چند یا حسین تا میرحسین!

کاش می‌شد حرف‌های خوب بزنم و از گل و بلبل بگویم اما باور کنید سخت است. شرایطم جوری نیست که بتوانم فکر کنم، چه برسد به این‌که بنویسم. خستگی به تنم مانده و اوضاع روحی‌ام در نقطه‌ای نزدیک به وحشتناک است. هر چیز سبزی که می‌بینم دلم می‌گیرد. آن‌قدر دلم گرفته که احتمالاً تا مدت‌های مدید خیار هم نخواهم خورد!
            دلم می‌خواست باور کنم که همه‌ی این روزها داشتم خواب می‌دیدم …
            کامنت‌های بعضی از وبلاگ‌ها را می‌خواندم و می‌دیدم که بعضی از دوستان پیروز انتخابات اصرار عجیبی دارند که تمام رأی‌های موسوی را اقشار مرفه بی‌درد و جمعیت تهرانی‌های بالای ولی‌عصر داده‌اند که قصد آشوب و اغتشاش در نظم عمومی را داشته‌اند!
            دارم به خودم تلقین می‌کنم این حوزه‌ای که در آن رأیم را به صندوق انداخته‌ام بالاتر از ولی‌عصر بوده و مدام با خودم تکرار می‌کنم که این همه سال، خانه‌مان در شمال شهر بوده و خبر نداشتم! سعی می‌کنم به خودم بقبولانم آن حوزه‌ای که در آن رأیم را به صندوق انداختم و طرفداران نامزد پیروز به انگشتان یک نصف دست هم نمی‌رسیدند در شمالی‌ترین نقطه‌ی تهران واقع شده و واقعاً در برآوردهایم اشتباه کرده‌ام! تمام جهات جغرافیایی ذهنم دگرگون شده‌اند، بدجوری هم دگرگون شده‌اند!
            آن‌قدر به خودم چیزهای مختلف تلقین کرده‌ام که اساساً دچار توهم شده‌ام. چنان دچار توهم شده‌ام که فکر می‌کنم چندده سایت تعطیل و چندصد نفر دستگیر شده‌اند و سرعت اینترنت به کم‌ترین حدش رسیده و با باتوم به صورت دوستم کوبیده‌اند! توهم است دیگر، پدر و مادر که ندارد! تازه در توهمم می‌بینم که اس‌ام‌اس‌هایم به مادام گلابی نمی‌رسد و موبایلم هم گهگداری قطع می‌شود!
            همه چیز در ذهنم تغییر کرده. تازه فهمیدم که تعدادی از دوستان و همکلاسی‌هایم در دانشگاه تهران، از اراذل و اوباش‌های غیور تهران هستند! مگر نه این‌که دیشب، اراذل و اوباش بودند که به خیابان‌ها ریخته بودند و مگر نه این‌که چند نفر از دوستان من هم جزو همین کتک‌خوردگان بودند؟! چقدر ساده بودم که فکر می‌کردم این دوستانم بعد از دانشگاه می‌روند سر خانه و زندگی‌شان و درسشان را می‌خوانند و در شرکتشان مشغول به کار هستند. چه می‌دانستم که بعد از تعطیل شدن دانشگاه، می‌روند و توی خیابان‌ها چاقوکشی می‌کنند!
            آخرین جملات پست قبلی را با خودم تکرار می‌کنم: «باور کنید پس از انتخابات، انتظار یک معجزه و تغییر آن‌چنانی را ندارم. علی‌الحساب فقط یک مقدار آرامش می‌خواهم و یک مقدار مردم‌سالاری و یک قدم پیاده‌روی بدون دردسر با مادام گلابی که به پیوستش یک میرحسین موسوی هم باشد، همین!» و به یاد می‌آورم دوستانی را که در کامنت‌هایم به من خندیدند!
            هنوز هم همان‌هایی را که در پست قبل گفتم، می‌خواهم! آرامش و مردم‌سالاری و پیاده‌روی بدون دردسر و رئیس جمهور واقعی‌ام را! هر چهار تا را در چشم به هم زدنی از من گرفتند و امروز در چشمانم زل زده‌اند و فکر می‌کنند با گلابی طرفند! گیرم که من گلابی باشم، تمام مردم که گلابی نیستند!
            شک ندارم که پنج شش میلیون نفری هستند که به آقای احمدی‌نژاد رأی داده‌اند و به رأی آن‌ها احترام می‌گذارم اما می‌خواهم که آن‌ها هم به شعور سی و چند میلیون نفری که به آقایان موسوی و کروبی رأی داده‌اند احترام بگذارند. می‌خواهم به خیابان بروم و از دوستانم بپرسم رأیم را در کدام سوراخ فرو کرده‌اند!
            یک حکم شرعی هم بدهم و خلاص! آن‌هایی که احساس می‌کنند به رأیشان و شعورشان توهین شده و باز هم در کنج خانه نشسته‌اند حرام است اگر از این به بعد وبلاگ من را بخوانند (!) چون:

شهر خالی‌ست ز عشاق، بُوَد کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند

            این شعر آخر را حالا بیشتر از قبل دوست دارم. فعلاً هم حال روحی مناسبی برای بیشتر نوشتن ندارم، می‎خواهم بروم توی خیابان بوق بزنم!

پی‌نوشت:
۱٫    این روزها وبلاگ محمدعلی ابطحی به خاطر این‌که در بطن ماجرا و اتفاقات پشت پرده است، منبع خوبی برای خبرهای جدید است. فعلاً این پستش را بخوانید و پست‌های بعدی‌اش را هم از دست ندهید.
۲٫    باور کنید خودم را خفه کردم تا صفحه‌ی مدیریت وبلاگ باز شود و این پست را بگذارم!

بعداً اضافه شد:
باور کنید اگر می‎دانستم حکم شرعی من، این‎قدر آشوب به پا می‎کند حکم نمی‎دادم! شما هم که منتظرید تا کسی چیزی بگوید و آشوب و بی‎نظمی به راه بیندازید!
اجازه بدهید حکمم را کامل‎تر کنم … شرکت در تجمعات خیابانی از نظر من واجب کفایی‎ست و همین که صحنه را خالی نگذارید کافی‎ست. واقعیت این است که گاهی پدر و مادر من هم چهاردستی جلویم را می‎گیرند تا به خیابان نروم و نترکم! این مورد و مواردی شبیه به این که از حیطه‎ی اختیارات افراد خارج است، از حکم من هم خارج است! نمی‎خواهم خودتان را به کشتن بدهید و بعداً خونتان بیفتد گردن من! اگر هم می‎روید لطفاً با آرامش اعتراض کنید و خس و خاشاک‎بازی در نیاورید! همین!!

نوشته شده در دسته‌ی: فعلاً بدون دسته!


موسیو گلابی | ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ | ساعت ۰۱:۱۶

دیدگاهتان را بنویسید

بازتاب این پست  |  اشتراک دیدگاه‌های این پست از طریق فید



  • 1. لیدی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۰

    اقای موسیو
    کسی نگفت در مناطق جنوب شهر کمتر از یک دست به موسوی رای داده اند
    من در مناطق مرکزی شهر نماینده ی کروبی در شعبه بودم
    موسوی نزدیک۱۰۰۰رای اورد و احمدی نزدیک ۲۸۰۰ و کروبی ۶ رای

    اینها سیاه بازیست که امروز میبینید
    همه میدانند رای موسوی در شهر تهران بیشتر بوده
    ولی چرا می خواهید خرد ۳ تا ۴میلیون نفر که به موسوی در تهران رای داده اند را بر خرد ۲۴ میلیون نفری که در شهرهای دیگر به احمدی رای داده اند تحمیل کنید؟

    واقعا این انصاف است؟
    کاشکی میدانستید اینها بازی هاشمی برای رهبر شدن است و لا غیر

    البته برای من نه خامنه ای نه هاشمی اهمیتی ندارند
    ولی از این که پا روی رای مردم بگذارم بیزارم
    وجدانم اجازه نمی دهد

    خیلی راحت بازی خورده اید
    خیلی راحت

    متاسفم برای این که هنوز نمی توانید بدانید بعضی ها برای قدرت به چه ابزاری متوسل می شوند

  • 2. پگاه در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۲

    خانم لیدی
    من هم متاسفم که شما چشمتون رو به روی حقیقت بسته اید ، لابد مثل رییس جمهور متقلبتان مردم رو خس وخاشاک می بینیدوجدانتان هم همین الان خوابیده ، نگرانش نباشید

  • 3. بنفشه در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۴

    واقعا به این نتیجه نرسیدید چه قدر راحت با احساسات شما بازی شد فکر می کنی اگه میر حسین میومد به ارزوهای ساده می رسیدی ؟
    معلومه که نه مگه همه چی دست قوه مجریه است ؟
    اونها هم طبق یه سیاستهایی باید حتی اگر تو شعارهاشون چیزیهایی گفتن در عمل کوتاه بیان و میان مگه اقای خاتمی از این حرفها و شعار آزادی و . . . کم سر داد بعدش چی شد ، خیلیا بهش گفتن ادم فروش چون نتونست انتظارهایی که داشتن براورده کنه در صورتی که با همین وعده ها نظرشونو جلب کرد .

    فکر کردی همین طوریه هر کی اومد بتونه هر کاری دلش خواست بکنه .
    قوه قضائیه تصویبهای مجلس ، شورای نگهبان و تشخیص مصلحت نظام کجا رفتن در محاسبات شما
    پس نباید از کسی که وارد عرصه می شه یه( سوپر من )خیالی بسازیم که میاد تا جامعه رو به دلخواه ما بسازه.

  • 4. بهار (سلام تنهایی) در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۵

    سلام بعد از مدتها این روزا حال تمام آدمهایی که آدمیت رو می فهمند خرابه با هر بدبختی که شده این پست جدیدم رو گذاشتم تا بگم هیچ وقت هیچ صدایی تو گلومون خفه نخواهد شد .همه ما دوست دار دموکراسی هستیم به معنای واقعی کلمه ولی کجاست هوایی که بشه این روزا نفس کشید از رائم و از حضورم دفاع خواهم کرد با تمامه شماها و با تمامه طرفدارن ….
    دیگه نمیدونم باید چی بگم ….

  • 5. ماندا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۲

    به این لیدی بالایی بگو اون ۲۴ میلیونی که خارج از تهران توی این کشور پخشن چرا شادی نکردن ؟!!چرا منی که توی یکی از همون شهرستانهایی هستم که به قول اینا بالای ۷۰ درصد به این مرتیکه رای دادن ندیدم کسی شاد باشه مگه عده ای خاص که به ۱۰۰ نفر هم نرسیدن !چرا عکسش روی هیچ ماشینی نبود ؟ چرا هیچکی نخندید ؟ اصلن چرا باید واسه یه مشارکت ۸۵ درصدی و حضور ۲۴ میلیونی به زور مردم رو به جشن دعوت کنن ؟ چرا خودشون با میل خودشون نیومدن !؟
    لیدی خانوم ! توی این مملکت که همه چیز از ما دریغ شد !نه کودکی کردیم و نه از جوونی چیزی می فهمیم .ولی اجازه نمیدیم این لقمه به آسونی از گلوتون پایین بره با اینکه میدونیم توی این مملکت قدرت دست امثال شماهاست !
    دیکتاتوری تاریخ مصرف داره !دروغ خیانت و دزدی یه روزی روو میشه !

  • 6. ماندا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۴

    وبلاگ ابطحی هم که انگار از فردا اپ نمیشه !منم دلم به خبرای اونجا خوش بود

  • 7. نیما در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۰

    من نگران امروزم که طرفدارهای احمدی نژاد و آقای موسوی با هم در میدان ولیعصر برخورد خواهند داشت، حتماً جوی خون راه می افتد.

