زنده باد ایران!

تصور بفرمایید بنده را به عنوان یک مقام مسئول به منظور ایراد سخنرانی در مورد ایران و در حمایت از فعالیت‌های انجام شده در کشور به پشت تریبون بفرستند! احتمالاً فردایش در یک نشریه‌ی خیلی منتقد، خبر زیر را خواهید خواند:

            «به گزارش خبرنگار ما، موسیو گلابی دیروز در جمع مردم همیشه در صحنه‌ی تهران گفت که ایران خیلی کشور محشری‌ست و حرف‌های خفن دیگری هم زد به نحوی که تا چند ساعت بعد از اتمام سخنرانی، جمعیت همین‌طور هاج و واج مانده بودند!
            گلابی دیوانه در شروع سخنان خود گفت: از نظر من، غرب‌زدگی پدیده‌ای‌ست که بوی گند می‌دهد؛ خودِ غرب هم همین‌طور است! ما هر چقدر هم که مشت و لگد به دهان و دماغشان بزنیم کم است چون مشت، بو را از بین نمی‌برد، همان‌طور که لگد! دیوانه‌اند آقا، دیوانه! در غرب مثلاً برای الویس پریسلی که سال‌ها پیش مُرده بزرگداشت برگزار می‌کنند و هزاران دختر جمع می‌شوند، شیون و گریه راه می‌اندازند! خب این کار جز دیوانگی چه نامی می‌تواند داشته باشد؟! اصلاً الویس نه، شما بگو بهتر از الویس! خداییش این همه آه و فغان دارد؟
            ایران از همه جای دنیا بهتر است به جان خودم! کجایش از این قرتی‌بازی‌ها دارد؟ اگر هم این‌جا چهار نفر سنگ حسام نواب صفوی را به سینه می‌زنند زنده است! امیدوارند به این‌که مهره‌ی سوخته نیست! مثل این است که من به جای جسیکا آلبا، شب‌ها با یاد مریلین مونرو به رختخوابم بروم! خب مگر مغز خر خورده‌ام؟!
            کشور ما آن‌قدر خوب است که نگو! می‌گویند در انگلیس یک پسر ۱۳ ساله با همراهی دوست‌دختر محترمه‌اش صاحب فرزند شده! این‌جا خانم‌های ۷۰ ساله هم بچه‌دار نمی‌شوند، آن‌وقت این خانم و آقا رفته‌اند بچه‌دار شده‌اند! خب این‌ها اگر نشان‌دهنده‌ی بوی گند نیست، نشانه‌ی چیست؟! حتماً طرف باید نخود و باقالا خورده، بیاید فلان کار بی‌شرمانه را بکند تا بوی گند احساس شود؟!
            البته منکر این نیستم که کشور ما هم مشکل دارد. نرخ بیکاری یک مقداری زیاد است که هیچی، نرخ تورم هم که هیچی، آزادی بیان هم که هیچی، کلاً هیچی به هیچی! آدم که برای هیچی این همه اعتراض و جار و جنجال نمی‌کند! به جای این کارشکنی‌ها و جاسوسی‌های برای آن غربی‌های بوگندو، یک مقدار دستاوردها را بنگرید عزیزان من! اگر آمار را بررسی کنید می‌بینید که سی سال پیش تلفن همراه نداشتیم و امروزه فلان‌قدر مشترک تلفن همراه داریم. این‌که سی سال پیش اصلاً تلفن همراه نبوده هم به من و شما چه؟ مهم این است که الآن دارید و باز هم قدرشناسی نمی‌کنید!
            اصلاً می‌دانید؟ کسانی که انتقاد می‌کنند دلشان می‌خواهد مثل آن آقا و خانم بچه‌دار شوند! دلشان تجاوز می‌خواهد! متجاوزان را می‌فرستم به وضعیت تک تکشان رسیدگی کنند!
            در پایان سخنرانی، مردم با دادن شعارهایی خواستار بررسی مشکلات معیشتی فرهنگیان، پزشکان، دانش‌آموزان، دانشجویان، کارمندان، کارگران، زنان خانه‌دار و سایر اقشار جامعه شدند که موسیو گلابی گفت: کمیته‌هایی برای حل مشکلات تشکیل شده، اگر هم قبول ندارید چند نفر از بچه‌های کمیته را بفرستم دم در خانه‌تان! مردم هم گفتند قربان پاسخگویی‌تان، خیر! ما حرف‌های شما را قبول داریم!»

نوشته شده در دسته‌ی: فعلاً بدون دسته!


موسیو گلابی | ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ | ساعت ۰۹:۱۲

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. خانوم زیگزاگ در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۰

    به جان زیپ زاگ تو کاندید میشدی از کروبی بیشتر رای میوردی!!!

  • 2. یاس در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۳

    بهت در بهت شدیم !
    یک هفته گذشت تا کشف کنند انتخابات خوبی داشتیم و سیستم رای گیری ما طوری بوده که امکان تقلب وجود نداشته !!!!!!!!!!!!!!

    به قول خودت ما را هم گلابی فرض کردند !!!!

    حالم بهم میخوره از همشون ! از این سیاست … قدرت … مصلحت !!!!!

  • 3. Lithium در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۳

    زنده باد!مرگ بر ضد گلابیسم ! مرگ بر پرتقال خبیث! مرگ بر سیبونیسم! مرگ!مرگ!
    گلابی تو یکدانه ای! شاه بیت گلابی ها!
    گلابی صنایع! آماده ایم…آماده!

    راستی این پستت شباهت داشت به….
    اصلن ولش کن…..شاد باشین

  • 4. ساغر( مامان علی رضا) در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۴

    این بار هم نتونستم خاموش بمانم و نگم ایول….

  • 5. م.ح.م در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۹

    آفرین به شجاعتت.

  • 6. dorsa در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۱

    آره یعنی چی براش بزرگداشت میگرن؟ بیان اینجا با هم برای خمینی بزرگداشت بگیریم

  • 7. m در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۳

    vaghean zende bad iran vali na inan

  • 8. ِِِژاله در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۵۶

    سلام موسیو. حالت چطوره؟ امیدوارم باز بتونیم موسیوی شاد همیشگی رو داشته باشیم. یه طنز سیاسی قشنگ..
    هنوز هم خیلی ناراحتم. ناراحتیم شده شبیه به زخمی که هر روز بیشتر و بیشتر چرکی میشه. کی می‌تونه ما رو آروم کنه؟ آخر سر این همه گریه و درد میشه یه کینه‌ی همیشگی.
    حرف دل میلیون‌ها ایرانی رو زدی. اونا میگن همه چی خوبه. هیچ مشکلی نداریم. می دونی چیه؟ هر کسی اعتراضی داره باید تحمل کنه. حرف زیادی هم نزنه. اصلا مردمو چه به این حرفا. هر چی ما می‌گیم درسته. مرگ بر کسی که مخالف ما حرف بزنه. می‌خوان همه خاموش باشن و بمیرن. اصلا اعتراض چیه! جنجال‌های سیاسی کیلویی چنده! مرگ بر همه‌ی آدمایی که فکر می‌کنن ایران مشکلی پیدا کرده…

  • 9. رویا در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۰

    سلام.

    یعنی محشری گلابی!

  • 10. سحر در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۴

    عجب سخنرانی تاریخی می شداااااااااااااااا

  • 11. ماه مون در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۶

    زنده باد موسیو
    زنده باد موسیو
    .

  • 12. سین در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۱

    تکبیییییییررررررررررررررررررررررر……والا این را امروز یاد گرفتم……به گمانم تنها چیزی بود که از خطبه نماز جمعه حالیم شد….همیشه میدانستم این قرتی بازی ها به من نمی آید!

  • 13. بابا برقی در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۷

    سلام
    من خودم حاضرم به عنوان مسئول کمیته تامین برق شما خدمت رسانی به کشورهای دوست و برادر عراق ترکنستان و ترکیه و اگر وقت شد ایران را انجام دهم.

  • 14. گلامور در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۷

    با اشک خوندم… هم خندیدم هم اشک ریختم… آه…

  • 15. هویج سبز در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۰

    سلام! نمیدونم اولم یا نه! چون هیچ چیزی معلوم نیست! ولی به احتمال زیاد اول نیستم! از اونجایی که خواننده نیمه قدیمی وبلاگتم نمیدونم این پست قدیمیه یا جدید!


    قدیمیه هویج سبز جان!

  • 16. نیکو در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۴

    و به طور نا محسوس اضافه کن “خواهشاً خفه عزیزان!…. اعتراضی نشنویم ما!”

  • 17. رضا در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۲

    فقط می تونم بگم خیلی پستی , روش همیشگی مغلطه کردن و یه مشت اراجیف گفتن

  • 18. هستی در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۲

    توی این روزها و با این آشوب دلم خیلی چسبید . عالی بود . موفق باشی

  • 19. لیلا در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۴

    حال ما خوب است اما تو باور نکن

  • 20. پریا در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۶

    منو که میدونی آلزایمر دارم یادم نمیاد قبلا چه کامنتی برای این پستت گذاشتم!
    آخه بچه این کارا چیه میکنی؟ چرا پستای قدیمیتو میاری میذاری دوباره؟ خب آدم یادش نمیاد اون موقع چی گفته، الان یه چیزی میگه حرفش دوتا بشه شاید یه وقت!

  • 21. فاطمه در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۶

    اینجا کشور گل و بلبل اسلامیست!خیر سرشان…

  • 22. دختر نارنج و ترنج در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۷

    ایران جدی جدی خیلی کشور محشری ست……

  • 23. سیما در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۳

    باری گلابی جان
    اینها همان چیزهاییست که ما رو مخصوصا منو عصبی میکنه
    اینکه یکی بیاد پشت تریبون درباره اوضاع بگه حالا یه چیز میگه مگه تلویزیون پخشش هم میکنه؟ این حرفها رو بعدها خبرنگاران جوان یه کلیپ باش درست میکنن دس به دس میچرخونن! پس اونام مجبور میشن از مملکت گل و بلبلی! خودشون خوش بگن حرف بزنن که آره همه چیز سر جاشه و غرب اله وبله!
    بابا غربو چیکارش داریم ما ؟اصلا به ماچه جسیکا و فدریک چه غلتی کردن ؟
    ما خودمونو برا چی با اونا مقایسه کنیم؟ مگه اونا اسلامی ان؟ مگه ادعای جمهوری اسلامی دارن.؟
    بابا گلابی جان اینو خوب نیومدی
    گل گفتی مسئولاتو میفرستی واسه رسیدگی مثل همین جریان انتخابات شد باز
    که نماینده ها رو ببرن آمارگیری!
    راستی آخرش نفهمیدم چرا از بین این همه بازیگر حسامو اسم بردی!
    راستی تو که اینقد از هنرمندا میگی یکمم از رضا حسین مردی بگو
    مرسی میشم یا همون ممنون میشم
    بیلا بیلا بیق بیق

  • 24. لیلی در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۷

    آیکون کف زدن

  • 25. فاطمه در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۸

    هر چقدر خودمو به اون راه میزنم که فقط طنزه!!! و بس
    اما باز گیر میفتم تو نکته های تلخش!!!!!

  • 26. night-prowler در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۶

    همون کلا هیچی به هیچی از همه بهــــــتره!!!

  • 27. سالی در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۵۲

    دائی جان ناپلئون خوب گفت: همه اش تقصیر این انگلیسی هاست… حتی اگر مقامی در اتاقش گاز از خود در کند این انگلیس ها بوده اند که شب پیش به او لوبیا داده اند…
    انگلیس خبیث….

  • 28. فریبا در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۴

    بابا سخنران… نه نِفَهمیدی…

  • 29. پرند در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۷

    آزادی نزدیک به مطلق است…

  • 30. عکسینه در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۳

  • 31. مهرنوش در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۴

    از بس این روزا هر جا رفتم پست سیاسی خوندم هر لحظه منتظر بودم بگی این دکتر همون دکتر احمدی نژادهآخراش تازه فهمیدم سرکاری نیست و واقعا” یه استادی هست…
    امیدوارم نمره اتون رو بده اگه نداد یه ندا بدین با هم بریم ۴ تا چرخشو پنچر کنیم من به این کارا خیلی علاقه دارم در ضمن در دوران مدرسه به اندازه کافی تجربه هم کسب کردم
    امتحانات ما که امروز تموم شد یه نفس راحتی کشیدیم…..

  • 32. مهناز در ۳۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۹

    http://lebasshakhsi.blogspot.com/
    لباس شخصی ها را بشناسیم
    به اینجا یه سری بزنید و واسه شناسایی این قاتلا اگه می تونید کمکی کنید

  • 33. e در ۲ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۰۹

    http://3.bp.blogspot.com/_wbwa1vp0yj8/SAdmtcpo8TI/AAAAAAAABGE/iiTEddzNRzs/s400/jessica-alba-9.jpg

  • 34. مهسا در ۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۳

    هیپ هیپ هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا موسیو گلابی…
    اینم به افخارات اضافه کن.کلی منو خندوندی پسر…مرسیییییییییییی.
    در روزهای آتی حتما” لینکت می کنم…

  • 35. ماهور در ۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۰

    دوستان عزیزمن یه بار دیگه برنامه بادکنکها رو برای یادآوری می نویسم

    پنجشنبه عصر (امروز)ساعت۶ بعداز ظهر و همینطور جمعه ساعت ۱ بعد از ظهر در تهران ( این بخاطر نمازجمعست و
    اطلاع رسانی که قبلا شده و خب باید همگی باهم همراهی کنیم ! )

    و جمعه ساعت ۶ بعد از ظهر هم بخاطر حضور بیشتر مردم توی خیابون.

  • 36. مهربان در ۴ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۳۴

    سلام
    موسیو گلابی
    نوشته های جالبی دارید
    یه چنتاییشون رو خوندم
    عجب گلابی هستیدحالا چرا دیوانه
    هرچی هستید یک دیوانه ی استثنایی هستید که تونستید چنین وبلاگ خوبی داشته باشید
    در چند روز آینده بازم میام و بقیه مطالبتون رو می خونم

    با تشکر مهربان

  • 37. یک خس و خاشاک تو چشم دوستان با نشاط! در ۸ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۹

    آفرین به این می گن گلابی مومن .کاری که دوستان ۳۰ سال زحمت کشیدن انجام بدن تو ۱صفحه عملی کردی!
    اما خودمونیما با اینکه حالم از گلابی به هم می خوره کاندید می شدی خودم مسئول ستادت می شدم تا با مهرورزی رای جمع کنیم!



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه