham omad..
    kholase
    alan pish e khodam migam,,kash zoodtar omade boodam
    akhe man tanha tafriham internete
    oh..sorry to bother you


    خوشحالم از این بابت …

  • 68. Olinda در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۰

    سلام بر موسیو گلابی و همه ء کامنت گذاران و کامنت خوانانش!(خدا رو چه دیدی تو وب من کامنت گذار شدند!)

    بنده هم در این بازی شرکت کردم …

  • 69. جغد در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۷

    یادگاریه خوبیه!

  • 70. سیما در ۲۰ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۸

    میدونستم میگی مادام گلابی خوب حالا تو غیر مادام گلابی بگوو دوس داری کی باشه تا بت بگم چرا اینو گفتم!


    کلاس اول دبستان یه دوستی داشتم به اسم «مرتضی الفیده» … دوس دارم اون باشه، چطور مگه؟!

  • 71. ِِِِARAM در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۲

    هنوزم که هنوزه باورم نمیشه که تو واقعیت هستم یعنی دارم این روزها رو میگذرونم
    همیشه حس میکنم که تمام این لحظه ها فقط یک خوابه و میگذره و من بیدار میشم و میبینم تمام اتفاقات وحشتناک زندگیم خوابی بیش نیست
    من خیلی دلم میخواد ۱ بار دیگه پدرم رو ببینم.
    شب شراب نیرزد به بامداد خمار


    متأسفم که سؤالات این پست باعث ناراحتیتون شد … روحشون شاد …

  • 72. رهگذر... در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۷

    موسیو گلابی عقاید جالبی دارید
    فقط یک سوال دارم چه تناسبی بین کوروش و حضرت علی هست !!!!! ؟!
    واقعا خدا خیرشان دهد که اسباب پست نویسی را برایتان فراهم کردند
    ممنون خوب بود


    ارتباطش شبیه ارتباط ایرانیت و اسلامیته …

  • 73. .. در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۴

    وای چقد خوبه که اسمت آرام نیس :)))))
    خیلی خنده دار میشدی جون موسیو :))

    لبخند پنبه ای !

  • 74. بیتا در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۸

    برخی نظرات من تایید نمیشوند!چـــــــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    من از این بابت ناراحتم!فکر نمیکنم مسائل غیر اخلاقی بنویسم!؟!؟!؟!


    من تمام نظرات رو بدون استثنا تأیید می‎کنم و حتی اون‎هایی رو که حاوی مسائل غیراخلاقی باشه کلاً حذف نمی‎کنم بلکه فقط متنش رو حذف می‎کنم …
    اگه بفرمایید دقیقاً کدوم یکی از نظراتتون رو نمی‎تونین پیدا کنین ممنون می‎شم و می‎تونم ببینم قضیه چی بوده …
    به هر حال مثلاً در مورد این پست مطمئنم که شما فقط یه نظر گذاشتین و من هم فقط یه نظر از شما تأیید کردم که با این یکی می‎شه دو تا! اگه اشتباه نکنم توی نظرتون هم به تمام سؤالات این پست جواب داده بودین …

  • 75. مریم در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۱

    سلام موسیو عزیزم
    اینو واسه جودی ابوت مینویسم که اون آقایی که میتونست ذات آدما رو ببینه آیت اله بهجت بود که به لقائ الله پیوست در ضمن اگر هم زنده بود فایده ای بحال اون نداشت چون حاج آقا به هیچ وجه خانمها رو ملاقات نمیکرد.
    موسیو عزیز در مورد بند ۴ باهات موافق نیستم بجز اون قسمت که اشاره به جاه طلبی آقایون شده با اون قسمتش موافقم.