  • 8. آزاده فیروز در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۶

    ای گلابی سوابی بس خطیر بنموده ای راجع به چپاندن کاغذت در سولاخ
    ما هرچه گشتیم پاسخی نیافتیم ولی برما معلوم گشت هر سولاخی بوده دیگر امیدی بر گشایش مجدد سولاخ نمی باشد و انتظار بسی بیهوده است
    حالیا ای گلابی بدان و آگاه باش که زمان می گذرد و زخم را کهنه می سازد خدا را چه دیدی شاید مرهمی هم بر رویش گذاشت
    و اما بعد
    دیدیم که بوق می زنی و وبلاگت را به امان خدا رها نموده ای
    ما یعنی شخص شخیص آزاده جون به تو بعنوان یک خانم با تشخص که حداقل ۱۰ پیرهن بیشتر پاره بنموده می فرماییم که برگرد و دو باره گلابی نویسی کن
    یعنی در واقع امر می نماییم

    اگر هم اطاعت امر نکنی ازعقوبتش خوف کن که حداقلش کنده شدن پوست سبز و لیموییت با یک قداره ۶۰اینچی باشد توسط این جانب
    پس
    فردا که سر میزنیم به گلابی خانه متنی به سیاق ماضی نوشته خواهیم دید بر لاگت

    والسلام
    آزی بانو جون

  • 9. سارا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۰

    اگر حرف این لیدی خانم درست باشد باید پرسید که پس چرا این همه سانسور و این همه دروغ ؟
    قطعی اس ام اس و کندی اینترنت برای چیست

    در این عصر تکنولوژی و ارتباطات دروغگویی ها خیلی زود فاش می شود.
    با تکنولوژی نمی شود مبارزه کرد.

  • 10. فریبا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۶

    اولا این خزعبلات اون نفراولیه رو پاک کن که ازهمون کثافتاییه که دارن باباتوم به سر ملت میزنن ! دوم اینکه آفرین به غیرتت و به اون حکم شرعیت
    مردم باید باهم باشیم !
    باهم پشت ما کوهه ! نمی ترسیم ! نمی افتیم ! نمی بازیم
    یادتون باشه من اگر برخیزم
    تواگر برخیزی
    همه برمیخیزند
    این شبا نوای الله اکبر نه تنها فضای شهرهای متوسط و بزرگ که حتی شهرهای کوچک راهم پرکرده ! این اقا به ما ملت داره میگه خس وخاشاک ! این اقا دیروز وقتی اون جمعیت میلیونی رو دید به خودش لرزید واحیانا رنگش شد مثل رنگ روز رای گیریش ! حالا امروز اومده تا تجمع ملت رو باز بنام خودش تموم کنه !
    بابردن پلاکارد اجازه ندین حضورتون به اسم اون تموم بشه
    همه باهم اگه باشیم هیچ قدرتی حریفمون نمیشه ! فقط ابطال انتخابات !
    ناظر بین المللی

  • 11. دلا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۶

    الهی شکر که خوبی
    خیلی نگران بودم
    جالبه که بلاگفا بعد از ده دوازده ساعت تازه پست رو میزاره! من کامنت دونی قبلی رو بستم و پست جدید رو پابلیش کردم اما فقط کامنت دونی بسته شده بود و اثری از پست جدیدنبود!!!
    اینتر نت اس ام اس سایت ها انتن تلفن ها! همه قطعند. اینا اخرین زوراییه که دارن میزنن!

  • 12. فاطیما در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۲

    من شنیدم امروز قراره طرفداری میرحسین برن میرون ونک. چون صدا و سیما می خواد همه رو به اسم احمدی نژاد تموم کنه.
    تو رو خدا نرین می خوان سوء استفاده کنن همش به اسم اونا می شه.
    میدون ونک رو مطمئن نیستم آخه قلم هم چیزی نگفته.

  • 13. ما هستیم در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۷

    نترسید نترسید ما همه با هم هستیم
    آن‌هایی که احساس می‌کنند به رأیشان و شعورشان توهین شده و باز هم در کنج خانه نشسته‌اند حرام است اگر بیرون نیایند(آفرین بر شما)
    مردم فریب این نظام رو نخورید اگه وزیر اطلاعات تهدید می کنه بدونید ترسیده ما زیادیم و تا آخر هستیم.
    امروز صدا و سیما اطلاعیه مبنی بر شرکت در راهپیمایی ضد آمریکا داد اینها همش بازیه مردم فریب نخورید اینها برای اینکه حرکت ما رو بپوشونن و به اسم محمود بزنن ما تا اینجا اومدیم نظام خودش رو درخطر می بینه نترسید ما تا آخر هستیم اگه تا آخر با هم باشیم هیچ کار نمی تونن بکن

  • 14. بابک ( آوای خزان ) در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۷

    آن خس و خاشاک تویی/پست تر از خاک تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور منم/زور تویی کور تویی/هاله ی بی نور تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم

  • 15. سپیدار در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۷

    فوری فوری ، بسیار مهم/متن اطلاعیه ستاد میرحسین درباره اعلام راهپیمایی امروز
    مردم در دام درگیریهای طراحی شده نیفتند/مسوولیت عواقب محدودیت های رسانه یی ستاد،به عهده دولت حاکم است
    قلم – ستاد میرحسین موسوی در اطلاعیه ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از همه مردم درخواست کرد که در دام درگیری های طراحی شده قرار نگیرند.
    به گزارش قلم نیوز، متن اطلاعیه بسیار مهم و فوری ستاد میرحسین موسوی به این شرح است: بسمه تعالی متن کامل اطلاعیه ستاد مهندس میرحسین موسوی در خصوص اعلام راهپیمایی امروز به قرار مسموع در راهپیمایی دیروز از سوی برخی افراد و به صورت خودجوش، برگزاری یک راهپیمایی در ساعت ۱۷ امروز از میدان ولیعصر به سمت جام جم اعلام شده است. این ستاد به آگاهی عموم می‌رساند، آقای مهندس میرحسین موسوی در این راهپیمایی حضور نخواهند داشت. از مردم عزیز مجدداً درخواست می‌گردد که در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند. جمعیتها و احزاب حامی آقای مهندس موسوی در تلاشند تا با استناد به اصل ۲۷ قانون ا ساسی مبنی بر آزادی اجتماعات به منظور برگزاری تجمع موج سبز در اعتراض به تخلفات انتخاباتی و برخوردهای خشونت آمیز و شهادت تعدادی از هموطنان ما مجوز لازم را اخذ کنند. از آنجا که با توجه به محدودیتهای شدید رسانه‌ای که دولت حاکم ایجاد کرده است، امکان اطلاع‌رسانی مناسب و به موقع از طرف ستاد وجود ندارد، مسئولیت عواقب این وضعیت که نقش اطلاع‌رسانی رسانه‌های بیگانه و پی‌آمدهای آن را تقویت می‌کند به عهده دولت حاکم است. ضمنا آقای مهندس موسوی آمادگی خویش را برای حضور در برنامه‌های مستقیم تلویزیونی برای بیان مواضع خود در خصوص انتخابات و وقایع پس از آن اعلام داشته‌اند.

  • 16. papary در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۷

    غصه نخور چون منم مثه تو دچار توهم شدم…میگم نکنه یه بیماری همه گیر باشه این توهم!!!

  • 17. موسیو گلابی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۱

    تعدادی از کامنت‎ها رو تأیید کردم اما متأسفانه بلاگفا اون‎ها رو پاک کرد! البته بعضی‎ها جوسازی نکنند چون همه‎ش نظرات موافق من بود! از کسانی که نظراتشون بر اثر اشتباه بلاگفا پاک شده عذرخواهی می‎کنم و بابتش متأسفم …


    موسیو گلابی جان! من شما رو نمی‎شناسم و فقط چند باری اسمتون رو در دنیای مجازی شنیده بودم! متشکرم بابت این همه فهم و کمالات! با تشکر مجدد: موسیو گلابی!!!

  • 18. آیدا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۶

    دوستم برای اینکه لقمه حرام سر سفره اش نیاود رفته تهران(اومده تهران)
    دیشب تو عکس کشته ها دنبالش می گشتم.
    وقتی داری بوق می زنی دوست منم سوار کن.

  • 19. سارا کوانتومی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۴

    تو رو خدا شماها که بیننده وبلاگتون زیاده, اخبار ستاد میر حسین رو منعکس کنید. تو این شرایط که همه وسایل ارتباطی رو ازمون گرفتن ما از صبح باید هی به مردم زنگ بزنیم که بیاین راهپیمایی, بعد هم مثل امروز که رادیو تلوزیون احمق برنامون رو به نفع خودشون مصادره می کنن دوباره زنگ بزنیم که نه نرین راهپیمایی.

  • 20. طناز در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۹

    جناب خودتون بودید که این آسایشو از ما گرفتید واین نوع نوشتن برای شماها رایج شده که یک موضوع چپکی بنویسید واز آن نتیجه کلی بگیرید خودتون هم می دونستید برد با کیه جمعه شب وقتی حوزه ها رو دیده بودین عزا گرفته بودین ولی صبح که برای شماعروسک های خیمه شب بازی سناریوی تقلب نوشتند راه افتادین تو خیابونا.خاک بر سر وطن فروشتون

  • 21. رضا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۰

    واقعا حالم ازت به هم میخوره مثل سگ دروغ به هم میبافی

  • 22. ترانه در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۵

    where is my vote?it is sare ghabre babat

  • 23. شب نویس در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۷

    دیروز این همه شعار دادیم و پا کوبوندیم که” اون ۶۳ درصد که میگن کو ؟”

    حالا امروز وزارت کشور طی کثیف ترین اقدام اعلام کرده که همه ی مردم یعنی طرفدارای ۴ کاندیدا بیان میدون ولیعصر. می خواد مثلا ثابت کنه مردم خیلی خیلی بیشتر از اوناییی هستن که دیروز دیدن. می خواد دوباره تو تلویزیون صحنه هارو نشون بده و بگه ببینین مردم ما اگرچه با هم مخالف باشن می تونن در صلح و صفا دور هم جمع بشن. وای مصاحبه های امروز تلویزیون داره دیوونم می کنه. که از چند تا آدمی که داشتن با بی شرمی نقش بازی می کردن و میگفتن ما به موسوی رای دادیم اما مخالف این آشوبی هستیم که طرفدارای موسوی به پا کردن. حالم از همشون به هم می خوره. احساس خفگی می کنم. دیشب بعد از تظاهرات خیلی امیدوار بودم که صدامون به جایی می رسه اما حالا… می دونی قلم نیوز به نقل از ستاد موسوی گفته موسوی خودش امروز در راهپیمایی شرکت نمی کنه و ما هم نباید در دام درگیری های از پیش طراحی شده بیفتیم؟ موندم برم راهپیمایی یا نه. از یه طرف موسوی گفته نریم از یه طرف حس می کنم این نرفتن باعث میشه فکر کنن که ترسیدیم که در مقابل خیل عظیم !!! طرفداران احمدی کم بیاریم. دارم دیوونه میشم.

  • 24. سالی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۹

    ابطحی دستگیر شده است!!!!!

  • 25. هرا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۶

    سلام.
    اول به موسیو : من دبی هستم وگرنه شک نکن که در راهپیمایی شرکت میکردم. پس خوندن وبلاگت رو برمن حرام نکن.
    دوم به دوستای گلم : ما دعاتون میکنیم. میدونم سخته. میدونم میگین خوش بحالتون که نیستین. اما باور کنین سخت تر از بودن اونجا و دیدن بعضی صحنه ها، دیدن بی سانسور فیلم و عکس جنایتها از اینترنت و ماهواره است. حال و روز ما هم بهتر از شما نیست.
    سوم به اون آدم بزدلی که یک بار به اسم لیدی می نویسه، یک بار بنفشه، حتما اگه روش میشد این دفعه از طرف من مینوشت! : آخه عروسک دست دیگران، بی خرد، بی غیرت، امثال تو حتماً با هزارتا اسم جعلی به اون مردک رای دادن که تازه بشه ۷ میلیون ! پس کو؟ کجان این ۲۴ میلیون؟ حتماً آقا هاله نور دارن و فرشته ها بهش رای میدن!!! مرد باش . مینویسی آدرس بذار بیایم جوابت رو بدیم!!

  • 26. موشی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۸

    دام مرگ در میدان ولی عصر، مراسم ساعت پنج لغو شده است…میخوان مبارزه مردم با مردم رو شروع کنن لطفا اطلاع رسانی کنید…

    آقای گلابی عزیز لطفا اینو توی وبلاگت بنویس و به همه دوستات زنگ بزن و بگووو خواهش میکنم

  • 27. فوری فوری فوری در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۱

    http://photos-d.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs081.snc1/4875_1080990786649_1282680333_30206051_6062960_n.jpg

    اطلاع رسانی کنید!

  • 28. روزها و خاطره ها در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۲

    آقای احمدی نژاد :

    یک میلیارد رای هم که بیاوری اما حق نداشتی به من به ما نسبت خاروخاشاک بدهی…

    جو گیر نشو…

    اینها که به تو رای ندادند اما جزو همان ۸۲ درصدی بودند که در معجزه قرن شرکت کردند…

    مولا علی خلافت را به کمتر از عطسه ی بزی میشناخت ..درست نیست تو تویی که داعیه عدل علوی داری بخاطر عطسه بزی ۱۳ میلیون ایرانی را خارو خاشاک بنامی…

    من همین من همین حالا حاضرم خونم را در برابر هر دشمن دین و میهنم ارزانی کنم تا ایران من میهن من کنام پلنگان و شیران نشود…

    آقای احمدی نژاد این چهار سال مبارکتان…

    این چهار سال هم مثل همان چهار سال بسرعت بادمی گذرد اما…

    برای کسی که که بجز خدمت رندان کردن کار دیگری نمی کند زشت است دیگران را- ولو اینکه او را مورد عتاب و خطاب و فحاشی قرار دهند – خار و خاشاک بنامد…

    من و ما جزئی از ملت بزرگ ایران هستیم همان ملتی که بعضی به تو رای دادند و بعضی ندادند..ما وارث تمدن ایران و سربداران هستیم…

    تو خود بهتر می دانی در پاسداشت دین و مذهب همیشه رعیت خونشان را داده اندپس فخر نفروش…

    آقای احمدی نژاد مطمئن باش این متن را برای تو وقتی خوب در خیابان پاستور پشت میزت نشسته ای ای میل خواهم کرد تا بدانی ایرانی شرف دارد..آبرو دارد…

    امروز اگر جواب تو را که خارو خاشاکم می دانی ندهم فردا نمی توانم جلوی تازیان و فرنگیانی که دندان طمع دارند بایستم…

    آقای رییس جمهور !!!

    ریاست ارزانی شما اما من خار نیستم خاشاک نیستم ..من فرزند ایرانم …

    لطفا جو گیر نشوید…

    من نه مثل …انگ غارتگری بیت المال بهم می چسبه…نه از کسی پول گرفته ام..نه مزدور خارجی هستم…نه ضد انقلاب…نه دشمن دین و مذهب…

  • 29. روزها و خاطره ها در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۲

    من ایرانی ام من ایرانی ام همان ایرانی که خدا شاهد است هرگاه عکس صدام را میبینم انگار صرع میگیرم و وجودم پر از نفرت میشود…

    من همان ایرانی ام که انرژی هسته ای یا سلولهای بنیادی برای من افتخار است نه مستمسک…

    من ایرانی ام کههر کشوری پایش را به کشورم باز کند خونم را برای میهن میدهم…

    ۲

    فکرت را عوض کن…من خاروخاشاک نیستم…

    با اینکه اسم مرا هیچکس نمی داند حاضرم اگر خودت این مطلب را خواندی اسم آدرس و هویتم را بگویم…از تعقیب هم نمی ترسم هرچه نباشد در کشوری که شما رییس جمهورش هستید آزادی مطلق هست پس من هم آزادم بگویم کاری به نتیجه انتخابات ندارم که در خانواده ی من بعضی به تو بعضی به رقیب تو رای دادند.

    این پذیرفتنی است…اما سخن تو که مرا خار خواندی و خاشاک جای اعتذار دارد

  • 30. شیوا.ن در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۳

    وبنوشت تا اطلاع ثانوی تعطیل شد!!!
    ابطحی را هم گرفتند ؟؟
    به کجا داریم می رویم؟؟؟

  • 31. فریبا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۲

    اقای گلابی تو روخدا از انی دالتون خبر دارین؟؟چرا نیست؟


    فکر نمی‎کنم مشکل خاصی داشته باشه … همون‎طور که خودش در آخرین پستش نوشته روحیه‎ی مناسبی برای نوشتن نداره … من هم مثل شما همین‎قدر می‎دونم!

  • 32. شاباجی خانوم در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۵

    امروز قراره توی وین ایرانیها جمع بشن. من با این که رای ندادم (چون به شدت از سفارت و سفارتچی ها بدم میاید) برای حرمت جوانان وطنم و همه کسانی که رایشان باطل شده خواهم رفت.
    من امروز نه برای موسوی که برای سی سال توهینی که به زنان و مردانمان شده و حرمتی که از ملت ایران له شده خواهم رفت. برای همه هموطنانم از کرد و سنی و درویش و مندایی و مسیحی و یهودی …. و هرکسی که برای نجات جان و مال و ناموسش مجبور شده وطن را ترک کند خواهم رفت. من امروز برای همه هم وطنانم خواهم رفت که سی سال در زندانها کشته شدند و بی قبرند. برای قشر دگر اندیش ،تحصیل کرده ، کم سواد، سرمایه دار یا طبقه ضعیفی خواهم رفت که به خاطر مسائل اجتماعی از کشور رانده شده اند یا در داخل کشور تحت فشارند خواهم رفت.
    من اینقدر بی ادب نیستم که به جماعت هموطن مخالف افکارم بگویم خار و خاشاک ولی خواهم رفت که بگویم رئیس جمهوری میخواهم که صدها برابر از من بهتر حرف بزند سواد بیشتر داشته باشد رفتار و منش درست داشته باشد. خواهم رفت که بگویم از کلمه “مرگ بر” دیگر بیزارم.

  • 33. درساااااااااا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۰۸

    همه ی کشور حالشان بد است مثل من و تو میلیون ها نفر دیگر

  • 34. سانی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۳

    امیدوارم زودتر همه چی درست بشه

  • 35. لیدی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۳۷

    دوستان عزیز
    من نه بزدلم نه بسیجی نه ….
    اگر بودم الان تو این ساعت در حال تظاهرات بودم

    من نه در تظاهرات موفقان احمدی شرکت میکنم نه در تظاهرات مخالفان احمدی

    خیلی ساده اید که خیال میکنید من با چند اسم نظر میذارم
    من عقایدم رو با افتخار فریاد می زنم و آدرس وبم رو هم میذارم
    همین آقای گلابی که سکوت کرده و اجازه میده شما به من توهین کنید میدونه که وبلاگم رو مدت هاست دارم
    در وبلاگم هم ضد تمام قوانین تبعیض امیز اسلام و نظام حرف زدم
    جراتشو هم دارم
    پیه اش رو هم به تنم می مالم

    هیچ وقت هم با دو تا اسم نظر نذاشتم و نخواهم گذاشت
    خیلی ساده اید
    همین که به راحتی اینطوری به من توهین میکنید نشان از طبع آزادی خواهانه تون داره

    خوشحالم که ذات شمابا کمنت هاتون زود شناسایی میشه و لازم نیست من تلاش کنم…
    من فقط حقیقت رو آوردم پیش روی شما…
    بفرمایید بروید جیغ بزنید کشت و کشتار با پلیس راه بیاندازید
    ولی بدانید همین فرانسه که امروز مدعی ظلم به اغتشاش گران شده خبر اغتشاش های پارسال و گاه و بیگاهش را دارید نه؟
    و کشتن جوان هایی که می ایند تظاهرات میکنند؟
    من فقط گفتم فریب هاشمی رو نخورید
    همین
    این برای شما این قدر سنگینه؟
    خوب بروید شعار بدهید…نه زیانی به من می رسد نه به بالا نشینان قدرت طلب ما…
    انها جایشان امن است
    فقط جوان های بدبخت ما هستند که می روند جلوی باتوم ها و حالش را کس دیگری می برد…
    راحت باشید…هر چقدر هم دوست دارید به من فحش بدهید تا راحت شوید
    بلاخره خشم آدم باید جایی خالی شه و من می دونم شماها از این نظام ظالمانه ی اسلامی خسته شده اید که این گونه برخورد میکنید پس خشم خودتون رو خالی کنید
    حالا چه با فحش دادن به یک آدم بی طرف توی وبلاگ چه با شکستن شیشه و آتش زدن بانک و اتوموبیل های شخصی و عمومی…
    راحت باشید
    گردن من از مو باریک تر….
    درود بر شما موسیو گلابی


    می‎دونم که مدت‎هاست خواننده‎ی وبلاگم هستی … من سعی می‎کنم تقریباً همه‎ی کامنت‎ها رو پابلیش کنم علی‎رغم این‎که همون‎طور که می‎بینی در برخی از اون‎ها به من هم توهین شده … مسئولیت محتوای کامنت‎ها به عهده‎ی من نیست و امیدوارم این مسأله رو تعبیر به سکوت نکنی …

  • 36. حامد در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۲

    چی بگم موسیو جان
    راستی تو زیاد با موسوی فرق نداری فرقت فقط بین جای دو حرف آخره (موسیو – موسوی)
    محمدعلی ابطحی دوست داشتنی هم که دستگیر شد.
    حالم به هم میخوره
    سرم از صبح روز ۲۳ خرداد داره گیج میره
    مریضم
    بی حالم
    اما پر انرژی برای رسیدن به هدف
    از جان گذشته
    از زندگی بریده
    دیگه مساله میرحسین نیست مساله اعتقادات منه که بهش توهین شده
    مساله روح منه که بهش تجاوز شده
    … کم اتفاق میفته که یه ملت با هم به این حال برسن…

  • 37. ت ت در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۳

    گلابی جان تو که بازدید کننده ت زیاده اینو انعکاس بده تو رو خدا بچه های ما رو زدن کشتن بردن … انگار نه انگار … خیلیا نمی دونن .
    ۳۰۰ نفرو گرفتن بردن تو کوی دانشگاه. کف سالن پر از خون بود ….

    دختراهای بسیجی ما رو هل دادن و گفتن حقتونه. کسی که پاشو از گلیمش درازتر کنه حقشه کشته شه ….
    دارم دیوونه می شم
    تا دیروز حکم مرگ فقط برای قاتل ها بود …….

    ۲۰ تا از بچه هامون مردن …. می فهمین؟
    مردن….
    یه لحظه تصور مردن توی اتاق خوابتون تو خوابگاهو بکنین
    یه لحظه تصور کنین از دو طبقه با مغز خوردین زمین و ترکیده مغزتون …….

    خدایا هیچ کاری هم از دست ماها بر نمی یاد …… مثل دیوونه ها داریم دور خودمون می چرخیم

    وااااااااااای
    لعنت به همتون

  • 38. ش در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۸

    می گن ۳ تا هواپیما نیرو های لبنانی آوردن اینجا ماها رو بکشن!
    اصلا بعید نیست فقط اون پست فطرتا می تونن ماها رو بکشن

  • 39. مهرداد شما در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۸

    بسم الله الحمان الحیم (چیکال کنم زبونم نمی گلده)
    پیرو استفتاء جمعی از خواهران و برادران عزیز اعلام می دارد
    از انجا که همه ما در فیلم بازی به عنوان هنرور ( و نه هنر پیشه اول) به بازی گرفته شده ایم و حالا مثل حمار به جان هم افتاده ایم مزید بر کلام آقایان و بانوان محترمه
    من الیوم همه ما یحتمل مشتی احمق بیش نیستیم.
    از همه خواهران و برادران التماس دعای خاص دارم……
    بابا بیخیال شین اینقدر توی سرو کله هم نزنین
    بخدا خسته شدم دیگه

  • 40. سیما در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۹

    وبلاگ ابطحی باز نمیشه
    مواظب خودتون باشید
    یاحسین

  • 41. ناهید در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۵

    پس بذار این خبر رو بهت بدم که ابطحی رو هم گرفتند !

    خسته شدم از این فضا و از اینکه همین چند وبلاگ طنز هم پر از غم شده !
    خسته شدم از اینکه هر چه زور میزنم هم طنزم نمیاید ! دلم گریه میخواهد !

  • 42. پروین در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۲

    هییییییییییییییییی! چه بگویم که هرچه برآید آه است و آه است و آه!

  • 43. عادل در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۱

    موسیو دلم خونه و چشمم اشک …. غم کمی نیست که ایرانی با ایرانی بجنگد …
    اصلاً حال هیچ کاری هم ندارم … وبلاگ نازنینم هم خاک گرفته …. یک هفته است کاریش ندارم…..شاید امروز گردگیری کنم …. ولی ولی ….چی میشد الآن در حال برگزاری جشن بودیم؟

  • 44. لیلی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۲

    سلام

    موسیو چرا ناراحتی؟باز خوبه به اونایی که به موسوی رای دادن میگن مرفه بی درد.در مورد کسایی که به احمدی نژاد رای دادن که میگن ۲۴ میلیون احمق یا عوام!!!
    واقعا برای کسایی که اینطور فکر می کنن متاسفم
    کس که با خود زنا کند
    با دیگرا چه ها کند

  • 45. رضا 206 در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۴

    به اطلاع شما برسانم جناب ابطحی همین امروز دستگیر شدند!متاسفم………..هنوز نیامده شروع کرده اند

  • 46. رضا 206 در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۵

    ولی نگران نباشید…..هنوز هیچ چیز معلوم نیست…با این اوضاعی که بوجود آمده حتی احتمال آن هست که انتخابات ابطال شود…فقط خدا کند میر حسین کوتاه نیاید…..موسوی موسوی حمایتت می کنیم…………برو جلو ما کنارتیم

  • 47. نجمه در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۶

    سلام
    موسیو ی عزیز.واقعا دلگیرم…از خدا ..فقط از خدا ….چرا باید این ملت اینهمه بد بختی بکشن..تازه حرفهای یه عده نفهم هم غوز بالا غوزه…کی بود گفت اینا نقشه هاشمیه….حالا من بهش میگم …بابا کور خوندی اینها همه نقشه رهبر معظمه!احمقی نزادهم یه عروسک خیمه شب بازی بیشتر نیست………….

    من نمیتونم برم بیرون چون بچه کوچیک دارم و یه بابای نگران که خودشو به خاطر این مملکت ناقص کرده …..و حالا دیگه طاقت اینو نداره که منو و داداشامو توی قبر ببینه واسه همین قسممون داده که حتی عقایدمون هم برای کسی نگیم……ولی آخه مگه میشه!!!!!

    همه این اتفاقات این چندوقت رو دیدیم..بهت زده شدیم از این همه دروغو ریا..جالبی اش میدونی چی بود؟؟؟؟؟…حتی خود کسانی هم که به دکتر رای دادن این نتیجه تابلو رو باور نمی کردن…اونها هم میگفتن یا موسوی برنده میشه یا به دور دوم کشیده میشه!رهبر معظم هم که هم خدا رو میخواد هم خرما رو…هم مردم توی صحنه باشن برای تودهنی خوردن دشمنان!.هم احمدی ن}اد باشه سر جاش!!!!!!!

    خیلی حرف دارم که بگم ولی حوصله ندارم بنویسم

    آخ که دلم خونه از خدا….

  • 48. آرش در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۲

    تمام کسایی رو که به ا.ن رای دادن رو کثافت نخونید توهین نکنید آماده شنیدن حرفای دیگران باشید، جواباتونو با دلیل و مستدل بدید
    وقتی میگی نظر طرفو حذف کن فرقت با اونیکه اینترنتو مسدود میکنه چیه؟


    فکر می‎کنم شما هم مثل من دچار توهم شدین! من کسی رو به خاطر مشی فکری و عقایدش کثافت خطاب نکردم، نمی‎کنم و نخواهم کرد و اگر قرار بود نظری رو حذف کنم باید چند تایی از نظرات همین پست رو هم حذف می‎کردم … فکر می‎کنم در کل شما قبل از این‎که پستم رو بخونین نظر گذاشتین! همون کاری که خبرگزاری فارس کرد و قبل از پایان انتخابات، به رأی ۶۳ درصدی آقای احمدی‎نژاد اشاره کرد و تأکید کرد که رأی خاتمی هم شکسته شده است!! با این اوصافی که توضیح دادم فرق خودم رو با اونی که اینترنت رو مسدود می‎کنه متوجه شدم اما فرق شما رو متوجه نشدم، حس کردم شبیه همون‎ها هستین!!

  • 49. سیما در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۹

    باریکلا به بابک شعر محشری گفت
    آن خس و خاشاک تویی/پست تر از خاک تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور منم/زور تویی کور تویی/هاله ی بی نور تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم

  • 50. بانوی نقره ای در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۹

    وای چه اوضاعی شده!
    (چقدر دیر آپ کردی… البته دلایل رو تو وبلاگ ویلی خوندم…)
    خدا خودش کمک کنه ، کاش انقدر به شعور ملت توهین نمی شد!

  • 51. سحر در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۰

    سلام
    من نمیتونم برم تو راهپیمایی شرکت کنم بنا به دلایلی از وضع موجود هم راضی نیستم ولی تو رو خدا نگو خوندن وبلاگت حرامه
    حداقل از طریق وبلاگهای شما میتونم بفهمم بیرون چه خبره

  • 52. رضا 206 در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۰

    من عقیده دارم هر کس در این شرایط که می داند تقلب صورت گرفته ولی دست روی دست بگذارد و کاری نکند به وطن خود خیانت کرده است…

    این پست آقای افشاری را بخوانید …دوست دارید سرتان را محکم بکوبید توی دیوار
    http://behzadafshari.blogfa.com/post-821.aspx

  • 53. Mr jones در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۳۸

    آینده ای نداریم چون ایران بیماره نسلش …

    خوشحال میشم سر بزنید …………..

  • 54. آبی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۴۲

    قابل توجه اونایی که میگن شهرستانیا به احمدی رای دادن باید بگم وقتی از چیزی اطلاع ندارین حرف مفت نزنین!

  • 55. گارنت در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۵

    آخر پستتون فکر کردم میخواید مثل ابراهیم رها قدم بزنید!
    بنظرم این حکم شرعی شما باید استثنا هم داشته باشه اینروزا خیلی از مادر پدرا اجازه نمیدن بچه هاشون از خونه دربیان…

  • 56. Lithium در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۷

    نه موسیو جان…توهم همگانی ست…فکر کنم این بی پدرهای استکبار جهانی یک چیزهایی وارد هوا کردن.
    مثلا اینکه پسرخاله بنده گم شده …یا اینکه سر کوچه ما بچه های سپاه و گارد ویژه مثل شیر واسادن…یا اینکه این دوستان هربار که از کنارشون رد میشی یکطور قرار میگیرند که اون اسلحه خوشگله معلوم شه.
    بمیرم و این استکبار جهانی موفق نشه.
    تازه یک دارو اومده اسمش کیهان هست که یک عمو مهربون چاپش میکنه و به ما میگه اگه اون ۲۴میلیووون بیان وسط استکبار میره یا یکی دیگه از داروها اسمش((از دروغ نهایی تا براندازی ))هست که توش رفسنجانی و اصلاح طلبها رو عامل استکبار جهانی و آدم بدها معرفی میکنه…قربون این نویسندهاش برم چقدر قشنگ استدلال میکنه و مارو آگاه میکنه

  • 57. ژاله در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۰

    از من می پرسید که چگونه دیوانه شدم. چنین روی داد: یک روز، بسیار پیش از آنکه خدایان بسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همه ی نقاب هایم را دزدیده اند. همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگی ام بر چهره می گذاشتم. پس بی نقاب در کوچه های پر از مردم دویدم و فریاد زدم “دزد، دزد ، ای دزدان نابکار.” مردان و زنان بر من خندیدند و پاره ای از آن ها از ترس من به خانه هاشان پناه بردند.
    هنگامی که به بازار رسیدم ، جوانی که بر سر بامی ایستاده بود فریاد برآورد” این مرد دیوانه است.” من سر برداشتم که او را ببینم ،خورشید نخستین بار چهره برهنه ی مرا بوسید و من از عشق خورشید مشتعل شدم و دیگر به نقاب هایم نیازی نداشتم و گویی در حال خلسه فریاد زدم” رحمت، رحمت بر دزدانی که نقاب های مرا دزدیدند.”چنین بود که من دیوانه شدم و از برکت دیوانگی هم به آزادی و هم امنیت رسیده ام،آزادی تنهایی و امنیت از فهمیده شدن. زیرا کسانی که ما را می فهمند چیزی را در وجود ما به اسارت می گیرند. ولی مبادا که ازاین امنیت ، زیاد غره شوم. حتی یک دزد هم در زندان از دزد دیگر در امان است.

  • 58. ژاله در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۳

    چه بگویم از آنانی که به قانون گذاری دلخوشند، اما از قانون شکنی دلخوشترند.
    مانند کودکانی که در کنار دریا با جد و جهد از ریگ تر برج می سازند و با خنده آن را ویران می کنند
    دریا به آنان نمی خندد. به راستی دریا همیشه با بی گناهان می خندد اما چه باید گفت درباره ی کسانی که از برای آن ها نه زندگی دریاست و نه قانون انسانی برج ریگ،
    کسانی که زندگی برایشان خرسنگی ست و قانون تیشه ای تا با آن سنگ را به شکل خود در آورند.
    کسانی که آهوان جنگل و گوزنان را جانورانی سرگشته و سرگردان می بینند.
    مانند مار پیری که نمی تواند پوست بیاندازد و ماران دیگر را برهنه و بی شرم می نامد.
    مانند کسانی که زود به بزم عروسی می روند و چون پر خوردند و خسته شدند می گویند هر بزمی بزهی است و هر بزم نشینی بزهکاری
    چه بگویم از کسانی که در آفتاب ایستاده اند، اما پشت به خورشید دارند. اینان فقط سایه های خود را می بینند و سایه آنها قانون آنهاست و برای آنها خورشید چیست، مگر چیزی که سایه می اندازد!
    و به جا آوردن قانون چیست، مگر خم شدن و کشیدن خط سایه بر روی خاک.
    اما ای شما که رو به خورشید گام بر می دارید با کدام خطی که روی خاک کشیده شود از رفتن باز می مانید؟
    ای شما که همراه باد می روید، کدام بادنما راهبرتان خواهد شد؟
    کدام قانون انسانی راهتان را خواهد بست، اگر یوغ تان را بر در زندان کسی نکوبید؟
    از کدام قانون خواهید ترسید، اگر برقصید ولی بر غل و زنجیر کسی پای نگذارید؟
    و کیست که شما را به داوری بکشاند، اگر جامه ی خود را پاره کنید اما برسر راه کسی نیفکنید؟
    اینان می توانند دهل را در پلاس بپیچند و سیم های ساز را باز کنند اما کیست که بتواند چکاوک را از خواندن باز دارد؟

  • 59. ژاله در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۰

    سلام موسیو.حالت چطوره؟ دلم گرفته از این همه بی شرمی. هنوز بعد از چند روز نمی خوام باور کنم که چه اتفاقی افتاده؟ افسرده شدم.خیلی راحت گریه ام میگیره. من که به شما گفتم یه پست جانانه برای پیروزی بنویس . هنوزم نمی تونم قبول کنم که ما شکست خوردیم . فقط می تونم بگم به ما ، به شعورمون. به احساسات پاک میلیون ها جوان ایرانی توهین شده. بعد از گذشت چند روز هنوز تو شوکم. شوکی همراه با نفرت و عصبانیت از این همه وقاحت…دلم می خواد همه ی اینا خواب بود. همه ی این حوادث تلخی که تو شهرهای کشورم اتفاق افتاده. خدایا چرا صدای ما رو نمی شنوی؟

  • 60. جودی ابوت در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۰

    سلام

    ببخشید زیاد سیاسی نیستم
    عذر می خوام
    ولی
    ولی
    ولی
    آخه ههههههههههههههههههههههههه تا کی می خواند مسجا رو وصل نکنند .؟؟؟؟؟؟؟
    من تا کی باید دلتنگ مسجهای جان اسمیت عزیزم باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ای خداااااااااااااااااا
    من مسج جان اسمیتمو می خوام

    ××××
    راستی توکلتون به خدا باشه
    یا حق

  • 61. آیدا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۷

    امروز باز ریختن توی پردیس مرکزی دانشگاه تهران…هر کس یه دقیقه یک جا می ایستاد و یا گروهی جمع میشدن..میامدن با چماق تهدید میکردن…فکر کن توی خود دانشگاه!

  • 62. درساااااااااا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۵

    یادته گفتی که از ژرشین بلاگ میرم چون سرویسم کرده و من گفتم خودم قبلا بلاگفا بودم و اون بیشتر سرویس میکنه؟! حالا یه سوال این چند روزه سرویس شدی یا نه؟ گرچه این چند روزه هممون سرویسیم از دست این دشمن

  • 63. خلاف جهت عقربه های ساعت در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۵

    این ابطحی که میگی کجاست وبلاگش؟


    من که لینکش رو توی مطلبم گذاشتم! به هر حال ایشون هم صبح امروز دستگیر شدند و فعلاً مطلب جدیدی نخواهند گذاشت!

  • 64. پریا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۹

    این موسیو گلابی کیه که به وبلاگت رخنه کرده و کامنت تایید میکنه و پاک میکنه؟! نکنه از ایادی استکبار باشه؟

    من کاملا شامل حکم حکومتیت میشم. چون عمممممممرا اگه این روزا اجازه داشته باشم نوک انگشت شست پای راستمو از تو خونه بذارم بیرون!
    حالا چیکار کنم؟! یعنی نیام دیگه بخونمت؟!


    من که به آخر مطلبم اضافه کردم این مورد رو! حقیقتش اینه که خودم هم گاهی دچار وضعیت تو می‎شم و دو نفر از دیکتاتورهای خونه‎مون از خروج من جلوگیری می‎کنن!

  • 65. صابر ( آرش کمانگیر ) در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۷

    سلام جناب گلابی….. از اینکه بچه فنی هستی خیلی ذوق کردم ….. گفتم سلامی عرض کرده باشم….. فکر میکنم مثل تموم بچه های دانشکده فنی با چند و چون سیاست توی کشورمون آشنا باشی….. از شما بعیده که افسرده بشی و یا اوضاع روحی مناسب نداشته باشی….. از اول نمی بایست گذاشت تقلب بشه…… وقتی شد دیگه چیکار میشه کرد؟….. الان یه ۱۰ روزی مهلت گرفتن….. توی این فاصله خیلیها خسته میشن….. یه بازشماری مجدد آرا میذارن….. یه چند میلیونی از دکتر کم میشه….. و یه مقدار به مهندس اضافه…… ضمن اینکه خشونتهای اخیر سبب میشه اون مقدار آزادی ظاهری رو که داریم دیگه نداشته باشیم……مقصر وضعیت اخیر همه هستیم که توی انتخابات مجلس نبودیم….. توی تصویب قوانین ناعادلانه اعتراض نکردیم….. نتیجه یه مجلس ضعیف بود که از توش محصولی بیرون اومد….. وشد آنچه شد….. الان هم که اکثرا مایوسن و رای نمیدن….. فکر نمی کنی سال بعد همه پرسی برای اصلاح اصول قانون اساسی بذارن و….. فکرشم ترسناکه…….آگاه باشین و هوشیار

  • 66. هاشــور در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۲

    سلام موسیوی عزیز، تسلیت عرض می کنم، تسلا برای شما، خودم و همه ی سبزها، من که مزدم را گرفتم، همین که مردم سکوت نکردن و خواهان حق خود شدند من رو بسیار خوشحال کرد.
    شما هم نور بالا میزنی ها! نری شهید شی :)
    راستی بابت آنی هم بسیار متاسفم، جامعه ی وبلاگی ایران متاسف است :(

  • 67. دانشجو در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۴

    تو رو خدا به داد دانشجویان دانشگاه تهران برسید.امروز لباس شخصی ها توی دانشگاه رژه می رفتن.فرهاد رهبر ریئس پدرسوخته ی دانشگاه تهران گفته که هیچ کس کشته نشده! دیروز ریخته بودن بیمارستان امام خمینی زخمی ها رو برده بودن! کشته ها رو هم توی بهشت زهرا دفن کردن.خانواده هاشون هم توی شهرستان خبر ندارن.دوشنبه ساعت ۳ صبح لباس شخصی ها ریخته بودن خونه ی یه خانومی که دانشجوی دکتراست بدون مجوز بدون مامور زن طرف رو بردن هیچ خبری هم ازش نیست.دانشجوها رو توی خوابگاه با تیر میزدن نه با باتوم

  • 68. پژمان در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۴

    ×لطفاً با آرامش اعتراض کنید و خس و خاشاک‎بازی در نیاورید!×

  • 69. مریم از هیچستان در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۹

    چه بگویم جگرم می سوزد…موسیو…اوضاع روحی من هم همینطوره…گاهی با نوشته های تو می خندیدم که آنهمدیگر افاقه نمی کند..درصد افسردگی خیلی بالاست…

  • 70. نیکو در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۲

    من ناراحتم که این طور با کودتا مواجه شدیم، که رایمون رو ندیده گرفتن و دارن خیابون ها رو با خونشون رنگین می کنن. اما این بهاییه که ملت داره می پردازه برای یک جا به جایی قدرت تو سطوح بالای حکومتی.
    این روزها من هم حال نوشتن ندارم، وقتی می بینم در خیابون انقلاب و آزادی و میدان فاطمی ” از خون جوانان وطن لاله دمیده”.
    نمی دانم ایا هیچ کدام از این چماق به دستان عرب زبان ایستاده در میدان فطمی به این فکر می کنند که کتک زند یک زن باردار که روزهای آخر دوران بارداریش را می گذراند درست یا نه؟ که با موتور سیکلت از رویش رد شدن بهتر است یا لگد زدن در شکمش؟ اصلاَ فکر می کنند که چه بر سر دختری می آید که با باتوم بر سرش کوبیدند و خون از چشمش فواره زد؟
    نه گمان نمی کنم

  • 71. تهمتن در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۸

    دیدین چه جوری میگفت حضور برای تثبیت نظام!!!!!!!!!!حالا شرم کردید که رفتین رای دادین.
    باز خوبه که میگفت اینایی که تو راهپیمایین با کل نظام مشکل دارن.

  • 72. فلورا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۷

    می گم خوبه یه ذره انصاف داشته باشیم .دوره های قبل حق مستضعفین وبی گناها ضایع میشد و و قوانین ومال ومنالمملکتی از اونا گرفته میشد که اونا جرئت وپشتیبانی برای مبارزه سروصدا راه انداختن نداشتن اما حالا تو دوره قبل وایشالله این دوره چون جلوی چپاول گری عده ای آقا زاده ومرفه گرفته شده کفر همه در اومده وچون اینا پشتیبانای قوی امثال خودشون دارن هر کار وهر آشوبی که می خوان به پا می کنن.
    یکی نیست بگه بیچاره ها داریم دشمن شاد میشیم چرا دست از سر این موسوی تون بر نمی دارید؟با این کاراتون آبروی اون طفلی و همچینین دیگر طرفدارای با شعور وبا شخصیتشو دارید می برید! نمی خواید دست از این بلواها بر دارید؟شما ها حق ندارید به اموال عمومی وبیت المال ضرری برسونید اگر برسونید باتوم نه تنهاحقتونه بلکه کمتونم هست!
    امیدورام یه ذره فک کنیم وبرای صلاح مملکت ونظاممون دست از حماقت بردایرم وخودمونو به خواب نزنیم.نتیجه رای گیری حالا چه با ۶ میلیون چه با ۶۲وخورده ای درصد به نفع آقای احمدی نژاده چرا از خواب بیدار نمی شید؟چرا فک نمی کنید با این کاراتون به انتخاب ۲۴ میلیون دارید بی اعتنایی می کنید؟

  • 73. نسرین در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۴

    خوبین ؟ سالمین ؟ یه خبری بدین دیگه … ما نگران دوستانمون تو پایتختیم !

  • 74. مریم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۲

    سلام
    من در انتخابات به رضایی رای دادم با اینکه تقریبا مطمئن بودم او رای نمی آورد ولی هر کس باید به تشخیص خودش عمل کند و اکنون من هم معترضم نه بخاطر عدم تحمل برد دیگران ،بلکه چون میبینم که به شعورم توهین شده و فکر میکنم طرفداران میر حسین و کروبی و حتی طرفداران احمدی نژاد هم چنین حسی دارند بی دلیل حرف نمیزنم از شور انتخابات برای همه واضح بود که رقابت تنگاتنگی بین نامزدها وجود دارد ولی با تمام جریاناتی که در روز انتخابات افتاد و با آن وضع اعلام نتایج که با وجود بیشتر شدن رای دهندگان آرا را کمتر از ۲۴ ساعت اعلام کردندو بر خلاف دورهای قبل در سه ساعت صبح سکوت مطلق درباره اعلام آرا بود و بعد هم آرا را بدون تفکیک شهرها اعلام کردند و کشتارهای این چند روز و سکوت ت مراجع ذیربط و گرفتن آزادی های مشروع مدنی جای شکی باقی نمی ماند. آنها که همه چیز را به هاشمی ربط میدهند مانندکسانی هستند که با وجود ظهور قدرتی مثل آمریکا باز همه چیز را از چشم روباه پیر انگلیس میبینند.یعنی این همه استاد و دانشجوی این مملکت همه بازیچه هاشمی و دیگرانند؟تمام افرادی که در مالزی و هند و آمریکا و آنکارا و کلا خارج از کشور پلاکارد زده اند که ? where is my vote فریب خورده ای بیش نیستند!اکنون جریانی راه افتاده که با سکوت در برابر نظام به خطر می افتد الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم


    باهات موافقم. فکر می‎کنم از این به بعد، بعضی‎ها تجدیدهای دوران دبستانشون رو هم به هاشمی نسبت بدن!!

  • 75. متین در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۰

    تلویزیون داره کار خودشو به خوبی انجام میده . بازی با احساسات . بر عکس جلوه دادن اتفاقات . سوء استفاده .

    بعضی وقتا و این روزا بیشتر ، با خودم فک میکنم که شهیدان چه موجودات مظلومی هستند . هر وقت ، حضورشون رو لازم بدونن میارنشون وسط .
    آدم تو این جور مواقع هست که تاثیر شگفت رسانه رو میبینه .

    یه سری ها مثل بابای من { چون بابام دم دسته ! مثالش زدم . خیلیا مثل بابای منن } که خودشون تو جنگ بودن ، و به خاطر حسی که یادگار اون دورانه براشون ، عمیقا تحت تاثیر چرندیات رسانه قرار میگیرن و حتی نگاه کردن صدای آمریکا و بی بی سی رو خیانت به خون شهدا میدونن .

    بعضی ها هم مثل من ، تغییر موضع و رنگ عوض کردن رسانه رو که میبین ، وقتی میبینن که خرابکاریای خودشونو چه زیرکانه گردن مزدوران ! میندازن ، وقتی میبینن تا منافع به خطر میفته فورا میگن : ما واسه به این جا رسیدن انقلاب خون دادیم ؛
    تنها حسی که تومون ایجاد میشه ؛ تنفره و لا غیر !

    روزی که میخواستیم بریم رای بدیم ، عزیزم میگفت دارم میرم احمدی رو مدیون خودم کنم { به اون رای داده } . با این که شدیدا اعتقاد قلبی دارم به این موضوع که بهشت وجهنم ما آدما تو همین دنیاست ، ولی امیدوارم توی اون دنیا جلوی همه ی مردم شرمنده باشن .
    الهی آمین .

  • 76. ... در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۰

    f… u

  • 77. مژگان در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۴۹

    آقای ابطحی هم که به جمع دستگیر شدگان پیوستند.متاسفم!!!!!!
    موسیو گلابی متاسفم!!!!!!
    و من نخواهم بخشید کسانی را که امروز به و به تو ظلم کردند.

  • 78. . در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۱

    این روزها گوشم پر شده است از demonstrations (تظاهرات) و unexpectable (غیرمنتظره) و stolen votes (رأیهای دزدیده شده) . معروفیت و مسخریت ما این روزها فواره زنان بالا و بالاتر می جهد . همهء کانالهای دنیا این روزها تصویرگر ِ هلوکاست ایرانی هستند که در “کوره خیابانها” از همهء سبزها با باتوم و کیک زرد پذیرایی می شود !
    من تنها نظاره گر ِ آن “تز”ها و این “آنتی تز”ها هستم . و حتم دارم وقوع ِ”سنتز” اجتناب ناپذیر است . هر انقلاب در بطن خود ، جنینی انقلابی تر را آبستن است . پهلَوی از شکم قاجار بیرون جهید و جمهوری اسلامی از شکم پهلَوی . سی سال از آبستنی ِ مام ِ انقلاب ، گذشته و اینک زمان زایمان فرارسیده است . سر جنین کنار درب رَحِم مادر قرار گرفته و آمادهء تولد است . مادر را درد زایمان فراگرفته ، او را بر تخت زایش خوابانده اند و پاهایش را از هم گشاده . مام ، ضجه می زند و چنگ بر ملحفهء سفید انداخته و خونین و مالینش کرده .
    تاریخ ، مملو از این زایمانهاست . مملو از این تولدها و تغییرها و نوگراییها . اما هیچ خوش بین نیستم به این زایمانها . مردم ِ این روزها دقیقا” مثل مردم ِ روزهای انقلاب بودند . قبل از انتخابات وقتی تووی خیابانها رانندگی می کردم و بوق زدنها و چراغهای روشن و چشمک زن ماشینها رو می دیدم یاد اون روزهای انقلاب افتادم .
    سی سال پیش ، ۱۲ بهمن ۵۷ ، پدرم نیز که در خیابانها رانندگی می کرد ، به یُمن انقلاب و اسلام و نابودی تبعیض (!) بوق می زد و چراغ راهنمای ماشینش را روشن . و چند سال بعد ، همان بوق زدنها و چراغ روشن کردنها و الله اکبر گفتنها چه محدودیتها و گرانیها و جنگها و تبعیضها و سوء استفاده ها و چپاولها و … که بر دوش “ملت عزیز” نگذاشت . و همان پدر و همان پدرها چه سختیها و پشیمانیها که نکشیدند و چه بد و بیراهها که نگفتند … و اکنون نیز همان بوقها و چراغها و پرچمها و الله اکبرها !

  • 79. . در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۱۲

    ادامه :
    چه تضمین دارد که این ، آن نشود ؟! چه تضمین دارد که پشیمانی ِ ما ، پشیمانی ِ پدرانمان نشود ؟! چه تضمین دارد که دوباره ، خون از ما نباشد و پله های ترقی از آن ِ دگران ؟! چه تضمین دارد که در این مزرعهء حیوانات ، خوکها پابند به اصول هفت گانهء اولیه باشند و بر دو پا راه نروند و شراب ننوشند ؟! چه تضمین دارد که روزی بر دیوار این مزرعه ، قانون ِ “همهء حیوانات با هم برابرند اما بعضی حیوانات از بعضی حیواناتِ دیگر برابریِ بیشتری دارند ” نوشته نشود ؟! واقعا” چه تضمین دارد ؟!
    و البته اینجا تفاوتی نیز هست . آن جنین ِ انقلاب متولد شده بود و اکنون سی ساله شده اما جنین این انقلاب ِ سبز تنها توانسته سرش را از گلوگاه ِ رحم خارج کند و بدنش همچنان در شکم مادر باقی مانده . جنین ِ سبز در میانهء آمدن و نیامدن باقی مانده . مادر همچنان ضجه می زند و درد می کشد و به خودش فشار می آورد و ملحفه ها را خونینتر می کند . در این میانه جنین نیز نمی داند چگونه باید اولین گریه اش را سر دهد و هم اینکه نفس ندارد تا بگرید ، چرا که گردنهء رحم ، افعی وار در حال فشردن و خرد کردن گردن جنین است !
    آهای فلسطینی ! فلاخنت را به من قرض می دهی ؟ می خواهم همهء طالوتهای سبز و سیاه و سرخ و زرد و سپید و مصلحت و اصلاح و ارتجاع و چپ و راست و … را نشانه رَوَم .

  • 80. Myra در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۳۵

  • 81. هایدی در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۲

    این حال بد …….نه فکر نمی کنند مرده گلابی هستند بیشتر احتمال می دن با گونی های سیب زمینی طرفن لاکردارا

  • 82. مهرداد شما در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۸

    , onh ohmkhk vh n,sj knhvn.
    میتونی بخونی خودت رو به اون راه نزن اخوی

  • 83. پرند در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۹

    تو این چند روز همش تو بهت بودم… کاش همش خواب بود موسیو…دست و دلم به هیچی نمیره…

  • 84. میشکا در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۰

    موسیو چقدر خوب حرف دلم رو زدی …منهم وقتیکه رنگ سبز رو میبینم دلم میگیره دیروز توی میدون هفتم تیر با دیدن چند تا جوون با نماد های سبز شدیدا گریه میکردم و حتی توی مسیر که سوار تاکسی بودم اشکم قطع نمیشد و دایما فین فینم به راه بود …آخه تو اداره که نمیتونم گریه کنم تو خونه هم چون پسرم پیش دانشگاهیه و چند روز دیگه کنکور داره به شدت خودم رو کنترل میکنم ولی دیگه دیروز نتونستم با دیدن این بچه ها خودم رو نگه دارم فقط تو دلم دعاشون میکردم که یه مو از سرشون کم نشه …برای یه بچه چقدر باید زحمت بکشی تا دانشکاه قبول بشه چقدر شب نخوابی …بعد با یه گوله در اوج بی پناهی بدون اینکه به اغوش پدر یا مادرش پناه ببره توی خوابگاه به زندگیش خاتمه داده بشه …به همین راحتی…به همین تلخی…


    متأسفم برای خودمون، متأسفم … دیگه نمی‎دونم چی باید بگم!

  • 85. اعظم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۳

    می دونی پست قبلت و پست جدیدتو هر دورو توی یک روز خوندم اونم دیروز … انقدر برام سنگین بود که حد نداشت تصور انتظار ما و کاری که باهامون کردن این روزا شدیدا حالم بده و خوندن پست تو … اما هنوز بغضم نترکیده این یعنی خیلی بد ..

  • 86. مریم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۰

    سلام آقای دکتر رضایی در وب سایت شخصی خود برای صیانت از آرای مردم در حال جمع آوری اطلاعات هستند لطفا اگر به ایشان رای داده اید به سایت مراجعه کنیدو یا به کسانی که میدانید آقای رضایی را انتخاب کرده اند خبر رسانی کنید با تشکر

  • 87. فعلاَ یکی دیگه در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۱

    سلام
    خیلی خوشحالم که اومدی
    البته در کلیت امر ناراحتم چون هر روز که میگذره تقلب این حضرات برام مشهود تر میشه.
    تو که از دوستان نزدیک آنی هستی بهش بگو این چه کاریه که میخواد کنار بکشه؟ بگو برگرده تازه مبارزه ما شروع شده برای گرفتن حقمون.
    یه حساب سر انگشتی انجام دادم دیدم طبق آماری که بعداَ اعلام شد که تو اون میر حسین ۱۹ میلیون رای آورده با آمار وزارت کشور دیدم که اتفاق خواستی نیفتاده فقط رای ا.ن ضریب پنج داشته
    و جالب تر اینکه رای کروبی اگر اشتباه نکنم ضریب منفی دوازده داشته
    در کل باید بگم که خوشحالم از اینکه دشمنم احمق تشریف داره چون: می خواست رکورد خاتمی رو بزنه
    وقتی میگم این مرتیکه اکس میزنه تو هی بگو نه


    میزان اطلاعاتی که من از آنی دالتون دارم همون‎قدره که شما دارین، باور کنین!

  • 88. تـــــرانه در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۷

    کاش بشه احیای حق کرد و حقمون رو ازشون گرفت. خدا کنه کاراتون نتیجه بده, منم خواستار میر حسینم اما دلم واسه مردمی می سوزه که بیگناه دارن کشته میشن. از صمیم قلب امیدوارم کاراتون, اعتراضاتون و صداهاتون به یه جای برسه. به امید پیروزی

    راستی گلابی جان چند وقته یه ترانه خانومی !! پیدا شده فحش میده, نفرین می کنه! آقا اون من نیستما! آدم به اسم خودشم نمی تونه اعتماد کنه! اصلا الان دیگه آدم به هیچی و هیچ کس هم نمی تونه اعتماد کنه چه برسه به خودش!

  • 89. اوالونا در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۴

    خدارو شکر که سالمید….ما هم اینجا در خیابانیم….بازوم از شلاق برقی که داشتند خط خطی شده و پام از ظربه ی باتوم کبود….مردی که شیرین ۴۵ سال داشت من رو زد…من فقط دختری ۲۳ ساله م که آمده بودم آدرس جایی که رایم رو برده بودند بپرسم..همین….فکر کنم مرگ آن پسرک زیر کتک جلوی دانشگاه هم توهم بود!جمعه در آب شهر اکس ریخته بودند این اجنبیان نامسلمان وگرنه محمود به این گلی…دیروز یکی از بستگان دور که خط فکریش ۱۸۰ درجه با ما تفاوت دارد بی مقدمه از شیراز زنگ زد…از حال شهر پرسید….ما پرسیدیم شما چه خبر..گفتند هیچ..امن و امان…بچه ها امتحان می دهند…مردم خرید می کنند..شبها هم جومونگ نگاه می کنند و تخمه می شکنند….عصر آن روز بود که پسر عموی سال اولیم به همراه دوستاش بی هیچ وسیله ای از خوابگاه فرار کردند و دست پسر عموم از ظربه باتوم شکست….دختر دوستمان توی خوابگاه دستگیر شد و ۴ صبح بهت زده آزاد شد در حالی که نمی گفت چه بر سرش آمده..در سکوت توی خانه فقط خوابیده…۷ نفر در تهران کشته شدند…گریه می کنم…تنفر..تنفر..تنفر!!!!!

  • 90. اوالونا در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۳

    راستی…من از طرف مادربزرگم تهدید شدم که اگر مادرم توان مقابله با موجودی مثل من را ندارد و بیشتر سر کاره و نمی رسه دخترشو تو خونه بشونه…به نیابت از مادرم شیرش رو به طور کل بر من حرام می کنه!!!!!!احتمالا مادربزرگ منظورش دی ان ایش بوده که بر من حرام می کنه…..
    مادر من هم دیوانه وار تلاش می کنه که بیرون نرم ولی از طرفی هم می گه خوب جوونای دیگه هم پدر و مادر دارن..می گه هر کس اینطور فکر کنه که نمی شه کاری کرد…بهترین کار حرکت دسته جمعی و حساب شدست تا خطر ها رو کاهش بدیم..تعداد زیاد آدم به اندازه ی کافی معنی دار و ترسناک براشون هست….نیازی نیست سرمایه های این موج رو تلف کنیم…

  • 91. یا حسین در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۳

    از امشب یا حسین ،میر حسین رو هم به شعار الله اکبر اضافه کنید. خبر رسانی کنید.

  • 92. هموطن در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۳


    بی‎ادبی نکردی‎ها ولی یهو هوس کردم کامنتت رو حذف کنم و به جاش سه تا نقطه بذارم!!! قربون ادبت!

  • 93. محسن در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۶

    ابطحی هم به آرزوش رسید و بازداشت شد. واقعا بازداشت شدن در این دولت سعادتیه که نصیب هر کسی نمیشه. ممد علی بهت این پیروزی رو تبریک میگم! من یکی دلم از این پره که رئیس جمهور جز اطرافیان خودش کس دیگه رو جز آمار حساب نمیکنه. چهار سال پیشش یادش رفته چطوری جوانان جوانان میکرد.

  • 94. نسیم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۷

    تا حالا میخوندم کامنت نمیذاشتم
    حالا دیگه خونم به جووش اومده وقتی میبینم اینجا کسایی نظر میذارن که…

    لیدی جون اوون ۲۴ میلیونی که به احمدی نژاد رای دادن قبل و بعد انتخابات کجا بودن و هستن؟
    من توومشهدم که گفته شده یکی از شهرستاناییه که احمدی تووش بیشترین رای رو اورده …پس کوو؟
    چرا ما ندیدیم؟
    اگه حرفتون حقه بگین طرفدارای عزیزتون بیان خودشونو نشون بدن بگین بیان شادی کنن…نه اوون شادی که توو میدون ولیعصر باشه که جمعیت به زور زیاد دیده بشن

    اگه مثلا مشهد این همه طرفدار احمدی داره چرا شنبه که رفته بودم تو خیابونا مردم عزادار بودن؟

    تو داری گوول میخوری عزیزه من…جای تعجبم نداره وقتی از چشم و گوشو عقلت استفاده نکردی

    و حالا بنفشه خانوم
    به شما فقط میگم دیگه قضیه موسوی نیست
    جوونا ریختن توو خیابون و خودشونو به کشتن میدن نه واسه موسوی بخاطر حقی که ازشون ضایع شده
    ما فقط حقمونو میخوایم …به شعوره ما و شما توهین شده …ما رو گوسفند فرض کردن
    این جای اعتراض نداره؟
    حتی اگه موسوی بدتر از احمدی باشه هم مهم نیست
    مهم اینه که ما میخوایم جلوی این دروغ و ریا وایستیم
    مخصوصا حالا که….

  • 95. الهام در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۹

    مسیو جان خودتو ناراحت نکن….ما همه درکت میکنیم….

  • 96. خورشید در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۹

    وقتی به شعور و عقلانیت من احترامی نمی گذارند. وقتی رئیس جمهور منتخب ملت را در خانه اش زندانی می کنند. وقتی یکایک جوانان وطنت را با باتوم له می کنند. وقتی همه کار می کنند تا بر صندلی قدرت بنشینند.
    حضور مردم شاید راه حلی باشد
    شاید
    به روزم انگار

  • 97. سمیه-روزها در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۵

    درد ما میزان بالای ابتلا به آنفلانزای خری بین ایرانیان است.گاهی خیلی چیزها را خودمان به سرمان می آوریم!

  • 98. سمیه-روزها در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۰

    موسیو جون مگه ما چی کارت کردیم که دیگه چراغ خاموش هم از این طرفا نمیای!

  • 99. ما هستیم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۵

    گافهای صدا و سیما
    اولا از شما به عنوان یک رسانه درخواست عاجزانه دارم به همه ی دوستان بگوییدکه فریب این نظام و صدا و سیما که اخبار را برعکس می کند نخورید. اجرتان با خدا…

    کدام پیامک !!

    تابناک در مطلبی به برنامه ۲۵ خرداد گفتگوی ویژه خبری شبکه دو (ساعت ۲۲ و ۴۵ دقیقه) اشاره می کند که در آن با زیر نویس کردن شماره پیامک برنامه از بینندگان می خواسته است برای طرح سوال از میهمان برنامه (سخنگوی شورای نگهبان) پیامک بفرستند و مدتی بعد نیز به همین سوالات بینندگان رجوع شده است در حالی که از جمعه ۲۲ خرداد سرویس پیامک اپراتورهای ملی (همراه اول و ایرانسل) قطع است !!!!!!

    هموطن یا سرباز یا بسیجی یا …

    صدا و سیما در توضیح خبر کشته شدن هفت تن از تظاهرکنندگان روز دوشنبه گذشته اعلام کرده است در آتش متقابل نیروهای نظامی و حمله کنندگان به یک پایگاه نظامی (بخوانید بسیجیان مسلح شده) متاسفانه هفت تن از هموطنانمان کشته شده اند. این در حالی است که اگر از سوی آن نیروهای نظامی کسی کشته شده بود که بنا بر ادعای صدا و سیما باید آنها را سرباز یا نیروی نظامی خواند نه هموطن (در کجای دنیا از تلفات نیروهای نظامی به جای سرباز هموطن یاد می کنند) و اگر از سوی حمله کنندگان بود که باید می گفت آشوبگران. این در حالی است که بر طبق اخبار مردمی و فیلمهایی که شبکه های جهان پخش کرده اند این هفت نفر جزء کسانی هستند که تندروهای بسیجی مسلح از روی موتور و یا پشت بامها به آنها شلیک کرده اند.

  • 100. نفیسه در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۳

    آنی رفته تو سکوت سبز..خیلی ناراحتم .ناراحتم که به شعورم توهین شده ناراحتم که بهم گفت خس و خاشاک و بدتر از همه اینکه یه دروغگو با تقلب شد رییس جمهور کشورم

  • 101. درود بر آزادی در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۶

    صدا و سیما از آن دولت و احمدی نژاد است و این روزها تمام رسانه ها بسته است در همین رسانه ی به اصطلاح ملی تمام این راهپیمایی ها و راهپیمایی کنندگان را جزو اشرار و دست نشانده ی رسانه های خارجی می داند و تلاش در جهت تخریب چهره ی هواداران آقای موسوی را دارد لطفا مواظب باشید و تا اطلاع ثانوی به تلویزیون نگاه نکنید و تا رسیدن به حقمان بیرون بیاید و به همه ی کسانی که طرفدار عدالت و حق اند بگویید به خیابانها بیایند.
    ما برای زندگی باحرمت و ازادی تلاش میکنیم نه برای زنده ماندن باشعار

  • 102. rohollah در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۷

    سلام
    چی فکر میکردیم چی شد؟!
    به درازا کشیده شدن این داستان کمک میکنه تا مردم خسته و کسل بشن
    از پیگیری و مسئله رو یه جوری فیصله کنن!
    خوشحال میشم اگه خودم رو در لیست دوستان شما(پیوند ها) ببینم
    و این باعث افتخار من خواهد شد.
    موفق باشید

  • 103. مهدی در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۷

    سلام موسیو
    بلاگفا شدنت هم مبارک اما خداییش اینجام باید میگفتی صنایع گلابیه
    داشتیم مشتی؟ دس خوش
    راستی منم توهمی ام اما نه اونقد یه کم کمتر لا اقل تا ۵۰ سال دیگه نمیتونم باور کنم احمدی ۲۴ میلیون رای آورده همین
    یا حق

  • 104. زهرا در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۲۸

    سلام

    جز اشک ریختن و فریاد زدن بر کشته شدن دانشجویان بی پناه و غریب شهرستانی در خوابگاه شان چه می توان گفت
    نمی دانم آنان که برای غزه کاسه از اش داغ تر بودند حال چرا دم نمی زنند
    وای بر ما که بر خود رحم نمی کنیم

  • 105. اسپایدرمرد در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۳

    این روزها دل و دماغ نداریم.کور که نیستیم. انقدر توی فرندفید با این شیعه‌های ریاست جمهوری بحث کردیم و انرژی هدر دادیم که نگو! هیچ تاثیری نداره! حتی خیلی‌هاشون از کشته شدن مردم حمایت کردن!!! اخر سر هم مجبور شدیم بلاک‌شون کنیم. پس فقط کامنت‌ها رو بخون و رد شو برو، جواب نده. خودت رو خسته می‌کنی الکی.

  • 106. مهرنوش در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۳۱

    به نظر من تحمل دولت احمدی نژاد خیلی خیلی راحت تر از تحمل این وضعیت به وجود اومده است!
    شبی نیست که خواب فلسطین اشغالی رو نبینم و …
    اینجا هم شده مثه خط مقدم جبهه…

  • 107. هویج سبز در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۴۳

    سلام! عجیبه این روزا هنوزم به هم سلام میکنیم!
    روزهای بی اس ام اس در راهند!
    آمارها درست آدمها در ماهند!
    خس و خاشاک زیاد انگار کویر است اینجا!
    بنده نمیفهمم شاید آنها در خوابند!
    _____________________________________________________
    یه سر بزن! انگیزه من برای درست کردن وبلاگم تو بودی! خمینی! بت شکنی خمینی!


    هویج سبز جان! خوشحالم از این‎که انگیزه‎ای برای وبلاگ‎نویسی تو شدم و حقیقتاً از این بابت قدری هم غره‎ام … فقط نمی‎دونم این روزا وقتی به وبلاگ دیگران می‎رم چی باید بگم و چی بنویسم … احساس می‎کنم کامنت‎هام پر از غم خواهد بود!

  • 108. علیرضا در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۸

    در نظرسنجی بزرگ باز شماری آرا شرکت کنید.
    از این فرصت استثنایی استفاده نموده و به دیگران نیز اطلاع بدهید.
    با تشکر

  • 109. مریم در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۸

    کاش میشد بازم نوشته های ابطحی رو خوند! کاش بازم میشد طنز نوشت و خوند و خندید…

  • 110. مهشید در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۱

    خس و خاشاک بازی رو خوب اومدی! رو داره این یارو…
    امثال من که توی یه شهر کوچیک زندگی می کنن و جایی واسه اعتراض و راهپیمایی ندارن چکار کنن؟ هر روز به مامانم میگم کاش الان تهران بودم… یه چشم غره ای می ره که نگو و نپرس! شما به جای ما فقیر فقرا اعتراض کن…

  • 111. یاس در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۳۲

    من و تو ” ما “نشدیم ، من و تو همانی هستیم که بودیم ، آسمان امروز همان رنگی ست که پنج شنبه بود ،فقط یک تفاوت وجود داره .. اون روز شور و هیاهوی مردم از امید بود و امروز از نا امیدی !

    ما پای صندوق ها رفته بودیم که چه بشود ؟ منتظر شق القمر که نبودیم ، بودیم ؟ ما می خواستیم برای یک بار هم که شده طعم انتخاب را بچشیم !

    مضحک ترین جمله ای که آن روزها می شد شنید این بود :« می خواهیم در سرنوشت کشورمان سهیم باشیم » کدام سرنوشت ؟ کدام کشور ؟ کدام انتخاب ؟

    من نمی فهمم ، نمی دانم ، نمی بینم ، نمی شنوم ، فرق انتخابات با انتصابات را تمیز نمی دهم ، اصلاً مگر من و تو که رفته بودیم ” ما ” بشویم ، می فهمیم ؟؟؟؟

    مگر عبرت می گیریم ؟ چندبار باید از یک سوراخ گزیده بشویم ؟ به قول ابطحی ، این بار به جای کلاه ، گونی سرمان رفت ! ما فریب خوردگانیم ، فریب خوردگان ……….

    “”"”"”"”"”"”"”"” ا. ن رئیس جمهور منتخب مردم نشد ، او فقط رئیس ماند ، به خواسته کسانی که حکومت اسلامی بودن را بسیار مقدس می پندارند ، جمهوری اسلامی نامی ست برای پوشاندن حکومت “”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”

    از بامداد روز شنبه زبانها در کام فرو رفت و شهر به جای خواب عمیق در بهتی عمیق فرو رفت ……….
    شنبه صبح انگار خاک مرده درین شهر پاشیده بودند …. حیرت …. ناباوری ….احساس خفگی ……..چقدر تلخ بود …..

    روز جمعه در صفهای شلوغ رای گیری میشد برق امید را در چشمان مردم دید …. اما شنبه صبح ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

    ۱۸ تیر ۷۸ ….کوی دانشگاه .. امتحانات لغو شد ! بچه های دانشکده زخمی و خونی اومده بودن …..
    تنها صدایی که شنیده میشد ………..”"”یار دبستانی من ! “”"”"

    چقدر تاریخ زود تکرار میشود !!!!!!!!!!!

  • 112. شمع سحر در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۰

    شعر عمیق و زیبایی بود. یاد آن جمله امام میفتم که می گفت اسلام در خطر است به داد اسلام برسید. ودر اخر هم سید حسن خمینی امسال در سخنرانی اش در سالگرد امام نسبت به خطر دو پاره شدن مردم هشدار داد. کو گوش شنوا؟!

  • 113. pirooz در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۲

    سلام وبت خیلی خالب و خوندنی بود خیلی حال کردم ایول….
    فعلا بای
    _________________@@@@@___
    _________________@@@@@___
    _________________@@@@@___
    _________________@@@@@___
    _@@@@@@@@@@@@@@@_
    _@@@@@@@@@@@@@@@_
    ___________________________
    ______@@@@@@@@@_______
    __@@@@@_______@@@@@___
    _@@@@@_________@@@@@__
    _@@@@@__آپم_____@@@@@__
    _@@@@@_________@@@@@__
    __@@@@@_______@@@@@___
    ______@@@@@@@@@_______
    ___________________________
    __@@@@___________@@@@_
    ___@@@@_________@@@@__
    ____@@@@_______@@@@___
    _____@@@@_____@@@@____
    ______@@@@___@@@@_____
    ______@@@@@@@@@______
    _______@@@@@@@@______
    __________________________
    ______@@@@@@@@@______
    ______@@@@@@@@@______
    _منتظرم________@@@@______
    ______________@@@@______
    ______@@@@@@@@@______
    ______@@@@@@@@@______
    ____بیا________@@@@______
    ______________@@@@______
    ______@@@@@@@@@______
    ______@@@@@@@@@______

  • 114. روشنک در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۳

    دل و دماغ از گل و بلبل گفتن موند واسه وقت گل نی موسیو جان

  • 115. ماهور در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۱۳

    نه من این حکم شما رو قبول ندارم.اولن من اصفهان ساکنم و هیچ برنامه ی سازمان دهی شده ای اینجا نیست.اصلن معلوم نیست خود بچه های ستاد میر کجا هستن.یا همراه رو جواب نمی دن یا در دسترس نیستن یا خاموشن کما اینکه زمزمه ی دستگیری شون هر چند ممکنه شایعه باشه هست.مثلن من امروز انقلاب بودم نزدیک مغرب.چند ساعت قبلش خواهرم تلفنی گفت پلیس ضد شورش اومده ولی غروب نبودن.برادران بسیجی تو میدون انقلاب نماز جماعت راه انداخته بودن.من حتی اگه تهرانم بودم تو این اعتراضات بی برنامه که هر گروهی یه گوشه راه میندازه نمیومدم.فقط در اون اعتراض آرام که خود میر و شیخ حاضر بودن میومدم یا مثلن امروز فائزه هاشمی.باید هدفمند عمل کرد.الآن من خوندم میر گفته برای حمایت از شهدا در تکایا و مساجد جمع می شیم.با چه کسانی هماهنگ شده؟؟؟؟قراره کجا برن خود میر و یا کروبی؟؟؟؟؟؟ جمعه قراره چی کار کنین؟؟باز برین که از حضورتون سو استفاده کنن؟؟؟؟یا نرین که باز یه جور دیگه سو استفاده کنن؟؟ سازمان دهی نیست موسیو.و با هر حرکتی که تو خیابون می کنن تو در خطری.یکی بلاهای جسمی که سرت میارن.و بدتر از اون بلاهای روحی تا سابقه ای که پس فردا جایی هم استخدامت نکنن.خب یکی از دخترای ستاد رو بردن زندان دستگرد اصفهان.دو صبح با وثیقه آزادش کردن.خب این شد یه سابقه.بماند که خدا خواسته بلایی سرش نیاوردن.به همین راحتی که نیست.دلم می خواد روی کامنت من حتمن نظرتون رو بدین ملاحظه و رو در بایستی نکنین حتی اگه ناسزا هم بود مسئله ای نداره بگین تا اگه اشتباه می کنم دست کم روش فکر کنم.


    بهم حق بدین که در شرایط موجود، کامنتتون رو تجزیه و تحلیل نکنم … فقط می‎خوام بگم که با برخی از حرف‎هاتون در مورد عدم سازماندهی و این‎ها موافقم و با برخی از اون‎ها مخالف! به هر حال تا حدودی حق با شماست و تا حدودی هم حق با شما نیست!! (چه جوابی شد!!!)

  • 116. سیب من در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۵

    اووم تولدم مبالک

  • 117. نسرین در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۰۶

    همینی که تو نوشتی و مدام تکرارش میکنی با ثبت چند باره ی پستت ! همینو میگم !

  • 118. صبا.س در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۰

    وووواااااییییی خدایا
    من که دارم دیوونه میشم!
    وحشتناکه! وحشتناک! ۴ سال دیگه!!! مثل ۴ سال کابوسه!
    شاید من از ایران رفتم اما… بقیه ی ایرانیا چی؟ هم وطنام چی؟ دلم می سوزه… نمی تونم ببینم…
    من و همه ی دوستام افسردگی گرفتیم. با حسرت به دست بند های سبزم نگاه می کنم… هنوز جلوی آینه گذاشته. شاید هنوز امیدوارم. شاید شورش ما “اراذل” کمکی کرد…!

  • 119. night-prowler در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۱

    مهم نیست…
    فقط همین رو میتونم بگم..
    هیچی مهم نیست..

  • 120. منبع موثق در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۵۸

    گفته میشود در پی دستگیری بهزاد نبوی وسایر اصلاح طلبان آنها اعتراف کردند که عامل اغتشاشات اخیر اصلاح طلبان بوده انددیروز (چهارشنبه) در مجلس جلسه غیر علنی برگزار شده که طی آن تصمیم گرفتند اگرموسوی به اعتراضات و راهپیمایی ها ادامه دهد.فیلم اعتراف اصلاح طلبان را از تلویزیون پخش میکنند

  • 121. س در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۰۵

    امروز (پنجشنبه ) ساعت ۴ میدون انقلاب هست این خبر رو دیروز بچه های قلم توی راهپیمایی ۷تیر به انقلاب گفتن.اصلا سمت توپخونه نرید.از انقلاب به کوی دانشگاه

  • 122. جیرجیرک در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۲

    چی بگم والا یعنی جدی همچین کاریو کردن؟
    کاشکی هرچه زودتر این روزا تموم بشه همش فک میکنم اخر جنگ میشه

  • 123. پرند در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۱۵

    چه جمعیتی بود دیروز… تا حالا اینهنه آدمو یه جا ندیده بودم…

  • 124. هموطن در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۲۷

    …. این یعنی حقیقت تلخه.
    اون روزی که از ایران رفتم هدفم فقط فرار بود می دونین از چی ؟ از دروغ از ریا چیزی که وقتی اومدم اینجا فهمیدم تو هر دولتی هست (این مهم نیست مهم ایرانه) متوجه شدم تو هر کشوری اونایی که پست دارن مقام دارن کاره ای هستن واسه رسیدن به اهدافشون اولین قشری رو که به طرف خودشون جذب کردن جوونا بودن اینجا فهمیدم اون کسایی که واسه رسیدن به قدرت دست به دروغ و ریا زدن اخرش گند کارشون در اومده .
    حالا فهمیدم قدرت ومیز ریاست از آن هر کس که باشه واسه نگه داشتنش هر کاری میکنه. مثلا تو مناظره میشنه و برای گرفتن رای هر کسی رو زیر سوال می بره کاری که احمدی نژاد کرد مردم ما منتظر بودن یکی جسورانه این حرفارو بزنه اون زد و خیلی ها هم ( حتی اونایی که تجدید اوردن) از غصه هاشمی و ظلم های گذشته اش به احمدی نژاد رای دادن حالا هاشمی کی بود ؟ یکی از پشتیبان های موسوی.
    یادم نمیاد بی ادبی کرده باشم موسیو در هر صورت بد برداشت نکن
    به امید ایرانی بهتر

  • 125. انار در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۷

    سلام دوست عزیز
    اگر شما هم به نتیجه انتخابات اعتراض دارید لطفا با مراجعه به ادرس زیر به ما پیوسته و ما را همراهی کنید.
    http://sheydayan2.persianblog.ir
    منتظر یاری سبزتان هستیم

  • 126. هرا در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۲

    وای اگر گلابی حکم جهادم دهد!!


    من غلط بکنم!

  • 127. آیدا در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۱

    حامیان میرحسین موسوی امروز در میدان امام خمینی(ره) تجمع آرام برگزار خواهند کرد/احتمال حضور میرحسین موسوی در تجمع میدان امام خمینی(ره)

    ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۸

    کلمه- حامیان میرحسین موسوی امروز فقط در میدان امام خمینی(ره) تجمع آرام برگزار خواهند کرد.

    به گزارش کلمه، در این تجمع آرام که از ساعت ۴ بعد از ظهر روز پنج شنبه آغاز خواهد شد، احتمالا میرحسین موسوی نیز شرکت خواهد کرد.

    شایان ذکر است هر تجمع دیگری در هر نقطه از تهران مربوط به حامیان مهندس میرحسین موسوی نمی باشد. پیش از این برخی رسانه ها مکان های دیگری را برای برگزاری تجمع آرام حامیان میرحسین موسوی اعلام کرده بودند.

    اخبار تکمیلی درباره حضور میرحسین موسوی در تجمع آرام امروز متعاقبا از طریق «کلمه» ارسال خواهد شد.

  • 128. آرام در ۲۸ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۵

    مارا سبز نمی خواهند … ودر این میان آنچه زنده نگهمان میدارد اندیشیدن به کسانی است که سبز ماندند وسبز رفتند
    روزی که توی دانشگاه به عنوان سیاسی ترین ورودی ۸۴ انتخاب شدم مجری پرسید چرا سیاست ؟ گفتم میگن قطار سیاست خالی میره میگن سیاست پدر ومادر نداره اما من معتقدم که با این قطار خالی میشه خیلی کارا کرد…
    نمی خوام یه روزی برگردم عقب وبا خودم بگم کاش این کارکرده بودم تا به اینجا نمیرسیدیم من معتقدم کاین درد مسترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود پس همراه شو عزیز….
    بعد این حرف ،باکف زدن ادمایی مواجه شدم که همیشه سکوتن اما انگار یکی حرف دلشون رو زده . امروز اما با آدمایی مواجه ام که فهمیدن در این کشور بچه ها به قطار ساکتی که حرکت نمی کنه سنگ نمی زنن بلکه به قطاری سنگ میزنن که حرکت میکنه
    نترسیم از این قطار که پرشده از حق طلبی وفریاد…

  • 129. n.a در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۳

    واقعا که وبلاگتون خیلی لجمو درآورد منو بدبختو بگو که گفتم لابلای این همه درس دو دقیقه فضام عوض کنم نمیدونم چه شانسی دارم که باید چشم به وبلاگ شما بیفته انقدر عصبانیم کنه آخه چرا بعضیهاتون فکر میکنید همه جوونای تهرونی کشته مرده موسویند پس امثالهم منو دوستام خیلیهای دیگه که به احمدی رای دادیم آدم نیستیم نکنه روح وجنیم خودمونم خبر نداریم واقعا متاسفم لطفا زحمت نکشید جوابمو بدید چون دیگه به این وبلاگ نمیام


    زحمتی نیست، اتفاقاً رحمته! خواستم بگم شما می‎تونی بقیه‎ی پست‎ها رو بخونی که لجت در نیاد … در ضمن پست‎ها رو هم با دقت بخون، خب؟! اگه با دقت بخونی من به رحمت نمی‎افتم برای جواب دادن بهت!!

  • 130. د.ش در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۵

    اگر واقعا اهل آزادی بیان هستی از زیر درج کامنتم در نرو

  • 131. رها در ۲۹ شهریور ۱۳۹۰، ساعت ۰۲:۵۲

    با خوندن این پستت داغ دلم تازه شد.
    ۴۰ میلیون نفر واسه عوض شدن وضع مملکت رفتن پای صندوق های رای.
    چیزی که عوض نشد هیچ رای مردمو دزدین و باهاش پز دادن که :مردم انقلابی کشور با رای بی سابقه ۴۰ میلیون مشت بر دهان مستکبران کوبیدن.
    معترضان هم شدن خس و خاشاک.
    همه چیز هم بد تر شد



فید

پست الکترونیکی

فیس‌بوک گوگل‌پلاس توییتر

از گوشه و کنار وب

خواندنی‌ها

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه