شاید این جمعه بیاید، شاید!
اگر کل وبلاگنویسهای ایران را شخم بزنید از من قانونمدارتر پیدا نخواهید کرد! فکر نکنید همینجوری از روی شکم حرف میزنم، نه! اطمینان میدهم آنقدر که به قانون پایبندم، به نامزد خودم پایبند نیستم! میگویند از ۲۴ ساعت قبل از انتخابات، نباید برای نامزدها تبلیغ کرد. من هم با آغوشی باز به استقبال قانون میروم و آن را بغل میکنم! تا لذت مغازله و معانقه با قانون را تجربه نکنید، نمیفهمید چه میگویم!
اینها را گفتم که بدانید این آخرین پستی است که قبل از انتخابات در این وبلاگ خواهید خواند! امیدوارم، امیدوارم و امیدوارم که شنبه یک پست شیرین بنویسم؛ به شیرینی رئیس جمهور بعدی که انصافاً با آن همسر فرهیخته و آن لهجهی شیرین آذری و آن چیز گفتنش خیلی خودش را توی دلم جا کرده، سندش هم توی دلم موجود است که سر فرصت نشانتان خواهم داد!
این روزها قند دارد توی دلم آب میشود. مدام به این فکر میکنم که از این به بعد میتوانم راحت در مورد رئیس جمهورم هر چه خواستم بگویم و از عواقبش هم نترسم! چه بسا بدون هیچ ترسی، هویت واقعی خودم را هم فاش کنم! مگر من چه چیزی از دیگران کم دارم؟ یک افشاگریهایی در مورد خودم خواهم کرد که بیا و ببین!
فقط بگذارید آن روز خوب از راه برسد. ببینید آن وقت چه ژانگولرهایی که نمیزنم و چه طنزهایی که نمینویسم! یک سری از این وبلاگنویسان طنزپرداز هستند که در دوران رئیس جمهور فعلی، از غم من سوء استفاده کردند و برای خودشان معروف شدند. فکر میکنید این آنی دالتون و شبگیر و ابراهیم رها چطور معروف شدند؟! اینها آمدند یک حلقهی قدرت درست کردند و من را هم به حلقهشان راه ندادند! اما به پشتیبانی حمایتهای شما وبگردان محترم و خوانندگان عزیز و به خاطر فشارهایی که به آنها آوردهام دارند هویت واقعی خودشان را بگویند. اول از همه شبگیر اعتراف کرد، بعدش آنی دالتون گفت و به زودی، ابراهیم رها هم نام واقعیاش را اعلام خواهد کرد!
اما اعتراف میکنم که ته دلم قدری هم میترسم که اتفاقی بر خلاف انتظارم بیفتد. احساس مزخرفیست! حس میکنم در حال حاضر دارند قدری بداخلاقیهای انتخاباتی میکنند و طبیعی است که این اسم مزخرف، احساس مزخرفی را هم به دنبال خواهد داشت! من نمیفهمم کدام شیر پاک خوردهای، برای اولین بار از اصطلاح بداخلاقی انتخاباتی استفاده کرد. جا داشت اسمش را بگذارند مسخرهبازی انتخاباتی یا کثافتکاری انتخاباتی یا گـ… استغفرالله! دهان آدم را باز میکنند! خلاصه هر اسمی که دارد تا شنبه تمام میشود و با حرفهای خوب در خدمتتان خواهم بود که مقارن است با رئیس جمهوری جدید که چیزهای بیشتری از رئیس جمهور فعلی دارد! ادب و هنر و صداقت و شیرینزبانی و تفکر و مهربانی و نگاه دلنشین و طرفداران میلیونیاش را که در نظر نگیریم، حداقل یک عینک و چند دست کت و شلوار بیشتر از رئیس جمهور فعلی دارد!
حس و حال من در این لحظات، باورکردنی نیست! دلم میخواهد بپرم و لپ گلگلی میرحسین موسوی را گاز بگیرم! دلم میخواهد یک متن درست و درمان بنویسم که بعد از انتخاب شدنش به او تقدیم کنم! دلم چیزهای خوب خوب میخواهد! مممممممم، حتی فکر کردن به پیروزیاش هم حس نابی را به من میدهد! باور کنید که اگر رئیس جمهور شود تمام خیابانها و کوچه پسکوچههای ایران تا چند روز پر از گل و شیرینی و نارنگی و هلو و دخترکان مهربان خواهد بود!
چیز زیادی به این لحظههای دلنشین که در نوشتهام به آنها اشاره کردم نمانده. فقط یک یا حسین لازم است و یک میرحسین!
باور کنید پس از انتخابات، انتظار یک معجزه و تغییر آنچنانی را ندارم. علیالحساب فقط یک مقدار آرامش میخواهم و یک مقدار مردمسالاری و یک پیادهروی بدون دردسر با مادام گلابی که به پیوستش یک میرحسین موسوی هم باشد، همین!
پینوشت:
۱٫ این نوشته از ابراهیم رها را بخوانید و تأکید میکنم که حتماً بخوانید! مدتها بود که از او، نوشتهای به این خوبی نخوانده بودم.
۲٫ من آنقدرها هم قانونمدار نیستم، از فردا تبلیغات گستردهای را در فیسبوک آغاز خواهم کرد!
نوشته شده در دستهی: فعلاً بدون دسته!
موسیو گلابی | ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ | ساعت ۰۱:۱۲




دیدگاهتان را بنویسید
بازتاب این پست | اشتراک دیدگاههای این پست از طریق فید
1. لیدی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۱
واقعا تصور میکنید هر چیزی دلتان بخواهد می توانید بگویید؟
دوست گرامی اینجا جمهوری اسلامی است
رییس جمهورش هر کسی میخواد باشه…
ایراد نظام توتالیتر ماست نه مهره های نظام


2. محمد حسین در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۲۸
احمدی به لطف خدا پیروز میشه تا شما نوکران اکبر بسوزید
3. مصطفی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۳۳
منم خیلی دلم می خواد ولی امیدوار نیستم.استرس دارم.کی بشه شنبه بیاد استرس تموم بشه.
4. آیلار در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۸
برایتان آرزوی موفقیت دارم رفیق رقیب و به احترامت کلاه از سر برمیدارم

خوشحالم از اینکه خوانندههای فهیمی مثل تو دارم که محترمانه صحبت میکنند، با اینکه با نظرم مخالفند … البته من برای شما در انتخابات فردا آرزوی موفقیت ندارم اما کلاهم را به احترامتان بر میدارم، از الآن تا همیشه!
5. فاطمه در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۵
سلام موسیو
انشاءالله که پیروز میشیم
یادت باشه قسمت دوم معرفی نامزدها رو نگفتی
موفق باشی
بذار میرحسین انتخاب بشه، ۱۰ قسمت دیگه مینویسم!!
6. Farzad در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۴۷
۱ دونه ای !
سبز سبزم ریشه دارم …
7. رویا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۴
شاید!!
سلام گلابی جان.
دعا کن که بیاید حتما.
8. پریا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۴
حالا یعنی میرحسین غیر از لپ گل گلی و شیرین زبانی و کت شلوار ماکسیم(!) چیز دیگه ای نداشت که درباره ش بنویسی؟!
راستش فکر کردم اینجا به هر حال آدمهای محترمی رد میشن، درست نیست همه چی رو بگم!
9. اوالونا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۴
دیشب که ماشینم رو با عکس و روبان سبز مزین فرموده بودیم..میان جمعی از طرفداران پرچم پوش اسیر شدیم…یک آن آینه بغل کنده شد…صدای ضربات مشت و لگد به ماشین می آمد و پاره شدن عکس ها که بیرون چسبیده بود..خوب شد زود در رفتیم!…..این بداخلاقی نیست! دیوانگیه..دیوانگی..عصیان!!…اگر میرحسین نشه پوست از سرمون می کنن!!..دیشب فریاد می زدن شنبه پوستتونو می کنیم!!!
…منم البته گفتم شنبه ما پوست از شما نمی کنیم…یه کار می کنیم طعم آرامشو بچشید که هجوم آوردن !!
10. پرند در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۱
دوباره میسازمت وطن…
به امید غلبه چیز بر چیتوز!
11. مهشید در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۵
خدا کند که بشود…
12. مریم(مامان آوا) در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۴۷
اشکم داشت در میاومد …بعضی جاها از خنده بعضی جاها از گریه….سبز میشیم به زودی….
13. fariba در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۲
با سلام
چیزیکه شیرین میزنه اون مخ شماست,طنزتون اصلا خنده دار نیست بلکه عمق حماقت ونفهمی شماست که باعث خنده تلخ آدم میشه,همیشه از شما بدم می امده وحالا بیشتر ,مشخص اصلا ادم اهل تفکر وتامل نیستین,اگر فسفر داشتین ممکن بود بتونید درک کنید که اینها همه بازی سیاسی که راه انداختن تا مردم رو به قول خودشون به صحنه بیارن,بحث احمدی یا موسوی نیست مگه تاحالا این همه ادم عوض شده چیزی فرق کرده ,اینها همه دستشون تو یه کاسه است.هیچ فکر کردین چرا باید تو این دوره مناظره تلویزیونی راه بندازن ؟اقایون اینطور به هم بدوبیراه نسبت بدن؟اگر این جریانات راه نمی افتاد ایا کسی حاضر میشود تو انتخابات شرکت کنه؟حماقت هم اندازه ای داره.ایا بعد ۳۰ سال این کشور با این همه ثروت وسرمایه فرهیخته ودانشمند نمی تونست به یه ثبات فرهنگی ,اجتماعی,سیاسی واقتصادی برسه؟پس بدونید کسانیکه پشت پرده هستن واینطور ملت رو به بازی میگیرن نخواستن ونمی خوان با مردمی فهیم وبا شعور طرف باشن چون انجوری حکومت به این انسانها بسی مشکل وسخت ,پس مردم تو عمق نادانی نگه می دارن تا بیشتر بهشون حکومت کنن.کاش مردم ساده لوح نبودن انوقت طور دیگه اوضاع رقم می خورد!!!
واقعاً متعجبم از اینکه ایرانیها برای حالات مختلف، تفسیرهای شگفتآور دارن! تا همین چند هفته پیش که شانس ریاست جمهوری مجدد آقای دکتر بیشتر بود، همه میگفتند که دوران ریاست جمهوری در ایران ۸ سالهست و حالا که ورق برگشته همه میگن که نظام با میرحسین موافقه! نظر نظام به من چه ارتباطی داره؟! من به عنوان یک سادهلوح (به قول شما!) نظر خودم رو اعلام میکنم!
14. ثمین در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۳
این لینک رو هم بخونید حتمااااااا
http://www.kntoosi.com/1388/03/20/post-10041/
15. ژول در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۱
سلام موسیو
حس و حالت رو درک میکنم بدجور!گاهی این تردید ایجاد میشه برام که فرض محال محال نیست!یه وقت دیدی زبونم لال …. اصلا ولش کن.
من دیشب به شدت دوست داشتم برم بیرون بعد از قسمت آخر پینوکیو که ۲۲:۳۰ از کانال ۳ پخش شد!مامانم دیدن من عین مرغ پرکنده هی از این پنجره به اون پنجره میرم خیابون رو نگاه میکنم و هی زنگ و اس ام اس میزنم حدود ۱۲ بود گفت بریم بیرون(من واقعا دو نقطه دی بودم تو اون شرایط!) و نزدیک ۳ برگشتیم!با آبجی جان آنچه شعار بود دادیم و به صورت مبسوطی کل کل کردیم و مقادیر هنگفتی هم هووو کردیم.(دیگه یه مقداری(فقط یه مقدار به خدا!) بی فرهنگی به خرج دادیم.خوب حقشون بود!)
وااای موسیو خاتمی رو از ۳ ۴ متری دیدم.دوشنبه که اینجا سخنرانی داشت.کلی ذوق کردم.
یه شیرین کاری هم کردم!سه شنبه ظاهرا الهام مشهد سخنرانی داشت.مکانش نزدیک خونه ما بود و من که داشتم از سر کار برمیگشتم دیدم همه ا.ن هستن!منم روبان سبزم رو در آوردم(آخه تو شرکت نمیشه ببندم دور دستم) بستم به کیفم!چون آستین مانتو شاید نزاره روبان دور دستم دیده بشه!و البته خودم رو برای حملات کلامی احتمالی! آماده کردم!و احتمالی که میدادم درست بود و آنچه فحش بود خوردم!ولی خوب حرص اونارم درآوردم(در این شرایط هم یک دو نقطه دی تمام عیار با خلوص ۹۹٫۹۹ درصد بودم!اون یک صدم هم خوب آدمم دیگه یکم بالاخره فحش ها تاثیر میذاره!) خلاصه خیره خیره وسط این جماعت جهل آمدم و به لطف خداوند متعال و پشتیبانی امام عصر رسیدم خونه!
ببخشید که من انقدر هیجان زده شدم و سر شما رو هم به درد آوردم.
به امید جمعه سبز
خوشحالم که بخشی از هیجانزدگیت رو اینجا خالی کردی!
16. نقش ونگار در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۲
سلام به امید فردای بهتر
17. آلما در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۷
نگران نباش دوست خوبم. این نگرانیو هممون داریم به خدا توکل کن و بذای ایرانی سربلند دعا کن
18. سمیه در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۷
منم منتظر شنبه ام
این رو ببین جالبه : http://www.khabaronline.ir/news-10501.aspx
تو فیس بوک هم گذاشتم گفتم اینجا هم بذارم
19. هستی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۱
سبز باشی

20. ایرونی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۶
جدا متاسفم آخه شما که این همه ادعای باهوشی وروشنفکری و سیاست مداری از نوشته هاتون شر شر می باره چرا اینارو میگی پسر عاقل قدم زدن با مادام گلابی رو موسوی می تونه آزاد کنه آخه به موسوی چه ربطی داره یعنی در کل به رئیس جمهور چه ربطی داره موسوی و هر رئیس جمهور دیگه ای که رای بیاره خودشم باید حواسش باشه که نگیرنش آخه موسوی می تونه با سپاه و اطلاعات و … در بیافته متاسفم بجای اینکه به فکر پیشرفت علم واقتصاد باشید به فکر تفریح با مادام هستید شما کجای دنیا وایستادی اخه
متاسفم که یه وقتی از طرفدارای پرو پا فرص وبلاگت بودم .
اما از اونجا که هنوزم براتون احترام قائلم آرزو می کنم شنبه پست شیرنی بذاری و امیدوارم چهار سال پست شیرین بذاری
به نظر شما اینکه من بیشتر دغدغهی امنیت دارم تا علم، تأسفآوره؟! البته من هم متأسفم که کار به اینجا رسیده که برای حداقلی از امنیت هم دغدغه وجود داره …
راستی کسی که برای دیگری احترام قائله هیج وقت با این جمله کامنت نمیذاره: متأسفم که یه وقتی از طرفداران پر و پا قرص وبلاگت بودم. یاد جملهی یه آقایی میافتم که به همه میگه من به شما علاقهمندم!
21. عادل در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۵۹
سلام موسیو .. کم پیدایی؟ معلومه زدی تو کار تبلیغات اون هم از نوع سینه به سینه مثل ما راه میفتی تو خیابون و با مردم بحث می کنی و تحریمی ها رو به رأی دادن تشویق می کنی؟ نه؟ تو زنجیره چی؟ نبودی؟
اما در مورد حس بگم که درون من دو حس خیلی خوب یعنی پیروزی میرحین موسوی عزیز در دور اول و پیروزی ا.ن. در دور اول در حال جنگند … واقعیتش حال و اوضاعم زیاد ردیف نیست؛ خیلی استرس و لرزش دست و … دارم … اما غیر از امید مگه میشه کار دیگری کرد؟
راستی آخرین پستم که در مورد ایرانه رو بخوون خودم خیلی دوستش دارم…
تو زنجیره بودم، فکر میکنم تا حالا دویست سیصد نفر از تحریمیها رو وادار به رأی دادن کردم، حتی اگه شده به زور!! و منم امیدوارم، خیلی امیدوارم …
پست قشنگت رو هم خوندم …
22. گارنت در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۱
معلومه که خیلی به پیروزی میرحسین امیدوارین اما من فکر میکنم اگه انتخابات دو مرحله ای بشه امکان پیروزیش هست.
البته انشاءالله که تو همون مرحلۀ اول رای بیاره…
23. دلا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۶
شاید اول باشم… شاید!
24. دلا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۶
ببخشید ساعت رو اشتباه دیدم. حالا دیگه مطمئنم که اول نیستم. ساعت یک صبح اپ شده و الان ساعت یک ظهره
25. میثم الله داد در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۶
سلام موسیو عزیز؛
برای وارد شدن به حلقه قدرت آن طنز نویسان نیاز به یک الهام داری. ببین خود ابرهیم رها اعتراف کرده که اگر الهام نبود نمی توانست طنز بنویسد. من آمده ام از همین حالا بگویم روی من به عنوان الهام ات (اسم مرد است) حساب کنی. من از الآن آمدم بگم با شما هستم. مثل این خانم ها که زنبیل می ذارند توی صف شیر.
میثم جان، مگه تو چقدر میتونی سوتی بدی؟! فکر نکنم بتونی جایگزین مناسبی برای الهام باشی!
26. ´°●¤◦( دزیره )◦¤●°` در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۹
من هم انتظار معجزه ندارم هرچند همون آرامشی که گفتین توی این وضعیت کم از معجزه هم نیست
به امید اینکه شنبه جشن سبزی ایران رو بگیریم
27. مجیدی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۶
من معتقدم چ میرحسین رییس جمهور شود چ کسی دیگری
ما ببرنده انتخاباتیم آنها ک خواهان آزادی بیان و اندیشه اند
28. ناهید در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۹
بزن به افتخار رییس جمهور آینده !
امشب حرم محمود چاخان یار ندارد طرفدار ندارد نمودار ندارد !
29. نیلوفر در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۲۸
سلام گلابی
می دونی این روزا به جای درس خوندن نشستم تو ذهنم دوتا اتفاق رو بررسی می کنم .. ۱ _ واکنشم بعد از شنیدن خبر ریاست جمهوری موسوی ۲ _ واکنشم بعد از نشیدن خبر ریاست جمهوری موسوی .. مورد ۱ که اگه خدا بخواد و اتفاق بیافته ۱۰۰ درصد بنده راهی خیابان های پایتخت میشم اما در مورد ۲ احتمال می دم که تا ساعت ها بعدش نشسته باشم پای تلویزیون و از این کانال به اون کانال بکنم و الفاظ خوشایند رو زمزمه کنم .
در هر دو مورد من هم عکسالعمل تو رو نشون میدم اما بعید میدونم کانال به کانال بکنم، چون در اون صورت امیدی ندارم که یه کانال دیگه خبر از پیروزی میرحسین بده!
30. سیما در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۰
گلابی جان اون حلقه ی قدرتمند رو ولش/ ما همچنان حمایتت میکنیم امیدواریم نامزد گرانقدرت رای بیاورد و استعدادهای خفته ی تو بیدار شود و فوران کنند امیدوارم بتوانی دست در دست مادام گلابی در خیابانها بدون دغدغه راه بروی امیدوارم هر چه زودتر هویت خودت را افشا کنی و نیز کارهایی که کردی ولی بروز ندادی!
وقتش رسیده گلابی جان
چه روزی بهتر از این؟
گلابی جان ما منتظریم/استوار باش
یاحق
31. Miss.Mary ! در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۲
ما به این میر ارادت داریم !!!
به امید ِ شنبه ای سبز !!
32. یاس در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۰
پنجره وا کن که خبر می رسد / از پس این شام سحر می رسد .
جمعه همه کاوه آهنگریم / دولت ضحاک به سر می رسد .
33. یویو در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۰
امیدوارم این بداخلاقی یا هر مزخرف دیگه که هست گریبان گیرمون نشه
می ترسم که این کابوسی که گفتی یه وقت….
بی خیال بابا!
زنده باد همه سر سبزی های دنیا
امیدوارم شنبه بیاد تا یه جشن اساسی بگیریم حالشو ببریم
34. هاشــور در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۱
من حاضر یک دست و یک پای خودم را بدهم ولی زیر بار این ننگ و خفت نروم که بار دیگر…، نه انشاالله که میر حسین رای میاره و ما پیروز میشم.
به قول بچه های ستاد: تا اطلاع ثانوی جانم فدای موسوی
35. سالی در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۲
36. نرگس کوچولو در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۳
شدیدا منتظر افشاگری ها خواهیم بود !بععععله!



37. آنی دالتون در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۳
نخودچی خورونه دیگه پشت سر ما؟!
من می ترسم اتفاق دیگری بیفتد با هم تشریف ببریم اوین!
38. بانوی نقره ای در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۰۱
ما هم پیشاپیش خودمون رو وسط اون جشن بزرگ در نظر می گیریم ( البته ما هم ته دلمون نگرانیم)
امیدوارم موفق باشیم
یک یا حسین تا …
39. غوغا در ۲۱ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۷
40. نیمرخ در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۱
ما هم تبلیغ میکنیم چرا که نه
41. جاناتان مرغ دریایی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۳
نه تو رو خدا تو همین گلابی بمون، کیفش بیشتر آدم تو خماری باشه.

این نوشته ابراهیم رها هم باحال بود، غصه نخور پست تو هم جالب انگیزناک بود
منتظر پخش شدن ژانگولرهات از همین شبکه هستیم
42. نسرین در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۸
منم امیدوارم که اینهمه جوون موون تو این مملکت دچار شوک روحی نشوند ! راهی اوین نگردند ! بخندند ! با مادم گلابی ها و موسیو گلابی هایشان راحت در خیابان ها بگردند و برچسب مزدور بودن بهشان نخورد ! جیز جیز هم نشوند !
فقط من موندم که دیگه چه نذری باید بکنم ؟! هر چی نذر بلد بودم کردم ! اصلا هم تابلو نیست که من دلشوره گرفتم ( مبادا فکر کنی لحظه ای فکر کردم که داره تو این انتخابات کارشکنی میشه تا حق نا حق بشه ها ) !! نه من اصصصصصلا به خودم اجازه نمیدم برای یک مملکت اسلامی از این فکرا بکنم !!
43. ناشناس در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۳:۵۳
آیت الله منتظری رای میده

44. جیرجیرک در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۲۲
منکه این روزا عجیب بهم ریختم نمیدونم اخرش چی میشه همش منتظره شنبم.
دولت فعلی که از امکاناتش سوئ استفاده کرد و هرچی خواست گفت ولی ادب این اقا منو کشت بمیرم براش. به امید پیروزیش و داشتن ایرانی سبزو پایدار
45. نجما در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۰
سلام موسیو جان …من ساعت ۸ صبح رفتم رای دادم و امدم..البته به مهندس عزیزهااااااااااا ولی توی محله امو ن مردمی رو دیدم که تنهااصطلاحی که میشه درموردشون به کار برد ..یه طویله ..ر هستش …متاسفم که همشهریهام اینقدر ابله هستند!!
46. ترانه در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۷
می دونین آقای گلابی اون یه ذره امنیتی که میگین انصافا الانم هست قبول دارم یه وقتایی نیروی انتظامی و… بد جور به جوونا گیر میدن و هر وقت بخوای با همکارت دوستت یا حتی نامزدت بری بیرون تو کافی شاپ بشینی دلت دائم میاد تو دهنت که یه وقت نیان بگیرنم و…. ولی جدی جدی این که فقط به این خاطر به آقای موسوی رای بدین شخصیت ایشون هم کوچیک می کنه ، شما به عنوان طرفدار ایشان بهتر نبود توی وبلاگ قشنگت از امتیاز ها وشایستگی های سیاسی واقتصادیشون می نوشتی؟خیلی از وبلاگ خوان ها علاقه مند به این موضوعات هستند و قتی چیزی جز اینو می بینن می گن پس این کانیددا فقط اومده فسادرو زیاد کنه (من خودم اینو نمی گم ها چون به عنوان یه جوون کاملا متوجه هستم منظور شما چیه) بله خیلی ها اسمه اینو فساد می ذارن (در حالی که فساد جای دیگه است)آقای موسوی هم نمی تونه کاری بکنه روزی رو به یاد میارم در زمان ریاست جمهوری اقای خاتمی که فقط به جرم خوردن بستنی با همکلاسام توی کافی شاپ ریختنمون تو مینی بوس و بردنمون کلانتری یاد پسر همکلاسم میافتم که با باتوم تیکه تیکه اش کردن (موسوی همون خاتمیه بدون عمامه وابا درسته؟)
بارها گفتم که پیشگوی خوبی نیستم اما میتونم اتفاقاتی که در این چهار سال افتاده رو با خودم مرور کنم و به این نتیجه برسم که از این بدتر نخواهد شد … در ضمن من هیچ تعصب خاصی نسبت به خاتمی ندارم، هر چند دوستش دارم!
47. شیما در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۱
سلام موسیو
با اینکه با انتخاب شما هم گام نیستم ولی به نظرتون احترام میذارم.هنوز هم طرفدار وبلاگتان هستم.
ولی یادتون باشه قسمت دوم رو ننوشتین نگین ما نفهمیدیمااااااااااااااا
به امید فرداهای بهتر
48. مهراوه در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۹
سلام منتظر روزهای خوب هستم از حالا تا …..
49. Farzad در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۹
سلام موسیو!

اومدم خداحافظی!
دیگه دارم میرم … !
خلاصه هر خوبی، بدی، دیدی(!) حلال کن!
موفق باشی!
50. طناز در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۱۲
اولا شتر بیند در خواب پنبه دانه(جسارتا منظور از شتر شمایید و پنبه دانه رای آوردن میرحسین)دوما انصافا اگر بعضی وبلاگها زمان انتخابات ضد رییس جمهور نوشتنند شما که هر موقع خواستید گفتید حالا نمیدانم چه چیزی مانده که برای شما غمباد شده و اما نکته آخر نیازی نیست شما خودتان را معرفی کنید مشخص است که شما یک ببو گلابی بیش نیستید که خود را موسیو گلابی جا زده اید
51. ماهور در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۴۰
نوشته ات به طرز رقت انگیزی اشکم رو در آورد………………گرچه به قول دوستمون لبخند هم زدم……..بابا شماها چتون شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من این کامنت ها رو خوندم تو دلم خالی شد که. البته یه کم. از دیروز تا الآن با هر کس که حضورن تلفنن وبلاگن و…صحبت کردم گفتم:شک نکن که میر پیروزه.یعنی اگه غیر از این باشه می رسیم به این نکته که : بله.دست اجانب در کاره.اگه میر انتخاب نشه باید بریم اعتراض کنیم نه این که بشینیم کانالای تلوزیونو بالا پایین کنیم.
52. ماهی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۵۲
اشتباه تایپی داری . منظورت دخترکان هلو نبود؟
نه!
53. بنفشه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۰۹
ممنون از کامنت، موسیو گلابی قانون مدار!
موفق باشی
54. سیما در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۸
الان تقریباَ ۲صبح شنبه است, من حالم بده… این مرد جذابی که رییس جمهور بود ۴۰% از میر حسین جلوتره, کسی بیدار نیست منو دلداری بده؟
55. night-prowler در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۱۸
تمام این پستای اخیر رو میخوندم ولی به جون خودم کامنتم نمیومد!
یعنی کلا خیلی تو این بحثا نیستم و خودم مثل یه چیزی تو گل مونده بودم و نمی تونستم کی راست میگه کی دروغ!شاید به خاطر اینه که سیاست رو دوست ندارم اطلاعاتم هم پایین تره!
نمیدونم !
یادمه یکی از همین کله گنده ها میگفت:الکی زور نزنین هر رئیس جمهوری بوده ۸ سال رو مونده…
فک کنم حرفش درست در بیاد چون تا الان… X_X
56. ژاله در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۰۹
سلام
لذت مغازله و معانقه چیه؟ من سر در نیاوردم آخرش!
قند تو دل همه ی ما آب شده. الان فکر کنم دیگه از قند هم گذشته. شده نقل و نبات وشیرینی
موسیو وقتی فهمیدم می خوای هویت واقعی خودتو فاش کنی، باورم نمی شد! آخه از تو بعیده!نمی دونم چرا؟ ولی فکر می کنم تا رسیدن به مرحله عمل خیلی فاصله داشته باشی.
ژانگور بازی موسیو باید دیدنی باشه. مگه تا الان چی کار میکردی؟!
احساسی رو که داری می فهمم. سیاست همیشه اینطور بوده
متنظر یه پست جانانه برای پیروزی هستیم. پس قبلا تشکر جانانه ی ما رو پذیرا باش…
نوشته ابراهیم رها رو خوندم. می تونم به جرأت بگم یکی از بهنرین نوشته هاش بود
57. سالی در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۳۳
موسیو جان این جمعه آمد بدجور هم امد….
58. آفو در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۵
اعصابم داغونه از دست این ملت که تا خرخره رفتند توی گل و نمیفهمند….
59. تهمتن در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۲
از تو موجتون کوسه دراومد!!!!!!!!!!!!!!!
60. نارگل در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۶
سلام موسیو جان. خونه جدیدت مبارک. دیر اومدم ولی همه پست هات رو خوندم.
در مورد این چهار نفر نظر خاصی ندارم. تا آخرش نتونستم با خودم کنار بیام که کی بده کی بدتره.
61. ... در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۲۳
هنوزم داره قند آب میشه ؟؟؟؟
62. Farzad در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۳
دیدی چی کار کردن؟
ننگ بر این ها ………….
63. مینا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۱
لطفا یکی یه جیغ بلند گوش فلک کر کن بکشه وهمه ی ملت رو از شوک در آره.
64. گلدونه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۳
سلام










متاسفم برای خودمون!!!!!!!!!!
من خیلی ناراحتم چیکار کنم؟
من موسوی رو می خوام
ترو خدا گلابی جان! بازم بنویسی ها
جا نزنی بری دیگه نیای
65. آنا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۰
سلام…. من بغض دارم. دلم گریه میخواد…آخه چرا به شعور ما توهین میکنند… دلم گرفت از اینکه نمیتونی اون پستی رو که قولشو دادی (شنبه) بنویسی….. ولی ما منتظره یه پست دندان شکن هستم…. آخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
66. شوکول در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۲
شگفتا !!!!!!!!!!!!!!!!!!
67. ماندا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۳
همه ته دلمون ترسید و آخرش اونچه باور نکردنی بود به سرمون اومد!
68. هویج در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۹
سلام. الان که دارم این رو مینویسم حتما تو هم مثل من بهت زده ای! متاسفم برای ایران!
69. علی در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۰
بد بازی خوردیم موسیو.
70. shirin در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۵
bayad in jome miamad,BAYAD:(
71. معترض در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۳
موسیو زیادی از این نظام توقع داشتیم … نه ؟
متاسفم که آرزوت برآورده نشد و به شعئر خیلی ها توهین شد !!
اگه خواستی اینو پیوند روزانه کن :
http://motaarez.blogfa.com/post-3.aspx
http://motaarez.blogfa.com/post-2.aspx
72. آیدا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۳۲
یعنی باور کنم که نمی دونی ابراهیم رها کیه؟
نه! این روزها دیگه چیزی رو باور نکن!!
73. ندا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۱
دیدی خوش خیالی کار دستمون داد
74. ساقی سیمین ساق در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۵
نامه سر گشاده خطاب به میر حسین موسوی و voa
http://namehsargoshadeh.blogfa.com/
75. هرا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۳
سلام. تسلیت میگم… فقط همین…. امیدوارم به زودی حس و حال نوشتن پیدا کنی. دپرس نشی ها گلابی!
76. و دیگر هیچ در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۵
دیروز روز حماقت بود روز حماقت ۱۹ میلیون ایرانی دیروز مردم فقط شور انتخاباتی داشتند نه شعور انتخاباتی جدا تا حالا ۱۹ میلیون …….رو یکجا دیده بودید. اگه انتخابات دیروز سالم بود پس اون همه رای سفید چی شده که اصلا آمارش پخش نمی شه؟؟چرا از دیروز اس ام اس ها قطع شد؟۲۴ میلیون نفر از واجدین شرایط به محمود رای ندادن یعنی نصف بیشتر مخالفشن.از این به بعد شاهد طنزهای تلخی خواهیم بود .احتمالا به زودی اوین دانشجوی بیشتری را بپذیرد و شاید هم به دلیل استقبال گسترده ی دانشجویان شعبه های دیگر این دانشگاه زندان نما در سراسر کشور افتتاح گردد. واقعا برای خودم متاسفم که در جامعه ای زندگی می کنم که رای عوام و اکثریت مردم رو می شه با یک تراول چک یا چند کیلو سیب زمینی یا حتی یک وعده غذا خرید . طنز تلخ این انتخاب رو هرگز فراموش نخواهم کرد .به نظر شما آیا رای یک استاد دانشگاه با آن بینش سیاسی با رای یک روستا نشین برابر است؟؟؟؟
77. یه آشنا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۹
جون مادرتون دیگه بی خیال رای دادن بشین یا بازم منتظرین ۴ سال دیگه بشه و خماسه افرینی کنین
نه به جمهوری اسلامی اری به؟؟؟؟؟؟؟؟
78. خورشید در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۲
سبزی رنگمان را دروغ شمردند پرچم ایرانمان را زیر دست و پا له کردند. شعور مردممان را به بازی گرفتند.
در وبلاگم خطاب به همانها نوشته ام
همین
79. default در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۱۳
موسیو گلابی
برای خداحافظی می آی پیشم؟
دارم می رم
اگه خواستی بیایی با مادام گلابی بیا
80. آسیه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۳۹
هواداران موسوی زنان سگباز و مردان فاسد هستند.
===========================================
حضرت فاطمه سلامالله علیها، مظلومه شهیده، این انتخابات را مانند سرنوشت آنان در ۸۴ کرد.
احمدی نژاد خط خداست و مخالفان وی خط شیطان.
آدمهای ناپاک دنبال احمدینژاد نیستند.
“عصبی هستیم از شما از محتشمی ها وتاج زادها وو..سبز پوشان
چون سایر مدعیان دموکراسی
زیر پا گذاشتید اخلاق را و نگذاشتید احترام به رای ما وشکستید حرمت ها را
محکوم شدید به نه
با ۲۴ میلیون سیلی و تودهنی
شکست رکورد شاه محمد خاتمی زن ستیز
===========================================
محمود حریت شناس
می کند افشاگری برعلیه ما فیای زر و زور
برعلیه مدرک تقلبی رهنورد ودخترش کوکب رانت خوارن حریص
می دانی خانه میر حسین از ان رفسنجانی بوده که فروخته ۷۰ درصد زیر قیمت به او
این مهره رفسنجانی که له کرد عدالت را و مرده اش را دوباره خاتمی
سوزراند خاکسترش را تف کرد تو صورت ملت
چرا ۲۰ سال ساکت بود
کرد افشاگری دزدگیر ۸۸
برعلیه شاهکار دولتهای قبلی جزایری= کروبی
آدمهای ناپاک دنبال احمدینژاد نیستند.
خوردید مفتضحانه شکست شدید محکوم به اخراج
شد از آخر اول کروبی زن صیغه ای که دارد مهاجرانی ۴ زنه را در کابینه مردک مبتذل لوده ای چون ابطحی زن ستیز
مردان پشت سر تفکر زنان هستند، همیشه همیشه
تبریک بگویید به ما تعظیم کنید تکان دهید دم هایتان را ای هنربندان بی سواد
لجن پوش
اگه تو شاعری من ملکه شعرم
بسته خواهد شد دکان اتان
حذف نما به سبک سایر مدعیان دموکراسی القائده
حرف حق تلخ است
بشنو صدای حق را اکنون
===================================
دانید که هستید در مقابل ما از هسته زردآلوی وسط استفراغ یک افغانی کمتر
درمقابل حامیان محمود حریت شناس هستید خاک بر باد
حذف نما که گفتم به تو حقیقت
81. آنی پالتون در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۰۶
سلام
اومد
رسید
الان میرسه
کیه داره در میزنه؟
منم منم احمدی سهام عدالت دارم براتون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
82. بانوی نقره ای در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۳
ما پشم بودیم رفتیم رأی دادیم!
83. Farzad در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۰۴
عکس هایی از تظاهرات امروز تهران …
http://kheradd.blogfa.com/post-53.aspx
84. ترانه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۱۳
بیا تا فی لتر نشدی چیزی بگو حرفی بزن .
85. نیکو در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۲۳
ما که به عزا نشستیم و دود همین طور از گوشهایمان بیرون می آید! گویا ملت بازیافت کردند آشغالدانی دور قبل را!
86. صبا در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۲۰
سلام مسیو
واقعا” متاسفم هم برا خودم! هم برا شما ! مهمتر از همه برا ایران!
حیف که به ارزوتون نرسیدین!
ولی از موسیویی با درایت شما بعیده!
شما که باید منتظر نتایج غیر منتظره می بودین
پس چرا این همه دلتونو خوش کرده بودین؟
87. فلورا در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۵
سلام
می دونم باعث شدم یه کم در حال انفجار بشید.چاره ای نبود باید شادی مو ابراز می داشتم.
وچون خدا از نیت پلید شما هوادارن آگاه بود سرتان را به طاق کوبید وتمام.

اولا تبریک وشاد باش به شما آقای گلابی خان
ولی خوب حیفم اومد چیزی نگم چون ترسیدم مثل خانم دالتون واقعا فکر کنید باور پیروزیمونو نداشتیم پس سکوت رو ناصواب دونستم.وتر جیح دادم خیلی سنگین وباوقار شادی کنم.
ولی خدایی میبینید چقدر ماها باجنبه ایم؟عمرا اگه شما پیروز میشدیدبه همین مختصری تموم میشد حتما هفت روز وهفت شبانه روز جشن وپایکوبی داشتید وبه قول خودتون با هلو ها وگلابی های دیگر حالی به هولی!
اگه یه کم تند بود بذارید به حساب تمام پستایی که تو این مدت بر ضد رئیس جمهور متخب ۶۲وخورده ای درصد مردم گذاشتید
راستی برید آمار رای خارج از کشورو ببینید ونظاره کنید که حتی ایرانی های خارج از کشور غرور وعزت کشورشونو درک کردن ولی شما ها مدام فریاد زدید کدوم عزت وکدوم افتخار؟همین بس که کره شمالی هم جا پای آقای احمدی نژاد گذاشته وشجاعانه تا هسته ای شدن خودش پیش میره.
زنده باد ایران وایرانی فهیم
موفق باشید .منتظر پستای طنزتون طبق روال قبل هستیم
88. برتاب در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۴
موسیو گلابی
چرا ساکت نشستین؟واقعا حرفی برای گفتن ندارین؟همه شور و شوقی که داشتین همین بود؟اگر همه طرفدارها مثل شما باشن تعجب نمیکنم که حتی به احمد رای داداه باشید
به هر حال!فردا شب بر بامهای شهر ندای الله اکبر سر میدهیم ندای یا زهرا مدد مدد سر میدهیم با ما همرا ه باش ای رفیق
89. رضا 206 در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۴
فیس بوک؟به همین خیال باشید…فیلتر شد رفت……بازی تمام شد….احمدی نژاد را دوباره با حیله و نیرنگ به روی کار آوردند
90. رضا 206 در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۱۱
متاسفم …آن حس ترسی که داشتید به تحقق پیوست!تقلب از این اشکار تر ؟آقای کروبی و موسوی در شهر خودشان هم رای اول نبودند..جالب نیست؟جوانان ما در خیابان به کمک شما نیاز دارند به یاری شان بشتابید
91. سبز در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۷
تقلب تابلو بود
92. ستاره در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۱۹
آغاز نظام اسلامی رو تبریک میگم! دوشنبه -راهپیمایی از آزادی تا انقلاب-ساعت ۴-سخنرانی میرحسین
93. papary در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۱:۳۲
چند روز نمی تونستم بیام به وبلاگت…باز نمیشد اصلا.
دیدی چه راحت خر فرضمون کردن؟
94. ماما در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۰۵
الان دارم صحنه های باشکوه شکرانه خلق حماسه ۲۲ خرداد رو از تلویزیون میبینم که متاسفانه وطن و عصار رو به خواری کشیدن …
خدا رو شکر انتخابات هیچی نداشت حماسه رو حالیمون کرد …همه حماسه خلاصه میشه تو زحمت فیلمبردار بیچاره که کلی زور بزنه و تو هلیکوپتر بالای میدون ولیعصر بچرخه و کلی زور بزنه که نمای بسته بگیره …بعد از اینور میدون بپره اونور که یه صحنه متفاوت از جمعیتی که تهران رو پر کرده …و مشت محکم بعضی از بسیجی ها و خانم های نجیب بسیجی له شده و احتمالا دستمالی شده لای جمعیت باشه تو دهن طرفداران هرزه موسوی و هر طرفی و بیطرفان ….
تا همگان بدانند طرفداران آقای احمدی نژاد توی تهران همین چند تا جوجه بسیجی و همان خانمی است که هی داد میزد احمدی نژاد و عشق است ….
راستی مساحت میدان ولیعصر و کارمندان در راه مانده را هم کم کنید احتمالا به تعداد دوستان من میرسید که شاید از اینها بیشتر باشد
95. لیلا در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۷
تو میگی رای من کجاست؟
96. شوکوپارس در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۴۱
سلام بر آقا گلابی خودمان … چطوری آقا … امیدوارم همچنان زنده باشی و من باب ناراحتی یک جفت سکته ی ناقص نوش جان نکرده باشی … بالاخره دشمن خونی که نیستیم احتمالا واضح ترین تفاوت بنده و شما یک سری مساله ناچیز من جمله موسوی و احمدی نژاد است(ناچیز فقط در مورد اولی صدق میکند !) حوصله ی بحث سیاسی ندارم از بس که این چند وقته بحث سیاسی کرده ام انرژی ام تحلیل رفته ! ولی اشکال نداره همش فدای یک تار موی سرور همه ، گل مجالس ، شیرین زبان خودم آقا محمود گل گلاب … الهی…الهی
آقا جان آمدم به اطلاع برسانم احیانا ” تمام شد ” آخیششششش … خیال یه عالم راحت شد … گلابی جان …خودتو ناراحت نفرما … ببین میزان رای ملته … حسین آقا هم طرفدار زیاد داشت یه چیزی حدود ۱۳ میلیون … ولی ۱۳ میلیون کجا و ۲۵ میلیون کجا… خداییش انقدر فاصله زیاد بود که حتی به دور دوم هم کشیده نشد… خدا رو هزار مرتبه شکر که مردم ایران روشنن حواسشون بود انقلابی رو که با اون بد بختی بدست آوردن به دست یه مشت دزد و دروغگو و ترسو (اکیدا هرسه رو مطمئن ام )نسپارند … فیلم دیدار حسین آقا و طرفداراشو دیدی ؟ هرچی چاله میدونیه دور خودش جمع کرده و بی خیال متن مردم شده !!!
نمی دونم من بعد از این چی مینویسی هنوزم حال طنز نوشتن و تحویل حقیقت های مچاله رو داری ؟ ۸ ماه نوشتی نتونستی هیچ گلی به سر موسوی جونت بزنی …با خودته … ۴ سال دیگه هم بیا و هر غر بزن … بدون فقط میخ داری تو دیوار میکوبی… میل خودته !!!
شوکوپارس جان تو هم بامزهایها! اتفاقاً وقتی طرفدارای آقای احمدینژاد رو دیدم حس کردم همهشون رانندهی اتوبوسن، آخه اتوبوساشون رو هم کنار خیابون پارک کرده بودن!
در ضمن معلومه که من هر کاری بخوام میتونم توی وبلاگم بکنم، فکر میکنی واقعاً منتظر اجازهی تو هستم؟!!
لطف کن دیگه دخالت و بامزگی نکن توی کامنتهای وبلاگ من! باشه عزیز دلم؟! هر چند که میدونم نرود میخ آهنین در سنگ!
97. پروین در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۱
کجایی موسیو؟
چرا هیچ خبری از شما نیست؟!
98. پریسا در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۰
موسیو کجایی؟جواب بده.
99. می خواهم بنویسم در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۹
موسیو ؟؟!!!
منکه فقط با به روز شدنت می اومدم از اون جمعه کذایی هر روز میام اینجا به امید مطلب … همش می گم ایراد از فیده که نشون نمی ده به روز کردی …
می بینی دارم سعی می کنم یاد بگیرم خودم هم خودم رو گول بزنم !!!!
داغونم …
حداقل چند خط بنویس و نظرت رو بگو …
موسیو کجایی ؟!!!
100. اوالونا در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۳
کجایی موسیو؟ خوبی؟ مادام خوبه؟…در امانید؟…خبری بده..هرچند کوتاه!
101. وبووووووووووووووو در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۳
کجایی کس مشنگ خان یه چیزی بنویس
102. آرش در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۴۲
سلام مستر جان ..میبینم که فاتحه تونو خوندین و دیگه روی نوشتن ندارین؟اینهههههههههههههههههه..دکتر محمود احمدی نژاد….زنده باد
103. ش در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۰
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
دروغ بزرگ اصطلاحی است که اولین بار آدولف هیتلر در کتاب زندگینامهٔ خود از آن استفاده کرد و نمایندهٔ تکنیکی در تبلیغات سیاسی است. از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بیشرمانه حقیقت را تحریف کند». اولین مورد استفادهٔ دروغ بزرگ در این جملهٔ معروف او مستند شده است: «در دروغ بزرگ همواره نیروی قابل باور بودن موجود است.»
بعدها ژوزف گویلز که وزیر تبلیغات هیتلر بود این تئوری را با کمی تغییر بدین گونه بیان کرد که دروغ بزرگ یکی از روشهای تبلیغاتی مورد استفادهٔ انگلستان است که دروغ بزرگی میگویند و در ضمن تحت هر شرایطی بر صحت آن پافشاری میکنند.
در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است:
اولین قانون این است هیچوقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچوقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچوقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور میکنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.
به نظرتون این رفتارا آشنا نمیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
104. تینا میرمحسنی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۸
بد ضد حالی خوردیم.اشکال نداره.بازی برد و باخت داره.ما باید درس بگیریم.حدس می زنم تو بد درد سری افتاده باشی.ولی اگر هنوز از لحاظ جسمی سلامت هستی(از نظر روحی می دونم چی می کشی) بیا و از سر بگیر زندگی رو.
105. ت در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۴۸
همه ما تو این بازی کثیف شکست خوردیم.بلند شو برادر و زندگی رو توی یک کشور دیکتاتوری ادامه بده.حداقل خیالت راحته که خرت نمی کنن. خیلی اذیت شدیم.حس وحال هیچ کاری رو نداریم اما نباید عقب نشینی کنیم.
بالاخره بلند شم یا زندگی رو در یک کشور دیکتاتوری ادامه بدم؟! من اولی رو ترجیح میدم!
106. بنفشه در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۷
سلام
فقط میخواستم بپرسم چه خبرها؟ این روزها چه میکنی؟
107. مریم در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۸
چقدر تاسف آوره که حتی همین تغییرات اندک هم محقق نشد! خیلی متاسفم.
میدونم تو هم الان مثل خیلی از ما/ مثل اکثر مردممون توی حیرتی و شوکه!
108. ت ت در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۰
دیدی بدبخت شدیم؟
109. همدم در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۳۰
چرا ساکتی موسیو؟
منتظر پست جنجالی ت هستیم هااااااا
110. لیلی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۴۳
سلام
موسیو کجایی؟یه خبری از خودت بده
111. زیزیلی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۰
چی فکر می کردیم چی شد. چه کارایی که قرار بود بکنیم
هنوز تو شوکم. اصلا نمی دونم چکار کنم. داغونم داغون. بعد از سه روز هنوزم باور نمی شه.
دموکراسی آخرین نفس هاشو داره میکشه و ما مردم داریم سعی می کنیم با تنفس مصنوعی زنده نگهش داریم.






موسیو جان فکر می کنی هنوز امیدی هست؟
112. شوکول در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۱۹
هنوز هم می گویم می آید ! حالا ببین !!
113. آسیه در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۷
خفه
همه نخبگان به احمدی نژاد رای دادن
وتوی بیسواد طبقه پایین خفه
تف ۲۴ میلیون نخبه وفرهیخته وپزشک زاده ای چون من تو حلق شما ها که هستید کمتر از خاشاک
تو اسم خدا را نیار با اون دهن کثیفت خدا این همه بنده خوب داره متنفر از تو و امثال تو باهاش حرف بزنین
دانید که هستید در مقابل ما از هسته زردآلوی وسط استفراغ یک افغانی کمتر
کافر همه را به کیش خود پندارد کافر همه را به کیش خود پندارد کافر همه را به کیش خود پندارد طلا که پاکه چه منتش به خاک طلا که پاک چه منتش به خاک جاهل نادان هرزه نویس هرزه دهن بی بندوبار لاشخور جهان سومی عقب مانده مایه ننگگگگگگگگگگگگگگگ بداصل فرومایه بدگوهر کافر بی دین بی عفت بی حیا بی خدا بی خدا بی خدا بی خدا بی خدا
تو خجالت نمی کشی از خدا حرف می زنی با اون دهن کثیفت خفه شو خفه شو ازخدا حرف نزن خدا انقدر بنده های خوب نجیب با حیا و پاک داره که ننگش می اید تو باهاش صحبت کنی تو اسم خدا را نیار تو چه اعتقادی به خدا داری خاک برسرت خاک عالم برسرت تو از خدا حرف نزن
آشغال نادان جاهل بی سیرت بی هویت بی شرف بی عفت بی خدا کافر بی دین حرومزاده اجنبی پرست انگل جامعه بی حیای بی شرم زالو لاشخور خون آشام بی شعور پست رذل دنی فرومایه بداصل بداصل بداصل بی خدا بی خدا بی خدا کافر بی دین بی ایمان آلوده مشرک چاه توالت لجن های فاضلاب از تو تمیز تر و پاک ترن ناپاک خدانشناس بداصل بچه کوچه ولگرد
درمقابل حامیان محمود حریت شناس هستید خاک بر باد
حذف نما که گفتم به تو حقیقت
نخبه و فرهیخته و پزشکزادهای چون من رو خیلی خوب اومدی!! تو یک فرد استثنایی هستی، بذار این رو هم به اون سه موردی که در مورد خودت گفتی اضافه کنم!
114. نگار.ا در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۵۳
موسیو جان کجایید ؟
نگرانم نگران !
115. آرام طوفانی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۵
lآقای موسیو
دیدی چه بر سر دوستام در کوی اوردن؟؟؟
دیدی دوستامو آواره کردن ؟؟؟
معلوم نیس یه عده از بچه ها کجان
موسیوی من کتک خورد … دستاش از شدت باتومای الکتریکی فلج شده بود …
دوشتاشو که تازه دکترا قبول شده بودن گرفتن به جرم اینکه تو اتاقشون خواب بودن …
موسیوی من بغض کرد … وازم پرسید تاحالا از ترس آرزوی مرگ کردم؟ ازم پرسید هنوزم به نظام وامام وشهدا اعتقاد دارم ومن به مادر شهدایی فکر کردم که دل خوش داستند حالا که بچه هاشون رفتن لا اقل هستن کسانی که راه بچه هاشون ایمان دارن …
به بابام که بعد مجروحیت ۱۲ بار عمل کرد وهربار من ومامان از ترس بر نگشتنش به گلزار شهدا پناه میبردیم ودعا میکردیم…
حالا من موندم وکاخ باورهایی که فروریخته من موندم وسوال های بی جواب موسیوم …
آخ موسیو گلابی من پر بغضم این روزها …
116. کلوچه در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۰
سلام بر ملت بیدار حتی اگر در اقلیت باشد و مظلوم.
سلام بر فریب خوردگان، حتی اگر در اکثریت باشند و نادان به ظلم خود! چراکه ما امید داریم به روزی که به بیدارشدگان بپیوندند.
تبریک (!!!) بر رئیس جمهور بزرگ دروغ و فریب، به نظام استبدادطلبِ اسلام ضایع کن!
تسلیت به صداقت، به شعور، به مردانگی، به شرف و به آزادگی انسانیت. و آرزوی صبر جمیل بر حامیانش.
صد آه و افسوس…
پرامید باشید ای آنهایی که رای دادید و از غصه خیانت ناروایی که بر آراءتان گذشت، پشیمانید از حضور خود!
پر امید باشید و حضورتان را ادامه دهید، چراکه خواست شما رسوایی دروغگویان بود و امروز با دروغ بزرگ این دولت فریبکار، به این مهم نائل آمده ایم. به راهپیمایی آرام و مسالمت آمیز ادامه دهید، و بر جهانیان آشکار سازید چهره زشت و هیولاگونه فریبکاران را که خون مقدس ایرانی را می مکند. در تاریخ باستان همواره ایرانیان در فرهنگ و آزادی خواهی سرآمد بوده اند. این بر کسی پوشیده نیست و جهان امروز برای رسیدن به شعور والای انسانیت، تشنه دیدن این صحنه های شورانگیز مردمی است.
موسیو مهربان و محترم، اگر صداقت و محبت در این وانفسای ظلمانی مظلوم و غریب واقع شده، تو تنها نیستی. پس همه آنهایی که با شور و حال و گاهی مایوس، مطالب وبلاگت را دنبال می کنند به آرامش دعوت کن و به حضوری امیدوار. حضور با آرامش و رعایت موازین اخلاقی و انسانی. هیچ قدرتی بالاتر از محبت و آرامش توأم با صبر نیست. نباید از وظیفه ای الان بر گردن ماست شانه خالی کنیم و سالها بعد افسوس بخوریم. صبر و آرامش و حضور باعث می شود همه ایران به جمع ما بپیوندند حتی آنهایی که به برنده(!!) رای داده بودند(من خود شاهد بودم و چندین نفر را می شناسم)
زودتر از این حس یأس و انفعال خارج شو و به سود ایرانیان گامی بردار.
ممنونم.
117. مهرنوش در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۰۱
سلام
وب من نشون می ده که یه پست جدید زدی!ولی من نمی بینمش!
حذفش کردی؟!!!
118. نگران در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۱۰
گلابی جان کجایی؟؟
119. باغی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۴
حقیقت اینقدر تلخ بود که نظر منو پابلیش نکردی؟؟؟؟ خیلی ترسویی
من اصلاً یادم نمیاد که تو چی گفتی، چون معمولاً روی کامنتهایی که حتی آدرس ایمیل هم ندارن دقیق نمیشم!! دوباره نگاه کن، اگه تأیید نشده بوده، لابد بیتربیتی کرده بودی. هر چند با این وضع کامنتگذاشتنت اصلاً هم بعید نیست!
120. سیلویا در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۳
این اسیه روانیه موسیو گلابی
جوابشو نده یه روانیه واقعیه
به کارت ادامه بده مردم و اکثریت با شما هستم
به امید ایرانی سبز
121. تینا میرمحسنی در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۲۱
منظورم این نبود که بری مبارزه کنی.پیشنهاد کردم که به زندگیت به روال عادی ادامه بدی و توانت رو برای روزهای آینده نگه داری.به این خاطر گفتم سعی کن این دیکتاتوری رو بپذیری.هرچند خودم هنوز موفق نشدم و علی رغم شروع امتحانات و کار زیاد هر روز دو سه ساعت تو خیابون ها دنبال حقم می گردم.انگار گم شده.
122. پرند در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۵۴
“باور کنید پس از انتخابات، انتظار یک معجزه و تغییر آنچنانی را ندارم. علیالحساب فقط یک مقدار آرامش میخواهم و یک مقدار مردمسالاری و یک پیادهروی بدون دردسر با مادام گلابی که به پیوستش یک میرحسین موسوی هم باشد، همین!”
دلم به درد اومد با این نوشته…
….
اینجا رو از پست جدید وبلاگ پاشویه پیدا کردم…
و مطابق عادت همیشگیم تو همهی وبلاگها، ناخودآگاه کشیده شدم به آرشیو خرداد و تیر ۸۸…
سبک نوشتههاتون خیلی به دلم نشست…
سعی میکنم به مرور پستهاتون رو بخونم…
خیلی خوشحال شدم از آشنایی با اینجا…