  • 76. نارسیس در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۵

    سلام
    اولین سوالت رو که خووندم یاد فیلم the others افتادم.خیلی وقت ها شده که از خودم پرسیدم نکنه خوابیم یا نکنه مردیم و خودمون بی خبریم

  • 77. یک سین. حسابدارتمام وقت!! در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۴

    سلام .مدتهاست نتونسم بیام اینجا !! یادمه چندین پست قبل گفته بودی که یار پسندید مرا و از این حرفا!!چی شد پس ؟ مالباس بدوزیم یانه؟

    راستی آرام اسم قشنگیه ولی خب …اصلا به اقایون نمیاد..باورکن

  • 78. لبخند در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۵

    سلام موسیو گلابی
    می دونی از چی خوشم میاد
    از اینکه هر وقت اومدم اینجا شنگول شدم
    شاد باشی و پرانرژی موسیو
    سایه مادام گلابی هم مستدام

  • 79. نازی در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۳

    مرسی تو چه قد خوبی.یکی روزانههای زیپزاگ,یکیم عقایده یه دلقک بود که گویا نیس دیگه!!!!

  • 80. خانم صورتی در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۱

    تفاوت زن و مرد باحال بود!:))

  • 81. مینا(بهار نیلی) در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۰

    این حرفا رو ولش کن موسیو.بیا هر چه زودتر یه فکری واسه ی الهام (غلامحسین رو میگم) بکنیم.آخه شنیدم که گفتن اعضای شورای نگهبان نباید دو شغله باشند.الهام هم که دیگه خودت میدونی.اکتیو….
    بیا یه تظاهرات اعتراض آمیزی چیزی ترتیب بدیم که الهام رو از این قانون مستثنی بکنن

  • 82. سیما در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۲۷

    مورد ۷ رو که خوندم با توجه بهش سوال کردم!
    خوب موسیو جان تو که اینقد سوال داری چرا نمیخوای خدا پشت خط باشه تا بهت بگه چرا تورو آفرید؟!


    فکر می‎کردم جوابم به سؤالت باید منطقی باشه! نمی‎دونستم مثلاً خدا هم می‎تونه بیاد پشت خط!

  • 83. ثریا در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۳

    سلام موسیو جان خوشحالم که دوباره شروع کرده اید حتی اگر یک بازی وبلاگی باشد. من هم خیلی دلم میخواهد این سه شخصیتی که از انها نام برده اید را ببینم
    از این گذشته به نظرم اسم ارام هم به شما می اید چرا که به نظر من باید انسانی ارام و تودار باشید
    موفق باشید

  • 84. نارگل در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۱

    موسیو جان چند وقته دیگه خبری از ما نمیگیری؟ نکنه اون دست نامرئی که دنیای آنی دالتونو از بقیه جدا کرده دنیای تو رو هم جدا کرده؟


    ما در یک دنیا زندگی می‎کنیم اما نمی‎دونم چرا وقتی در وبلاگی کم‎تر کامنت می‎ذارم این تردید به وجود میاد که به دنیای دیگه‎ای رفتم!

  • 85. نارگل در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۳

    راستی موسیو تا حالا برای نشریات مطلب طنز نوشتی؟


    نه، اما بچه که بودم تمام شماره‎های طنز و کاریکاتور رو می‎خریدم!

  • 86. میثم الله‌داد در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۹

    یعنی با جوابی که به رهگذر دادی حال کردما. اساسی.

  • 87. بانوی بی دین در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۸

  • 88. درساااااااااا در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۶

    خوندم ولی تفاوت ما درخت این است که برای آگاه شدن از سیاست به یک کلیک ماوس نیاز داریم؟ قدرت تفسیرم زیاد کم نیست ولی میشه تفسیر کنی؟ مغزم سوت بلبلی زد؟ در نیمه عمرت هم فقط اسمت رو میذاری آرام یا خودت هم آرام میشی یا مثلا تغییر جنسیت هم میدی که با اسمت جور در بیاد؟

  • 89. سیما در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۱

    عزیزم نگو نمیشه حالا نگفتم که یهو بیاد جلوت ظاهر شه!
    سخن از غیب بید برادر!

  • 90. Webdigester در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۰۴

    Salam ostad golabi ! omidvaram ke khoob bashi ! khaste am nabashi :D golabi jan ye soal baram pish oomad , dar morede soale 6 shomaei ke tamame omretun ro dar arezuye didan o molaghate jessica alba boodid , chejoori oushun jozve shakhasiataii ke doost darin bebinin nistan ??? :D

  • 91. بهار (سلام تنهایی) در ۲۱ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۹

    این یه تست کاملا روانشناختیه …فقط می خوام به سوال ۶جواب بدم
    حضرت محمد و دکتر شریعتی رو خیلی دوست دارم ببینم ..
    بقیه هم برای خودم جواب دادم ..
    از جواب سوال یازده خیلی خوشم اومد .
    خیلی هم قر و قاطی نیست …با اجازه

  • 92. فروغ بانو در ۲۲ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۰۸

    ۶ , ۷ خیلی … خیلی خوشحالم باهاتون آشنا شدم.

    بابای من این روزا داره یه کتاب راجع به دکتر مصدق می خونه. به منم پیشنهاد کرده بخونم می گه خیلی بی نظیره.
    و اما کوروش همیشه می گم دوست دارم اسم پسرمو بذارم کوروش تا مثل کورش باشه.
    و حضرت علی یه آدم خاصی برای من.

    از خدا که پرسیدی جوابشو به منم بگو در عوض منم یه سوال دیگه می پرسم جوابشو به شما می گم.دوست داری چی بپرسم؟!
    و ممنون بابت نوشته هات
    شاد باشی از ته دل

  • 93. مریم عزیز در ۲۲ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۵

    چه خوب جسیکا رو وارد این بازی نکردی

  • 94. هرا در ۲۲ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۱

    ای بابا…. چه کاریه آدم اینقدر سوال بنویسه…. منمیگم هرکی سرش به کار خو.دش باشه تا بمیره ! شوخی کردم…. میگم موسیو تو که استعداد داری… بازی اختراع کن !

  • 95. نارگل در ۲۲ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۷

    منظورم از نوشتن طنز در نشریات جوک و لطیفه نبود. منظورم همین نوشته های انتقادی یا بیان دیدگاهت در زمینه های مختلف به زبان طنز بود.

  • 96. آرام در ۲۳ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۵۱

    ای بابا من همش ۳-۴ روز نبودم…چه زود به زود آپ کردی.
    اولا” که آرام اسم دختره و تو نمی تونی این اسمو انتخاب کنی.
    بعدشم لطف می کنی از طرف من از مادام گلابی تشکر می کنی چون من یه عمر بود وبلاگتو می خوندم ولی نمی دونستم شطرنج چیه و هر بارم پرسیدم جوابی نمی گرفتم؟!!(آی کیوم در این موارد پایینه).مادام هم قلم خوبی داره.خوشمان آمد.


    آرام اسم پسر هم هست!

  • 97. محمد {میرا } در ۲۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۴

    سلام موسیوی عزیز
    این بازی را دوست داشتم ، بیش تر از دکتر بازی
    جوابهای من به ترتیب عبارتند از:
    ۱ بستگی زیادی به موضوع خواب داره
    ۲ یک بادکنک که دارد مداوم باد می شود
    ۳ دفن کردن قورباغه ها توی گل
    ۴ تعداد حروف شون
    ۵ لغت نامه
    ۶ هرکسی که حداقل یکبار تابحال دیده باشم اش
    ۷ چرا این سوال رو پرسیدی ؟
    ۸ تمام ته سیگارهامو
    ۹ نقطه ی اوجهر فواره ، سرآغاز انحطاط آن است
    ۱۰ میرا
    ۱۱ ماوس ، درخت و سیاست سه کلمه ی متفاوت اند
    این را به صاحب اثر برسانید ، فکرمی کنم لازمش داشته باشد
    سپاس

  • 98. یلدا در ۲۵ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۷

    ج ج۷- تا کسانی مثل تو پی فلسفه ی خلقشان بروند(اگر فهمیدند مثل بچه ی آدم شکرش کنند)
    ۱۱- میکی ماوس از درخت مذهب پایین آمد نه سیاست…

  • 99. fafaaa در ۶ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۹

    خوب حالا چی شده مثلا ؟ نشستم مثل اسکل ها جواب همشونو دادم! آخرشم به هیچ نتیجه ای نرسیدم . اصلا چه فرقی داشت که چه جوابی دادیم؟
    یه چیزی تو مایه های مصاحبه بود. |:

  • 100. مهران در ۱۳ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۰

    جواب شماره ۴ : بزرگترین تفاوت زن و مرد اینه که مرد میتونه روی دیوار شاش کنه و زن نمیتونه !!!!



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه